دکتر سید حسین آقا میری



بیماری ام اس چیست؟ علائم اولیه ی این بیماری را جدی بگیرید!

بیماری ام اس چیست؟

مولتیپل اسکلروزیس MS یک نوع بیماری عصبی است. این بیماری مسری نیست و از فردی به فرد دیگر منتقل نمی شود.
در بیماری ام اس ، سیستم ایمنی شما به اشتباه اعصاب مغز و نخاع شما را مورد حمله قرار می دهد. سیستم ایمنی به غلاف میلین (عایق الکتریکی که دور آکسون ها پیچیده شده است) که لایه ی محافظتی روی فیبرهای عصبی است حمله می کند، در نتیجه باعث ایجاد مشکلات ارتباطی بین مغز و بدن شما می شود. در نهایت، این بیماری می تواند آسیب های دائمی به اعصاب وارد کند.
علائم و نشانه های بیماری ام اس به طور گسترده ای متفاوت هستند و به میزان آسیب اعصاب و اینکه کدام اعصاب آسیب دیده اند بستگی دارد. بعضی افراد مبتلا به ام اس ممکن است توانایی راه رفتن به تنهایی و یا به طور کل را از دست دهند.
هنوز درمانی برای بیماری ام اس وجود ندارد با این حال می توان به وسیله ی روش هایی بسیاری از علائم آن را درمان کرد. این درمان ها عبارتند از:
داروها
فیزیوتراپی
درمان های جایگزین و تکمیلی

علائم بیماری ام اس

علائم بیماری ام اس

علائم و نشانه های ام اس در افراد مختلف بسته به محل آسیب اعصاب و شدت آسیب متفاوت است. علائم اغلب بر حرکت فرد تاثیر می گذارند و شامل موارد زیر می شوند :

  • بی حسی و ضعف. ممکن است در یک یا چند عضو شما و معمولا در یک سمت بدن به طور هم زمان رخ دهد.
  • احساس شوک الکتریکی. این نشانه همراه با حرکت گردن عموما خم شدن به سمت جلو، رخ میدهد.
  • لرزش و ناهماهنگی در راه رفتن

بر اساس مطالعه محققان، 

سردرد در بیماران ام اس شایع است به طوری که سردرد میگرنی در این بیماران بیشتر ازافراد دیگر جامعه وجود دارد، با توجه به این مساله سردرد در بیماران مبتلا به ام اس در تعیین نوع و ارتباط آن با حملات ام اس حایز اهمیت است.

مشکلات بینایی نیز اغلب رایج هستند از جمله :

از دست دادن قسمتی یا کل بینایی ، اغلب در یکی از چشم ها که معمولا همراه با درد هنگام حرکت چشم است.
دوبینی
تاری دید

دیگر علائم مولیتپل اسکلروزیس عبارتند از :

  • لکنت زبان

  • خستگی
  • سرگیجه
  • حس خارش و سوزش یا درد در قسمتی از بدنتان
  • مشکلاتی در عملکرد روده و مثانه
  • مشکلات جنسی

چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟

اگر دچار هرگونه از علائم فوق به دلایلی نامعلوم شدید حتما به پزشک مراجعه کنید.

دوره بیماری

اکثر افراد مبتلا ام اس دارای دوره ی عود مجدد هستند. آن ها دوره هایی را تجربه می کنند که علائم جدیدی در آن بروز پیدا می کند که معمولا طی چندروز یا چند هفته به طول می انجامد و به طور جزئی یا کامل بهبود پیدا می کنند. این عود شدن بیماری ناشی از دوره های آرام و فروکش بیماری است که می تواند ماه ها یا سال ها طول بکشد.
بالا رفتن جزئی دما در بدن می تواند علائم بیماری ام اس را بدتر کند، اما به عنوان دوره ی عود بیماری شناخته نمی شود.
تعدادکمی از افراد به نوعی از بیماری ام اس مبتلا هستند که با گذشت زمان بدون دوره ی عود به طور پیوسته وخیم تر می شود. این نوع از ام اس ،ام اس پیشرونده نام دارد و یافتن درمان های کمک کننده به این بیماری سخت تر است.

بیماری ام اس به سه نوع اصلی تقسیم می شود :

  1. ام اس عودکننده-بهبود یابنده
  2. ام اس پیشرونده اولیه
  3. ام اس پیشرونده ثانویه
    گاهی اوقات مرز بین انواع مختلف ام اس حتی برای متخصصان هم مشخص نیست و بزرگترین تفاوت بین این ها وجود دوره های عود است.

بدتر شدن علائم معمولا شامل مشکلات حرکتی و راه رفتن است. میزان پیشرفت بیماری در افراد مبتلا به ام اس پیشرونده ثانویه بیشتر است.

علت بیماری ام اس

علت بیماری ام اس چیست

علت مولتیپل اسکلروزیس هنوز ناشناخته است.در این بیماری سیستم ایمنی به بدن حمله میکند و نقص از عملکرد سیستم ایمنی است.
ممکن است با شنیدن مطالبی درباره ی ام اس به این فکر بیوفتید که آیا می توانستم کاری کنم تا از ابتلا به آن جلوگیری کنم؟ پاسخ خیر است زیرا کسی به طور کامل نمی داند که چه عواملی در کنار هم موجب بروز فرد به بیماری ام اس می شود.

این عوامل خطر ابتلا به بیماری ام اس را افزایش می دهند :

سن. ام اس ممکن است در هر سنی رخ دهد ، اما معمولا در افراد بین 16 تا 55 سال بیشتر رخ می دهد.
جنسیت. احتمال ابتلا به ام اس در ن 2 تا 3 برابر است.
سابقه خانوادگی. اکر یکی از والدین یا خواهر بردر های شما مبتلا به ام اس شده اند، شما در معرض خطر ابتلا به بیماری هستید.
عفونت. شواهدی وجود دارند مبنی بر اینکه برخی از ویروس ها و احتمالا باکتری ها می توانند به بروز و ابتلا به ام اس دامن بزنند خصوصا ویروس ایستاین بار که موجب تب غده ای میشود.
آب و هوا. بیماری ام اس در کشور های دارای آب و هوای معتدل مانند کانادا، آمریکای شمالی، نیوزیلند، جنوب شرقی استرالیا و اروپا بسیار رایج است.
ویتامین D . پایین بودن سطح 

ویتامین D و کمبود نور خورشید خطر ابتلا به ام اس را افزایش می دهد.
برخی بیماری های خود ایمنی. اگر بیماری تیروئید، دیابت نوع 1 یا بیماری التهابی روده دارید احتمال ابتلا به بیماری ام اس بیشتر است.
سیگار کشیدن. اگر سیگار بکشید احتمال ابتلا به ام اس در شما بیشتر می شود. مواد شیمیایی موجود در سیگار ممکن است برروی سیستم ایمنی تاثیر بگذارند و به برانگیختن ام اس دامن بزنند.


بیماری als ، نشانه‌ها و نحوه‌ی تشخیص:

حتما چالش سطل آب یخ که در جهت معرفی بیماری als بود را به یاد دارید. اما با این همه فکر می‌کنید چند درصد از مردم این بیماری سخت را که نام دیگر آن اسکلروز جانبی آمیوتروفیک است می‌شناسند؟ در ادامه‌ی این مقاله قصد داریم بیماری als را معرفی و نشانه‌ها و نحوه‌ی تشخیص آن را بیان کنیم.

 

این بیماری تغییراتی در نحوه‌ی عملکرد بدن به وجود آورده و همچنین موجب ضعف عضلانی می‌شود. در مراحل بعدی 

اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) اعصاب کنترل‌کننده‌ی تنفس را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد که بسیار طاقت‌فرسا است.

بیماری als در بین بیماری‌های نورون‌های حرکتی (MND) بسیار متداول است. به‌خاطر لو گِریگ (Lou Gehrig)  بازیکن معروف بیس‌بال که به بیماری als دچار شد، بیماری لو گریگ نیز نامیده می‌شود. هدف چالش سطل آب یخ معروف که در سال ۲۰۱۴ اجرا شد، بالابردن آگاهی و به دست آوردن بودجه برای تحقیقات بیشتر روی این بیماری بود.

طبق برآوردی که در سال ۲۰۱۶ توسط مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC) انجام شد، بین ۱۴۵۰۰ تا ۱۵۰۰۰ نفر در ایالات متحده به بیماری als دچار بوده‌اند و سالانه حدود ۵۰۰۰ نفر هم به این آمار افزوده می‌شود. آمار دقیقی از تعداد مبتلایان به بیماری als در ایران وجود ندارد، اما اینطور تصور می‌شود که از هر ۱۰۰۰۰۰ نفر، ۲ تا ۵ نفر در سراسر جهان، مبتلا به این بیماری هستند.

مبتلایان به بیماری  als اکثراً پس از مشاهده‌ی نخستین نشانه‌ها، بین ۳ تا ۵ سال برای زندگی فرصت دارند، اما عمر حدود ۱۰ درصد از بیماران به ۱۰ سال یا بیشتر هم می‌رسد.

متأسفانه برای بیماری   alsدرمان قطعی موجود نیست. اما با برخی مراقبت‌های پزشکی می‌توان نشانه‌های آن را بهبود بخشیده و کیفیت زندگی را بالاتر برد.

حقیقت‌هایی درمورد بیماری als:

حقیقت‌هایی درمورد بیماری als

ای‌ال‌اس سلول‌های عصبی در نیمکره چپ و راست 

مغز و نخاع را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ که به ازدست دادن عملکرد حرکتی، ضعف عضلانی، مشکلات تنفسی، فلج و نهایتاً مرگ منجر می‌شود.

مبتلایان به بیماری als اکثراً بعد از دیده شدن اولین نشانه‌ها، بین ۳ تا ۵ سال فرصت زندگی دارند؛

هنوز علت اصلی این بیماری معلوم نیست، اما عوامل ژنتیکی و شرایط محیطی از عوامل مؤثر این بیماری هستند؛

درحال‌حاضر درمان قطعی برای بیماری als موجود نیست. درمان‌های فعلی، صرفا در جهت بهبود نشانه‌ها، فراهم کردن حمایت‌های عاطفی و اجتماعی و کاهش دادن روند پیشرفت بیماری می‌باشد.

تعریف بیماری als

ای‌ال‌اس نوعی ام‌ان‌دی (MND) می‌باشد. این بیماری به نورون‌های حرکتی یعنی آن دسته از سلول‌های عصبی‌ای که در حرکت ارادی عضلاتِ دست و صورت و پا استفاده می‌شوند حمله می‌کند.

نورون‌های حرکتی در مغز و نخاع وجود دارند. با پیشرفت بیماری  als، این سلول‌ها هم استهلاک پیدا کرده و می‌میرند و دیگر پیامی به عضلات فرستاده نمی‌شود. مغز دیگر توانایی کنترل حرکات ارادی را ندارد و ضعف و تحلیل عضلات صورت می‌گیرد.

با پیشرفت بیماری als ، همه‌ی عضلات ارادی رفته‌رفته تحت تأثیر قرار می‌گیرند. فرد مبتلا دیگر قادر به کنترل صورت، پا و دست خود نمی‌باشد. عدم توانایی در تنفس  هم می‌تواند به 

نارسایی تنفسی منجر شود.

نیمی از بیماران مبتلا به als بعد از تشخیص اولیه، ۳ سال یا کمی بیشتر قادر به ادامه‌ی زندگی هستند، اما ممکن است در بعضی افراد این مدت طولانی‌تر باشد. حدود ۲۰ درصد از افراد مبتلا بعد از تشخیص اولیه، ۵ سال یا کمی بیشتر، ۱۰ درصد ۱۰ سال یا کمی بیشتر و ۵ درصد هم حدود ۲۰ سال قادر به ادامه‌ی زندگی هستند.

فیزیک‌دان معروف، استیون هاوکینگ، وقتی به بیماری  als مبتلا شد، ۲۱ ساله بود. او در سال ۲۰۱۸ در حالی که ۷۶ سال سن داشت، از دنیا رفت.

انواع ای‌ال‌اس و دلایل آن

انواع ای‌ال‌اس و دلایل آن

دلیل مشخصی برای به ‌وجود آمدن بیماری als شناخته نشده، اما تقسیم‌بندی انواع این بیماری براساس پیوند ژنتیکی و نشانه‌های موجود می‌باشد.

ای‌ال‌اس به دو نوع وراثتی یا تک‌گیر تقسیم‌بندی می‌شود.

ای ال اس تک‌گیر (Sporadic ALS): تصادفی اتفاق می‌افتد و در واقع ۹۰ تا ۹۵ درصد از کل موارد ابتلا به این بیماری از این نوع است. تشخیص دقیقی از عامل یا علت خطر در این نوع از بیماری als موجود نمی‌باشد.

ای‌ال‌اس خانوادگی (Familial ALS): تقریبا ۵ تا ۱۰ درصد از موارد بیماری als وراثتی بوده و از خانواده منتقل می‌شوند. ۵۰ درصد شانس ابتلا برای فرزند فرد مبتلا به این بیماری وجود دارد. این بیماری به ندرت در سنین نوجوانی گریبان افراد را می‌گیرد. در حال حاضر محققان درباره‌ی ژن‌های مرتبط به این بیماری به تحقیق مشغول هستند.

دیگر علت‌های احتمالی بیماری als عبارت‌اند از:

  • نبود تعادل شیمیایی (Chemical imbalance): سطح گلوتامات افراد مبتلا به بیماری als اغلب بالاتر از حد نرمال است. گلوتامات که نزدیک نورون‌های حرکتی قرار دارد، در واقع پیام‌رسانی شیمیایی در مغز می‌باشد. گلوتامات به مقدار فراوان برای سلول‌های عصبی، سمی محسوب می‌شود.
  • کاربرد نادرست پروتئین‌ها (Mishandling of proteins): عدم استفاده‌ی درست از پروتئین‌ها توسط سلول‌های عصبی، باعث انباشته شدن پروتئین‌های غیرعادی شده و در نهایت سلول‌های عصبی می‌میرند.
  • واکنش ایمنی ناسازگار (Disorganized immune response): امکان دارد سیستم ایمنی به برخی از سلول‌های بدن حمله کرده و طی آن سلول‌های عصبی را از بین بروند.

عوامل محیطی بالقوه:

عوامل محیطی بالقوه

عوامل محیطی هم می‌توانند نقش مهمی در این بیماری داشته باشند

طبق مطالعه‌ای گزارش شده که احتمال ابتلا به بیماری als، طی دوران جنگ سال ۱۹۹۱ در نیروهای نظامی حاضر در منطقه‌ی خلیج فارس، بیشتر از نیروهای نظامی دیگر مناطق بوده است.

موارد یافت شده‌ی مرتبط با بیماری  als:

  • حضور در نیروهای نظامی؛
  • آسیب‌های الکتریکی یا مکانیکی؛
  • انواع فات سنگین؛
  • مواد شیمیایی کشاورزی؛
  • ورزش قهرمانی؛

هرچند شواهد مشخصی مبنی بر این که تغییرات خاص در سبک زندگی می‌تواند خطر مبتلا شدن به این بیماری را کاهش بدهد، یافت نشده.

نشانه‌های بیماری  als:

نشانه‌های رایج بیماری als

معمولاً نشانه‌های بیماری als در اواخر دهه‌ی ششم و اوایل دهه‌ی هفتم زندگی مشاهده می‌شوند.

پیشرفت این بیماری بین افراد مختلف، متفاوت است. در مراحل اولیه، نشانه‌های بیماری als ممکن است اصلا به چشم نیایند، اما ضعف ناشی از این بیماری با گذشت زمان خودش را بیشتر نشان می‌دهد.

نشانه‌های رایج بیماری als عبارت‌اند از:

سست شدن بدن؛

وجود مشکل در انجام کارهای روزمره‌ای مانند راه‌رفتن؛

انقباض و گرفتگی عضلات شانه‌، دست‌ها و زبان؛

احساس ضعف در کف و مچ پاها و دست‌ها؛

خنده یا گریه‌ی کنترل نشده و به شکل انفجار‌‌، که بی‌اختیاری عاطفی نامیده می‌شود؛

دشواری در بالا نگه‌داشتن 

سر و نگه‌ داشتن بدن در وضعیت مناسب؛

صحبت کردن نامشخص و مشکل در تنظیم مناسب صدا؛

خستگی؛

تغییرات شناختی؛

مشکل با بزاق و مخاط؛

درد؛

در مراحل بعدی، مشکل در تنفس و بلع.

در همه‌‌ی موارد ابتلا به بیماری als، وقوع ضعف پیشرفته‌ی عضلانی حتمی است، اما شاید اولین نشانه‌ی آن هم نباشد.

بعضی مبتلایان دچار مشکل در قدرت حافظه و تصمیم گیری می‌شوند که نهایتاً منجر به ‌نوعی دمانس معروف به زوال عقلی پیشانی گیجگاهی (frontotemporal dementia) خواهد شد.

بی‌اختیاری عاطفی و اضطراب هم ممکن است نوساناتی در حس و حال و واکنش‌های هیجانی بیمار به وجود بیاورد.

پیشگیری و درمان

پیشگیری و درمان

درمان قطعی برای بیماری als وجود ندارد. هدف از انجام درمان‌های فعلی جلوگیری از مشکلات غیرضروری، کم‌کردن نشانه‌ها و کاهش سرعت پیشرفت بیماری می‌باشد.

ای‌ال‌اس می‌تواند طیفی از تغییرات ذهنی، جسمی و اجتماعی را به وجود بیاورد. بنابراین اغلب گروهی از 

متخصصان مغز و اعصاب در جهت کنترل نشانه‌های بیماری آنها را یاری کرده و کیفیت زندگی‌شان را بهبود می‌بخشند.

در سال ۱۹۹۵، ریلوزول (Riluzole)، توسط اداره‌ی موادغذایی و دارویی ایالات متحده‌ی آمریکا (FDA) به ‌عنوان درمانی برای بیماری als تایید شد. به‌نظر می‌رسد ریلوزول احتمالا با کاهش دادن سطح گلوتامات بدن باعث کند شدن روند پیشرفت این بیماری می‌شود. گلوتامات اکسیتوتوکسینی است که با آسیب نورون‌ها در ارتباط است.

رادیکاوا (Radicava) هم در می سال ۲۰۱۷، برای درمان بیماری als مورد تأیید قرار گرفت. رادیکاوا قادر است کاهش عملکرد جسمی در فرد مبتلا را تا یک‌سوم کاهش ‌دهد.

چندین پروژه‌ی تحقیقاتی بررسی راه‌های موجود برای درمان جنبه‌های مختلف بیماری als، با استفاده از داروهای جدید را برعهده دارند. داروهایی هم برای درمان نشانه‌های مختلف این بیماری توسط پزشکان تجویز می‌شود.

کنترل بیماری

کنترل بیماری

فیزیوتراپی

کمک می‌کند که مبتلایان بیماری als بتوانند درد را کنترل کنند و واکنش بهتری نسبت به مشکلات حرکتی داشته باشند.

فیزیوتراپیست در این زمینه‌ها می‌تواند کمک کرده و اطلاعاتی ارائه دهد:

کمک‌های حرکتی، مانند واکر و صندلی چرخ‌دار؛

تمرین‌های کم‌فشار برای افزایش تناسب عروقی و قلبی و روی‌هم‌رفته سلامتی؛

کاردرمانی؛

می‌تواند به بیمار کمک کند تا مدت طولانی‌تری مستقل عمل کند؛

ابزارهایی درجهت سهولت فعالیت‌های روزمره، مانند رمپ (سطح شیب‌دار برای حرکت آسان‌تر ویلچر).

کمک به بیماران در انتخاب فناوری‌های کمک‌کننده و تجهیزات تطبیقی در جهت سهولت انجام کارهای روزمره؛

تجویز تمرین‌هایی در جهت جبرانِ ضعف دست و بازو.

تنفس‌درمانی

ابزارهای تنفسی در جهت بهبود تنفس بیمار در طول شب می‌توانند کمک‌کننده باشند. بعضی بیماران ممکن است به تهویه‌ی مکانیکی نیاز داشته باشند. یک سر لوله به دستگاه تنفسی وصل است و سر دیگر ازطریق سوراخی که با جراحی در گردن ایجاد شده یا همان تراکستومی، وارد نای می‌شود.

گفتار درمانی

زمانی که به طور آهسته حرف‌زدن مشکل می‌شود می‌تواند مفید باشد. گفتاردرمان‌ها با آموزش روش‌های تطبیقی می‌توانند به بیماران یاری برسانند. روش‌های دیگر برقراری ارتباط عبارت‌اند از نوشتن و تجهیزات ارتباطی مبتنی بر کامپیوتر.

حمایت تغذیه‌ای

حمایت تغذیه‌ای هم اهمیت دارد، چون مشکل در بلعیدن باعث سخت‌تر شدن تغذیه‌ی مناسب می‌شود. متخصصان تغذیه می‌توانند کمک کرده و وعده‌های مغذی که بلع‌شان آسان‌تر باشد را آماده‌سازی کنند. دستگاه‌های مکش و لوله‌های تغذیه هم گاهی مفید واقع می‌شوند.

نحوه‌ی تشخیص بیماری  als

نحوه‌ی تشخیص بیماری  als

با هیچ تک‌آزمایشی بیماری als تشخیص داده نمی‌شود؛ بنابراین تشخیص مبتنی بر نشانه‌ها و نتایج آزمایش‌ها برای حذف کردن بیماری‌هایی با نشانه‌های مشابه است.

آزمایش‌هایی که می‌توانند به تشخیص بیماری als کمک کنند اینها هستند:

  • بررسی رسانایی عصبی (nerve conduction study) که ارسال سیگنال توسط عصب‌ها را مورد آزمایش قرار می‌دهد.
  • الکترومیوگرافی (

    electromyography) که طی آن انرژی الکتریکی عضلات شناسایی می‌شود؛

این آزمایش‌ها می‌توانند کمکی در جهت حذف نوروپاتی محیطی یا آسیب عصبی محیطی، و میوپاتی یا بیماری عضلانی برسانند.

ممکن است بیماری‌های دیگری همچون تومور نخاعی یا فتق دیسک گردن هم باعث این نشانه‌ها بشوند، که با اسکن ام‌آر‌آی (MRI)  قابل شناسایی هستند.

آزمایش‌های دیگر در جهت کمک به حذف مشکلات دیگر ، عبارت‌اند از آزمایش ادرار و خون و بیوپسی عضلانی.

بیماری‌هایی که ممکن است نشانه‌هایی مشابه بیماری als داشته باشند، عبارت‌اند از بیماری لایم، ایدز، ویروس فلج اطفال، ام‌اس  (MS)و ویروس نیل غربی.

اگر نشانه‌ها هم در نورون‌های حرکتی بالایی وجود داشته باشند و هم در پایینی، به احتمال زیاد فرد به بیماری  als  است.

نشانه‌های نورون حرکتی بالایی عبارت‌اند از سفتی و مقاومت عضلات در برابر واکنش و حرکت‌های غیرارادی. نشانه‌های نورون حرکتی پایینی عبارت‌اند از آتروفی عضلانی، ضعف و انقباض.

کنارآمدن با بیماری  als

کنارآمدن با بیماری  als

نکته‌های زیر می‌توانند در جهت تطبیق فرد مبتلا به بیماری als و اطرافیان‌شان با وضعیت موجود یاری‌رسان باشند.

برنامه‌ریزی داشته باشید

مسلما برای شما هم سخت است، کسی که دوستش دارید، دیگر نمی‌تواند مثل گذشته همراهیتان کند، اما پیش‌بینی‌های لازم برای وقتی به منزل شما می‌آید را فراموش نکنید.

دست به کار شوید

همیشه کیفی که به راحتی بشود در دست گرفت را با وسایلی مانند دستمال کاغذی، دستمال مرطوب و قاشق و چنگالی پر کرده و با خود به همراه داشته باشید. محیط منزل را با نیازهای خود هماهنگ کنید؛ برای مثال، وسیله‌ای برای بالابردن نشیمنگاه توالت فرنگی در نظر بگیرید.

معاشرت کنید

ارتباط اجتماعی مهم است. با دوستان خود معاشرت کنید و تا جایی که می‌توانید به ادامه‌ی فعالیت‌های قبلی خود بپردازید. شاید گروه‌های محلی یا آنلاینی وجود داشته باشند که پاسخگوی پرسش‌هایتان باشند و آموزه‌هایی از تجربیات مشترک‌شان را برای شما بیان کنند.

شخصی را برای مراقبت در نظر بگیرید

با دوست، عضوی از خانواده یا شخص دیگری هماهنگ کنید تا آخر هفته را با شما بگذراند یا شما را بیرون ببرد. البته افرادی که از مبتلایان به ای‌ال‌اس نگهداری می‌کنند، پیش از هر چیز باید سلامتی خود را فراموش نکرده و از خودشان هم مراقب کنند.

در مورد کمک‌های مالی تحقیق کنید

با پیشرفت ای‌ال‌اس، درمان آن مدام گران‌تر می‌شود. درمورد مؤسسه‌ها و سازمان‌هایی که قادر به کمک‌های مالی هستند یا شرایط استفاده از حمایت‌‌های بنیاد امور بیماری‌های خاص تحقیق به عمل آورید.

آنچه مبتلایان به بیماری als می‌توانند انجام بدهند، تا حد زیادی به شرایط اقتصادی‌شان بستگی دارد، اما گروه‌های حمایتی هم می‌توانند آنها را یاری کنند تا با استفاده از کمک‌های ابزاری و عملی، با چالش‌های مالی و عاطفی بیماری als روبرو شوند.


میگرن شکمی از عوامل دل‌درد کودک

میگرن شکمی نوعی میگرن می‌باشد که در کودکان شایع است، اما در بزرگسالان به ندرت دیده شده است.

 

درد در مرکز شکم مشخصه‌ی اصلی میگرن شکمی می‌باشد که می‌تواند شدید یا خفیف باشد.

علائم ممکن است یک ساعت یا چند روز ادامه داشته باشند.

تهوع و استفراغ در این بیماری گاهی با درد همراه است.

علت دقیقی برای میگرن شکمی هنوز تشخیص داده نشده است. ممکن است عوامل مغز و اعصاب و غدد درون ریز (هورمون) در این بیماری دخیل باشند.

تعریف میگرن شکمی:

میگرن شکمی ،نوعی میگرن است که بیشتر بین کودکان شایع است و برخلاف 

سردردهای میگرنی درد آن در ناحیه شکم احساس می‌شود. این بیماری اغلب برای کودکان 7 تا 10 سال اتفاق می‌افتد و در بزرگسالان به ندرت دیده شده. این نوع میگرن غیر معمول ، 1 تا 4 درصد کودکان را درگیر می‌کند و گاهی با دردهای ناحیه شکم بیماری کرون و سندرم روده تحریک پذیر اشتباه گرفته میشود.

تشخیص میگرن شکمی

تشخیص میگرن شکمی

آزمایش خاصی برای شناسایی این بیماری تأیید نشده. معمولاً پزشک پرونده‌ی پزشکی و تاریخچه‌ی درمانی بیمار و خانواده‌ی او را مورد بررسی قرار داده و شروع به سوال پرسیدن می‌کند. کودکان مبتلا به این بیماری، سابقه‌ی این بیماری را در خانواده دارند. برای اطمینان از سلامت کلیه، یک تست فیزیکی هم از بیمار گرفته میشود؛ تست هایی مانند سونوگرافی و آندوسکوپی میتوانند برای تشخیص علایم میگرن شکمی کاربردی باشند.

دلایل میگرن شکمی در کودکان و بزرگسالان

دلیل اصلی این بیماری قابل تشخیص نیست، اما در بعضی موارد به سردردهای میگرنی شباهت دارد. براساس یکی از تئوری ها، ارتباط بین مغز با روده باعث می‌شود حرکت و هضم غذا به کندی انجام شده و به میگرن منجر شود. بعضی از محققین نیز بر این باورند که به تغییرات نورولوژیکی یا غدد درون ریز مرتبط است و امکان دارد ناشی از تغییرات سطح هیستامین و سروتونین در بدن باشد. عوامل ژنتیکی نیز ممکن است درگیر شوند زیرا این بیماری در کودکان دارای سابقه خانوادگی میگرن رایج است.در حدود 60 درصد مطالعات انجام شده ،به این نتیجه رسیده‌اند که کودکان مبتلا به این میگرن دارای سابقه‌ی خانوادگی این بیماری هستند.

کودکان مبتلا به سردرد میگرنی، ریسک بالاتری برای ابتلا به میگرن شکمی دارند.

میگرن شکمی در دختران بیشتر از پسران شایع است.

استرس، شرایط روحی و هیجان بر روی شدت این بیماری اثرگذار می‌باشد.

نشانه‌های میگرن شکمی در کودکان و بزرگسالان

نشانه‌های میگرن شکمی در کودکان و بزرگسالان

درد در ناحیه‌ی شکم شاخصه‌ی اصلی این میگرن است. شدت این درد متغیر و با این علائم همراه می‌باشد:

  • حالت تهوع؛
  • استفراغ؛
  • کم اشتهایی؛
  • رنگ پریدگی ؛

و طول مدت هر میگرن بین 1 ساعت تا 3 روز می‌باشد. علائم میگرن شکمی به علائم درد شکمی ناشی از بد هضمی غذا در دوران کودکی شباهت دارد.

تنها تفاوت آنها، مدت‌زمان درد آن می‌باشد که روزانه یا ماهانه بروز می‌کند.

علل میگرن شکمی

علت میگرن شکمی قابل تشخیص نیست. حدود ۶۰ درصد از کودکان مبتلا به بیماری دارای سابقه خانوادگی مثبت برای میگرن هستند. از عوامل دخیل دیگر می‌توان نیترات و مواد شیمیایی موجود در گوشت های فراوری شده، شکلات، و غذاهای غیرارگانیک را نام برد. بلعیدن حجم زیادی از اکسیژن، خستگی و 

دریازدگی هم امکان دارد از عوامل این بیماری باشند.

درمان میگرن شکمی

درمان میگرن شکمی

درمان میگرن‌شکمی به دو صورت کاهش نشانه‌ها و  جلوگیری از حمله‌های حاد انجام می‌شود. تا به امروز اطلاعات کافی برای تأیید نقش هر یک از داروهای خاص در درمان علائم یا جلوگیری از شدت یافتن میگرن شکمی ارائه نشده است. با این حال، داروهای ضد میگرن برای بعضی بیماران مؤثر واقع شده است.

دارودرمانی

انواع داروهایی که می توانند برای درمان میگرن شکم استفاده شوند عبارتند از:

  • داروهای مسکن مانند ایبوپروفن یا استامینوفن
  • داروهای ترپانت مثل: سوماتریپتان و زولتریبراتان
  • داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌ای و داروهایی که اثرات سروتونین را متوقف می‌کنند در بعضی از بیماران باعث کاهش تعداد حملات می‌شوند.
  • داروهای ضد انعقاد؛
  • داروهای ارگوتامین؛
  • در صورت استفراغ شدید، تزریق مایعات داخل وریدی و مصرف آرام‌بخش یا داروهای ضدویروسی تجویز می‌شود.

درمان می‌تواند شامل مشاوره برای تشخیص عوامل و اجتناب از آنها باشد. به عنوان مثال، اگر عوامل ایجاد کننده، انواع خاصی از مواد غذایی شناسایی شده باشند، فرد باید از مصرف آنها پرهیز کند. فعالیت‌هایی به منظور کاهش استرس و حفظ آرامش برای بعضی از بیماران می تواند مفید باشد.


پارکینسون چگونه شروع می شود؟

بیماری پارکینسون یک اختلال پیشرفته ی عصبی است که بر روی حرکات فرد تاثیر می گذارد.علائم پارکینسون به تدریج و گاهی اوقات با یک لرزش ناگهانی خفیف فقط در یک دست شروع می شود. لرزش در این بیماری معمول است اما ممکن است سبب سفتی عضله و یا کند شدن حرکات نیز شود.
این بیماری بعد از آایمر، معمول ترین بیماری مخرب اعصاب است. بیماری پارکینسون یکی از انواع بیماری های نورولوژیک است و فردی که دچار این بیماری شده به تدریج توانایی های جسمی و روحی خود را از دست می دهد و در صورت عدم انتخاب راهکاری برای درمان مناسب، سرعت پیشرفت بیماری بیشتر می شود و علائم بیشتری بروز پیدا می کنند.
نشانه های این بیماری معمولا از 55 تا 60 سالگی نمایان می شود اما امکان بروز آن در افراد جوان تر نیز وجود دارد. همچنین داشتن عضوی از خانواده که به این بیماری مبتلابوده خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را افزایش می دهد.
در مراحل اولیه ی بیماری پارکینسون، ممکن است در صورت شما علائم آن به صورت خفیف دیده شود. در هنگام حرکت ممکن است بازوهایتان نوسان نکنند. ممکن است در صحبت کردن دچار لکنت زبان شوید.
علائم پارکینسون در طول زمان بدتر می شود.
بیماری پارکینسون قابل درمان نیست، داروها فقط ممکن است علائم شما را به طور قابل توجهی بهبود بخشد. گاهی اوقات پزشک شما عمل جراحی را برای بهبود بخشیدن به علائمتان پیشنهاد می کند.

بیماری پارکینسون کدام بخش مغز را تحت تاثیر قرار می دهد؟

بیماری پارکینسون کدام بخش مغز را تحت تاثیر قرار می دهد؟

بیماری پارکینسون را اولین بار دانشمندی بریتانیایی، دکتر جیمز پارکینسون در سال 1817 میلادی ، توصیف کرد.
دکتر پارکینسون این بیماری را فلج لرزاند نامید، ولی در واقع همه ی افراد مبتلا به این بیماری لرزش ندارند.
ساقه ی مغز که بخشی از مغز می باشد، در برگیرنده ی مغز میانی، پل مغزی و بصل النخاع است.
درون ساقه ی مغز منطقه ای کوچک به نام ماده جسم سیاد وجود دارد که نقشی در تنظیم حرکات بدن دارد.
در بیماری پارکینسون، بر اثر متوقف شدن ساخت 

دوپامین (ماده ی شیمیایی که در مغز به ارتباط سلول های عصبی کمک می کند) توسط سلول ها در جسم سیاه، دوپامین کاهش می یابد.
بر اثر از بین رفتن سلول هایی که دوپامین را ترشح می کنند، مغز پیام های لازم چگونگی حرکت و زمان حرکت را دریاقت نمی کند، در نتیجه کنترل عضلات به تدریج از بین می رود.
بیماری پارکینسون یک اختلال مغزی پیشرونده است، درواقع تغییرات داخل مغز در طول زمان ادامه پیدا می کنند.
احتمال ابتلای ن به بیماری پارکینسون بیشتر از مردان است.

علائم پارکینسون

علائم و نشانه های پارکینسون

علائم و نشانه های بیماری پارکینسون می تواند برای هر فردی متفاوت باشد. علائم اولیه گاها خفیف هستند و نادیده گرفته می شوند. نشانه ها اغلب در یک طرف بدن شما شروع می شوند و در همان سمت شروع به بدتر شدن می کند، حتی بعد از اینکه علائم هر دو طرف بدن را تحت تاثیر قرار دهد.

علائم و نشانه های پارکینسون ممکن است شامل موارد زیر بشوند :

لرزش. لرزش یا ترمور معمولا در یک اندام، اغلب دست یا انگشتان، شروع می شود. دست شما هنگامیکه در حالت استراحت هم قرار دارید ممکن است بلرزد.
کندی. با گذشت زمان، بیماری پارکینسون ممکن است حرکت شمارا کند و آهسته کند، به طوری که انجام کارهای ساده هم سخت شود. گام های شما ممکن است هنگام راه رفتن کوتاه تر شوند و برای راه رفتن پای خود را بکشید.
سفتی یا رژیدیتی اندام ها. سفتی عضله در هر بخشی از بدن شما ممکن است رخ دهد. این سفت و سخت شدن عضلات ممکن است دردناک باشد و دامنه ی حرکت شما را محدود کند.
نداشتن تعادل.
از دست دادن توانایی انجام حرکات ناخودآگاه. بر اثر این بیماری ممکن است توانایی کارهایی ازجمله چشمک زدن، لبخند زدن یا نوسان دست هایتان هنگام راه رفتن را از دست بدهید.
تغییرات گفتاری. شما ممکن است با صدای نرم و آرام و با سرعت بالا شروع به صحبت کنید و جملات را به صورت یکنواخت و بدون بالا و پایین بردن تن صدایی بیان کنید.
تغییرات نوشتاری. نوشتن برایتان ممکن است بسیار سخت شود و کلمات را ریزتر از قبل بنویسید.

کی به پزشک مراجعه کنیم؟

اگر دچار هر یک از علائم مرتبط با بیماری پارکینسون هستید به پزشکتان مراجعه کنید.

اگر در رابطه با این بیماری سوالی دارید و یا در خود و اطرافیانتان این علائم را مشاهده کردید میتوانید سوالات خود را در بخش زیر ارسال کنید.
همچنین در بخش 

مشاوره رایگان می توانید سوالات خود را بیان کنید.


آنسفالوپاتی و تغییر ساختار عملکردی مغز

انسفالوپاتی یک اصطلاح عمومی می‌باشد که برای توصیف بیماری‌هایی به کار برده می‌شود که عملکرد یا ساختار مغز فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهند. آنسفالوپاتی انواع گوناگونی دارد که ممکن است دائمی باشند و یا موقتی. برخی از انواع آن مادرزادی و از بدو تولد با فرد همراه هستند و هرگز تغییری نخواهند کرد. در حالی که برخی پس از تولد به وجود آمده و امکان دارد روز به روز وخیم‌تر شوند.

 

در ادامه‌ی این مقاله شما را با دلایل، علائم، روش‌های تشخیص و درمان انسفالوپاتی آشنا می‌کنیم.

انواع و دلایل آنسفالوپاتی:

در زیر به برخی از انواع مهم آنسفالوپاتی می‌پردازیم.

آنسفالوپاتی مزمن ترومایتی: بر اثر ضربه و یا آسیب به مغز اتفاق می‌افتد.

آنسفالوپاتی گلیسین: یک بیماری ژنتیکی می‌باشد که بالا بودن سطح گلیسین (اسید آمینه) در مغز به صورت غیر طبیعی مشخصه‌ی اصلی آن است.

آنسفالوپاتی هشیموتو: بسیار نادر است و از بیماری‌های خود ایمنی‌ای ناشی می‌شود که در آن بدن به غده تیروئید حمله می‌کند.

انواع و دلایل آنسفالوپاتی

  • آنسفالوپاتی کبدی: بر اثر بیماری کبدی اتفاق می‌افتد.
  • آنسفالوپاتی هیپرتونیک: فشار خون بسیار بالا باعث بروز این بیماری می‌شود.
  • آنسفالوپاتی هیپوکسی: زمانی اتفاق می‌افتد که به مغز اکسیژن کافی نمی‌رسد.
  • آنسفالوپاتی لایم: از عوارض بیماری لایم می‌باشد. کنه‌های آلوده ،ناقل این بیماری هستند.
  • آنسفالوپاتی استاتیک: از آسیب 

    مغزی دائمی یا اختلال عملکرد ناشی می‌شود. فقدان اکسیژن در مغز، مانند زمانی که جنین در رحم مادر در معرض الکل قرار گیرد. این مثال تنها یکی از دلایل متعدد ایجاد این نوع انسفالوپاتی می‌باشد.

  • آنسفالوپاتی سمی- متابولیکی: از ایجاد عفونت ها، تجمع سموم یا نارسایی اندام‌ها ناشی می‌شود.
  • آنسفالوپاتی های اسفنجی شکل: بیماری های پریون منجر به این نوع آنسفالتی می‌شوند. پروتئین پریون معمولا در بدن اتفاق می‌افتد. اما جهش در آن می تواند منجر به بیماری شود. بیماری پریون شامل بیماری‌های مزمن از جمله بی‌خوابی خانوادگی منجر به مرگ، KURU و بیماری کروتسفلد جاکوب می‌باشد.
  • آنسفالوپاتی اورمیک: از نارسایی کلیه ناشی می‌شود.
  • آنسفالوپاتی ورنیکه: در نتیجه‌ی کمبود ویتامین‌B1 اتفاق می‌افتد. با مصرف طولانی مدت مشروبات الکلی و جذب ضعیف این ویتامین از مواد غذایی فرد دچار کمبود ویتامینB1 خواهد شد.

نشانه‌های انسفالوپاتی:

نشانه‌های انسفالوپاتی

نشانه‌های این بیماری به علت و شدت بیماری بستگی دارد. اما عموم نشانه‌های این بیماری عبارتند از:

۱ـ تغییرات ذهنی

در جریان این بیماری، امکان دارد فرد دچار مشکل تمرکزی یا از دست دادن حافظه شود. همچنین ممکن است در به کار گیری مهارت های حل مسئله ناتوان شود.

معمولا افراد دیگر سریع‌تر از خود فرد بیمار از وجود این مشکلات آگاه می‌شوند. داشتن شخصیت در حال تغییر یکی از این نشانه‌های این بیماری می‌باشد. به عنوان مثال، امکان دارد فرد بیشتر از قبل آرام شده یا دچار تشنج فکری بشود. به هر حال تغییرات ایجاد شده کاملا حس می‌شوند.

۲ـ تغییرات عصبی

نشانه‌های عصبی ممکن عبارتند از:

  • تصمیم گیری غلط یا ضعف در این مهارت
  • ضعف عضلانی در یک منطقه از بدن
  • تحریک غیر ارادی
  • مشکل در صحبت کردن یا بلع
  • تشنج
  • لرزش

مراجعه به پزشک:

مراجعه به پزشک

اگر علائم انسفالوپاتی را در خود مشاهده می‌کنید، باید هرچه زودتر به 

پزشک مراجعه کنید. اگر در حال حاضر درمانی را برای بیماری‌های مغز دریافت می‌کنید، آگاهی از علائم زیر ضروری است و آنها را خیلی زود باید به پزشک اطلاع دهید:

  • احساس بی نظمی شدید در مغز
  • سردرگمی شدید
  • غش

این نشانه‌ها می توانند نشانه‌هایی از فوریت پزشکی باشند و به این معنی هستند که بیماری شما رو به وخامت است.

تشخیص:

برای تشخیص انسفالوپاتی، دکتر سوالاتی در مورد سابقه‌ی پزشکی و نشانه‌های بیمار مطرح کرده و همچنین معاینه‌ی پزشکی هم برای بررسی علائم عصبی و روانی انجام خواهد شد.

اگر پزشک به وجود بیماری مغزی در بیمار شک داشته باشد، ممکن است انجام آزمایشاتی را برای تعیین دلایل و شدت بیماری به انجام برساند. این تست ها معمولاً شامل موارد زیر هستند:

  • آزمایش نخاعی (نمونه ای از مایع نخاعی گرفته شده و در آن به دنبال بیماری، ویروس، باکتری، سموم یا پریون می‌گردند)
  • آزمایش 

    الکتروانسفالوگرام EEG)) برای اندازه گیری فعالیت الکتریکی در مغز بیمار

  • آزمایش خون برای تشخیص بیماری‌ها، ویروس‌ها، باکتری‌ها، سموم یا پریون
  • توموگرافی کامپیوتری (CT) یا تصویربرداری رزونانس مغناطیسی .(MRI) این آزمایشات نوعی اسکن مغزی هستند که برای تشخیص آسیب یا اختلالات کاربرد دارند.

درمان آنسفالوپاتی:

درمان آنسفالوپاتی

درمان آنسفالوپاتی بسته به علت ایجاد کننده‌ی آن فرق می‌کند. برای درمان این اختلال امکان دارد از داروها برای کم کردن نشانه‌ها و یا جراحی برای درمان علت زمینه‌ای استفاده شود. پزشک همچنین گاهی مکمل‌های غذایی را برای کاهش شانس آسیب مغزی تجویز می‌کند. البته گاهی نیز رژیم غذایی مخصوصی برای درمان علل زمینه‌ای پیشنهاد می‌شود. در بعضی موارد از بیماری، مانند زمانی که مغز اکسیژن کافی را دریافت نمی‌کند، امکان به کما رفتن بیمار وجود دارد. در موارد شدید مانند این حالت، معمولا درمان‌های حمایتی برای افرایش شانس زنده ماندن بیمار توسط پزشک تجویز می‌شود.

پیشگیری:

برخی از انواع آنسفالوپاتی مانند انواع ارثی آن قابل پیشگیری نمی‌باشند. با این حال، برخی از انواع این بیماری قابل پیشگیری هستند. به طور کلی، انتخاب سبک زندگی سالم می تواند به کاهش عوامل خطر برای ابتلا به بیماری‌های مغزی کمک کند. تغییرات زیر می تواند در کاهش بسیاری از علل و عوامل خطر آنسفالوپاتی یاری‌رسان باشد:

  • کاهش زمان قرار گرفتن بدن در معرض مواد سمی مانند مواد مخدر
  • اجتناب از مصرف الکل
  • انجام چک آپ منظم توسط پزشک
  • رعایت رژیم غذایی سالم

چشم‌انداز بلند مدت:

چشم انداز بلند مدت بیمار به علت و شدت انسفالوپاتی وابسته است. اگر شدت این بیماری زیاد باشد، همه‌ی انواع آن می‌توانند کشنده باشند. اما حتی در موارد خفیف نیز بعضی از انواع این بیماری می‌توانند خطرناک باشند. با توجه به گزارش موسسه National Institute of Neurological Disorders and Stroke، انسفالوپاتی اسفنجی شکل در طی سه ماه تا چند سال پس از زمان شروع بیماری فرد را از پا درمی‌آورد.

درمان علت بیماری مغزی، ممکن است به بهبود نشانه‌ها کمک کند یا به واسطه‌ی آنها بیمار درمان شود. بسته به نوع آنسفالوپاتی، امکان دارد بیمار آسیب همیشگی در مغز را تجربه کند.


آیا داروهای ضد صرع بر بارداری تاثیر دارند؟

در گذشته به دلیل عدم آگاهی و پیش‌داوری‌های بدون پشتوانه‌ی علمی، افراد مبتلا به صرع از ازدواج و بچه‌دار شدن منع می‌شدند. اما پیشرفت علم و شناسایی انواع حملات صرعی و راه‌های تشخیص و درمان این بیماری، باعث شده چنین تفکری از بین برود. امروزه صرع چه در ن و چه در مردان،‌ دیگر دلیلی برای بچه‌دار نشدن نیست. طی دهه اخیر ن بسیاری با وجود ابتلا به صرع ، باردار شده و زایمان آنها بدون مشکل انجام شده است. با خواندن این مقاله افراد مبتلا و علاقه‌مند به بچه‌دار شدن می‌توانند اطلاعات خود را تکمیل کنند.

 

آیا صرع ارثی است؟

خیلی کم پیش آمده که صرع ارثی باشد. اما در صورت مبتلا بودن یکی از والدین یا هر دو، احتمال مبتلا شدن کودک به صرع 5 تا 20 درصد افزایش می‌یابد. البته ارث بردن به میزان حادی و نوع بیماری پدر یا مادر مبتلا به صرع وابسته است.
بطور کلی صرع به دو دسته تقسیم می‌شود، که عبارتند از:
• صرع منتشر» یا گرندمال»
• صرع موضعی» یا پارسیل»
صرع موضعی دو زیرشاخه با نام‌های صرع ساده (بدون بیهوشی) و صرع مرکب (همراه با بیهوشی) دارد. صرع پارسیل مرکب”،شایع‌ترین نوع صرع در میان بزرگسالان می‌باشد. در صورت ابتلای یکی از والدین یا هر دو به صرع‌ منتشر، ریسک انتقال این بیماری به فرزند افزایش می‌یابد. البته بیشتر صرع‌های منتشر قابلیت 

درمان دارند و به ارث رسیدن آن به فرزند نگران‌کننده نیست!

آیا می توان با داشتن صرع باردار شد؟

آیا می توان با داشتن صرع باردار شد؟

بله امکان‌پذیر است. البته باید برنامه‌ریزی‌شده اقدام کرد. افراد مبتلا به صرع که قصد بارداری دارند، لازم است به نکات زیر توجه کنند:
۱ـ برای جلوگیری از مشکل‌های مغزی و عصبی، مصرف اسید فولیک باید چند ماه قبل از اقدام به بارداری شروع شود. معمولاً مصرف روزانه 5-1 میلی‌گرم اسیدفولیک توصیه می‌شود.
2ـ مصرف دارو در 3 ماهه اول بارداری باید با کمترین دوز باشد و مادر باردار از مصرف سیگار و الکل، به‌شدت منع می‌شود. سیگار و الکل نه تنها باعث افزایش بروز نقص‌های مادرزادی می‌شود، بلکه ریسک ابتلا به صرع در کودک را نیز بیشتر می‌کند. الکل از جفت عبور کرده و به مایع آمنیوتیک نفوذ می‌کند و میزان آن در این محدوده، حدود 10 بیشتر از میزان وجود آن در خون مادر است. محققان بعد از زیر نظر گرفتن 425 نفر 2 تا 49 سال که در دوران جنینی به سندرم جنین الکلی دچار بوده‌اند، متوجه ابتلای ۶ درصد این افراد به صرع شدندو در 12 درصد حداقل یک بار حمله صرع ‌دیده شده است. الکل بر رشد 

مغزی جنین هم می‌تواند اثر منفی بگذارد. مسمومیت ناشی از الکل در دوران جنینی قادر است به بروز نقص‌هایی در ناحیه جمجمه و صورت کودک منجر شده و عامل پایین بودن وزن نوزاد متولدشده باشد. اختلالات یادگیری، مشکلات قلبی، اختلالات رفتاری و نیز زبانی از جمله مشکلاتی است که در کودکانی که مادرشان در دوران بارداری الکل مصرف کرده‌اند، دیده شده است.

مصرف یا عدم مصرف داروهای ضد تشنج در بارداری

تشدید حملات صرعی در دوران بارداری به‌ندرت پیش می‌آید و تنها در 25 درصد ن باردار این حملات دیده شده و در 65 درصد ن مبتلا، بارداری بر صرع و تشنج بی‌اثر تشخیص داده شده و در 10 درصد حتی تعداد و شدت حملات تشنج کاهش پیدا کرده است. مصرف نکردن داروهای ضد تشنج از ترس آسیب رسیدن به جنین، دلیل اصلی بالاتر رفتن تعداد حملات در زمان بارداری است. در صورت مصرف مرتب داروها، تعداد حملات در دوران بارداری کاهش می‌یابد.

مصرف یا عدم مصرف داروهای ضد تشنج در بارداری

مصرف کدام یک از داروهای ضد صرع یا ضد تشنج در بارداری مجاز است؟

م با 

پزشک در صورت وم تغییر و یا کاهش دوز داروهای ضد صرع ضروری است. به‌عنوان مثال مصرف داروهای ضد صرع مانند توپیرامات (Topiramate)، اکس کاربازپین (Oxcarbazepine)، گاباپنتین (Gabapentin)، لوتیراستام (Levetiracetam) و لاموتریژین (Lamotrigine) در دوران بارداری خطر کمتری دارند و به نقص مادرزادی منجر نمی‌شوند.

مصرف کدام یک از داروهای ضد صرع یا ضد تشنج در بارداری غیر مجاز است؟

اما داروهایی مثل فنی‌توئین (Phenytoin)، فنوباربیتال (Phenobarbital)، والپروات (valproate) با نام‌های تجاری دپاکین و والپاکین و همچنین کاربامازپین (Carbamazepine) قادرند باعث نقص مادرزادی جنین به‌خصوص در ناحیه صورت، ستون‌ فقرات، قلب و دستگاه تناسلی جنین شوند. در برخی شرایط قطع مصرف قرص، برای مدت کوتاهی امکان‌پذیر است. اما باید توجه داشت که قطع داروهای صرع نباید بدون اجازه پزشک انجام گیرد، زیرا ریسک قطع ناگهانی داروهای ضد صرع در دوران بارداری بسیار بالا است.
برخی داروهای ضد صرع در دوران بارداری دارای عوارض بیشتری هستند و قادرند به نقص مادرزادی جنین منجر شوند، ممکن است در اثر مصرف داروهای ضد صرع مانند قرص کاربامازپین یا والپروئیک اسید در دوران بارداری و یا مصرف ترکیبی داروها، جنین به نقص‌های مادرزادی زیر دچار شود:
• رشد ناقص انگشتان یا ناخن
• شکاف کام و لب
• ناهنجاری‌های اسکلتی
• اسپینا بیفیدا (مهره شکاف دار)
• اختلالات دستگاه گوارش
• بیماری قلبی
افراد مبتلا به صرع که می‌خواهند باردار شوند، باید با پزشک‌شان م داشته باشند تا نوع داروی مصرفی آنها را تغییر دهد. البته هنوز اطلاعات کافی در مورد تاثیر داروها بر جنین موجود نیست و در مورد خطرات قطعی آن نمی‌توان توضیح داد.

بهترین داروی ضد صرع در دوران بارداری

 بهترین داروی ضد صرع در دوران بارداری

داروهای ضد صرع در هنگام بارداری، باعث افزایش متابولیسم ویتامین K در کبد می‌شوند. کمبود این ویتامین می‌تواند باعث تأخیر در انعقاد خون شده و به خونریزی در مغز جنین یا دیگر ارگان‌های او بعد از تولد منجر شود. بنابراین مصرف مکمل ویتامین Kبرای بانوان باردار مبتلا به صرع در هفته‌های پایانی بارداری توصیه شده است. نوزاد نیز به محض تولد این ویتامین تزریقی را باید دریافت کند.
مصرف داروهای ضد صرع مانند توپیرامات (Topiramate)، 

گاباپنتین (Gabapentin)، اکس کاربازپین (Oxcarbazepine)،لوتیراستام (Levetiracetam) و لاموتریژین (Lamotrigine) در دوران بارداری خطری ندارند و به نقص مادرزادی منجر نمی‌شوند.

صرع و زایمان طبیعی

زایمان طبیعی برای مادر باردار مبتلا به صرع امکان‌پذیر است. اگر مادر مبتلا به صرع در طول انقباضات رحمی به حملات تونیک – کلونیک منتشر، مکرر و غیرقابل کنترل یا تشنج های مکرر دچار شود به‌طوری که توانایی زایمان طبیعی را نداشته باشد، باید سزارین شود.

آیا حملات صرع برای سلامت جنین خطرناک است؟

آیا حملات صرع برای سلامت جنین خطرناک است؟

این مسئله به نوع صرع وابسته است. صرع‌های ساده، میوکلونی و متمرکز خطری ندارند، اما حملات تونیک – کلونیک و منتشر ممکن است برای جنین خطرناک باشد. زیرا اکسیژن رسانی به جنین را قطع می‌کند. در هر حال، قطع مصرف داروها در دوران بارداری توصیه نمی‌شود. زیرا تکرر حملات به‌طور حتم برای جنین خطر بیشتری دارد.
آیا مصرف داروهای پیشگیری از حملات صرع به نقص‌های جنینی منجر می‌شود؟
گرچه براساس آمار، فرزندان افراد مبتلا به صرع در مقایسه با سایر افراد جامعه بیشتر به نقص‌های مادرزادی دچار می‌شوند، اما میزان نقص‌های قابل‌توجه تنها 2 تا 3 درصد می‌باشد و سایر عوارض قابل‌ اصلاح و درمان هستند. عیوب مادرزادی تنها به دلیل مصرف دارو ظاهر نمی‌شوند و معمولاً ناشی از عادات نادرست دیگری مثل مصرف الکل و سیگار می‌باشد.

آیا می توان با وجود صرع شیردهی انجام داد؟

براساس توصیه‌ی متخصصان، حتی با وجود خطرات احتمالی و تشنج در مادر مبتلا به صرع، حتماً شیردهی مشکلی ندارد. البته تمام داروهای ضد صرع از شیر عبور می‌کنند، اما غلظت آنها ضعیف است بر جنین و تاثیری ندارد. تنها برخی داروها که میزان غلظت آنها در خون و شیر مادر برابر است می‌توانند دردسرساز شوند. بنابراین باید از همان ابتدا نوزاد زیر نظر گرفته شده و با مشاهده علائمی مثل مک زدن‌های ضعیف، خواب آلودگی شدید یا شلی و سستی عضلات، شیردهی قطع شود.

روش جلوگیری از بارداری در ن مبتلا به صرع

برخی داروهای ضد صرع بر روی جذب داروهای پیشگیری از بارداری اثر می‌گذارند. به این داروها القا کننده های آنزیم های کبدی گفته می‌شود و قادرند باعث تسریع برخی روندها در سلو‌ل های کبدی شوند. از جمله این داروها می‌توان به اکس کاربازپین (Oxcarbazepine)، کاربامازپین (Carbamazepine)، فنوباربیتال (Phenobarbital) و توپیرامات (Topiramate) اشاره کرد. اگر همزمان با داروی پیشگیری از بارداری از این داروهای ضد صرع استفاده شود باید به پزشک خود اطلاع داده و به موارد زیر را جدی گرفت:
1- اگر از قرص جلوگیری برای پیشگیری از بارداری استفاده می‌کنید، دوز استروژن آن باید حداقل 50 میکروگرم باشد، یعنی مقداری که بالاتر از حد معمول است. در عین حال توصیه می‌شود از یک روش کمکی دیگر مانند کاندوم هم استفاده شود.
2- مصرف قرص پروژسترون می‌تواند خطرناک باشد.
3- مصرف کپسول کاشتنی پروژسترون یا کپسول زیرپوستی توصیه نشده است.
4- اگر از روش جلوگیری اورژانسی استفاده کردید، دقت داشته باشید که دوز لوونورژسترل (Levonorgestrel) آن باید از 3 میلی‌گرم بیشتر باشد.


سندرم پای بی‌قرار

سندروم پای بی‌قرار (RLS) که تحت عنوان بیماری ویلیس اکبوم (Willis-Ekbom) نیز شناخته می‌شود، نوعی اختلال خواب می‌باشد که به بروز احساس ناخوشایندی در اندام‌ها و مخصوصاً در پاها منجر می‌شود. این احساسات آزاردهنده، باعث می‌شود که فرد به حرکت دادن عضو درگیر تمایل زیادی داشته باشد. این حالت معمولاً پس از رفتن به رخت‌خواب اتفاق می‌افتد و بی خوابی را به همراه دارد.

 

گاهی سندرم پای بی‌قرار به دلیل مشکلاتی که در پی دارد، باعث 

اضطراب و افسردگی فرد می‌شود. هرچه مدت طولانی‌تری درگیر این اختلال باشید، وخیم‌تر شده و حتی امکان دارد که بیماری به سایر بخش‌های بدن مانند بازوهای‌تان نیز سرایت کند. شدت سندرم پای بی‌قرار از خفیف تا شدید متغیر می‌باشد.

بیشتر موارد سندرم پای بی‌قرار با گذشت زمان خودبه‌خود بهبود می‌یابند یا با ایجاد تغییرات ساده‌ای در سبک زندگی می‌توان آن را از بین برد. به‌طور خلاصه می‌شود گفت که:

  • سندرم پای بی‌قرار به دوصورت اولیه یا ثانویه اتفاق می‌افتد.
  • ترکیبی از عوامل روانی و جسمی. منجر به این بیماری می‌شوند.
  • این بیماری در ن باردار بیشتر شایع است.

علائم سندرم پای بی‌قرار

علائم سندرم پای بی‌قرار

علائم سندروم پای بی‌قرار معمولا زمانی که فرد در فضای محدودی مانند صندلی سینما یا هواپیما قرار دارد و یا به قصد استراحت به رخت‌خواب می رود، خود را نشان می دهند. نشانه‌ها در طول شب بیشتر بروز می‌کنند.

سندروم پای بی‌قرار باعث می‌شود که فرد به بی‌خوابی دچار شده یا بارها از خواب بیدار شود، درنتیجه در طول روز خسته است. این احساس خستگی می‌تواند کار، یادگیری، تمرکز و انجام وظایف و فعالیت‌های روزانه را دچار اختلال کند. گاهی کم خوابی درنهایت به تحریک‌پذیری، نوسانات خلقی، افسردگی، ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن و سایر مشکلات جسمی و روانی منجر می‌شود.

سندرم پای بی‌قرار چه حسی را در فرد به وجود می‌آورد؟

مبتلایان به این بیماری معمولا این حالات را توصیف می‌کنند:

  • سوزش؛
  • تیر کشیدن؛
  • خزیدن؛
  • دمر خوابیدن؛
  • خارش پوست؛
  • حالتی شبیه 

    شوک‌های الکتریکی؛

  • مورمور شدن.
  • تقلا کردن؛

حرکت دادن پاها تنها راه رهایی از این حس ناخوشایند می‌باشد. این احساسات فقط درطول شب به‌وجود نمی‌آیند و معمولا زمانی که فرد در حال استراحت یا غیرفعال است بروز می‌کنند.

انواع سندرم پای بی‌قرار

انواع سندرم پای بی‌قرار

سندرم پای بی‌قرار اولیه یا ایدیوپاتیک (idiopathic) ، با علت ناشناخته و سندرم پای بی‌قرار ثانویه، دو نوع اصلی این بیماری می‌باشند.

۱ـ سندرم پای بی‌قرار اولیه یا ایدیوپاتیک

در سندرم پای بی‌قرار اولیه یا ایدیوپاتیک، علت بروز بیماری ناشناخته است. سندرم پای بی‌قرار ایدیوپاتیک رایج‌ترین نوع این بیماری بوده و دارای ویژگی‌های زیر می‌باشد:

  • گاهی در دوران کودکی نشانه‌ها بروز می‌کنند.
  • شروع آن معمولاً قبل از سن ۴۰ سالگی می‌باشد.
  • وقتی سندرم پای بی‌قرار شروع می‌شود، معمولا تا آخر عمر تداوم دارد.
  • می‌تواند علت آن ژنتیکی باشد.

گاهی این علائم پراکنده خود را نشان داده و یا به‌تدریج وخیم‌تر می‌شوند. در موارد خفیف امکان دارد که فرد برای مدتی طولانی هیچ علائمی از خود نشان ندهد.

۲ـ سندرم پای بی‌قرار ثانویه

اختلال ثانویه، در واقع توسط بیماری یا شرایط پزشکی دیگری اتفاق می‌افتد. این نوع اختلال اغلب پس از سن ۴۵ سالگی شروع می‌شود و ارثی نمی‌باشد. این نوع سندرم پای بی‌قرار داراری نشانه‌های متفاوتی است، زیرا:

  • به‌طور ناگهانی شروع می‌شوند.
  • علائم معمولاً با گذشت زمان رو به وخامت نمی‌رود.
  • امکان دارد علائم شدیدتر باشد.

بیماری‌ها و شرایط پزشکی که به سندروم پای بی‌قرار ثانویه منجر می‌شوند عبارت است از:

  • کمبود آهن؛
  • دیابت؛
  • بیماری پارکینسون؛
  • نارسایی مزمن کلیه؛
  • بارداری؛
  • نوروپاتی؛
  • آرتریت روماتوئید؛

نحوه‌ی بروز سندرم پای بی‌قرار هنوز مشخص نیست. ولی می‌تواند با عملکرد دوپامین در بدن در ارتباط باشد. دوپامین پیام‌رسانی عصبی است که نقش مهمی در کنترل حرکات عضلانی دارد. بعضی از داروها مانند داروهای ضدافسردگی و مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) منجر به بروز سندرم پای بی‌قرار می‌شوند. این داروها بر فعالیت دوپامین اثرگذار هستند.

این بیماری با بارداری نیز در ارتباط است و حدود ۲۰٪ از ن درطول سه‌ماهه‌ی آخر دوره‌ی بارداری خود به سندرم پای بی‌قرار دچار می‌شوند. البته دلایل این ارتباط مشخص نمی‌باشد.

سندروم پای بی‌قرار در دوران بارداری

سندروم پای بی‌قرار در دوران بارداری

نی که قبل از بارداری نیز به سندرم پای بی‌قرار مبتلا بوده‌اند، امکان دارد که درطول دوران بارداری علائم و نشانه‌های بیماری آنها رو به وخامت برود. البته بارداری به خودی خود می‌تواند به سندرم پای بی‌قرار منجر شود. معمولاً علائم بیماری با گذشت زمان درطول دوران بارداری وخیم‌تر شده و به‌ویژه در سه‌ماهه‌ی سوم احتمال بروز علائم بیشتر می‌شود.

دلیل افزایش بروز سندرم پای بی‌قرار در طول دوران بارداری مشخص نمی‌باشد، ولی عوامل زیر در این مسئله دخیل هستند:

  • کم‌خوابی ناشی از تغییرات ایجاد شده در بدن و احساس ناراحتی؛
  • سطح پایین مواد معدنی یا ویتامین‌هایی مانند آهن و فولات یا اسید فولیک یا ویتامین (B9)؛
  • افزایش تحریک‌پذیری حواس؛
  • تغییرات و اختلالات هورمونی؛

بعضی از درمان‌های دارویی خارج از بارداری نیز، مانند روتیگوتین (Rotigotine) ، از داروهای جدید درمان بیماری پارکینسون که از آن در درمان بیماری سندرم پای بیقرار نیز استفاده می‌شود و گاباپنتین (Gabapentin)، دارویی که ابتدا برای درمان صرع توصیه شد، ولی اکنون برای موارد مختلفی مانند کاهش درد، به‌ویژه دردهایی با منشأ عصبی مانند کمردرد و 

سردرد استفاده می‌شود،  از نظر ایمن و بی‌خطر بودن استفاده از آنها در ن باردار مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.

درمان‌های رفتاری مانند داشتن برنامه‌ی خواب سالم و ورزش ملایم، اولین درمان‌هایی است که برای ن باردار توصیه می‌شود. اگر بیمار به فقر آهن دچار باشد و تصور شود که این مسئله مسبب سندرم پای بی‌قرار است، تجویز مکمل‌های خوراکی آهن درطول بارداری خطرناک نیست.

درمان سندرم پای بی‌قرار

درمان سندرم پای بی‌قرار

به دلیل ناشناخته ماندن علت ریشه‌ای این بیماری، روش‌های مختلفی برای درمان سندروم پاهای بی‌قرار وجود دارد. برای نمونه، بعضی از پژوهشگران بر این باورند که سندرم پای بی‌قرار درنتیجه‌ی وجود مشکلاتی درمورد ماده‌ای شیمیایی در مغز به نام دوپامین به وجود می‌آید، درحالی‌که پژوهشگران دیگری گردش خون ضعیف را دلیل بروز این بیماری می‌دانند.

در ادامه به فهرستی از بهترین روش‌های درمانی سندرم پای بی‌قرار می‌پردازیم. پزشک 

متخصص می‌تواند با ارائه‌ی برنامه‌ی درمانی به بهبود شما کمک کند.

۱ـ برطرف کردن علت‌های بالقوه

نخستین گام در درمان سندرم پای بی‌قرار، آگاهی از عوامل احتمالی بروز آن است. البته گاهی سندرم پای بی‌قرار با عواملی مانند ژنتیک یا بارداری ارتباط دارد که تاحد زیادی از کنترل فرد خارج هستند، ولی عوامل دیگری نیز وجود دارد که می‌توان برای برطرف کردن آنها اقدام کرد. این عوامل شامل داروهایی که مصرف می‌کنید، عادت‌های روزانه، مشکلات سلامتی یا سایر عوامل محرک می‌باشد.

عادت‌ها

مصرف الکل، کافئین و تنباکو به شدت یافتن علائم سندرم پای بی‌قرار منجر می‌شود. بنابراین کاهش مصرف این مواد به کاهش علائم سندرم پای بی‌قرار کمک خواهد کرد.

داروها

داروها

بعضی از داروها منجر بروز یا وخیم‌تر شدن علائم سندرم پای بی‌قرار می‌شوند، مانند:

  • داروهای ضدافسردگی سه‌حلقه‌ای (tricyclic antidepressants) مانند آمی‌تریپتیلین (Elavil) یا آموکساپین (Asendin)؛
  • داروهای ضد تهوع مانند 

    متوکلوپرامید (Reglan) یا پروکلرپرازین (Compro)؛

  • داروهای ضدروان پریشی (antipsychotic) مانند هالوپریدول (Haldol) یا الانزاپین (Zyprexa)؛
  • آنتی‌هیستامین‌های قدیمی مانند دیفن هیدرامین (Benadryl)؛
  • مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) مانند فلوکستین (Prozac)، سرترالین (Zoloft) یا اس‌سیتالوپرام (Lexapro)؛
  • ترامادول (Ultram)؛

شرایط سلامتی

بعضی از شرایط سلامتی با سندرم پای بی‌قرار مرتبط تشخیص داده شده‌اند. آسیب‌های عصبی ناشی از دیابت و نارسایی کلیه در مرحله‌ی نهایی یا ESRD  با سندرم پای بی‌قرار مرتبط هستند. کم‌خونی ناشی از کمبود آهن نیز دارای ارتباطی قوی با سندرم پای بی‌قرار می‌باشد.

سایر عوامل

سایر عوامل

بعضی افراد ادعا می‌کنند که مصرف مقدار زیادی شکر یا پوشیدن لباس‌های تنگ موجب بدتر شدن علائم سندرم پای بیقرار آنها می‌شود. البته برای اثبات وجود چنین ارتباط‌هایی پژوهش‌های زیادی انجام نشده است، ولی می‌توانید آزمون و خطا کنید تا متوجه شوید چه عواملی روی علائم شما اثر می‌گذارند.

۲ـ  رعایت بهداشت خواب برای کمک به درمان سندرم پای بی‌قرار

رعایت موارد بهداشت خواب (sleep hygiene) بسیار مهم است، زیرا خستگی به وخیم شدن علائم کمک می‌کند. به‌طورکلی داشتن عادت‌های خواب مناسب برای افراد دارای اختلال خواب، بیشتر اهمیت دارد.

۳ـ  مصرف مکمل‌های آهن و ویتامین

فقر آهن یکی از دلایل اصلی سندرم پای بی‌قرار می باشد. مطالعات فراوانی نشان داده است که مصرف مکمل‌های آهن در کاهش علائم سندرم پای بی‌قرار یاری‌رسان است. با یک آزمایش خون ساده به‌راحتی می‌توان کمبود آهن را بررسی کرد.

در سال ۱۹۹۸ در بررسی کوچکی روی ۱۰ نفر تشخیص داده شد که مصرف منیزیم به کاهش علائم بی‌خوابی در بیماران مبتلا به سندرم پای بی‌قرار کمک می‌کند. در این بررسی مصرف منیزیم روش درمانی مفیدی برای افراد مبتلا به PLMD تشخیص داده شد. منیزیم در مغزها و سبزیجات برگ‌سبز و غلات کامل وجود دارد.

کمبود ویتامین D نیز می‌تواند با سندرم پای بی‌قرار در ارتباط باشد. مصرف مکمل‌های ویتامین C و ویتامین E در افرادی که همودیالیز می‌شوند، می‌تواند علائم سندرم پای بی‌قرار را کاهش دهد.

۴ـ ورزش

ورزش باعث می‌شود فرد احساس بهتری داشته باشد و استفاده‌ی بیشتر از پاها می‌تواند باعث کاهش علائم بیماری شود. به گفته‌ی مؤسسه‌ی ملی بهداشت، ورزش متعادل در کاهش علائم خفیف سندرم پای بی‌قرار یاری‌رسان است.

۵ـ یوگا و تمرینات کششی

استرس منجر به وخیم‌تر شدن سندرم پای بی‌قرار می‌شود، بنابراین انجام تکنیک‌های تمدد اعصاب و تمرین‌هایی مانند مراقبه، یوگا و تای‌چی می‌تواند مفید باشد.

۶داروهای تجویزی

دارودرمانی برای سندرم پای بی‌قرار متوسط تا شدید بسیار اهمیت دارد. معمولا داروهای دوپامینرژیک (Dopaminergic)  نخستین داروهای تجویزی می‌باشند.

داروهای مورد استفاده به شرایط بیمار وابسته است و موارد زیر را شامل می‌شود:

داروهای دوپامینرژیک

داروهای دوپامینرژیک

داروهای دوپامینرژیک منجر به افزایش آزادسازی دوپامین (از پیام‌رسان‌های عصبی) در مغز می‌شود. داروهای دوپامینرژیک به این دلیل مؤثرند که سندرم پای بی‌قرار در واقع با وجود مشکلاتی در تولید دوپامین در بدن ارتباط دارد.

گاباپنتین (Gabapentin)

گاباپنتین دارویی ضد تشنج است. داروهای ضدتشنج در درمان اسپاسم عضلانی، درد، نوروپاتی و علائم روزانه مؤثر هستند. دلیل کاهش علائم سندرم پای بی‌قرار توسط گاباپنتین مشخص نیست، ولی بر اساس مطالعات انجام‌شده، مصرف این دارو مؤثر می‌باشد.

بنزودیازپین‌ها (Benzodiazepines)

بنزودیازپین‌ها داروهایی هستند که برای درمان اضطراب و مشکلات خواب مورد مصرف قرار می‌گیرند. این داروهای آرام‌بخش موجب می‌شوند که افراد دارای علائم مداوم و خفیف سندرم پای بی قرار خواب راحت‌تری داشته باشند.

اپیوئیدها و داروهای مسکن

اغلب اپیوئیدها یا داروهای مسکن برای درمان درد مورد مصرف قرار می‌گیرند. در بعضی موارد و معمولاً زمانی که سایر داروها مؤثر نیستند، می‌توان با دقت و در دُزهای پایین، اپیوئیدها را برای کمک به درمان سندرم پای بی‌قرار مورد مصرف قرار داد.

درمان‌های گرم و سرد

گرچه پژوهش زیادی برای پشتیبانی از به‌کارگیری گرما و سرما برای درمان علائم سندرم پای بی‌قرار موجود نیست، ولی این روش درمانی توسط بسیاری از سازمان‌های بهداشتی توصیه شده است. حمام گرم یا سرد قبل از رفتن به رخت‌خواب یا استفاده از کمپرس گرم یا سرد روی پاها از راه‌های درمانی توصیه‌شده توسط این سازمان‌ها هستند.

تحریک مغناطیسی مکرر مغزی (rTMS)  

تحریک مغناطیسی مکرر مغزی (rTMS)

تحریک مغناطیسی مکرر 

مغزی روشی غیرتهاجمی می‌باشد که معمولا برای درمان افسردگی کاربردی است و در کاهش علائم سندرم پای بی‌قرار نیز می‌تواند راهگشا باشد.

در روش تحریک مغناطیسی مکرر مغزی، ارسال ضربان‌های مغناطیسی به بخش‌های خاصی از مغز صورت می‌گیرد. دلیل اثربخشی روشrTMS  کاملاً مشخص نیست. براساس یکی از نظریه‌ها این ضربان‌ها آزادسازی دوپامین در مغز را افزایش می‌دهند. براساس نظریه‌ی دیگری، این روش به آرام کردن افزایش انگیختگی» یا hyperarousal در بخش‌هایی از مغز کمک می‌کند. که با سندرم پای بیقرار در ارتباط است.

تحریک الکتریکی عصب از راه پوست  (TENS)

در روش تحریک الکتریکی عصب از راه پوست، دستگاهی به‌منظور تسکین درد، جریان‌های الکتریکی ضعیفی را به بخش‌هایی از بدن ارسال می‌کند. پژوهش‌های زیادی در مورد استفاده از TENS در درمان این سندروم صورت نگرفته، اما استفاده از TENS می‌تواند مفید باشد.

حرف آخر

سندرم پای بی‌قرار موجب اختلال در خواب، ناراحتی و مشکلات قابل‌توجهی در عملکرد روزانه‌ فرد می‌شود. بنابراین برای درمان این بیماری باید زود اقدام کرد. فراموش نکنید روشی که برای یک فرد مؤثر واقع شده ممکن است که برای فرد دیگری بی‌تأثیر باشد و درصورت نیاز باید داروها یا روش‌های درمانی مختلفی را امتحان کرد.


سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم (فاسیکولاسیون)، عوامل و نحوه‌ی درمان

فاسیکولاسیون یا سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم که تحت عنوان ماهیچه‌لرزه هم شناخته می‌شود،  دارای علائمی از قبیل لرزش عضلانی، بی‌حسی یا مورمور شدن در یک یا چند عضله می‌باشد.

 

سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم بسیار به‌ندرت اتفاق می‌افتد و امکان دارد در تشخیص آن دچار اشتباه شده و با اسکلروز جانبی آمیوتروفیک یا همان بیماری لوژیگر اشتباه گرفته شود. با توجه به عوارض مشابه، برای تشخیص و تعیین نهایی عارضه باید به پزشک 

متخصص مغز و اعصاب مراجعه کرد. درمان پرش عضلانی بر کنترل نشانه‌ها و کاهش سطح استرس و فشار ناشی از آن برای بهبود کیفیت زندگی فردی، متمرکز است.

سندرم  پرش عضلانی خوش‌خیم چیست؟

سندرم ماهیچه‌لرزه منجر به احساس پرش و تکان و یا بروز بی‌حسی‌هایی در عضلات فرد می‌شود. لرزش عضلانی امری طبیعی است و برای هرکس پیش می‌آید. از نمونه‌های شایع آن، لرزش پلک چشم و یا عضلات پا را می‌توان نام برد. در نمونه بی‌خطر، سرعت این لرزش به قدری زیاد است که فقط توسط خود فرد حس می‌شود اما حرکتی در روی عضلات به چشم نمی‌آید.

عضلات متشکل از بافت‌های عضلانی و فیبرهای عصبی هستند که باهم باعث تحرک این بخش از بدن می‌شوند. پرش عضلانی زمانی اتفاق می‌افتد که در میان کار این دو بخش عضلات اختلالی صورت بگیرد. در واقع این عارضه خارج از کنترل مغز است به‌نحوی که نتیجه این تحرکات غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود.

افراد مبتلا به سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم این حرکات و مورمور شدن را به‌طور مداوم در یک یا بیش از یک عضله حس می‌کنند. این مشکل درنهایت می‌تواند مزمن شود به‌طوری‌که موقتاً ازبین رفته و بعد از مدتی بازگردد. این تحرکات ناخوشایند ممکن است به‌طور تصادفی در هر یک از عضلات پیش آمده و با مرور زمان وخیم‌تر شود.

عوامل

عوامل

سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم بیماری‌ای نادر است و در حال حاضر علت اصلی آن قابل تشخیص نیست. اما طبق یک نظریه می‌تواند به عفونت‌های ویروسی مرتبط باشد.

مصرف داروهای آلرژی‌زا امکان دارد حتی بدون ابتلا به این نوع از سندرم به پرش عضلانی منجر شود.

داروهایی زیر می‌توانند باعث بروز سندورم پرش‌لرزه شوند:

  • کلرفنیرامین
  • Pseudoefhedrine
  • درامامین
  • دیفن هیدرامین (بنادریل)

  • بتا آگونیست‌ها
  • متیل فنیدات (ریتالین)
  • نورتریپتیلین (پامولور)

با قطع مصرف داروهای فوق، این لرزه‌ها معمولاً متوقف‌شده و فرد دیگر دچار سندرم ماهیچه‌لرزه نخواهد شد. سندرم پرش عضلانی همچنین می‌تواند در نتیجه‌ی زخم و ضربه خوردن اتفاق افتاده و یا نشانه‌ای از اضطراب یا افسردگی باشد. این لرزش‌ها همچنین امکان دارد با دیگر بیماری‌های مرتبط با استرس مانند سردرد، سندرم روده تحریک‌پذیر و سوزش سردل در ارتباط باشد.

کمبود بعضی از مواد معدنی مانند منیزیم یا کلسیم ممکن است باعث لرزش ماهیچه شود. برخی دیگر از عوامل زیر نیز در بروز این بیماری مؤثر هستند.

  • نوشیدن الکل
  • تمرین‌های ورزشی دشوار
  • خستگی
  • مصرف کافئین
  • سیگار کشیدن

نشانه‌ها

نشانه‌ها

نشانه‌های سندرم ماهیچه‌لرزه خوش‌خیم امکان دارد در هر فرد متفاوت باشد اما نشانه‌ی مشترک در اکثریت آن‌ها، لرزش مداوم یک یا دو عضله در بدن می‌باشد. امکان بروز این لرزش در هر جای بدن وجود دارد اما معمولاً این لرزش‌ها برای مدت طولانی در یک نقطه متمرکز می‌شوند.

این لرزش‌ها را بیشتر در زمان استراحت می‌توان تشخیص داد و در برخی مواقع درد یا ضعف نیز در نواحی لرزش حس می‌شود.

طبق یک گزارش، پرش عضلانی برای حدود 70 درصد از افراد اتفاق افتاده و ممکن است با درد، بی‌حسی و لرزش‌های کوچک همراه باشد.

شواهدی برای ارتباط استرس و اضطراب با این بیماری وجود ندارد، اما با این وجود بسیاری از افراد استرس روزمره را دلیل وخیم‌تر شدن شرایط خود گزارش کرده‌اند. لرزش، نشانه‌ی مشترک تمام افراد مبتلا به این بیماری است. با این حال می‌توان به موارد زیر هم اشاره کرد:

  • خارش عضلات
  • ناتوانی در ورزش کردن
  • سفتی
  • حرکت ناگهانی و یا غیرارادی عضلات فرد
  • خستگی جامع
  • نشانه‌های اضطراب مانند سردرد، تنگی نفس و گرفتگی گلو

تشخیص

برای تشخیص سندروم پرش عضلانی خوش‌خیم، دکتر مجموعه موارد متعددی را در شما مورد بررسی قرار می‌دهد. ممکن است برای واکنش‌پذیری و سرعت عمل تاندون‌ها آزمایش‌هایی تجویز شده و در مورد سوابق پزشکی، دارویی، شخصی و سطح استرس،‌ سؤالاتی از شما پرسیده شود. بررسی‌هایی نیز بر روی توانایی و مقاومت عضلات انجام خواهد شد. در دیگر بررسی‌ها نیز ارتباط و یا نقش دیگر اختلالات مانند MS در این عارضه مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.

اگر دکتر متوجه وخامت اوضاع شود، ممکن است ارزیابی کارآمدی جریان خون، ارزیابی‌های عصبی و 

الکترومیگورافی نیز برای شناسایی آسیب‌های عصبی، ضروری باشد. سندرم پرش عضلانی خوش‌خیم با آسیب عصبی ارتباطی ندارد اما با شناسایی آن می‌توان وجود دیگر اختلالات را تشخیص داد.

درمان سندرم پرش عضلانی

درمان سندرم پرش عضلانی

به‌محض تشخیص این بیماری، تمرکز درمان بر روی نشانه‌ها قرار می‌گیرد. در حال حاضر برای از بین بردن نشانه‌ها روش درمان دائمی و قطعی موجود نیست. با این‌حال تجویز درمان‌های دارویی برای رفع گرفتگی و لرزش می‌تواند راهگشا باشد. برخی آرام‌کنندگان عضلات و داروهای ضدالتهاب در تسکین درد و خستگی و درمان التهاب، می‌توانند مفید باشند. مصرف مکمل‌ها در صورت شناسایی کمبود مواد معدنی، ممکن است توسط پزشک توصیه شود.

با توجه به ارتباط بین این سندرم و اضطراب و استرس، افراد مبتلا بایستی تا حد ممکن میزان فشار روانی و ذهنی روزمره را کاهش دهند.

استفاده از روش‌های زیر برای کاهش استرس و اضطراب توصیه می‌شود.

  • وقت گذراندن با گل و گیاه و یا حیوانات خانگی
  • مدیتیشن با استفاده از یوگا یا گوش دادن به موسیقی آرامش‌بخش
  • مصرف مواد پروبیوتیک که در کفیر، ماست، کرفس و کلم ترش وجود دارد.
  • داشتن برنامه غذایی سالم و سرشار از مواد مغذی

درمان سندرم پرش‌لرزه خوش‌خیم شاید چالشی بزرگ باشد، اما تغییر سبک زندگی در کنترل آن می‌تواند مؤثر واقع شود.


حل جدول و سودوکو چطور باعث تقویت ذهن می‌شود؟

طبق بررسی‌های جدیدی که توسط پژوهشگران انجام شده است، یکی از روش‌های تقویت ذهن و بهبود سلامت مغز و مهارت‌های شناختی حل کردن معما است. نتایج یک پژوهش که به تازگی در مجله‌ی جهانی روان‌شناسی سالمندی منتشر شده، ثابت کرده است که هر چقدر افراد در سنین بیش از ۵۰ سال، بیش‌تر بازی‌ها و معماهایی مثل جدول کلمات متقاطع و سودوکو حل کنند، عملکرد مغزشان کاراتر خواهد شد و هرچه انجام این فعالیت در زندگی روزمره منظم‎تر باشد، تاثیر بیش‌تری بر بهبود عملکرد مغزی و تقویت ذهن خواهد داشت.
بسیاری از مشکلات مغزی از جمله آایمر، 

سکته مغزی و … در سنین بالا بیشتر مشاهده می‌شود. در این مقاله به شرح نتایج پژوهشی می‌پردازیم که نشان‌دهنده‌ی تأثیر حل کردن جدول و سودوکو بر سلامتی و تقویت ذهن است.
در این پژوهش که با حضور ۱۹ هزار و ۱۰۰ نفر صورت گرفته است، از افرادی که معمولا معما حل می‌کنند خواسته شد تا چندین آزمون شامل تست‌های شناختی را به صورت آنلاین حل و نتایج را اعلام کنند. یافته‌ها نشان داد که هرچه افراد بیشتر عادت به حل کردن انواع معماها، مثل جدول‌های مختلف و سودوکو داشته باشند، در آزمون‌های ارزیابی توجه، استدلال و حافظه عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند. مطابق با این بررسی، عملکرد مغز افرادی که اهل حل کردن معما هستند، برابر با عملکرد مغز اشخاصی است که حداقل ۱۰ سال جوان‌تر از آن‌ها هستند. از طرف دیگر، در آزمون‌های سنجش 

حافظه‌ی کوتاه‌مدت، عملکرد مغز علاقه‌مندان به معما برابر با عملکرد مغز اشخاصی بود که ۸ سال از آن‌ها جوان‌تر بودند.

مطالب مرتبط:


  • 10 ورزش مفید و موثر برای تقویت مغز و حافظه!


دکتر آن کربت (Ann Corbett)، سرپرست تیم پژوهشی و استاد دانشگاه پزشکی اکستر، در مورد این پژوهش اعلام کرده، بررسی‌های ما حاکی از پیشرفت چشمگیر سرعت و دقت عملکرد شرکت‌کنندگانی بود که به حل معما علاقه داشتند. هرچند ما هنوز نمی‌توانیم ادعا کنیم که حل جدول و معما ااما موجب کاهش خطر ابتلا به زوال عقل در سنین بالاتر می‌شود، اما این پژوهش نشان می‌دهد که تداوم در این فعالیت‌های معمایی به عملکرد بهتر مغز در طولانی مدت کمک می‌کند. به علاوه با انتشار یافته‌های این پژوهش، نتایج پژوهش‌های پیشین، مبنی بر تأثیر مثبت حل کردن جدول و معما بر عملکرد بهتر مغز و تقویت ذهن برای سال‌های طولانی‌تر، تأیید شد.

پژوهشگران در نظر دارند پژوهش‌هایشان را با همین شرکت‌کنندگان و پس از گذشت زمان نیز تکرار کنند و به بررسی رابطه‌ی میان پیچیدگی معما و میزان زمان حل معما با بهبود عملکرد مغز و تقویت ذهن بپردازند.

حل جدول و سودوکو چطور باعث تقویت ذهن می‌شود؟

بررسی یافته‌های پژوهش

دکتر جری ادواردز Jerri D. Edwards، استاد دانشگاه فلوریدای جنوبی که بر زمینه‌ی مطالعاتی توانایی‌های شناختی و بازی‌های ذهنی تمرکز دارد، با اظهار نظر در مورد این پژوهش اعلام کرده که با توجه به روش تحقیق به کار گرفته شده در آن، که همبستگی و نه تصادفی بوده است، نمی‌توان به صورت قطعی به این نتیجه رسید که انجام بازی‌های ذهنی موجب بهبود عملکرد شناختی افراد و تقویت ذهن می‌شوند. او اعتقاد دارد که باید احتمال علاقه‌مند بودن افرادی که توانایی شناختی بهتری دارند، به این بازی‌ها نیز در نظر گرفته شود.
طبق نظر او، ممکن است افراد با توانایی شناختی ضعیف‌تر هم به این بازی‌ها بپردازند، اما احتمالا در زمان مواجه شدن با ضعف شناختی دچار سرخوردگی می‌شوند و بازی را رها خواهند کرد.

ادواردز تأکید کرده که با در نظر گرفتن پژوهش‌های بالینی بسیاری که به روش تصادفی صورت گرفته‌اند، انجام تمرین‌های شناختی کامپیوتری که سرعت پردازش مغز را به مرور زمان بهبود می‌دهند، در جلوگیری از کاهش توانایی شناختی و کمک به تقویت ذهن در سنین بالا موثرتر خواهد بود.

به علاوه ادواردز معتقد است، توانایی‌هایی وجود دارند که حتی با افزایش سن تقویت هم می‌شوند، مانند مهارت‌های گفتاری. بنابراین، هر چه به صورت طبیعی سن مغز بیش‌تر شود، عملکرد آن در بازی‌های کلمه‌محور بهبود می‌یابد. در مقابل، برخی مهارت‌های شناختی مانند انتقال توجه از موردی به مورد دیگر، توجه هم‌زمان به چند مورد، چابکی ذهنی، و بی‌توجهی به حواس پرتی با افزایش سن دچار ضعف می‌شوند. بنابراین بسیار مهم است که مغزتان را با انجام مداوم چنین وظایفی به مرور زمان به چالش بکشید.

یکی از مواردی که ادواردز بر آن‌ها تاکید دارد، نقش بازی‌ها در تحریک توانایی شناختی و تقویت ذهن است. ولی او از وجود شواهد حاصل از آزمایش‌های تصادفی کنترل‌شده که نشان‌دهنده‌ی تأثیر آنها در بهبود 

عملکرد شناختی، کاهش احتمال زوال عقل و بهبود توانایی‌های شناختی باشد، اظهار بی‌اطلاعی می‌کند.

طبق گفته‌ی دکتر جسیکا لنگبام (Jessica Langbaum)، پژوهشگر در زمینه‌ی آایمر که یکی از مدیران بنیاد جلوگیری از آایمر نیز هست، شواهدی مبنی بر تاثیر مثبت انجام فعالیت‌های محرک توانایی شناختی، مانند حل جدول، در تقویت قابلیت‌هایی مانند فکر، توجه و استدلال کردن وجود دارد. ولی ما هنوز اطمینان نداریم که این امر ناشی از تاثیر مستقیم انجام این فعالیت‌ها باشد. به علاوه، هنوز تاثیر انجام چنین فعالیت‌هایی بر تاخیر شروع ناتوانی‌های شناختی از جمله زوال عقل یا زوال عقل ناشی از آایمر برای ما روشن نیست.

او عقیده دارد با وجود قابل توجه بودن تتایج این پژوهش، به دلیل ارائه‌ی داده‌ها توسط خود شرکت‌کنندگان، نباید به طور کامل بر آن‌ها تکیه و اعتماد کرد.

آیا حل جدول در ایجاد تعادل مغزی نیز موثر است؟

آیا حل جدول در ایجاد تعادل مغزی نیز موثر است؟

به گفته‌ی دکتر گایاتری دِوی (Gayatri Devi)، عصب‌شناس متخصص در اختلالات حافظه، در مورد بررسی مغز در وضعیت طبیعی یا زوال (از جمله زوال ناشی از آایمر) باید همواره به این نکته توجه کرد که عملکرد مغز انسان حاصل توازن بین وضعیت آسیب‌شناسی و قدرت شناختی مغز است. به‌عبارت دیگر، با بروز مشکل در وضعیت آسیب‌شناسی مغز (مانند زوال عقل شدید و پیش‌رونده)، حتی بالا بودن توانایی شناختی هم قادر به کاهش شدت پیشرفت بیماری نخواهیم بود.

خبر خوب این است که بیش‌تر انواع زوال عقل و آایمر، عموما به کندی پیشرفت می‌کنند. بنابراین به منظور تقویت ذهن و  قدرت مغز و توانایی شناختی، فرصت ایجاد تاخیر در شروع نشانه‌ها یا حتی جلوگیری کامل از آن وجود دارد.

در نهایت حل کردن معماهایی مانند جدول و انجام سایر فعالیت‌های ذهنی در تقویت ذهن و افزایش قدرت آن موثر هستند، همان‌گونه که انجام ورزش جسمی نیز این تاثیر را دارد. طبق گفته‌ی دکتر دوی؛ باید به این نکته توجه کرد که که به مرور زمان و با افزایش سن، باید به صورت مستمر از مغزتان استفاده کنید و آن را به چالش‌ بکشید. لازم نیست حتما زیاد جدول یا سودوکو حل کنید؛ یادگرفتن یک زبان جدید یا یک مهارت جدید نیز بسیار موثر است.

دوی اضافه کرده: صرف نظر از اینکه به انجام چه فعالیتی مشغول هستید، زمانی که با مسائل چالش‌برانگیز در زندگیتان مواجه شوید، همه‌ی قسمت‌های مغزتان درگیر پیدا کردن یک راه‌حل خواهند شد. که موجب تقویت شبکه‌های مغزی و توانایی شناختی‌تان می‌شود.

نتیجه‌گیری

با توجه به نتایج پژوهش اخیر، در صورتی که افراد بالای۵۰ سال زمان بیش‌تری را در فعالیت‌های روزمره‌شان به حل کردن معما، جدول و سودوکو ‌یپردازند، عملکرد مغزی بهتری خواهند داشت. البته برخی پژوهشگران نیز بر همبستگی و نه تصادفی بودن روش انجام پژوهش تاکید کرده‌اند و معتقدند نباید با اطمینان در مورد تاثیر فعالیت‌های ذهنی بر عملکرد بهتر مغز اظهار نظر کرد.

با این‌حال، 

متخصصان مغز و اعصاب بر این تکته تاکید دارند که به‌چالش‌کشیدن مغز با روش‌هایی مانند حل معما یا یادگیری زبان، تاثیر مثبتی بر چابکی ذهنی و توانایی شناختی دارد. بنابراین انجام فعالیت‌های ذهنی را در برنامه روزمره‌ی زندگیتان قرار دهید؛ حل معما یا آموختن یک زبان جدید علاوه بر افزایش هیجان و لذت‌بخش کردن لحظات زندگی‌تان، به سرعت و چابکی ذهنتان نیز کمک خواهد کرد.


۱۱ راه طبیعی برای افزایش ترشح سروتونین در مغز و کاهش افسردگی

سروتونین همان هورمون ضد افسردگی یا هورمون شادی و سرخوشی است که ماده شیمیایی مهمی در مغز به شمار می‌رود. به دلیل این‌که به عنوان انتقال‌دهنده عصبی در مغز فعالیت می‌کند، یعنی به سلول‌های عصبی کمک می‌کند که با یک‌دیگر کار کنند. میزان سروتونین در مغز بر طیف وسیعی از ابعاد سلامت مانند خواب، روابط شویی، فعالیت‌های بدن، حالات روحی و… تاثیرگذار است.

زمانی که سروتونین به میزان کافی در مغزتان ترشح شود، احساس شادی بیش‌تر و انگیزه‌ی بالاتری خواهید داشت. چندین روش طبیعی برای افزایش میزان این ماده در بدنتان وجود دارد که در ادامه‌ برایتان توضیح خواهیم داد. با انجام منظم و مداوم این روش‌ها به ترشح بیش‌تر سروتونین در بدنتان کمک کنید.

۱- مصرف بیش‌تر ویتامین B

مصرف بیش‌تر ویتامین B

همه‌ی انواع ویتامین B برای سلامتی مفید هستند و به حفظ تناسب اندام کمک می‌کنند. اما ویتامین B6 و ویتامین B12 در افزایش ترشح میزان سروتونین، تاثیر بسیار بالایی دارند. ثابت شده که مصرف ویتامینB، به درمان افسردگی در سنین بالا هم کمک می‌کند.

به ‌طور متوسط، هر فرد روزانه ۵۰ تا ۱۰۰ گرم ویتامین B دریافت می‌کند. برای اطمینان از کافی بودن میزان این ویتامین در بدنتان می‌توانید به 

متخصص مراجعه کنید تا برای بررسی کمبود ویتامین B برایتان آزمایش خون تجویز کند.

۲- مصرف ویتامین C

شاید ویتامین C مانند ویتامین B در افزایش سروتونین در بدن تاثیرگذار نباشد، اما مطالعات نشان می‌دهد که ویتامین C خاصیت ضدافسردگی دارد و  تا حد زیادی به افزایش روحیه و بهبود حالات روحی کمک می‌کند.

در یکی از پژوهش‌های انجام شده، ثابت شد افرادی که در طول تنها ۱ هفته ویتامین C بیش‌تری مصرف کرده بودند، بهبود محسوسی در حالات روحی‌شان دیده شد.

مصرف ویتامین C منجر به افزایش ترشح سایر مواد شادی‌آور در بدن مانند دوپامین و اپی‌نفرین هم می‌شود. ویتامین C در سبزیجات با برگ‌های سبز تیره، گوجه‌فرنگی، پرتقال و فلفل دلمه‌ای به وفور وجود دارد.

۳- مصرف بیش‌تر منیزیم

منیزیم هم در افزایش ترشح سروتونین بسیار موثر است. بعلاوه مصرف منیزیم در برخی افراد برای 

درمان سردرد نیز موثر است. بیش‌تر افراد با کمبود مواد معدنی مانند منیزیم در بدنشان مواجه هستند. جالب است بدانید منزیم علاوه بر افزایش سروتونین باعث تعادل فشار خون و بهبود عملکرد اعصاب نیز می‌شود. تحقیقات نشان داده که بسیاری از بیماران مبتلا به افسردگی با مصرف این ماده‌ی معدنی، بهبود یافته‌اند. برای افزایش مصرف منیزیم موادی مانند سبزیجات با رنگ سبز تیره، ماهی، موز و حبوبات را در رژیم غذایی‌تان بگنجانید.

۴- کاهش مصرف قند

کاهش مصرف قند

یکی از نشانه‌های کمبود سروتونین، میل به مصرف قند و شیرینی‌جات است. به دلیل این‌که انسولین برای ساخت تعدادی از مؤلفه‌های سروتونین ضروری است. البته با وجود ضرورت وجود قند در فرایند تولید سروتونین، مصرف بیش از حد آن تاثیرات منفی بر حالات روحی فرد دارد و از نظر جسمی نیز باعث بروز بیماری‌های قلبی و دیابت می‌شود. بنابراین لازم است برای افزایش ترشح سروتونین از روش‌های سالم‌تر استفاده کنید.

۵- دریافت تریپتوفان بیش‌تر

اگر با تریپتوفان آشنا نیستید بهتر است بدانید که تریپتوفان نوعی اسیدآمینه است که وجودش برای تولید سروتونین حیاتی بوده و  افزایش آن در رژیم غذایی‌تان باعث افزایش مقدار ترشح 

سروتونین در بدن خواهد شد.

این ماده را در گوشت بدون چربی، تخم مرغ و لبنیات می‌توانید پیدا کنید. گیاه‌خواران هم با مصرف آجیل و دانه‌ها به تریپتوفان دست پیدا می‌کنند.

۶- ماساژ بدن

به طور کلی هر چه میزان کورتیزول در مغز بیش‌تر باشد، امکان ساخت و ترشح سروتونین کاهش می‌یابد. کورتیزول در واقع همان هورمون استرس است و شما را از آرامش دور می‌کند.

ماساژ روش مفیدی برای رهایی از فشارها و استرس‌ها است و کمک می‌کند که احساس بهتری داشته باشید. بررسی‌ها نشان می‌دهند که بعد از یک جلسه ماساژ، به دلیل کاهش کورتیزول و استرس، میزان سروتونین در بدن افزایش پیدا می‌کند.

۷- دریافت نور خورشید

دریافت نور خورشید

قرار گرفتن در معرض نور خورشید هم باعث ترشح سروتونین می‌شود. حتی در زمستان هوای ابری هم، اشعه‌ها و نور ملایم خورشید باعث شادی و احساس خوب در شما می‌شود.

حداقل ۲۰ تا ۳۰ دقیقه را در صبح‌ها یا بعدازظهر، بیرون از منزل به گردش و پیاده‌روی بپردازید و از هوای تازه، نور مستقیم یا غیرمستقیم خورشید بهره ببرید.

۸- ورزش کردن

در مورد فواید ورزش برای بدن زیاد صحبت کرده‌ایم. انجام حرکات ورزشی به ترشح بیش‌تر سروتونین هم کمک می‌کند. در واقع هر فعالیتی که باعث افزایش ضربان قلب‌تان شود، به ترشح بیش‌تر سروتونین هم کمک می‌کند.

ورزش را در برنامه روزانه‌تان قرار بدهید و ورزش‌هایی را انتخاب کنید که برای‌تان جذاب‌ و نشاط‌آور باشند.

۹- تقویت مثبت‌اندیشی

با وجودی که مثبت‌اندیشی به دلیل تبلیغات زیاد و کلیشه‌ای امروزه چندان مورد استقبال قرار نمی‌گیرد، ولی واقعیت این است که مثبت‌‌اندیشی به ‌معنای واقعی در زندگی باعث می‌شود تا انتقال‌دهنده‌های عصبی بهتر عمل کنند و سروتونین بیش‌تر تولید شود.

برای تقویت مثبت اندیشی در خود لازم است تا رویکردتان در زندگی را تغییر دهید. از کارهایی شروع کنید که حس و حال بهتری در شما ایجاد می‌کنند. مثلا با افرادی که از معاشرت یا آن‌ها لذت می‌برید رفت‌وآمدکنید، فیلم‌های کمدی ببینید، زمان بیش‌تری برای تفریح اختصاص دهید و غیره.

۱۰- انجام مدیتیشن

 انجام مدیتیشن

مدیتیشن با افزایش ترشح اسید ۵-هیدروکسی‌ایندولیستیک، که از مواد لازم برای تولید سروتونین است، میران سروتوتین را در بدن افزایش می‌دهد.

به علاوه، مدیتیشن موجب کاهش اثرات هورمون استرس و افزایش نشاط در شما می‌شود.

۱۱- تمرین خودمراقبتی

خودمراقبتی برای هر فرد و با توجه به شرایط و نحوه‌ی زندگی او معنای متفاوتی دارد. ولی در هر حال تلاش کنید خودتان را دوست داشته باشید، برای خود زمانی در نظر بگیرید، فشارهای کاری‌تان را کم کنید و بیش‌تر به خودتان و سلامتی‌تان اهمیت بدهید. به شیوه‌ای زندگی کنید که تا حد امکان استرس را در خود کاهش دهید تا با کاهش کورتیزول در بدن‌تان، میزان سروتونین افزایش یابد.

رژیم غذایی مناسب برای افزایش سروتونین

رژیم غذایی مناسب برای افزایش سروتونین

همان‌طور که خواندید، تریپتوفان به ترشح بیش‌تر سروتونین کمک می‌کند و با رعایت رژیم غذایی و مصرف برخی از مواد می‌توان میزان تریپتوفان را در بدن افزایش داد. مواد غذایی حاوی آهن، منابع پروتئین و نیز منابع ویتامین B6 و ریبوفلاوین، مقدار قابل توجهی اسیدآمینه دارند و با همکاری کربوهیدرات‌ها می‌توانند به افزایش جذب اسیدهای آمینه و در نتیجه ترشح تریپتوفان در خون کمک کنند. پس برای افزایش میزان سروتونین لازم است در کنار مصرف مواد غذایی حاوی تریپتوفان، کربوهیدرات هم مصرف کنید.

این نکته را هم در نظر داشته باشید که تریپتوفان دریافتی از مواد غذایی برای جذب شدن به‌وسیله‌ی 

مغز باید با سایر اسیدهای آمینه رقابت کنند. به همین دلیل، در صورت مصرف مکمل‌های حاوی سروتونین که دارای تریپتوفان تصفیه شده و خالص هستند، سطح سروتونین سریع‌تر افزایش خواهد یافت.

اما برای مصرف مکمل‌های حاوی تریپتوفان، حتما لازم است به پزشک مراجعه کنید. اگر به روش‌های طبیعی علاقه دارید، مصرف مداوم برخی مواد غذایی مانند بلغور جو دوسر، برنج، کربوهیدرات‌های سالم، و حبوبات را در رژیم غذایی‌تان قرار دهید تا افزایش میزان ترشح سروتونین در بدن‌تان تا حد زیادی تضمین شود.

دیگر موادغذایی مفید بدین منظور عبارتند از:

موادغذایی مفید

آجیل و دانه‌ها

همه انواع آجیل و دانه‌ها سرشار از تریپتوفان و شامل فیبر، ویتامین‌ها و آنتی اکسیدان هستند. بنابراین با مصرف مداوم این مواد غذایی مفید علاوه بر افزایش سروتونین، بدنتان را در جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های قلبی، پیشگیری از سرطان و مشکلات تنفسی یاری کنید.

تخم‌مرغ

تخم مرغ تا حدود زیادی افزایش دهنده‌ی سطح تریپتوفان پلاسمای خون است. در مصرف تخم‌مرغ، زرده را حذف نکنید، زیرا سرشار از تریپتوفان، تیروسین، بیوتین، اسیدهای چرب امگا ۳، کولین و… است.  به علاوه تخم‌مرغ حاوی مزایای بسیاری از جمله خواص آنتی‌اکسیدانی است.

ماهی سالمون

سالمون سرشار از خواص مفید برای بدن است. جالب است که سالمون حاوی تریپتوفان نیز هست و علاوه بر افزایش میزان سروتونین به کاهش فشار خون و متعادل کردن سطح کلسترول نیز کمک می‌کند و سرشار از اسیدهای چرب امگا ۳ است.

پنیر

پنیر هم منبع غنی دیگری از تریپتوفان است. پنیر جزو خوراکی‌های پرطرفدار است و انواع مختلفی دارد که می‌تواند برای سلیقه‌های مختلف جذاب باشد. پس از مصرف آن غافل نشوید.

بوقلمون

بوقلمون هم حاوی مقادیر زیاد تریپتوفان است. مسیحیان از این غذا در روز شکرگزاری استفاده می‌کنند. ولی ارزش این ماده‌ی غذایی به حدی بالاست که بهتر است روزهای بیش‌تری به خوردن آن اختصاص داده شود.

آناناس

آناناس سرشار از ماده‌ای به نام بروملین است، نوعی پروتئین که موجب کاهش عوارض شیمی‌درمانی است و به درمان سرفه‌های شدید کمک می‌کند. می‌توان از آناناس در طبخ غذاهای مختلف هم کمک گرفت.

به طور کلی با مصرف مواد غذایی مناسب و دارای فیبر، انجام مداوم ورزش، و تقویت مثبت‌نگری می‌توان بدون مصرف مواد شیمیایی، میزان سروتونین را افزایش داد. مصرف مواد پروبیوتیک که به هضم بهتر غذا و بهبود عملکرد سیستم گوارش کمک می‌کنند نیز مفید خواهد بود.


نقش مغز در خواب چیست؟ تنظیم میزان خواب و فرآیند خواب دیدن چگونه است؟

خواب باعث ارتباط بهتر سلول‌های عصبی با یکدیگر و کارکرد بهتر مغز می‌شود. در واقع وقتی در خواب به‌سر می‌برید، جسم و ذهن شما کاملاً دارای فعالیت است. محققان بر این باورند که خواب برای ذهن مثل خانه‌تکانی و گردگیری است؛ به این شکل که خواب به پاکسازی مواد سمی که در طول روز در مغز انباشته‌شده‌اند می‌پردازد! به این دلیل است که می‌توانیم با بررسی نقش مغز در خواب به درک خود پدیده خواب کمک کنیم.

 

نقش مغز در خواب

همه ما به خواب نیازمندیم، اما علت زیست‌شناختی آن تاکنون نامشخص است. خواب تقریباً برای تمام بدن از مغز و ریه و قلب گرفته تا سیستم ایمنی، متابولیسم (سوختن مواد در سلول‌ها و تولید انرژی) و خلق‌وخوی شما، مؤثر واقع می‌شود. براساس تحقیقات، بی‌خوابی یا بدخوابی مزمن، ریسک ابتلا به بیماری‌هایی مثل افسردگی، انواع 

سردرد، بیماری‌های قلب و عروق، فشارخون بالا، سکته مغزی، دیابت و چاقی را بالا می‌برد.

خواب فرآیندی پویا و پیچیده است و اثرات متنوعی روی انسان دارد که دانشمندان جدیداً به آنها پی برده‌اند. در ادامه این مقاله به چگونگی تنظیم میزان خواب، اتفاقاتی که هنگام خواب در مغز رخ می‌دهد و نقش مغز در خواب می‌پردازیم.

آناتومی یا ساختارشناسی خواب

بخش‌های مختلف مسئول خواب در مغز

آناتومی یا ساختارشناسی خواب

در بررسی نقش مغز در خواب خوب است به نقش قسمت‌هایی از مغز بپردازیم. هیپوتالاموس یکی از آنها است که اندازه‌ی آن درحد یک بادام‌زمینی است و در اعماق مغز قرار گرفته است. این بخش را دسته‌هایی از نورون‌ها (سلول‌های عصبی) تشکیل داده‌اند و در واقع مرکز کنترل خواب ‌و بیداری است. دسته‌هایی از هزاران سلول در داخل هیپوتالاموس وجود دارد که هسته‌های فوق کیاسمایی (SCN) نامیده می‌شوند.

این هسته‌ها موظف هستند که اطلاعات مربوط به میزان نور محیط را به‌طور مستقیم از چشم‌ها دریافت کرده و باعث تغییر حالت شما شوند؛ یعنی به‌واسطه‌ی این اطلاعات، شما در محیط تاریک خواب‌آلود می‌شوید و در محیط روشن تمایل به خواب ندارید. برخی افراد که دچار آسیب در هسته‌های فوق کیاسمایی شده‌اند، قادرند بدون هیچ نظم و ترتیبی در طول روز بخوابند، زیرا این افراد قادر به تنظیم ریتم خواب خود بر اساس شب و روز بودن نیستند. چرخه خواب‌ و بیداری در بیشتر نابینایان سالم است. زیرا آنها میزان کمی از نور را احساس می‌کنند.

ساقه‌ی مغز که در پایین مغز قرار گرفته، با هیپوتالاموس ارتباط داشته و کنترل خوابیدن و بیدار شدن را برعهده دارد. سلول‌های محرک خواب، موجود در هیپوتالاموس و ساقه مغز، یک ماده‌ی شیمیایی به نام گابا (نوعی آمینواسید که در مغز و گیاهان یافت می‌شود) تولید می‌کنند که این ماده باعث کاهش فعالیت مراکز بیداری در هیپوتالاموس و ساقه‌ی مغز می‌شود. همچنین، ساقه‌ی مغز (خصوصاً مدولا و پل 

مغزی) پیام‌هایی را حین خواب، برای شل کردن عضلات انتقال می‌دهند تا حین خواب دیدن، بدن حرکات غیرارادی نداشته باشد.

تالاموس به تقویت اطلاعات حسی که از اندام‌های حسی مانند گوش و چشم و … می‌آیند پرداخته و آنها را به قشر lyc که مسئولیت پردازش این اطلاعات را دارد، ارسال می‌کند . تالاموس در بیشتر مراحل خواب بدون فعالیت است و اجازه نمی‌دهد که سروصدای بیرون یا دیگر محرک‌ها حین خواب باعث آزار شما شوند؛ اما تالاموس در مرحله‌ی رم (REM) خواب فعالیت دارد و تصاویر، صداها و احساسات دیگری را به مغز ارسال می‌کند که در خواب ما انعکاس می‌یابند. مثلاً ممکن است خواب ببینید کسی دارد شما را صدا می‌زند، وقتی بیدار می‌شوید، متوجه می‌شوید که واقعاً کسی شما را صدا می‌زده است.

نقش مغز در خواب را اینطور درک می‌کنیم که وقتی اتاقتان تاریک می‌شود، غده پینه آل (غده صنوبری) که بین دو نیم‌کره‌ی مغز قرار گرفته، از راه ارتباط با هسته‌های فوق کیاسمایی وقت خواب را تشخیص داده و با ترشح هورمون ملاتونین، باعث احساس خواب‌آلودگی در شما می‌شود. برای کسانی که بینایی‌شان را از دست ‌داده‌ و قادر به تشخیص روز و شب نیستند، برای سالم ماندن چرخه‌ی خواب و بیداری‌شان، قرص‌های ملاتونین با دوز معین تجویز می‌شود. درواقع ملاتونین، وظیفه‌ تطبیق دادن چرخه شبانه‌روزی بدن با تاریک و روشن شدن را برعهده دارد.

سحرخیز بودن در سلامتی چه‌قدر تاثیر دارد؟

سحرخیز بودن در سلامتی چه‌قدر تاثیر دارد؟

پیش مغز (بخش قدامی مغز) پایه‌ای که در جلو و پایین مغز قرار گرفته است، با ترشح

آدنوزین» (ماده‌ای شیمیایی که هنگام مصرف انرژی داخل سلول‌ها ساخته می‌شود) باعث می‌شود شما بخوابید. کافئین داخل قهوه و بعضی از نوشابه‌های گازدار، اجازه‌ی اثرگذاری آدنوزین را نمی‌دهد. درنتیجه باعث بی‌خوابی می‌شود.
هسته آمیگدال (بادامه) بخشی از ساختارهای مغز است که وظیفه‌ی کنترل احساسات و یادگیری را برعهده دارد، در مرحله رم خواب، این بخش بسیار فعال می شود.

مراحل خواب

برای بررسی درست نقش مغز در خواب لازم است مراحل مختلف خواب را بررسی کنیم. در کل دو نوع خواب وجود دارد؛ خواب همراه با حرکت‌های سریع چشمی یا رم (REM) و یا غیررم (non-REM) و بدون آن حرکات. مرحله غیر رم خود دارای سه مرحله است که هرکدام دارای علائم و شرایط خاص خودشان هستند. تبدیل‌شدن از رم به غیر رم و برعکس، چرخه‌ای است که به‌طور مرتب تکرار می‌شود و شما این چرخه را هر شب چندین بار سپری می‌کنید و با نزدیک شدن به صبح، دوره‌های طولانی و عمیق رم تداوم می‌یابند.

مرحله یک خواب غیر رم همان چنددقیقه اول خواب شما است. در این مرحله خواب شما سبک است. تعداد تنفس، ضربان قلب و حرکات چشمان شما کاهش پیداکرده و فعالیت و نقش مغز در خواب از حالت بیداری کمتر می‌شود؛ عضلات شل شده ولی امکان دارد گاهی با تکان‌های کوچکی همراه باشند.

مرحله دو خواب غیر رم یک دوره خواب سبک، درست قبل از وارد شدن به خواب عمیق است. تعداد ضربان قلب و تنفس پایین بوده، عضلات بیشتر شل می‌شوند و در پی آن دمای بدن کاهش یافته و حرکات چشم متوقف می‌شوند. با وجود کاهش یافتن فعالیت مغز ، ممکن است گاهی شاهد تکانه‌های عصبی کوچکی باشیم. در واقع بیشتر زمان خواب شما در این مرحله سپری می‌شود.

مرحله سه خواب غیر رم در نیمه اول شب دوره‌های طولانی‌تری را شامل می‌شود. در این مرحله شما به خواب عمیق فرو می‌روید و همین باعث حس سرزندگی و شادابی در اول صبح شما می‌شود. به همین دلیل دیر خوابیدن در شب و از دست دادن نیمه اول آن، باعث احساس کسل بودن شما در روز می‌شود. در این مرحله ضربان قلب، تنفس و فعالیت مغز به حداقل رسیده و عضلات در شل‌ترین حالت خود هستد. بنابراین خواب بسیار سنگین بوده و به‌سختی قادر به بیدار شدن هستید.

مرحله رم در حدود ۹۰ دقیقه بعد از خواب آغاز می‌شود. در این مرحله چشم‌ها زیر پلک به‌سرعت از چپ به راست و راست به چپ در حال حرکت هستند. ضربان قلب، فعالیت مغز و فشارخون تقریباً به‌اندازه‌ی زمان بیداری افزایش می‌یابد و تنفس‌ها سریع و نامنظم می‌شوند. خواب دیدن بیشتر در مرحله رم اتفاق می‌افتد اما به علت فلج بودن دست‌ها و پاها در این مرحله، حین خواب دیدن تکانی نمی‌خوریم. با افزایش سن از طول این مرحله کاسته می‌شود. سلامتی ذهن و حافظه بر روی هردو مرحله رم و غیر رم اثر دارد.

مکانیسم خواب

مکانیسم خواب

برای تنظیم میزان خواب و بیداری شما دو مکانیسم زیستی داخلی با هم فعالیت دارند:

ریتم شبانه‌روزی
سیستم هومئوستازی (مجموعه‌ای از فرآیندها که باعث حفظ حالت پایدار بدن می‌شوند)
کنترل تعداد زیادی از عملکردهای بدن از ریتم‌های خواب‌ و بیداری گرفته تا سوخت‌ و ساز بدن، دمای بدن و آزاد کردن 

هورمون‌ها برعهده‌ی ریتم‌های شبانه‌روزی است. این ریتم‌ها پایه و اساس نقش مغز در خواب هستند و باعث تنظیم میزان خواب شما می‌شوند، یعنی خواب‌آلودگی شب‌ها و بیدار شدن بدون کوک کردن ساعت در صبح‌ها به لطف ریتم‌های شبانه‌روزی بدنتان اتفاق می‌افتد.
سیستمی مانند ساعت در بدن وجود دارد، ساعتی که بر اساس آن ریتم‌های شبانه‌روزی تنظیم می‌شوند. ریتم‌های شبانه‌روزی با دیدن روشنایی و تاریکی یا احساس کردن دما و اطلاعاتی ازاین‌دست، وقت روز را تخمین می‌زنند. اما حتی بدون وجود این محرک‌ها، ریتم‌های شبانه‌روزی کارکرد خودشان را دارند و اگر در یک مکان بدون پنجره قرار بگیرید، بدن خودبه‌خود با فرارسیدن شب، حس خواب را به خود می‌گیرد. (اگرچه این حالت زیاد طول نمی‌کشد و ریتم شبانه‌روزی پس از مدتی دچار به هم‌ریختگی می‌شود).

با توجه به نیاز شما به خواب، سیستم هومئوستازی وارد عمل می‌شود. درواقع درصورت ماندن بیش ازحد به شما خوابیدن را یادآوری می‌کند و حتی جلوی خواب بیش‌ازحد را هم می‌گیرد! این سیستم با افزایش میزان بی‌خوابی، شدیدتر عمل کرده و باعث عمیق‌تر شدن خواب شما می‌شود و همچنین مدت‌زمان آن را بالا می‌برد.
عواملی مثل تغذیه، استرس، بیماری‌ها و محیط خواب شما، بر میزان خواب شما اثرگذار است؛ اما میزان نور محیط از همه مهم‌تر است. داخل رتین (لایه داخلی کاسه چشم که اعصاب و سلول‌های گیرنده نور را شامل می‌شود) سلول‌های حساس به نور وجود دارند که نور را گرفته و به مغز، هسته‌های فوق کیاسمایی ارسال می‌کنند. درنهایت مغز با توجه به شب یا روز بودن، فرمان خواب یا بیداری را صادر می‌کند. نور یا اجازه‌ی خوابیدن را به شما نمی‌دهد یا بعد از بیداری، نمی‌گذارد دوباره بخوابید.

پاسخی به مشکلات خواب رایج در کودکان

پاسخی به مشکلات خواب رایج در کودکان

کارگران شیفت شب اغلب با خوابیدن مشکل دارند و در حین کار خواب‌آلوده هستند، چون ریتم شبانه‌روزی‌شان مختل شده است. جت لگ (jet lag) نیز به حالتی می‌گویند که مسافران هواپیمایی به منطقه زمانی دیگری مهاجرت می‌کنند. مثلاً در کشور شما هوا تاریک است و در عرض چندین ساعت به کشوری می‌رسید که در آنجا هوا کاملاً روشن شده است. در این حالت ساعت بدنتان با ساعت محیط هماهنگ نیست و ریتم خوابتان به هم می‌خورد. اینجا است که به نقش مغز در خواب و اهمیت آن پی می‌بریم.

چقدر خواب نیاز دارید؟

علاوه بر موراد ذکر شده، نقش مغز در خواب گاهی به مواردی مانند میزان نیاز هر فرد به خواب بستگی دارد. میزان نیاز شما به خواب در هر فرد متفاوت و به سنتان وابسته است. هیچ‌گاه نمی‌توان تعریف دقیق برای میزان خواب کافی ارائه داد.
بچه‌های کوچک خوابشان از ۱۶ تا ۱۸ ساعت در روز آغاز می‌شود که برای رشد بدن و خصوصاً مغز آن ها بسیار لازم است. کودکان مدرسه‌ای و نوجوانان باید به‌صورت میانگین ۹٫۵ ساعت در شبانه‌روز بخوابند. برای بزرگ‌سالان نیز ۷ تا ۹ ساعت خواب شبانه لازم است، اما پس از ۶۰ سالگی این مقدار کاهش یافته، خواب سبک خواهد بود. به‌طوری که فرد در طول شب چندین بار بیدار می‌شود.
علاوه بر این، مصرف دارو در سالمندان منجر به اختلال خواب می‌شود.

خواب دیدن

خواب دیدن

همه خواب می‌بینند. شما هر شب ۲ ساعت خواب می‌بینید، اما بیشتر صبح‌ها هیچ‌چیز از خوابی که دیده‌اید را به خاطر نمی آورید! دلیل اصلی خواب دیدن هنوز شناخته نشده است، اما خواب‌ها درواقع احساساتتان و اتفاقات طول روز را انعکاس می‌دهند.
به همین دلیل است که کابوس دیدن در افرادی که استرس دارند یا عصبی هستند، بیشتر شایع است. خواب دیدن ممکن است در هر مرحله خواب اتفاق بیفتد، اما خواب‌ها در مرحله رم واضح‌تر از همه مراحل هستند. خواب‌ها گاهی سیاه‌ و سفیدند و گاهی رنگی، درست مثل آلبومی از عکس‌های جدید و قدیمی.
نقش ژن‌ها و پیام‌رسان‌های عصبی در خواب
با فرارسیدن زمان خواب، محرک‌های خواب که به‌صورت دسته‌هایی از نورون‌ها در مغز قرار دارند، فعال می‌شوند. مواد شیمیایی ترشح‌شده از نورون‌ها (

نوروترانسمیترها)، به خاموشی یا سرکوب مراکز محرک بیداری کمک می‌کنند.
گابا که دارای خاصیت آرام بخشی و خواب‌آور بودن است و باعث شل شدن عضلات می‌شود، جزو این مواد است. نوراپی نفرین و اورکسین (هیپوکرتین) نیز موادی هستند که با فعال نگه داشتن مغز از خواب آن جلوگیری می‌کنند. سایر نوروترانسمیترهایی که در فرآیند خواب‌وبیداری دخالت دارند شامل هیستامین، استیلکولین، آدرنالین، سروتونین و کورتیزول هستند.

اثر ژن‌ها روی خواب

اثر ژن‌ها روی خواب

ژن‌ها در تعیین میزان خواب شما نقش مهمی دارند. دانشمندان ژن‌هایی مرتبط با با خواب و اختلالات آن کشف کرده‌اند. از جمله ژن‌های کنترل‌کننده‌ تحریک نورون‌ها و ژن‌های ساعت مثل (Per,tim,Cry) که روی ریتم‌های شبانه‌روزی اثر می‌گذارند و زمان خواب را مشخص می‌کنند.
مطالعات گسترده روی ژنوم انسان (تمامی ژن‌ها) نشان‌دهنده‌ی قرارگیری ژن‌هایی بر روی قسمت‌هایی از کروموزوم‌ها است. این ژن ها باعث افزایش احتمال ابتلا به اختلالات خواب و بیماری‌های مرتبط با خواب (مثل نارکولپسی و سندرم پای بی‌قرار) می‌شود.
دانشمندان در حال تحقیق بر روی تغییرات مولکولی و تفاوت‌های ژنتیکی که منجر به بروز مشکلات خواب می‌شوند می‌باشند. امیدواریم مطالعات آینده به ارائه بهتری از اختلالات الگوهای خواب و خطرات اختلال در ریتم‌های شبانه‌روزی بپردازند. درصورت بروز هرگونه اختلال در خواب به 

متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید.


درمان بعد از سکته مغزی چگونه است و چه روش‌هایی دارد؟

اغلب انسداد رگ‌های خون‌رسان به مغز، منجر به بروز سکته‌ مغزی می‌شود. در پی این مشکل قسمتی از مغز آسیب دیده و امکان کاهش یا از بین رفتن عملکرد آن قسمت از مغز وجود دارد. برای مثال امکان دارد قادر به حرکت دادن دست یا پای خود و یا صحبت کردن نباشیم.
آسیب‌ها دو نوع هستند:
• موقتی یا دائم
• جزئی یا کامل
اقدام برای درمان بعد از 

سکته مغزی، بلافاصله پس از شروع علائم، باعث بالا بردن احتمال برقراری مجدد جریان خون مغز شده و همچنین میزان آسیب مغزی را کاهش می‌دهد.

 

علائم و نشانه‌های سکته مغزی

علائم و نشانه‌های سکته مغزی

پیش از آشنایی با روش‌های درمانی سکته مغزی ، توصیه می‌شود برای آگاهی بیشتر درمورد این بیماری به صفحه علائم سکته مغزی ، مراجعه کنید.

بهبودی و درمان بعد از سکته مغزی

درمان بعد از سکته مغزی ، اغلب پروسه‌ای طولانی‌مدت و پردردسر است و یادگیری روش‌های بهبود سریع و بدون عوارض سکته مغزی برای بسیاری از بیماران و اعضای خانواده آنها عامل استرس و نگرانی است.
سکته مغزی، خون‌رسانی به مغز را کاهش می‌دهد، که در پی آن مشکلات گفتاری و تحرک بروز می‌کنند. درمان بعد از سکته مغزی و درک پروسه بهبود بعد از آن، از این جهت اهمیت دارد که سکته مغزی یکی از مهم‌ترین دلایل ناتوانی طولانی مدت محسوب می‌شود.

ناتوانی‌های متداول بعد از سکته مغزی

ناتوانی‌های متداول بعد از سکته مغزی

تشخیص نوع ناتوانی‌ای که بیمار بعد از سکته مغزی با آن مواجه می‌شود، به ناحیه مغزی که تحت تأثیر سکته مغزی قرار گرفته است، بستگی دارد. حدود ۴۰% از افراد بعد از سکته مغزی، به اختلالات متوسط تا شدید دچار می‌شوند که این اختلالات به مراقبت ویژه نیاز داشته و برای بهبودی این افراد و درمان بعد از سکته مغزی باید اقدامات درستی انجام شود.
ناتوانی‌های بعد از سکته مغزی برای بعضی از افراد عبارتند از:
• بی‌حسی برخی از اندام‌ها
• فلج شدن یک طرف بدن
• ناتوانی در درک و صحبت کردن

مغز بعد از سکته مغزی چگونه درمان می‌شود؟

ریکاوری و درمان بعد از سکته مغزی به صبر و شکیبایی نیاز دارد. دانشمندان دقیقاً درمورد چگونگی بهبود مغز بعد از سکته مغزی، چیزی ارائه نمیدهند. اما شواهد علمی و تحقیقاتی حاکی از آن است که درصورت بازسازی جریان خون در ناحیه آسیب‌دیده، برخی از سلول‌های مغزی که بعد از سکته مغزی دچار آسیب شده‌اند ممکن است بتوانند عملکرد خود را به‌دست آورند. به این ترتیب می‌شود به درمان بعد از سکته مغزی امید داشت. اما برای بهبود سریع تر چه اقداماتی باید انجام گیرد؟

درمان ناتوانی‌ها بعد از سکته مغزی

تمرکز ریکاوری و درمان بعد از سکته مغزی بیشتر بر 

توان‌بخشی است و در آن مهارت‌های شناختی، گفتاری، حسی و حرکتی به‌طور خاص مورد توجه قرار می‌گیرند. در اینجا به ناتوانی‌های بعد از سکته مغزی و شیوه‌ی درمان آنها می‌پردازیم.

درمان گفتار و تکلم بعد از سکته مغزی

درمان گفتار و تکلم بعد از سکته مغزی

سکته مغزی ممکن است منجر به اختلال در تکلم و گفتار شود. از این‌رو افراد متخصص در گفتار درمانی موظفند به بیماران سکته مغزی آموزش دهند تا توانایی تکلم را بازیابند. همچنین در صورت وجود آسیب شدید، راه‌های دیگر برای برقراری ارتباط به بیمار آموزش داده می‌شود .

درمان مشکلات شناختی

از مهم‌ترین مشکلات شناختی بعد از سکته مغزی، مشکل حافظه و استدلال را می‌توان نام برد. در این موارد بیمار باید برای درمان، تحت نظر 

متخصص مغز و اعصاب قرار بگیرد.

درمان مشکلات حرکتی بعد از سکته مغزی

سکته مغزی می‌تواند عضلات یک طرف بدن را ضعیف کرده و باعث اختلال در حرکت شود. فیزیوتراپ‌های ماهر با آموزش تمرینات مغزی، به حفظ تعادل و تقویت عضلات این بیماران کمک می‌کنند. یک روش مؤثر برای درمان مشکلات حرکتی بعد از سکته مغزی تمرینات کششی هستند. پیاده روی نیز حتی با کمک گرفتن از دیگران، به بازیابی مهارت‌های حرکتی بیمار کمک می‌کند.

درمان مشکلات حسی

سکته مغزی باعث تغییر در برخی از حس‌های بدن مانند حس گرما، سرما یا فشار می‌شود. درمان‌گران می‌توانند با کاردرمانی بیماران این حس‌ها را به حالت اولیه خودشان برگردانند و از این طریق به درمان بعد از سکته مغزی بیماران کمک کنند.

حمایت خانوادگی و پشتیبانی احساسی

حمایت خانوادگی و پشتیبانی احساسی

از روش‌های توصیه شده برای تسریع درمان بعد از سکته مغزی حمایت خانواده را می‌توان نام برد. به‌عقیده‌ی بسیاری از پزشکان، دخالت و حمایت خانواده مؤثرترین راه برای درمان بعد از سکته مغزی و بهبود بخشیدن به کیفیت بیمار است. میزان ناتوانی و اختلال بیمار اهمیتی ندارد، خانواده یا دوستان نزدیک با حمایت بیمار و تشویق او می‌توانند تحمل دروان ریکاوری را برای او راحت‌تر کنند.

مراقبت از بیمار سکته مغزی در منزل

مدت‌زمان ریکاوری بیمار سکته مغزی مشخص نیست. برخی از افراد از طریق توانبخشی در عرض چند ماه قادر به برگشتن به زندگی روزمره خود هستند، در حالی که برای برخی دیگر این روند ممکن است یک سال یا بیشتر به‌طول بیانجامد. حتی خطر سکته‌های مغزی بعدی نیز برای بیماران سکته مغزی وجود دارد. به‌همین دلیل، مراقبت از این بیماران نیازمند دقت و توجه زیاد است. در ادامه راه‌هایی برای تسریع روند بازیابی بیماران سکته مغزی و راه‌های مراقبت از آن‌ها در منزل ذکر شده است.

توانبخشی و کار درمانی بیماران سکته مغزی

توانبخشی و کار درمانی بیماران سکته مغزی

درصورت نگهداری بیماران سکته مغزی در منزل، باید به محض صدور اجازه از طرف پزشک، جلسات 

کار درمانی و توانبخشی را برای او آغاز شود. جلسه‌های توانبخشی، یکی از مؤثرترین راه‌های کمک به بیماران سکته مغزی است که برای بهبود عملکرد ذهنی و فیزیکی فرد راهگشا است.

ورزش‌های بعد از سکته مغزی

مطالعات راه رفتن بر روی یک تردمیل را روش مؤثری برای بالا بردن راندمان حرکتی بیماران سکته مغزی عنوان کرده‌اند. همچنین استفاده از تردمیل باعث افزایش ظرفیت هوازی بیماران می‌شود و این ورزش از مناسب‌ترین راه‌های درمان است.

تغذیه بیماران سکته مغزی

یک رژیم غذایی سالم و مغذی همیشه انرژی لازم برای مغز و بدن بیماران سکته مغزی را تأمین می‌کند. توجه به رژیم غذایی و تغذیه بیماران سکته مغزی از مهم‌ترین عوامل برای تسریع زمان درمان می‌باشد.

خواب کافی

خواب در واقع می‌تواند خاطرات کوتاه مدت جلسه توانبخشی روزانه بیمار را به خاطرات طولانی‌مدت تبدیل کند و از این رو به بهبود حرکت او پس از سکته مغزی کمک می‌کند. بنابراین، خواب بیشتر فرصت بهتری را برای بهبود بیماران سکته مغزی و ریکاوری مغز آنها فراهم می‌کند.

نقش روان‌شناسی در درمان

نادیده گرفتن تغییرات روحی و روانی بیماران سکته مغزی به‌هیچ عنوان توصیه نمی‌شود. 

افسردگی، ناامیدی و خشم در این بیماران بسیار شایع است. به همین دلیل داشتن جلسات مشاوره با یک روانشناس مجرب برای بهبود وضع روحی و جسمی بیماران بسیار توصیه می‌شود.

مدیتیشن

مطالعات حاکی از آن است که انجام تکنیک‌های مدیتیشن می‌تواند به درمان افسردگی کمک کرده و همچنین باعث تنظیم احساسات و بهبود پردازش اطلاعات بیماران شود.

برقراری ارتباطات ذهنی با بیماران سکته مغزی

از آنجا که سکته مغزی باعث بروز مشکلات ارتباطی فیزیکی می‌شود، اعضای خانواده نباید ارتباط با بیماران را قطع کنند. حتی اگر بعد از سکته مغزی، بیمار قدرت تکلم خود را از دست داده باید او را تشویق به صحبت کردن کرده و حداقل با او ارتباط چشمی برقرار کرد. کوچک‌ترین ارتباطی که با بیماران سکته مغزی برقرار می‌شود، بیشترین تأثیر را در تسریع درمان بعد از سکته مغزی خواهد داشت.

استفاده از بازی ها برای درمان بعد از سکته مغزی

استفاده از بازی ها برای درمان بعد از سکته مغزی

تحقیقات حاکی از آن است که برخی از بازی‌های رایانه‌ای و ویدئویی برای بهبود سرعت ریکاوری بیماران سکته مغزی راهگشا هستند. بازی Wii توسط بعضی از پزشکان ایالات متحده اکنون به بیماران سکته مغزی توصیه شده است. چرا که این بازی باعث تحرک بازو و پای آنها می‌شود و به همین دلیل برای درمان بعد از سکته مغزی مناسب است.

دستگاه‌های کمک‌کننده به بیماران سکته مغزی

این دستگاه‌ها پروسه درمان بعد از سکته مغزی کرده را سرعت بخشیده و همچنین مراقبت از بیماران سکته مغزی را آسان‌تر می‌کند، زیرا بیماران سکته مغزی در انجام وظایفی مانند لباس پوشیدن، راه رفتن و خوردن نیازمند کمک هستند. میله‌های ثابت، توالت‌های برقی و فنجان با دسته‌های مخصوص چند نمونه از این دستگاه‌ها هستند.

فیزیوتراپی بعد از سکته مغزی

وقتی بیماران سکته مغزی به علائمی مانند عدم تعادل، سرگیجه و 

سردرد و دشواری در راه رفتن دچار باشند، بهتر است مراقبین آ‌نها از یک فیزیوتراپ برای تشویق و بهبود بیمار کمک بگیرند.

چه عواملی بر درمان بعد از سکته مغزی تأثیر می‌گذارند؟

چه عواملی بر درمان بعد از سکته مغزی تأثیر می‌گذارند؟

سکته مغزی برای هر فردی متفاوت است و تشخیص اینکه چه درصدی از توانایی های فرد بازیابی می‌شوند یا چه زمانی درمان طول می‌کشد امکان‌پذیر نیست. به طور کلی، درمان موفق سکته مغزی به موارد زیر بستگی دارد:
• عوامل فیزیکی: وخامت سکته در هر دو مورد اثرات فیزیکی و شناختی
• عوامل احساسی: خلق و خو و انگیزه و توانایی پیگیری فعالیت‌ها
• عوامل اجتماعی: حمایت از طرف دوستان و خانواده
• عوامل درمانی: شروع سریع توان‌یابی و مهارت‌های تیم یاری‌رسان
میزان بازیابی توانایی‌ها در بهترین حالت چند هفته تا چند ماه بعد از سکته مغزی اتفاق می‌افتد. البته شواهدی نشان می‌دهند که بین ۱۲ تا ۱۸ ماه زمان می‌برد تا عملکرد مغز به بهترین حالت خود برسد.

ماندگاری درمان بعد از سکته مغزی چقدر است؟

ماندگاری اثر درمان بعد از سکته مغزی بستگی به وخامت سکته و پیچیدگی‌های آن دارد. روند بهبودی برای برخی افراد سریع است، اما بیشتر افراد نیاز به فعالیت‌های توانیابی طولانی‌مدت دارند. در این شرایط درمان فرد بیمار تا ماه‌ها و حتی سال‌ها طول می‌کشد.

برنامه مربوط به توانیابی فرد بیمار بر اساس نیازها و شرایط او متغیر است. در هر حال مداومت ورزیدن در درمان سکته مغزی، می‌توان شرایط را برای همیشه بهتر کند.

از چه زمانی باید درمان بعد از سکته مغزی را آغاز کرد؟

از چه زمانی باید درمان بعد از سکته مغزی را آغاز کرد؟

درمان سکته مغزی هرچه زودتر شروع شود، بازیابی توانایی‌ها بیشتر امکان‌پذیر می‌شوند. اولویت‌های پزشکان برای درمان افراد مبتلا به سکته مغزی به ترتیب زیر است:
• تثبیت شرایط پزشکی بیمار
• کنترل عوامل تهدید کننده جان بیمار
• جلوگیری از وقوع سکته جدید
• درمان عوارض بعد از سکته مغزی
معمولاً درمان سکته مغزی بین ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد، حتی درصورت بستری بودن فرد در بیمارستان، آغاز می‌شود.

تأثیر امید

بهترین روش‌ها برای درمان سکته مغزی چیزی نیست به‌جز امید!
تحقیقات نشان می‌دهد که بهبودی کامل تنها برای ۱۰ درصد از افرادی که دچار سکته مغزی شدند اتفاق می‌افتد. هرچند این جمله آن‌چنان امیدوارکننده نیست، اما رعایت نکات زیر را در نظر بگیرید:
• درمان فلج بعد از سکته مغزی با انجام فیزیوتراپی تا حد بسیار زیادی امکان‌پذیر است.
• با انجام گفتار درمانی می‌توان به اصلاح گفتار پرداخت.
• با انجام بازی‌ها درمان فراموشی بعد از سکته ، امکان‌پذیر است.
در نهایت باید گفت تمرین کردن در هر زمینه‌ای، باعث ایجاد پیشرفت در آن‌ می‌شود. مغز هیچ وقت برای بهبود متوقف نمی‌شود و شما نیز نباید نا امید شوید.

درمان افسردگی بعد از سکته مغزی

درمان افسردگی بعد از سکته مغزی

برای اکثر افراد دچار به سکته مغزی، تجربه‌ی نا امیدی، عصبانیت، ناراحتی، بی‌انگیزگی و ترس در درجات مختلف بسیار شایع است. اینها درواقع علائم افسردگی پس از سکته مغزی هستند. با استفاده از این روش‌ها می‌توان به درمان افسردگی پس از سکته مغزی پرداخت:
• بهبود تغذیه: مواد غذایی حاوی فولیک اسید، اسید چرب امگا-۳، ویتامین ب و کربوهیدرات‌های پیچیده برای بهبود شرایط روحی راهگشا هستند.
• برقراری ارتباط: صحبت و مشاوره بیمار در مورد مشکلات، احساسات و نگرانی‌هایش با دوستان، خانواده و پزشکان بسیار توصیه می‌شود.
• تعیین اهداف: تعیین اهداف کوچک و واقع‌گرایانه‌ای برای کوتاه مدت توصیه می‌شود.
• گروه‌های حمایتی: شرکت در گروه‌های حمایتی افرادی که قبلاً سکته داشته‌اند تأثیرگذار است.
• کنترل استرس: راه های کنترل استرس مثل آروماتراپی و مدیتیشن به درمان استرس کمک می‌کند.
• فعالیت داشتن: انجام فعالیت هایی مثل شنا، یوگا و پیاده‌روی به بهبود سلامت بیمار و روحیه او کمک می‌کند.


اضطراب صبحگاهی چیست؟

اگر شما هم هر روز صبح با استرس از خواب بیدار می‌شوید، باید بدانید که اضطراب صبحگاهی ریشه‌های روانی دارد و بسیار شایع است. این اضطراب، تعریف بالینی ندارد، اما معمولا آن را اضطرابی می‌شناسند که بلافاصله بعد از بیداری یا در ساعت اولیه‌ی بیداری در افراد ایجاد می‌شود. در این مقاله، انواع مختلف اضطراب صبحگاهی، علل ایجاد آن و در نهایت، چند نکته‌ی کاربردی برای کاهش و رهایی از آن را شرح خواهیم داد.
اضطراب صبحگاهی به‌ میزان شدیدی استرس‌زا است، چون باعث می‌شود فرد روزش را به بدترین شکل ممکن شروع کند. مواردی مانند اختلال وسواس فکری یا اختلالات اضطرابی که حالتی شدیدتر هستند نیاز به درمان و مراجعه به 

متخصص مغز و اعصاب دارند. ممکن است اضطرابِ صبحگاهی در طول روزهایی از بین برود، اما معمولا چون فرد روزش را با اضطراب صبحگاهی شروع می‌کند، تا زمانی که می خواهد مجددا به رختخواب برود هم میزان بالایی از استرس را با خود حمل خواهد کرد.

 

انواع متداول اضطراب

معمولا اضطراب‌های صبحگاهی صرفا اضطراب عمومی هستند. شما تنها با احساس اضطراب یا استرس در مورد روزی که پیش رو دارید و بدون داشتن حمله‌ی عصبی بیدار می‌شوید.
اما برخی از انواع اضطرابِ صبحگاهی وجود دارند که همراه با حالت‌های شدید سایر اختلالات اضطرابی، مثل اختلال هراس یا اختلال وسواس فکری هستند.

علل بروز اضطراب صبحگاهی

علل بروز اضطراب صبحگاهی

در بیش‌تر موارد، علت اضطراب فرد پیچیده‌تر از آن است که قابل حدس باشد. به طور کلی اضطراب حاصل چند دهه تجربه، ژنتیک اتفاقات و انتخاب‌های زندگی فرد است. عواملی که به اضطراب منجر می‌شوند، آن‌قدر زیاد هستند که شاید شناسایی دقیق دلیل آن را غیرممکن کرده‌اند.

اما به‌طور کلی، در مورد اضطرابِ صبحگاهی موضوع کمی ساده‌تر است، به دلیل این‌که وما و به تنهایی نوع خاصی از اضطراب محسوب نمی‌شود، بلکه یک واکنش به اضطرابی است که می‌تواند چند علت احتمالی داشته باشد. علت‌های احتمالی اضطراب عبارت‌اند از:

1. پیوستگی اضطراب

شایع‌ترین دلیلی که موجب اضطرابِ صبحگاهی در افراد می‌شود، این است که همواره در طول روز اضطراب دارند. پس از بیدار شدن از خواب، بدن‌شان سرشار از اضطراب در این مورد می‌شود که روزشان چگونه خواهد بود. این موضوع به‌ویژه در افرادی که شغل‌های پر استرسی دارند، شایع‌تر است. اما این امکان هم وجود دارد که فرد با احساس وحشت‌ یا حملات پانیک (که فرد از شدت اضطراب احساس مرگ و 

سکته دارد ) و سایر استرس‌های روزانه نیز مواجه شود. بیدار شدن از خواب موجب می‌شود، بدن‌ به‌خاطر احتمال داشتن یک روز پراسترس احساس ناراحتی کند و این احساس ناراحتی در قالب اضطرابِ صبحگاهی خود را نشان می‌دهد.

2. رژیم غذایی نامناسب

برخی افراد بلافاصله پس از بیدارشدن به سراغ قهوه یا غذای چرب می‌روند. مصرف این مواد منجر به افزایش عصبی بودن، اضطراب و استرس در زمان صبح می‌شود. البته نوشیدن مقدار کم قهوه معمولا باعث اضطراب نمی‌شود، ولی گاهی می‌تواند موثر باشد. این مواد همچنین ممکن است در بعضی افراد باعث بروز 

سردرد شوند که بر شدت آشفتگی آن ها می‌افزاید.

3. اختلال در کمیت و کیفیت خواب

داشتن اضطراب و استرس بر عادت‌های خواب هم تأثیر منفی دارند، و حتی منجر به داشتن خواب با‌کیفیت پایین هم می‌شود. با احتمال بالایی افرادی که خوب نمی‌خوابند، با اضطراب بیش‌تری هم بیدار خواهند شد، چون بدن‌شان در تلاش برای بازیابی خود از استرس‌های گذشته است. کابوس‌ها و حمله‌های هراس احتمالی در طول شب هم می‌توانند به احساس استرس و اضطراب بعد از بیداری شدت ببخشند.

4. داشتن تجربه‌های بد صبحگاهی

با وجودی که اغلب افراد به دلیل فشارهای استرس‌زا در ادامه‌ی روز اضطراب را تجربه می‌کنند، فقط برخی افراد دچار اضطرابِ صبحگاهی می‌شوند، به دلیل این‌که صبح روزهای گذشته‌ استرس زیادی را تحمل کرده‌اند. برای مثال، اگر برای چند روز متوالی در هنگام صبح و پس از بیدار شدن با همسرتان جروبحث کرده‌ باشید، احتمالا بدنتان با این هشدار بیدار می‌شود و این بیدارشدن اضطراب‌های بیش‌تری به‌ دنبال خواهد داشت.

واقعیت این است که در بیش‌تر موارد، اضطرابِ صبحگاهی به این دلیل ایجاد می‌شود که از نظر ذهنی در مورد اضطرابی که قرار است در طول روز تجربه کنید، هراس دارید. این امر نتیجه‌ی وجود اضطراب مستمر در زندگی است، و متأسفانه میان آ‌‌‌ن‌هایی که دارای علائم اضطراب هستند، بسیار شایع است.

مشکل دیگری که وجود دارد ماندگاری اضطرابِ صبحگاهی است. اگر یک‌بار صبح‌تان را با احساس اضطراب شروع کنید، احتمال این‌که هر روز صبح دوباره آن را احساس کنید، زیاد است. چون بدن‌تان با نگرانی در مورد اضطرابی از خواب بیدار می‌شود که منتظر تجربه‌‌ی آن از طرف شماست. درمان این مشکل بدون کمک گرفتن یا تغییر در سبک زندگی، دشوارتر خواهد بود.

چگونه می‌توان اضطراب صبحگاهی را برطرف کرد؟

چگونه می‌توان اضطراب صبحگاهی را برطرف کرد؟

برای رفع اضطرابِ صبحگاهی لازم است موارد زیر را در نظر بگیرید:

  • برطرف کردن اضطراب و استرس روزانه
  • شکستن ارتباط بین صبح و اضطراب
  • تغییر فعالیت‌های روزمره برای کاهش استرس صبح
  • کاهش ترس از روز پیش رو
    به‌خاطر داشته باشید که بیش‌تر اضطرابِ صبحگاهی‌ شما به دلیل افکار منفی‌تان درباره‌ی چگونگی گذراندن روز و مواجهه با استرس‌های آن است. بنابراین از راهکارهای مفید زیر برای جلوگیری از اضطراب صبحگاهی در آینده کمک بگیرید.

1. کاهش استرس‌های روزانه

این قدم بسیار اهمیت دارد. لازم است اطمینان یابید که با تمام وجود آماده‌ی مواجهه با هر روزتان هستید و

 استرس زیادی را تجربه نخواهید کرد. اضطرابِ صبحگاهی رابطه‌ی مستقیمی با میزان علاقه‌ی شما به روز پیش رویتان دارد. اگر فکر کنید که روزتان پراسترس خواهد بود، اضطراب‌تان هم افزایش می‌یابد. برای انجام بهتر این گام، ابتدا لازم است دلیل استرس‌تان را کشف کنید.

شغلتان را از یک‌نواختی خارج کنید.

اگر شغلتان با استرس زیادی همراه است، به‌دنبال راه‌های لذت بردن از آن باشید. حتی اگر در یکی از بدترین شغل‌های دنیا هم کار کنید، می‌توان راه‌هایی برای افزایش کیفیت کارتان یا افزایش لذت بردن از آن پیدا کرد. سعی کنید انجام کار را برای خودتان جالب‌تر کنید تا استرسی که تجربه می‌کنید، کاهش یابد.

مشکلات شویی‌تان را حل و فصل کنید

افرادی که در رابطه با همسرشان مشکل دارند، حتما باید به این مشکلات رسیدگی کنند. اگر منفعل باشید و انتظار حل شدن خودبخودی همه‌چیز را داشته باشید، به جایی نخواهید رسید. اگر در طول روز آن‌قدر استرس دارید که با اضطرابِ صبحگاهی از خواب بلند می‌شوید و واقعا به دنبال رفع آن هستید، لازم است به سرعت تغییراتی در سبک زندگی‌تان ایجاد کنید.

تفریح کنید

شاید دلیل استرس‌تان حس یکنواختی و خوش نگذراندن در زندگی‌ است. در این صورت لازم است برای رفع این مسئله، تغییراتی در برنامه‌های زندگی‎تان ایجاد کنید. به باشگاه‌های ورزشی بروید و وقت بیش‌تری با دوستان‌تان بگذرانید. هر کاری که می‌خواهید انجام دهید، لذت بردن از آن را هم در نظر داشته باشید.

همه‌ی این مثال‌ها فقط برای نمونه هستند. آن‌چه در نهایت برای انجامش تصمیم می‌گیرید، باید بر مبنای دلیل ایجاد استرس و اضطراب‌تان باشد. فقط در این صورت است که می‌توانید اطمینان یابید قدم‌های لازم برای مقابله با آن را برداشته‌اید. اما در طول این فرایند به خودتان یادآوری کنید که رسیدگی به استرس‌تان، بهترین راه برای اطمینان از این است که دیگر بیدار شدن با اضطراب صبحگاهی را به یک روز پراسترس پیوند نمی‌زنید.

پیاده روی یا ورزش

2. پیاده‌روی یا ورزشی

راهکار دیگری که می‌توانید انجام دهید ورزش است. ورزش کردن را به عنوان اولین کاری که هر روز صبح باید انجام دهید، برنامه‌ریزی کنید. ورزش، به‌ویژه پیاده‌روی سریع، اگر از لحاظ فیزیکی قادر به انجامش باشید، موجب از بین رفتن 

هورمون‌های استرس و آزادسازی انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغزتان را می‌شود. به علاوه ماهیچه‌ها‌یتان را خسته می‌کند و به طور کلی منجر به بهبود کلی سلامت ذهنی و جسمی‌تان خواهد شد.
پژوهش‌ها همواره ثابت کرده‌اند که ورزش روزانه به اندازه‌ی برخی داروهای مهم کاهنده‌ی اضطراب یا حتی قدرتمندتر از آن‌ها عمل می‌کند. وقتی صبح بیدار می‌شوید، بدن‌تان انرژی زیادی در زمان استراحت و خواب ذخیره کرده و همه‌ی این اضطراب باید کاهش پیدا کند تا روز بهتری داشته باشید. ورزش پس از بیداری، مثل دویدن، دوچرخه‌سواری یا هر فعالیت دیگری که می‌توانید انجام دهید، سریع‌ترین و بهترین روش برای کاهش قابل ملاحظه‌ی اضطراب است.

3. انجام تمرین‌های تفکر مثبت

گاهی اضطراب صبحگاهی از تفکر منفی ناشی می‌شود. کسی که اضطرابِ صبحگاهی دارد، با این ذهنیت از خواب بیدار می‌شود که قرار است روز پراسترسی را تجربه کند و همین تفکر به اضطراب منجر می‌شود. شاید خود فرد متوجه شکل‌گیری چنین ذهنیتی نباشد، اما در واقع تفکر منفی بر احساس اضطراب در شروع روز موثر است.
اگر شما هم چنین حالتی دارید، لازم است خودتان را متعهد به انجام تمرین‌های تفکر مثبت کنید. البته در نظر داشته باشید که اثرگذاری این تمرین‌ها برای برخی افراد ماه‌ها زمان خواهد برد، اما تاثیر آن در افزایش تفکر مثبت ثابت شده است. در این صورت در زمان بیدار شدن، آن‌قدرها هم از آغاز روز وحشت نخواهید داشت. برخی از این تمرین‌ها عبارتند از:

جمله‌های تأکیدی

جمله‌های تأکیدی برای همه تاثیر ندارند، اما می‌توانند مفید باشند. در واقع جمله‌های تأکیدی، عبارت‌های مثبتی هستند که باید در زمانی که حس خوبی ندارید، مدام برای خودتان تکرار ‌کنید. شاید در ابتدا بی فایده یا حتی احمقانه به‌نظر برسند، اما در بلندمدت دیدگاهتان به زندگی را بهبود خواهند داد.

یادداشت‌های صبحگاهی

چه خودتان این کار را انجام دهید یا از دوستتان بخواهید برای‌تان انجام دهد، به هر حال باید هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، یادداشت مثبتی جایی در خانه قرار داده شده باشد. این یادداشت‌ها باید هر روز تغییر کنند و شامل عبارت‌هایی شبیه به امروز لبخند بزن» یا کارت عالیه»! باشند. این یادآوری‌های صبحگاهی شاد هم عملکردی شبیه به جمله‌های تأکیدی دارند؛ تنها تفاوت‌شان این است که جالب‌تر هستند و می‌توانند مطابق علایقتان باشند.

روزنگاری مثبت
روزنگاری مثبت

یکی دیگر از کارهای مفید این است که هر شب یا هر روز صبح، درباره‌ی اتفاقات فوق‌العاده‌ای که در زندگی‌تان تجربه کرده‌اید یا قرار است تجربه کنید، در یک دفترچه بنویسید. برای انجام این کار باید نگرش منفی‌تان را به‌حداقل برسانید تا مجبور شوید به چیزهای مثبت فکر کنید. با گذشت زمان در طول روز چیزهای مثبت بیش‌تری خواهید دید.

هدف‌گذاری

در نهایت، لازم است برای خودتان هدف تعیین کنید. این کار برای مواقعی که فکر می‌کنید انگار هیچ راهی در زندگی ندارید، بسیار مفید است. یک هدف کلی به همراه اهداف کوچک‌تر در زیر آن فهرست کنید. هر کدام از این اهداف کوچک باید تاریخی داشته باشند که در آن زمان محقق شود. همه‌ی‌ این موارد را در یک تقویم مشخص کنید. هدف گذاری باعث ایجاد انگیزه در هر روزتان و کمک به مقابله با برخی از دلایل اصلی اضطراب و منفی‌نگری می‌شود.
آیا این کارها به‌سرعت حال مثبتی در شما ایجاد می‌کنند؟ دادن پاسخ مثبت به این پرسش دشوار است. اما هرچه مثبت‌تر باشید، احساس بهتری نسبت به روزتان خواهید داشت و هرقدر احساس بهتری داشته باشید، ‌احتمال کاهش اضطراب صبحگاهی‌تان بالاتر خواهد رفت.

کاهش اضطراب

در نهایت، مهم‌ترین قدم، مقابله با اضطراب‌تان است. اکثر افراد در زمان صحبت در مورد کنترل اضطراب‌شان، به‌دنبال رفع‌ورجوع سریع آن هستند. اما کاهش اضطراب اصلا چیزی نیست که در کوتاه مدت و یک شبه حاصل شود. چه بخواهید خودتان در خانه به درمان اضطرابتان اقدام کنید یا از دیگران و حتی پزشک متخصص کمک بگیرید، باید مطمئن باشید که به زندگی بدون اضطراب متعهد هستید. اگر در این کار مداومت داشته باشد، مطمئنا کم‌تر به اضطراب صبحگاهی دچار خواهید شد.


برای چه بیماری هایی به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنیم؟

 

متخصص مغز و اعصاب یا Neurologist پزشکی متخصص است که بعد از گذراندن دوره ی پزشکی عمومی و 4 سال رزیدنتی در تخصص بیماری های مغز و اعصاب Neurology   به نورولوژیست منسوب می گردد تا بتواند بیماری هایی از قبیل ام اس MS ، انواع سردرد (میگرن ، سردرد های تنشی ، سردرد های خوشه ای و …)، تشنج ، صرع ، بیمری های عروقی مغز ، فلج ، کمر درد های مزمن ، سکته مغزی و … را تشخیص دهد و درمان لازم را انجام دهد.

سیستم عصبی انسان از دو بخش سیستم عصبی مرکزی و سیستم عصبی محیطی تشکیل شده است. سیستم عصبی مرکزی شامل مغز (نیمکره های مغز  ، ساقه مغز و مخچه ) و نخاع می باشد؛ سیستم عصبی محیطی شامل نورونهای عصبی محیطی است که ارتباط بین مغز و نخاع با بقیه ارگانها، اندامها و عضلات را برقرار می کند. سیستم عصبی سایر قسمت های بدن را سازماندهی و فرماندهی می کند ، از این رو تشخیص بیماری های مغز و اعصاب و درمان آن ها بسیار مهم و تخصصی است که باید فقط توسط متخصص مغز و اعصاب که دانش و مهارت لازم را در این زمینه دارد ، انجام شود.

متخصص مغز و اعصاب درمان های غیر جراحی بیماری های عضلات و مغز و اعصاب را انجام می دهد و در مواردی خاص نیازمند جراحی ، شما را به جراح ارجاع می دهد و در صورتی که بیمار نیاز به بررسی رفتاری و هیجانی داشته باشد یا دچار اختلالات روانی باشد به روانپزشک (متخصص اعصاب و روان) ارجاع داده می شود.

بیماری‌های مرتبط با مغز، نخاع، ستون فقرات و بیماری‌هایی از جمله دیسک گردن و دیسک کمر در حیطه کاری جراح مغز و اعصاب قرار می‌گیرد. توجه به این موضوع مهم است که هر گونه عمل جراحی بر روی ستون فقرات به این دلیل که طی آن عمل ممکن است به نخاع فرد بیمار آسیب وارد شود در حیطه کاری جراح مغز و اعصاب قرار می گیرد.

 

کی به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنیم؟

کی به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنیم 

بیمار بلافاصله بعد از بروز بیماریهای مغز و اعصاب و مشاهده ی علائم اولیه ی این بیماری ها باید به پزشک نورولوژیست مراجعه کند، اغلب بیماری های مغز و اعصاب پیشرونده هستند و با مراجعه به موقع به پزشک متخصص مغز و اعصاب پس از تشخیص بیماری از پیشرفت آن جلوگیری شده و مراحل درمان آغاز می شود.متخصص مغز و اعصاب قادر به تشخیص ، کنترل و درمان بیماری های عصبی یا مشکلات عصبی است. علائمی که معمولا با مشاهده ی آن ها باید به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کرد عبارتند از :

  • ضعف عضلانی
  • گیجی
  • سرگیجه
  • انواع سردرد ( میگرن، کلاستر، تنشی، …)
  • اختلال در راه رفتن و تعادل
  • تشنج
  • بیهوشی گذرا
  • پایین آمدن سطح هوشیاری

افرادی که دچار اختلال در حواس پنجگانه خود می شوند مانند حس لامسه، بینایی، بویایی، ممکن است نیاز به یک متخصص مغز و اعصاب داشته باشند. مشکلات حسی گاهی ناشی از اختلالات سیستم عصبی است.

متخصص مغز و اعصاب خوب با توجه به چگونگی کارکرد 

سیستم عصبی و مهارت و دانش لازم، قادر به تشخیص نوع بیماری سیستم عصبی می باشد. جهت انجام معاینات دقیق در صورت نیاز روش های پاراکلینیک از جمله تصویر برداری مغز شامل ام آر آی MRI ، سی تی اسکن مغز، نوار مغز و نوار عصب عضله، سونوگرافی داپلر عروق مغز و کاروتید مورد استفاده قرار می گیرد.

 

بیماری های مغز و اعصاب

بیماری های مغز و اعصاب 

برخی از بیماری های مربوط به مغز و اعصاب عبارتند از :

  • اختلالات حافظه مانند آایمر
  • انواع سردرد
  • بیماری های حرکتی مانند پارکینسون
  • اختلال تکلم و صحبت کردن
  • بیماری های ستون فقرات
  • انواع لرزش و تومور دست
  • اختلالات خواب شامل بی خوابی و نداشتن خواب عمیق
  • اختلالات اعصاب محیطی
  • بیماری های درگیر کننده ی میلین مغز مانند ام اس

 

محل کار متخصص مغز و اعصاب کجاست؟

 

متخصصان مغز و اعصاب بیماران خود را در کلینیک و یا بیمارستان ملاقات می کنند. بسیاری از متخصصان در بیمارستان های عمومی و خصوصی فعالیت می کنند. اگر شما نیاز به جراحی داشته باشید، متخصص مغز و اعصاب شما را به یک جراح مغز و اعصاب ارجاع می دهد.

 

چگونه متخصص مغز و اعصاب خوب پیدا کنیم؟

 

در صورت نیاز، از پزشک عمومی خود بخواهید تا شما را جهت ادامه ی درمان و یا تشخیص بیماری، به یک متخصص مغز و اعصاب خوب راهنمایی کند. شما باید بلافاصله بعد از بروز علائم بیماری های مغز و اعصاب و جلوگیری از پیشرفت بیماری به بهترین متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید.

 

اهمیت مراجعه به متخصص مغز و اعصاب خوب

 

پیدا کردن متخصص مغز و اعصاب خوب، به خصوص برای بیماران مبتلا به بیماری های مزمن که نیاز به مراقبت بلند مدت دارند ، بسیار مهم است. یک متخصص مغز و اعصاب خوب پزشکی است که ترکیبی از دانش و مهارت پزشکی و مهارت های ارتباطی و حس دلسوزانه داشته باشد.

متخصص مغز و اعصاب باید به تاریخچه ی بیمار و پرونده ی پزشکی و توجه کند. باید اطمینان حاصل کنید که پرونده ی شما مورد بررسی دقیق قرار گرفته تا از انجام آزمایش های تکراری و انجام پروسه های طولانی و تکراری جلوگیری شود و فرایند درمان شما تسریع یابد. اگر متخصص مغز و اعصاب معتمد و مورد اطمینان بیمار باشد و بیمار طبق دستورات پزشک عمل کند ، روند درمان با سرعت بیشتری انجام می شود . درمان بعد از اولین مراجعه شروع خواهد شد و بیمار تحت نظر پزشک قرار می گیرد.

 

تشخیص بیماری های مغز و اعصاب با فن آوری های جدید

 تشخیص بیماری های مغز و اعصاب با فن آوری های جدید

امروزه با پیشرفت علم و گسترش تکنولوژی ، روش های جدیدی جهت بهبود سلامت جامعه و سرعت بخشیدن به تشخیص و درمان بیماری ها ، پا به عرصه گذاشته اند. ابزارهایی که اطلاعاتی از داخل بدن بیمار بدست پزشکان می دهند و جهت پیشگیری و یا تشخیص دقیق و درمان بیماری بکار می روند عبارتند از :

  • سونوگرافی داپلر (سونوگرافی از عروق مغز)

  • نوار عصب و عضله
  • نوار مغز
  • ام آر آی MRI
  • سی تی اسکن مغز

تشخیص به موقع و زود هنگام بیماری ها پیشرفت چشم گیری در آینده ایجاد می کند . ردیابی بسیاری از بیماری های مغز و اعصاب کار دشواری است. تشخیص زود هنگام این بیماری ها به درمان بهتر و موثرتر آنها بسیار کمک خواهد کرد.

کلینیک تخصصی دکتر سید حسین آقامیری متخصص مغز و اعصاب تهران ، مجهز به مدرن ترین تجهیزات است و تمامی خدمات نوار مغز ، نوار عصب عضله ، سونوگرافی داپلر عروق مغز و انواع تزریق های لوکال یا ناحیه ای برای درمان سردردهای مزمن و مقاوم به درمان داخل مطب انجام می شود.

همچنین تزریق دیسپورت ها برای درمان اسپاستیسیتی یا سفتی اندام که بعد از 

سکته مغزی بروز می کند تحت گاید سونوگرافی به صورت دقیق انجام می شود. جهت مراجعه و اخذ اطلاعات بیشتر لطفا به صفحه ی تماس با ما مراجعه کنید.


صدابیزاری یا میسوفونیا

میسوفونیا اختلالی است که در آن افراد نسبت به صداهای معمولی مانند جویدن غذا و یا حتی نفس کشیدن، حساسیت شدید دارند و گاهی دچار خشم و نفرت می‌شوند. برخی از صداها مثل صدای بلند گیر اتومبیل به طور معمول آزاردهنده هستند، اما مبتلایان به اختلال میسوفونیا به هر نوع صدایی حساسیت دارند.

بررسی مواردی که با اختلال میسوفونیا در ارتباط است:

واکنش‌های احساسی و جسمی به صداهای معمولی، امکان دارد به احساس ترس،‌ 

اضطراب و یا خشم منجر شود. داشتن اطلاعات کافی در رابطه با این اختلال می‌تواند از پیشروی مشکل جلوگیری کند.

آنچه درمورد میسوفونیا باید بدانید:

مبتلایان به میسوفونیا به علت واکنش‌های قوی و تندی که دارند گاهی اوقات قادر به داشتن یک زندگی طبیعی نیستند. و این در حالی است که میسوفونیا یک اختلال بهداشتی در نظر گرفته شده و گزینه‌های درمانی آن هنوز محدود هستند.

درمان اختلال میسوفونیا:

درمان اختلال میسوفونیا

متأسفانه هیچ درمان و یا داروی خاصی برای این اختلال کشف نشده. تقلید صداهای توهین‌آمیز یکی از پاسخ‌های ناخودآگاه بوده که بعضی از افراد در مواقع تحریک توسط صداها، انجام می‌دهند. این تقلید، امکان دارد شرایط ناراحت کننده‌ای را ایجاد کند.

نکته‌هایی برای مدیریت حساسیت صدا:

  • پوشیدن گوش‌بند در جهت کاهش نفوذ صدا
  • گوش دادن به موسیقی با استفاده از هدفون، برای از بین بردن صداهای جانبی
  • آرامش داشتن، استراحت کردن و تمرین مراقبت‌های در جهت کاهش استرس
  • کاملاً واضح و در آرامش مشکل خود را برای دوستان و عزیزان خود مطرح کنید.
  • در صورت امکان، از قرار گرفتن در محیط‌های شلوغ خوددرای کنید.
  • انتخاب صندلی‌های مناسب در اماکن عمومی مانند مترو، برای ایجاد فاصله

برخی از نشانه‌های اختلال میسوفونیا

کلیدی‌ترین ویژگی این اختلال، واکنش‌های شدید مانند خشم یا نفرت، نسبت به افراد عامل صدا می‌باشد. برخی از صداهای موجود در محیط اطراف، برای برخی افراد فقط آزاردهنده هستند، در حالی که در افرادی دیگر موجب خشم، نفرت و برانگیختگی می‌شوند.

این اختلال در هر سنی از مردان و ن ممکن است اتفاق بیفتد، هر چند که اغلب نشانه‌های آن در اواخر دوران کودکی یا در اوایل نوجوانی بروز می‌کنند. نشانه‌ی اولیه‌ی آن در بیشتر موارد از یک صدای خاص آغاز و به تدریج صداهای تحریک‌کننده‌ی دیگری نیز به آن اضافه می‌شود.

مبتلایان به اختلال میسوفونیا به تدریج از واکنش‌های بیش از حد خود نسبت به صداها آگاه می‌شوند و شدت احساسات آن‌ها به حدی می‌رسد که کنترل خود را از دست خواهند داد.

همانطور که گفته شد این افراد به صداها، حتی تلفن همراه حساسیت داشته و بیشتر از دیگران مستعد دچار شدن به علائم افسردگی، اضطراب و عصبانیت می‌باشند.

طبق مطالعات صورت‌گرفته، مبتلایان به بیماری میسوفونیا علاوه بر واکنش‌های عاطفی، اغلب تجربه‌ی برخی از واکنش‌های فیزیکی را نیز دارند، این واکنش‌ها عبارتند از:

  • تنگی عضلات
  • احساس فشار در تمامی قسمت‌های بدن به خصوص قفسه سینه
  • افزایش فشار خون
  • افزایش دمای بدن
  • تپش قلب

عوامل شایع ایجادکننده‌ی میسوفونیا:

عوامل شایع ایجادکننده‌ی میسوفونیا

برخی صداها بیشتر موجب برانگیختگی این افراد می‌شوند. موارد نام‌برده شده در زیر، توسط محققان رایج‌ترین عوامل میسوفونیا شناسایی شده‌اند:

  • جویدن غذا که برای 81 درصد از افراد مبتلا آزاردهنده است.
  • نفس کشیدن یا صدای بینی که برای 64.3 درصد از افراد آزاردهنده است.
  • صدای تلفن همراه که 59.5 درصد افراد را آزرده می‌کند.

رابطه‌ی اختلال میسوفونیا با بیماری اوتیسم

از آنجایی که معمولاً کودکان مبتلا به 

اوتیسم در معرض تحریک‌های حساسیتی قرار گرفته‌اند، گمانه‌زنی‌هایی مبنی بر وجود آسیب‌شناسی و بیماری اوتیسم موجود است. به هر صورت برای تایید ارتباط این موارد، زمان بیشتری مورد نیاز است.

میسوفونیا به عنوان یک بیماری مزمن و اختلال اولیه درنظر گرفته می‌شود، بدین معنی که پیشرفت آن در ارتباط با شرایط دیگر نیست.

میسوفونیا و سیستم شنوایی

شباهت بسیاری بین میسوفونیا و وزوز گوش وجود دارد، در نتیجه برخی از محققان بر این باورند که این اختلال با اتصال فوقانی بین سیستم‌های شنوایی و مغز در ارتباط می‌باشد.

با استفاده از تصویربرداری  MRI، مطالعه‌ای در جهت تجزیه و تحلیل مغز افراد مبتلا به اختلال میسوفونیا صورت گرفته و بر اساس آن تشخیص داده شد که برخی صداها می‌توانند بخشی از مغز را که مسئول پردازش احساسات است تحت تاثیر خود قرار دهند.

سلول‌های عصبی افراد مبتلا به میسوفونیا، در بخش‌های خاصی از مغز myelination بالاتری نسبت به افراد متوسط ​​دارد و این امر قادر است سطح بالاتری از اتصال آ‌ن‌ها را افزایش دهد.

روش‌های تشخیص :

روش‌های تشخیص

DSM-5 منبع اصلی برای تشخیص اختلالات روانی در ایالات متحده می‌باشد و از بین نرفته است. این از لحاظ فنی، بدان معنا است که فرد، خود توانایی تشخیص این بیماری را ندارد.

با این حال، شبکه بین‌المللی میسوفونیا، شبکه ارائه‌دهنده خود با طیف وسیعی از متخصصان، از جمله 

متخصص مغز و اعصاب،‌ شنوایی و روانپزشکان علاقه‌مند و فعال، گسترش داده است.

مدیریت اختلال:

مبتلایان به میسوفونیا اکثراً کمتر تمایل به حضور در اجتماع را دارند. زیرا این کار مسبب مشکلاتی در آنها می‌شود. اطرافیان آن‌ها در اکثر مواقع تلفن همراه را از آن‌ها پنهان کرده و به هنگام استفاده آن را بی‌صدا می‌کنند، بنابراین ااین بیماران بیشتر به ملاحظه و پشتیبانی افراد نزدیک خود نیازمندند،  نزدیکان  همیشه نقش بسیار مهمی را در بهبود فرد دارند از آنها انتظار می‌رود این مسئله را درک کنند که پیش آمدن چنین شرایطی امکان دارد برای هر کسی شدنی است و عمدی در کار نیست.

سازمان بین‌المللی میسوفونیا Misophonia International به دنبال ارائه اطلاعات مفید در این زمینه و برای کسانی که درگیر این شرایط هستند، می‌باشد. این سازمان در حال برنامه‌ریزی برای انجام آزمایشات گوناگونی بوده تا روش‌های درمانی بهتری برای این اختلال کشف شود. مسلماً در آینده از نتایج آزمایشات بر روی این اختلال بیشتر می‌شنویم.


هماتوم مغزی یا تجمع خون بین مغز و جمجمه چگونه اتفاق می‌افتد؟

به تجمع خون در خارج از مغز، که معمولاً براثر آسیب شدید سر ایجاد می‌شود، هماتوم مغزی گفته می‌شود. افزایش فشار مغزی و خونریزی در اثر هماتوم به مرگ ختم می‌شود.
برخی از هماتوم‌های مغزی خودبخود متوقف شده و از بین می‌روند. ولی برای برخی دیگر، تنها عمل جراحی راهگشا است.

 

هماتوم مغزی چیست؟

در هماتوم مغزی ، خونریزی بیرون مغز و در زیر استخوان جمجمه اتفاق می‌افتد و همین باعث می‌شود که خون بین لایه‌های بافت اطراف مغز جمع شود.
فشاری که خونریزی به مغز وارد می‌کند، منجر به بروز علائم هماتوم مغزی می‌شود.
بالا رفتن فشار داخل جمجمه (کاسه سر) بر اثر این بیماری، می‌تواند به بیهوشی و مرگ ختم شود.

دلایل

معمولاً آسیب سر براثر اتفاقاتی مثل تصادفات رانندگی، افتادن از بلندی، کتک‌کاری و دعوا، منجر به هماتوم مغزی می‌شود.
ضربه ناگهانی به سر، منجر به پارگی رگ‌های خونی سطح مغز شده و درپی آن هماتوم مغزی اتفاق می‌افتد.
وقتی آسیب سر با خونریزی ناگهانی و شدید همراه باشد و به هماتوم مغزی منجر شود، فرد بیهوش شده و خیلی زود به حالت کما می‌رود.
افراد مبتلا به بیماری‌های خونریزی‌کننده مانند هموفیلی و کسانی که مجبور به مصرف داروهای رقیق کننده خون مثل 

وارفارین هستند، دارای ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری هستند.
در افراد دارای زمینه خونریزی، حتی آسیب نسبتا جزئی سر می‌تواند باعث بروز هماتوم مغزی شود.
در هماتوم مغزی مزمن، با پارگی سیاهرگ‌های کوچک واقع در سطح خارجی مغز، خونریزی در فضای بین جمجمه و مغز اتفاق می‌افتد. ممکن است تا چند روز و یا چند هفته شاهد بروز علائم نباشیم.
شکل مزمن این بیماری، در افراد سالخورده بیشتر شایع است. زیرا جمع شدن و چروک خوردن مغز در این سن باعث کشیدگی بیشتر سیاهرگ‌های کوچک سطح مغز و در نتیجه پارگی بیشتر آنها می‌شود.
همچنین مشکلات ناشی از آسیب نخاع، به ندرت منجر به هماتوم مغزی می‌شوند.

علائم این بیماری بسته به میزان خونریزی متفاوت است:

علائم این بیماری بسته به میزان خونریزی متفاوت است

۱- وقتی آسیب سر با خونریزی شدید و ناگهانی همراه باشد و به هماتوم مغزی منجر شود، فرد بیهوش شده و فوراً به حالت کما می‌رود.
۲- امکان دارد فرد تا چند روز بعد از آسیب سر، سالم و طبیعی دیده شود، اما کم‌کم به گیجی دچار شده و چند روز بعد بیهوش می‌شود. در این حالت خونریزی کندتر اتفاق افتاده و در نتیجه هماتوم مغزی، آرام‌تر بزرگ می‌شود.
۳- درصورت تشکیل کند و آهسته‌ی هماتوم مغزی، ممکن است تا بیش از دو هفته بعد از شروع، شاهد علائم قابل توجهی نباشیم.
علائم این بیماری عبارتند از:
• سردرد
• سرگیجه
• خواب‌مرگی یا خواب‌آلودگی شدید
• گیجی
• تهوع و استفراغ
• تغییر رفتار
• بی‌حسی
• ضعف و سستی
• تشنج
علائم هماتوم در افراد مختلف به‌شکل متفاوت بروز می‌کند.
علاوه بر اندازه هماتوم مغزی، سن فرد و سابقه‌ی داشتن دیگر بیماری‌ها، در بروز علائم این بیماری تأثیر دارند.

تشخیص

تشخیص

افرادی که به آسیب جمجمه و ضربه به سر دچار می‌شوند، بعد از مراجعه به 

متخصص مغز و اعصاب، معمولاً ام آر آی و سی تی اسکن از سر آنها گرفته می‌شود. این نوع آزمایشات تشخیصی، تصاویری از داخل جمجمه ارائه می‌دهند که هر نوع هماتوم مغزی را می‌شود در آنها دید.
برای تشخیص هماتوم، ام آر آی از سی تی اسکن بهتر است، ولی سی تی اسکن سریع تر جواب را ارائه داده و بیشتر در دسترس است.
برای تشخیص این بیماری، به ندرت از روش آنژیوگرافی استفاده می‌شود. در روش آنژیوگرافی، کاتتر به داخل سرخرگ فرستاده شده و ماده مخصوص تزریق می شود و با اشعه ایکس، جریان خون در داخل سرخرگ‌ها و سیاهرگ‌ها نشان داده می‌شود.

درمان

• نوع درمان هماتوم مغزی بستگی به شدت آن دارد. درمان از مراقبت دقیق تا جراحی پیشرفته تغییر می‌کند.
• در هماتوم مغزی کوچک با علائم خفیف، روش درمانی خاصی به غیر از معاینه فرد توسط متخصص توصیه نمی‌شود.
• برای اثبات بهبودی هماتوم مغزی، انجام آزمایشات تصویربرداری مکرر از ناحیه سر ضروری است.
• در هماتوم‌های مغزی شدید یا خطرناک، عمل جراحی برای کم کردن فشار روی مغز ضروری است.
روش های مختلف جراحی هماتوم مغزی عبارتند از:
۱- سوراخ کردن جمجمه (کاسه سر): سوراخی در جمجمه و در بالای قسمت دچار هماتوم، ایجاد شده و از طریق این سوراخ، خون جمع شده در آنجا را بیرون می‌کشند.
۲- کرانیوتومی: برای دسترسی بهتر به هماتوم و همچنین کاهش فشار مغزی، بخش بزرگ تری از جمجمه برداشته می‌شود. مدت کوتاهی بعد از این کار، آن قسمت جمجمه سر جایش قرار خواهد گرفت.
۳- کرانیکتومی: یک قسمت از جمجمه، برای مدت زمانی طولانی‌تر برداشته می‌شود تا مغز آسیب‌دیده بدون تخریب دائمی منبسط (باز) شود. این روش کمتر برای درمان هماتوم مغزی به کار گرفته می‌شود.
افراد مبتلا به هماتوم مغزی شدید، اغلب شدیداً بیمار هستند و به دستگاه تنفس مصنوعی و سایر وسایل کمکی نیازمندند.


کدام بخش از مغز با خجالت کشیدن در ارتباط است؟

سرخ می‌شوید و روی گونه‌هایتان احساس داغی می‌کنید؟‌ کف دستهای شما عرق می‌کند؟ با تفسیر کردن حرف‌ها و تعریف‌های دیگران احساس خجالت یا شرم به شما دست می‌دهد؟ برخی افراد خیلی وقت‌ها در مواجهه با موقعیت‌های ساده‌ای مانند تعریف و تشویق کردن از آنها، صدا کردن آنها در جمع، یا حتی موارد کوچک‌تر از این، خجالت می‌کشند و به دیگران اصطلاح آنها را خجالتی می‌دانند.
تیمی تحقیقاتی برای کنترل خجالت، برای جدایی بخشی از مغز در تلاش است. آنها به این نکته رسیده‌اند که همراه با احساس خجالت که با تجربیاتی مانند شنیدن صدای آواز خواندن خودتان بروز می‌کند، قسمت کوچکی از بافت عمیق درون مغز، به اندازه تکه‌ای از انگشت شست شما، ایزوله و جدا می شود.
این منطقه 

مغزی در افرادی مانند مبتلایان به زوال عقل، که سطوح کم‌خجالت را ناز خود شان می‌دهند، از حالت طبیعی کوچکتر است. این منطقه از مغز در واقع بخشی ضروری برای این واکنش در نظر گرفته می‌شود.
در نشریه Live Science از زبان تیم تحقیقاتی Sturm اینطور نوشته شده است: با از دست دادن این منطقه از مغز، واکنش خجالت در فرد از بین می‌رود. بیماران مبتلا به زوال عقل، از جمله افرادی با اختلالاتی مانند بیماری آایمر، اکثر شرکت‌کنندگان در تحقیقات Sturm را تشکیل می‌دهند.

 

مراکز مربوط به شخصیت

در ناحیه‌ای به نام قشر پیش‌سینگولیت قدامی، مرکز خجالت تمرکز داده شده است. این بافت به طور عمیقی در داخل مغز، رو به راست و جلو قرار گرفته است. این منطقه برای تنظیم بسیاری از عملکردهای خودکار بدن مانند ضربان قلب، عرق کردن و تنفس ایفای نقش می‌کند، اما در بسیاری از عملکردهای مربوط به تفکر، مانند رفتارهای درجستجوی پاداش (مثل کسانی که با اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کنند)، احساسات و تصمیم گیری نیز مشارکت دارد. به گفته‌ی استورم این قسمت، دارای طرح‌هایی برای مراکز بالاتر و همچنین پروژه‌هایی برای مراکز پایین می‌باشد. همچنین این قسمت در واکنش‌های احشایی و حرکتی، نقش دوگانه‌ای را ایفا می‌کند.

اندازه و شکل مناطق مغز در نزدیکی این یکی، باعث تفاوت در شخصیت فرد می‌شود. به عقیده‌ی برخی دانشمندان، منطقه خاص مغزی بزرگتر، با کارکردهای قوی‌تر مرتبط با آن همراه می‌شود. به عنوان مثال، افراد برونگرا، مراکز پردازش پاداش بزرگتری را دارا هستند، در حالی که افراد خجالتی و مضطرب، مراکز تشخیص خطای بزرگتری دارند. همچنین مطابق مطالعات انجام‌شده، افراد بسیار بخشنده، مناطق بزرگتری مرتبط با درک باور دیگران را در خود دارند.

ازبین رفتن خجالت

ازبین رفتن خجالت

افرادی مبتلا به زوال عقل، به کم کردن سطح خجالت خود و حتی تماشای نمایش‌های سرگرم کننده، نشسته در کنار دیگران تمایل دارند. بسیاری از کارهایی که انجام دادن آنها برای افراد مبتلا به زوال عقل راحت است، مانند خوردن از بشقاب دیگران یا ماساژ دادن غریبه‌ها به هیچ وجه باعث خجالت آنها نمی‌شود.
هنگامی که استورم مغزهای آنها را اسکن کرد، دریافت که آنها مناطق خودآگاهی و خجالت کمتری نسبت به شرکت کنندگان دارند، ابعاد منطقه خجالت در قشر سینگولیت آنها کوچکتر بود. اسکن کردن این ناحیه مغز، می‌توانست در تشخیص زود هنگام این موقعیت یاری‌رسان باشد، چرا که تغییرات اجتماعی و رفتاری قبل از بروز نشانه‌های دیگر، رخ می‌دهد.
استورم گفت: با درک بهتر تغییرات هیجانی که در این بیماری‌ها اتفاق می‌افتد می توان در اوایل دوره بیماری و زمانی که تشخیص ممکن است با ابهام مواجه باشد، مفید واقع شد. یک حالتی انگل وار از تغییرات احساسی یا اجتماعی امکان دارد وجود داشته باشد که با بیماری همراه خواهد بود.

قشر سینگولیت قدامی (ACC) بخشی از قسمت جلویی سینگولیت می‌باشد که اطراف بخش جلویی جسم پینه‌ای، همانند یک گردنبند قرار گرفته است و مناطق برودمن را شامل می‌شود. آنطور که به نظر می‌رسد، این قشر در انواع مختلفی از عملکردهای اتونومیک نظیر تنظیم فشار خون و ضربان قلب ایفای نقش می‌کند. همچنین برخی از عملکردهای سطح بالاتر مانند پیش‌بینی پاداش، تخصیص توجه، اصول اخلاقی و روحیات، تصمیم‌گیری و کنترل انگیزش (مثل نظارت بر عملکرد و تشخیص خطا) و احساسات نیز به این قشر مربوط هستند.


فلج بل یا فلج ناگهانی صورت، نشانه‌ها و راه‌های درمان

فلج بل نوعی بیماری می‌باشد که به طور ناگهانی و موقت باعث فلج شدن عضلات یک طرف صورت می‌شود. و در پی آن انجام حرکاتی مثل تکان دادن بینی، پلک یا دهان برای فرد دشوار می‌شود. فلج بل به آویزان شدن یا سفت به‌نظر رسیدن یک طرف صورت که دچار شده منجر می‌شود.

 

وقتی یکی از اعصاب صورت درست کار نمی کند، این فلج اتفاق می افتد و بیشتر اوقات یک ویروس مسبب این اختلال است. عصب صورت، در حین درست کار کردن، پیغام‌هایی را دریافت می‌کند که از مغز به صورت فرستاده شده. این پیغام ها ممکن است حامل محتواهایی مانند لبخند زدن، بستن پلک یا اخم کردن باشند یا به غدد بزاقی فرمان تف کردن بدهند. ولی با التهاب و تحت فشار قرار گرفتن این عصب، یعنی زمان رخ دادن فلج بل، ارسال این پیغام ها به درستی انجام نمی‌شود. در نتیجه عضلات یک طرف صورت به طور موقت ضعیف یا فلج می‌شود.

فلج عصب زوج هفتم مغزی یا عصب صورتی، مسبب فلج بل (Bell’s palsy) می‌باشد. فلج شدن عضلات صورت در این حالت به صورت ناگهانی و به طور موقت اتفاق می‌افتد. اغلب تنها یک طرف صورت گرفتار می‌شود. درگیری عصب صورتی اغلب به تنهائی یک بیماری نمی‌تواند باشد، بلکه علامتی است از یک بیماری دیگر مانند آسیب، عفونت و یا تومور عصب صورتی.

فلج عصب فاسیال، خودبه‌خود و بدون بروز نشانه‌ای از دیگر بیماری ها، فلج ایدیوپاتیک بل می‌نامند. اگرچه چیزی که بیشتر دیده شده این است که فلج بل مکانیسمی ایمنی التهابی ویروسی دارد. این بیماری در هر گروه سنی امکان دارد اتفاق بیفتد. ولی در 40-20 سالگی بیشتر شایع است. در یک جمعیت صدهزار نفری سالانه 20-10 مورد از آن تفاق می‌افتد.

دلیل فلج بل :

علت فلج صورت بل معلوم نشده، اما بیشتر اوقات دلیلش عملکرد 

ویروس هرپس است که عامل اصلی ابتلا به سرما خوردگی می باشد. در بیشترموارد ابتلا به فلج یک‌طرفه صورت، عصبی که عضلات یک طرف صورت را کنترل می‌کند، به خاطر التهاب ایجاد شده دچار آسیب می‌شود.

به علاوه خیلی از عوامل بیماری‌زا می توانند باعث ضعیف یا فلج شدن شوند. اگر هیچ دلیل مشخصی برای  فلج ناگهانی صورت در بیمار مشاهده نشود، در اصطلاح تخصصی فرد به فلج بل مبتلا شده.

علائم فلج بل :

علائم فلج بل

فلج کامل یک طرف صورت، باعث می‌شود ظاهر فرد بی‌تفاوت و بی‌روح به نظر برسد، زیرا در طرف درگیر، عضلات ناحیه پیشانی تا زیر دهان بی‌حرکت می‌شوند. ممکن است گوشه دهان فرد، دچار افتادگی شده و نگه داشتن آب دهان در طرف درگیر به سختی انجام شود. حرکت دادن عضلات سمت درگیر  باعث مضحک شدن چهره‌ی فرد مبتلا می‌شود.

چشم طرف درگیر امکان دارد به‌طور کامل یا به هیچ‌وجه بسته نشود و بنابراین امکان دارد اشک از آن چشم نشت کند. برخی از افراد از درد ناحیه فک، پشت گوش یا یک طرف صورت شاکی هستند. احساس کشیدگی یا انقباض در طرف درگیر طبیعی است و امکان دارد فرد به تغییراتی در حس چشایی و ترشح بزاق، افزایش حساسیت به سر و صدا یا اشکال در حرف زدن یا بلع غذا دچار می‌شود. فلج بل در هر سنی ممکن است اتفاق بیفتد، اما در سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی بیشتر دیده شده. این بیماری گاهی اوقات می‌تواند به عفونتی در گوش میانی ارتباط داشته باشد.

علائم و نشانه‌های فلج بل معمولاً ناگهانی پیش می‌آیند و می تواند موارد زیر را شمال شود:

  • ضعف خفیف ناگهانی تا فلج کامل در یک سمت صورت فرد که در مدت چند ساعت تا چند روز ادامه دارد و باعث دشوار شدن لبخند زدن یا بستن چشم در آن سمت صورت خواهد شد.
  • افتادگی صورت و مشکل شدن تغییر حالت چهره.
  • افزایش حساسیت به صدا در سمت درگیر.
  • درد در اطراف فک یا داخل یا پشت گوش فرد در سمت درگیر.
  • کاهش حس چشایی.
  • سردرد

  • تغییر در میزان تولید اشک و بزاق

در موارد نادر، فلج ب قادر است اعصاب دو سمت صورت فرد را درگیر کند.

کی باید به پزشک مراجعه کرد؟

کی باید به پزشک مراجعه کرد؟

در صورت بروز هر نوع فلج مراجعه به 

متخصص ضروری است. زیرا امکان دارد سکته مغزی اتفاق افتاده باشد. فلج بل به علت سکته مغزی اتفاق نمی‌افتد اما دارای علائم مشابه است. در صورت بروز ضعف یا افتادگی صورت باید به متخصص مراجعه شود تا علت زمینه‌ای و شدت بیماری مشخص شود.

آزمایش‌های تشخیصی

هیچ نوع آزمایش اختصاصی برای تشخیص فلج ب موجود نیست. پزشک به صورت فرد نگاه کرده و از او می خواهد که با بستن چشم‌ها، بالا بردن ابرو، نشان دادن دندان‌ها و اخم، عضلات صورت خود را حرکت دهد. سایر بیماری ها مانند 

سکته مغزی، بیماری لایم، عفونت ها  و تومورها نیز می توانند منجر به ضعف عضلات صورت شده و علائم فلج ب را داشته باشند. اگر علت علائم فردتشخیص داده نشود، پزشک ممکن است سایر آزمایشات را توصیه کند، مانند:

  • الکترومیوگرافی یا نوار عضله (EMG) : این تست برای تأیید وجود آسیب عصبی و تعیین شدت آن به کار برده می‌شود. EMG فعالیت الکتریکی عضله را در پاسخ به تحریک سنجیده و سرعت و ماهیت انتقال ایمپالس‌های الکتریکی در طول عصب را تخمین می‌زند.
  • تصویربرداری با اشعه X، ام آر آی(MRI) یا سی تی اسکن امکان دارد برای رد کردن دلایل دیگر احتمالی فشار بر روی عصب صورت مانند تومور یا شکستگی جمجمه به کار برده شود.

درمان فلج بل توسط فیزیوتراپی

درمان فلج بل توسط فیزیوتراپی

فلج بل یا فلج عصب صورت، مشکلی عمومی می‌باشد که اعصاب و عضلات صورت را درگیر کرده و به افتادگی یا فلج نیمی از صورت منجر می‌شود. افراد در هر سن و با هر جنسیتی امکان ابتلا به این بیماری را دارند. نشانه‌های این بیماری به دنبال وارد شدن آسیب به عصب صورت (عصب هفتم جمجمه) شروع شده و عضلات صورت را تحریک می‌کند.

این عصب عضلات نزدیک چشم، عضلات بالا برنده ابرو و عضلاتی که عامل لبخند زدن می‌باشند و نیز عضلاتی که باز و بسته شدن دهان بیمار را ممکن می‌کنند، را کنترل می‌کند. عصب صورت همچنین مسئول انتقال احساس از قسمت جلوی زبان، کنترل غده‌های عرق صورت و مجراهای اشک چشم می‌باشد.

دلیل آسیب دیدن عصب صورت معمولاً ناشناخته است، اما این مشکل امکان دارد به خاطر یک عفونت ویروسی، آسیب های ادواری، مشکلات گردش خون به وجود بیاید و تمام این مشکلات می تواند باعث ایجاد التهاب در اطراف عصب شود. فلج بل یا فلج صورت اغلب به‌طور کامل قابل درمان است. فرآیند بهبود ممکن است سریع باشد یا چندین ماه به طول بی‌انجامد. استفاده از روش‌های فیزیوتراپی و کسب آموزش‌های لازم، در سریع تر شدن دوره ریکاوری بیمار راهگشا است.

دارودرمانی فلج بل :

فلج بل در بیشتر موارد با یا بدون دارو به طور کامل قابل درمان است. برای درمان این بیماری هیچ دلیلی وجود ندارد، اما پزشک شما ممکن است به منظور تسریع بهبودی شما داروها یا درمان فیزیکی را تجویز کند. جراحی برای درمان فلج ب به‌ندرت کاربردی است.

داروهایی که برای درمان فلج ب به کار می روند عبارتند از :

داروهایی که برای درمان فلج ب به کار می روند

  • کورتیکواستروئیدها، مانند پردنیزولون، عوامل ضدالتهابی قوی می‌باشند. اگر آنها بتوانند ورم عصب صورت را کاهش دهند، سبب می شوند که عصب در داخل راهروی استخوانی که آن را احاطه کرده، به راحتی قرارگیری شود. تجویز کورتکواستروئیدها در طی چند روز اول شروع علائم ممکن است بهتر عمل کنند.
  • داروهای ضد ویروس، مانند آسیکلوویر(زوویراکس) یا والاسیکلوویر(والترکس)، در صورتی که ویروس عامل بیماری باشد، امکان دارد از پیشرفت عفونت جلوگیری کنند.

این درمان احتمالاً  تنها در صورتی که فلج صورت شدید باشد، صورت می‌گیرد.

درمان فیزیکی عضلات فلج

متخصص طب فیزیکی می تواند ماساژ و ورزش عضلات صورت را آموزش داده و از ایجاد انقباض دائمی پیشگیری کند.

جراحی

در گذشته، جراحی برای رفع فشار وارده به عصب صورت، از راه باز کردن مسیر استخوانی که عصب از آن عبور می کرد، صورت می‌گرفت.

امروزه، جراحی توصیه نمی‌شود. آسیب عصب صورت و کاهش دائمی شنوایی از خطرات احتمالی مرتبط با این جراحی می‌باشند. در موارد نادر، جراحی پلاستیک ممکن است برای اصلاح مشکلات ماندگار عصب صورت ضروری باشد.


آنژیوگرافی مغز

آنژیوگرافی مغز از کاتتر، تصویربردار با اشعه ایکس و تزریق مواد کنتراست استفاده می کند تا رگ های خونی مغز برای ناهنجاری هایی مانند آنوریسم مغز و بیماری مانند آترواسکلروز، بررسی شوند. آنژیوگرافی روشی است که دقیق‌ترین اطلاعات از عروق را تهیه ودر اختیار جراح یا 

متخصص مغز و اعصاب قرار می‌دهد. با توجه به این اطلاعات، متخصص می‌تواند برخی از بیماری‌ها را بدون نیاز به عمل جراحی باز، درمان کند یا در صورت نیاز به عمل ، این اطلاعات، متخصص را در انجام سریع و دقیق این امر کمک می‌کند. آنژیوگرافی مغز تصاویری بسیار دقیق و واضح را از را از رگ های خونی در اختیار قرار می دهد.

پزشک شما درمورد نحوه ی آماده سازی، از جمله هرگونه تغییرات در برنامه داروهایتان آموزش های لازم را خواهد داد. درباره ی شرایطتان با پزشک خود حتما صحبت کنید. اگر حامله هستید، اخیرا دچار بیماری شدید، داروی خاصی مصرف می کنید یا به مواد کنتراست ید دار حساسیت دارید به پزشک خود اطلاع دهید.

در حال حاضر آنژیوگرافی به منظور تشخیص، به صورت سرپائی از طریق کشاله ران یا مچ دست انجام می‌شود. ابتدا از طریق یک کاتتر که وارد فضای داخلی عروق و تا مبدأ عروق مورد بررسی هدایت می شود، ماده به ابتدای رگ مورد بررسی تزریق و سپس تصویربرداری رادیوگرافیک انجام می‌شود. عروقی که دچار اتساع، تنگی یا انسداد شده اند در تصویر کاملاً مشخص هستند.

آنژیوگرافی مغز در چه مواردی مورد استفاده قرار می گیرد؟

پزشکان از این روش برای تشخیص یا تایید ناهنجاری ها در رگ های خونی مغز استفاده می کنند از جمله :

  • آنوریسم مغزی، کیسه یه بقایایی که در شریان برا ثر ضعف دیواره ی آن به وجود آمده.
  • آترواسکلروز، تصلب شرایین.
  • ناهنجاری های عروق کرونر،انسداد رگ های خونی که مانع جریان طبیعی خون در مغز می شود.
  • واسکولیت، التهاب عروق خونی که عموما باعث تنگ شدن آن ها می شود.
  • تومور مغزی.
  • ه خون.
  • پارگی در یک شریان.
  • سکته مغزی.

آنژیوگرافی مغز در موارد زیر انجام می شود :

  • برای ارزیابی شریان های سر و گردن قبل از عمل جراحی.
  • برای ارائه اطلاعات اضافه تر در مورد ناهنجاری های دیده شده در ام آی آی MRI  یا سی تی اسکن مغز، مانند عرضه خون به تومور.
  • برای آماده شدن برای سایر درمان های پزشکی، مانند برداشتن تومور.
  • این روش همچنین می تواند برای تشخیص علت علائم زیر استفاده روش :
  • سردرد شدید

  • لکنت زبان
  • سرگیجه
  • تاری دید یا دید دوبینی
  • ضعف یا بی حسی
  • از دست دادن هماهنگی و تعادل

مراحل آمادگی قبل از آنژیوگرافی مغز چیست؟

تمام داروهایی که مصرف می کنید شامل مکمل های گیاهی، آلرژی هایی که دارید به خصوص به داروهای بیهوشی عمومی یا مواد کنتراست ید دار، باید به پزشک خود اطلاع دهید. پزشک ممکن است شما را از مصرف آسپیرین یا دارهای ضدالتهابی غیر استروئیدی تا مدتی قبل از عمل منع کند.

اگر در طی این عمل به شما آرامبخش بخواهد داده شود، تا 4 یا 8 ساعت قبل از  عمل نباید بنوشید یا غذا بخورید.

تجهیزات آنژیوگرافی مغز چگونه هستند؟

در این عمل تجهیزات اشعه ی ایکس استفاده می شود.

کاتتر یک لوله ی پلاستیکی است که بصورت عروقی استفاده می شود و بسیار نازک است. کاتتر درون عروق بزرگ قرار گرفته و در جای خود ثابت می شود و بسیار انعطاف پذیر است.

کاتتر از طریق برشی کوچک که توسط سوزن ایجاد شده، وارد شریان کشاله ران می شود. با استفاده از هدایت اشعه ایکس، بدون درد به عروق گردن که خون را به مغز می رسانند هدایت می شود.

سایر تجهیزات مورد استفاده در این روش عبارتند از :

  • تزریق داخل وریدی IV

  • دستگاه سونوگرافی
  • دستگاه هایی که شربان قلب و فشار خون شما را کنترل می کند.

 

آنژیوگرافی مغز چگونه کار می کند؟

اشعه ایکس از طریق اکثر اشیا از جمله بدن عبور می کند. اساس ایکس ری آنژیوگرافی  مشابه ایکس ری های معمولی است. تنها تفاوت آنژیوگرافی با ایکس ری در این است که اشعه ایکس توسط تشدیدکننده‌های تصویر و نتایج تصویر با TV camera نمایش داده می‌شود. در سیستم‌های آنژیوگرافی جدید، هر فریم از سیگنال TV آنالوگ به فریم دیجیتال تبدیل شده و در حافظه کامپیوتر ذخیره می‌شود.

 

در طول عمل و پس از انجام آنژیوگرافی مغز چه احساسی را تجربه می‌کنید؟

ممکن است در هنگام ورود سوزن به رگ‌هایتان در تزریق داخل وریدی  IVو زمان تزریق بی حسی موضعی، کمی احساس درد و سوزش داشته باشید. بیش‌تر این احساس در ناحیه برش پوست است که با بی حس کننده‌ی موضعی بی حس شده است. به علاوه ممکن است هنگامی که سوزن داخل ورید یا شریان قرار می‌گیرد، احساس فشار کنید.

اگر فرایند آنژیوگرافی مغز با آرامش انجام شود، تزریق آرام‌بخش داخل وریدی IV باعث می‌شود قبل از عمل احساس آرامش، خواب آلودگی و راحتی کنید که بستگی به میزان تاثیر بی حسی در بدنتان دارد.

ممکن است در زمان ورود کاتتر نیز کمی احساس فشار کنید که جدی نخواهد بود.

همانطور که ماده کنتراست در حال عبور از بدنتان است، ممکن است احساس گرما داشته باشید که البته به سرعت فروکش می‌کند.

ممکن است از شما خواسته شود تا کاملا بی‌حرکت بمانید تا زمانی که تصاویر  x-rayگرفته شوند.

احتمالا سخت‌ترین بخش فرایند آنژیوگرافی مغز برای شما چندین ساعت ماندن روی تخت خواهد بود.

پس از تکمیل فرایند، کاتتر توسط رادیولوژیست خارج می‌شود. برای جلوگیری از هر گونه خونریزی از محل برش، باید محل با استفاده از دستگاه بستن عروق یا با فشار دادن، بسته شود. فشار ممکن است با دست یا با استفاده از گیره‌ی مخصوص اعمال شود که عموما بسته شدن کامل ناحیه برش داده شده ده دقیقه به طول می‌انجامد. اگر رادیولوژیست بر استفاده از دستگاه بستن عروق تاکید کند، پلاگین کوچکی که به عنوان کاتتر قرار داده شده خارج می‌شود و ناحیه مورد نظر به سرعت بسته می‌شود، تا زمان لازم برای بستری ماندن شما پس از عمل کاهش یابد.

قبل از این‌که به خانه بازگردید، لازم است چند ساعت را برای بررسی نتیجه عمل در اتاق ریکاوری بمانید.

اگر کاتتر در کشاله ران قرار داده شود، در مورد مدت زمان خاصی که لازم است پایتان را صاف نگهدارید دستورالعمل‌های خاصی به شما داده می‌شود. این دستورالعمل‌ها بر مبنای تکنیک مورد استفاده در بستن محل برش متفاوت هستند. شما می‌توانید برای کاهش درد و تورم در محل ورود کاتتر از یخ استفاده کنید.

پس از عمل می‌توانید فورا رژیم غذایی معمولتان را ادامه دهید و 8 تا 12 ساعت پس از عمل نیز قادر خواهید بود فعالیت‌های معمول روزانه‌تان را انجام دهید.

در صورت احساس هرکدام از موارد زیر فورا به پزشک خود اطلاع دهید.

– ضعف یا بی‌حسی در ماهیچه‌های صورت، بازوها یا پاها

– لکنت زبان

– مشکلات بینایی

– علائم عفونت در ناحیه ورود کاتتر

– سرگیجه

– درد در قفسه سینه

– دشواری تنفس

– حساسیت پوستی

– دشواری استفاده از اندامی که برش داده شده‌اند.

چه کسی نتایج عمل را بررسی کرده و به شما اطلاع می‌دهد؟

یک رادیولوژیست، پزشکی که به طور ویژه برای نظارت و تفسیر معاینات رادیولوژی آموزش دیده، نتایج را با شما در میان خواهد گذاشت.

ممکن است نیاز به معاینات بعدی باشد. پزشک شما دلیل اصلی نیاز به معاینه دیگر را توضیح خواهد داد. گاهی به دلیل احتمال وجود اختلالات بالقوه که نیاز به بررسی بیش‌تر یا معاینه با تکنیک تصویری خاص دارند، لازم است معاینه بعدی انجام می‌شود. هم‌چنین ممکن است پیگیری معاینات برای نظارت بر تغییر اختلالات در طول زمان، ضروری باشد. گاهی این کار برای بررسی روند درمان یا تغییرات ثابت یا متغیر در طول زمان بهترین راه است.

مزایا و خطرات

مزایا

– آنژیوگرافی مغز ممکن است نیاز به انجام جراحی را از بین ببرد. و اگر پس از آنژیوگرافی هنوز جراحی لازم باشد، بهتر انجام می‌شود.

– آنژیوگرافی مغز عکس‌های دقیق، شفاف و دارای جزئیات بسیاری را از رگ‌های خونی مغز در اختیار ما قرار می‌دهد. این امر به طور ویژه در زمانی که پزشک در حال بررسی روش جراحی یا دیگر درمان‌ها باشد، بسیار مفید است.

– نتایج آنژیوگرافی مغز دقیق‌تر از دیگر روش‌های ایجاد شده توسط 

سونوگرافی داپلر اولتراسوند یا دیگر عکس‌برداری‌های غیرتهاجمی از رگ‌های خونی است.

– استفاده از کاتتر ترکیب تشخیص و درمان را در یک روش واحد امکان‌پذیر می‌کند.

– پس از معاینه با x- ray هیچ اشعه‌ای در بدن بیمار باقی نمی‌ماند.

– x- ray معمولا در محدوده تشخیصی معمول برای این معاینات، عوارض جانبی به دنبال ندارد.

خطرات

– همواره احتمال کمی برای ابتلا به سرطان ناشی از قرار گرفتن در معرض اشعه وجود دارد. با این حال مزیت یک تشخیص دقیق مهم‌تر از توجه به این خطر احتمالی است.

– خطر بسیار کمی در مورد واکنش آلرژیک به تزریق ماده کنتراست وجود دارد.

– اگر سابقه الرژی به ماده کنتراست x- ray داشته باشید، ممکن است رادیولوژیست شما استفاده از داروهای خاصی را برای 24 ساعت پیش از آنژیوگرافی مغز توصیه کند تا خطر واکنش آلرژیک را کاهش دهد. با این حال خطر واکنش آلرژیک ناشی از ماده کنتراست تزریق شده به یک شریان در صورتی که به رگ وارد شود، کم‌تر است.

– ن باید در صورت احتمال باردار بودن، به تکنسین x- ray یا پزشکشان اطلاع دهند.

– مادران شیرده باید برای شروع تعذیه نوزادشان با شیر، به مدت 24 ساعت پس از تزریق ماده کنتراست صبر کنند.

– خطر واکنش آلرژیک جدی به ماده کنتراستی که حاوی ید باشد بسیار نادر است و بخش رادیولوژی برای برخورد مناسب با این مشکل به خوبی تجهیز شده است.

– اگر دیابت یا بیماری کلیوی دارید، ممکن است کلیه‌هایتان بر اثر ماده کنتراست آسیب ببیند. در بیش‌تر موارد، احتمالا پس از پنج تا هفت روز کلیه‌هایتان عملکرد قبلی خود را باز خواهند یافت.

– هر فرایندی که شامل قراردادن کاتتر در داخل رگ خونی باشد، قطعا خطراتی دارد. این خطرات شامل خطر آسیب به رگ خونی، کبودی یا خونریزی در محل برش، و عفونت است. با این حال، برای کاهش این خطرات همواره موارد احتیاطی در نظر گرفته می‌شود.

– خطر بسیار کمی وجود دارد که در اطراف محل ورود کاتتر ه خونی تشکیل شده، شریان مسدود شود و نیاز به باز کردن رگ خونی ایجاد شود.

– در صورتی که در طول انجام فرایند آنژیوگرافی مغز، کاتتر پلاک‌های دیواره رگ خونی را تخریب کند و منجر به انسداد جریان خون در مغز شود، خطر سکته مغزی وجود دارد. اگرچه بروز سکته مغزی در اثر عوارض مرتبط با آنژیوگرافی مغز نادر است.

– به ندرت ممکن است کاتتر به دیواره شریان‌ها آسیب بزند، که منجر به خونریزی داخلی می‌شود. هم‌چنین امکان دارد که نوک کاتتر ماده کنتراست را از پوشش داخلی شریان جدا کند، که منجر به انسداد جریان پایین دست در رگ خونی می‌شود. توجه کنید که معمولا کودکان در رگ‌هایشان پلاک ندارند، و مانند بزرگسالان مستعد چنین عوارضی نیستند.

حداقل سازی قرار گرفتن در معرض تابش اشعه

در طول فرایند، برای استفاده از حداقل دوز ممکن اشعه و در عین حال گرفتن بهترین‎ عکس‌ها به منظور بررسی، مراقبت‌های خاصی صورت می‌گیرد. سازمان‌های ملی و بین‌المللی حفاظت رادیولوژی به طور مستمر تکنیک‌های استاندارد مورد استفاده توسط متخصصان رادیولوژی را بررسی و به روز می‌کنند.

سیستم‌های مدرن  x-rayبرای حداقل سازی پراکندگی اشعه‌ها، دارای پرتوهای کاملا کنترل شده و روش‌های کنترل دوز هستند. این امر ضمانت می‌کند دیگر بخش‌های بدن که عکس‌برداری نمی‌شود، در معرض حداقل میزان اشعه قرار می‌گیرند.

در هنگام اجرای فرایند آنژیوگرافی مغز، برای کودکان یا نوجوانان، اغلب برای حداقل‌سازی تابش اشعه به تخمدان‎ها یا بیضه‌ها در زیر لگن پوشش سربی قرار می‌دهند.

محدودیت‌های انجام آنژیوگرافی مغز چیست؟

بیماران دارای اختلال عملکرد کلیه، احتمالا کاندیداهای مناسبی برای این عمل نیستند.

بیمارانی که سابقه واکنش آلرژیک به 

ماده کنتراست حاوی ید برای  x-ray دارند، در معرض واکنش بعدی به ماده کنتراست مشابه هستند.


انواع سردرد

انواع سردرد هایی که وجود دارند علائم و عللی متفاوتی نیز دارند. اکثر سردرد ها کوتاه و زودگذر هستند که اغلب موجب نگرانی نمی شوند.با این حال تشخیص نوع سردردی که فرد تجربه می کند کمک به یافتن بهترین راه جهت درمان سردرد و یا حتی در صورت نیاز مراجعه به پزشک، می کند.
اکثر افراد در زندگی خود حداقل یک بار سردرد را تجربه کرده اند. اگرچه گاهی اوقات ممکن است سردردها بسیار دردناک باشند، اما اغلب بعد از مصرف مسکن ها طی 1 یا چند ساعت برطرف می شوند. با این حال حمله های متوالی یا بعضی از انواع سردردها ممکن است نشانی از مشکلی جدی تر باشند.
در این مقاله به بررسی انواع سردرد، دلایل، 

درمان سردرد ، پیشگیری و همچنین زمان مراجعه به متخصص مغز و اعصاب خواهیم پرداخت.
دانشمندان و محققان بیش از 150 نوع از انواع سردرد را شناسایی کرده اند که به دو گروه اصلی اولیه و ثانویه تقسیم می شوند.

سردرد های اولیه

سردرد اولیه بر اثر شرایط و مشکل دیگری به وجود نیامده اند. مثال برای این نوع سردرد شامل میگرن و سردرد تنشن است.

میگرن

میگرن از انواع سردرد

میگرن یکی از انواع سردرد است ک فرد مبتلا به آن درد شدیدی را در یک طرف سرش احساس می کند. فرد ممکن است حساسیت بالایی به نور، صدا و بو داشته باشد. تهوع و استفراغ نیز در بعضی موارد شایع است.
حدود یک سوم افراد قبل از شروع میگرن

 آورا AURA را تجربه می کنند که معمولا بین 5 تا 60 دقیقه طول می کشد.
برخی علائم میگرن شامل این موارد می شود :
دیدن خطوط زیگزاگ، هاله یا نقطه نورانی
از دست دادن بخشی از بینایی برای مدتی کوتاه
بی حسی
سوزن سوزن شدن
ضعف عضلانی
اختلال در تکلم
اگر سردردهای میگرنی به طور مناسبی درمان نشوند معمولا بین 4 تا 24 ساعت طول می کشند. 4 ساعت تحمل درد میگرن زمان زیادی است و بهتر است هرچه زودتر جهت درمان آن اقدام کنید.
البته دقت کنید که این علائم همچنین می توانند نشانه ی بروز سکته مغزی و مننژیت نیز باشند. اگر برای اولین بار این علائم را داشتید حتما به پزشک مراجعه کنید.
میگرن هم در کودکان و هم بزرگسالان اتفاق می افتد اما در خانم ها احتمال بروز آن 3 برابر بیشتر از مردان است. فرکانس حمله ی میگرن می تواند از چندین بار در هفته تا یکبار در سال باشد.
علل میگرن به طور کامل مشخص نیست با این حال میگرن اغلب ارثی است. این بیماری در افرادی که دارای شرایط خاصی از قبیل افسردگی و صرع هستند، رایج است.
عوامل موثر در میگرن عبارتند از :
استرس و اضطراب
اختلال خواب
تغییرات هورمونی
گرسنه ماندن
کمبود آب
برخی از غذاها و داروها
نور و صدای بلند
داروهایی مانند ایبوپروفن و آسپرین می توانند سردرد را متوقف کنند یا شدت و طول مدت آن را کاهش دهند.
پزشکان می توانند داروهای ضد تهوع و استفراغ مانند متوکلوپرامید یا اندانسترون را جهت کاهش حالت تهوع تجویز کنند.
حملات میگرن ممکن است توسط موارد زیر کاهش یابد :
قرار دادن کمپرس یخ یا یک پارچه ی سرد بر روی پیشانی
نوشیدن آب
برای بعضی از میگرن های مقاوم به درمان نیز نوعی دارو به نام تریپتان مانند سوماتریپتان یا ریزاتریپتان نیز تجویز می شود. برای بهترین اثر باید به محض شروع علائم میگرن این دارو ها مصرف شود.
افراد مبتلا به میگرن مزمن جهت درمان پیشگیرانه باید به پزشک مراجعه کنند. پزشک در صورتی که علائم زیر را مشاهده کند می تواند احتمال وجود میگرن در فرد را تشخیص دهد :
تجربه ی سردرد بیش از 15 روز در ماه
بیش از یک دوره ی 3 ماهه
داشتن حداقل 8 نشانه از علائم میگرن
داروهای جهت پیشگیری از میگرن عبارتند از :
توپیرامات
پروپرانولول
آمی تریپتیلین
سایر گزینه ها برای پیشگیری شامل مکمل های غذایی، مدیتیشن، طب سوزنی و درمان نورو مدولاسیون می باشد.

سردرد های تنشن

سردرد تنشن یکی از انواع سردرد

سردرد های تنشن بسیار رایج هستند و اغلب افراد هر از گاهی آن را تجربه می کنند. این نوع  سردرد به عنوان یک درد مداوم در دو طرف سر احساس می شود. سایر علائم عبارتند از :
حساسیت و درد در نواحی صورت، سر، گردن و شانه
احساس فشار در پشت چشم ها
حساسیت به نور و صدا
این نوع از انواع سردرد 30 دقیقه تا چند ساعت ممکن است طول بکشد. شدت درد می تواند متفاوت باشد ولی اغلب مانع فعالیت های روزانه نمی شود.
علت سردرد تنشن نامشخص است اما استرس، اضطراب و افسردگی از عوامل اصلی آن هستند. سایر عوامل احتمالی عبارتند از :
کمبود آب
صدای بلند
ورزش نکردن
کمبود خواب
گرسنگی
خستگی چشم
داروهای مسکن مانند ایبوپروفن، استامینوفن و آسپرین معمولا در جلوگیری یا کاهش درد بسیار موثر هستند. افرادی که بیش از 15 روز در ماه دچار سردرد می شوند حتما باید به پزشک مراجعه کنند.
تغییر سبک زندگی در برخی از درمان ها ممکن است به جلوگیری از سردرد تنشن کمک کند. از جمله موارد اصلاحی در زندگی عبارتند از :
خواب کافی
ورزش منظم و انجام حرکات کششی
بهبود و اصلاح وضعیت ایستادن و نشستن
معاینه ی چشم
مدیریت استرس، اضطراب و افسردگی
طب سوزنی

سردردهای خوشه ای

سردرد خوشه ای یکی از انواع سردرد

سردرد های خوشه ای یکی از انواع سردرد هستند که معمولا ناگهانی و بدون علائم قبلی به سراغ فرد می آید و بین 15 دقیقه تا 3 ساعت طول می کشد. گاهی اوقات اقراد تا 8 روز نیز این سردرد را تحمل می کنند.
علت سردرد خوشه ای نامشخص است، اما اغلب در افراد سیگاری احتمال حمله بیشتر است. در طول دوران حمله ی سردرد خوشه ای باید از مصرف الکل اجتناب کنید.
موارد درمانی جهت درمان، کاهش شدت و فراوانی حملات عبارتند از :
توپیرامات
سوماتریپتان
استروئید ها
وراپامیل
ملاتونین
اکسیژن درمانی
لیتیوم
در برخی افراد مقاوم به درمان، پزشک ممکن است عمل جراحی را پیشنهاد دهد.

سردرد فعالیتی Exertional

سردرد فعالیتی یکی از انواع سردرد

سردرد فعالیتی بوسیله تمرینات شدید جسمانی به وجود می آید. از جمله فعالیت هایی که باعث بروز این سردرد می شوند شامل موارد زیر است :
دویدن
پریدن
وزنه برداری
مقاربت جنسی
سرفه یا عطسه های پشت سر هم
این نوع از انواع سردرد معمولا مدت زیادی طول نمی کشد اما گاهی ممکن است تا 2 روز ادامه داشته باشد. این درد به صورت خفیف در سراسر سر احساس می شود و در کسانیکه سابقه خانوادگی میگرن دارند شایع تر است.
بیشتر حملات با مسکن ها درمان می شوند. مصرف 

داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی یا بتابلوکر کننده ها قبل از فشارهای جسمانی ممکن است به جلوگیری از سردرد کمک کند.

سردردهای مربوط به خواب hypnic

سردرد هیپنیک یکی از انواع سردرد

این نوع از انواع سردرد حالت نادری است که معمولا برای اولین بار در دهه ی 50 سالگی فرد آغاز می شود اما گاهی هم زودتر شروع می شود. این سردر همچنین به دلیل اینکه افراد را در طول شب ز خواب بیدار می کند به ساعت زنگدار نیز شناخته می شود.
سردرد هیپنیک شامل درد خفیف تا متوسط می شود که معمولا در هر دو طرف سر احساس می شود. این درد می تواند تا 3ساعت طول بکشد و با علائمی همچون تهوع و حساسیت به نور و صدا نیز همراه است.
حملات این نوع سردرد می تواند چندین بار در هفته رخ دهد. یکی از بهترین راه های جلوگیری از این سردرد مصرف کافئین می باشد. قبل از خواب، قرص های حاوی کافئین یا یک فنجان قهوه مصرف کنید. داروهایی مانند ایندومتاسین ، ملاتونین و لیتیوم نیز انتخاب خوبی هستند.

سردرهای ثانویه

سردردهای ثانویه به خاطر عوامل دیگری بروز پیدا می کنند و نشانه ی بیماری یا شرایط خاصی هستند مانند آسیب به سر یا قطع ناگهانی مصرف کافئین.

سردرد به علت استفاده بیش از اندازه ی داروها

یکی از انواع سردرد

این نوع سردرد ممکن است در افرادی که سردردهای مکرر میگرنی، خوشه ای یا تنشی دارند بر اثر استفاده بیش از حد داروهای ضد درد ایجاد شود. مصرف بیش از حد داروهای مسکن در اثر سردرد باعث می شود فرد در چرخه ای معیوب قرار بگیرد و بعد از از بین رفتن اثر دارو و برگشت درد بازهم مسکن مصرف کند و همچنان این چرخه ادامه پیدا کند.
این سردردها ممکن است در ابتدا به داروهای مسکن واکنش نشان دهند اما دوباره درد باز خواهد گشت.
مصرف مسکن ها بیش از 15 روز در ماه به ایجاد اینگونه سردرد ها منجر می شود. از جمله داروهایی که باعث این نوع سردرد می شوند عبارتند از :
افیون ها
استامینوفن
تریپتان ها مانند سوماتریپتان
داروهای ضدالتهاب غیر استروئیدی مانند آسپرین و ایبوپروفن
تنها درمان برای این سردرد جلوگیری از مصرف دارو بعد از شروع درد است که البته این کار باید تحت نظر پزشک انجام شود.

سردردهای سینوسی

سردرد سینوسی یکی از انواع سردرد

سردردهای سینوسی ناشی از سینوزیت و تورم سینوس ها است که معمولا نتیجه ی عفونت یا آلرژی است.
علائم این نوع از انواع سردرد شامل درد خفیفی در اطراف چشم ها، گونه ها و پیشانی است. درد ممکن است بر اثر حرکت و انقباض بدتر شود و گاهی اوقات به دندان ها و فک گسترش یابد. سایر علائم ممکن است شامل مسدود شدن بینی، تب، حالت تهوع و حساسیت به نور و صدا باشد.
سردرد سینوسی از انواع سردرد بسیار نادری است و در صورتی که علائم مسدود شدن بینی وجود نداشته باشد احتمالا سردرد میگرنی است.

سردردهای ناشی از مصرف کافئین

مصرف سنگین کافئین – بیش از 400 میلی گرم یا حدود 4 فنجان قهوه در روز – گاهی اوقات منجر به سردرد می شود.
علائم این درد شامل موارد زیر است :
خستگی
عدم تمرکز
تحریک پذیری
حالت تهوع
علائم معمولا در عرض یک ساعت پس از مصرف کافئین کاهش می یابد.
اثرات کافئین در افراد متفاوت است اما کاهش مصرف آن می تواند خطر ابتلا به سردرد را کاهش دهد. محدود کردن مصرف کافئین گاهی اوقات برای افراد مبتلا به میگرن مزمن نیز توصیه می شود.

سردردهای ناشی از ضربه به سر

ضربه های خفیف و آرامی که ممکن است به سر و گردن وارد شوند معمولا جایی برای نگرانی ندارند.
اما گاهی اوقات بلافاصله پس از ضربه وارد شدن به سر، ممکن است سردردی ایجاد شود. این نوع از سردردها شبیه به سردردهای میگرنی یا تنشن هستند و اغلب با مسکن ها درمان می شوند.
اگر فردی سردردش طولانی و بدتر شد حتما باید به پزشک مراجعه کند. حتما بعد از وارد شدن ضربه ی جدی به سر خودتان یا کسی که در اطرافتان هست با آمبولانس تماس بگیرید. اگر فردی این علائم را داشت سریعا او را به بیمارستان برسانید :
بی هوشی
تشنج
استفراغ
از دست دادن حافظه
گیجی
مشکلات بینایی یا شنوایی

سردردهای قاعدگی

سردرد اغلب با تغییرات در سطوح هورمون ها مرتبط است. در ن، به علت تغییرات طبیعی در سطوح استروژن، سردرد میگرن شایع است.
این میگرن های قاعدگی یکی از انواع سردرد هستند که در روزهای قبل یا در طول دوره یا گاهی طی تخمک گذاری ایجاد می شود. علائم آن شبیه به میگرن بدون aura است اما طولانی تر.
سردردهای مرتبط با هورمون همچنین می توانند ناشی از موارد زیر باشند :
مصرف قرص های ضد بارداری
یائسگی
بارداری
درمان سردرد قاعدگی مشابه درمان برای میگرن بدون آورا است.
اقدامات پیشگیرانه این نوع سردرد عبارتند از :
درمان هورمونی
مصرف تریپتان یا داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی در دوران قاعدگی
جایگزین کردن روش های دیگر ضدبارداری به جز مصرف قرص
هورمون های جایگزین برای ن در معرض 

یائسگی

چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟

اکثر سردردها به ندرت نشانی از مساله ای جدی تر هستند و اغلب افراد بعد از مصرف مسکن ها دردشان بهبود می یابد.
با این حال در صورتی که سردرد های شدید، مداوم و مکرر را تجربه کردید حتما به پزشک مراجعه کنید. از جمله علائمی که باید بعد از مشاهده ی آن ها به پزشک مراجعه کرد عبارتند از :
سردرد های ناگهانی و بسیار دردناک
سردردهای مداوم در کودکان
سردرد پس از ضربه ی شدید وارد شده به سر
گیجی، اختلال در بینایی، تعادل و تکلم همراه با سردرد
سردرد همراه با بی حسی و ضعف
همراه با تشنج و تب
همراه با استفراغ مکرر


میاستنی گراویس چیست؟

میاستنی گراویس با ضعف و خستگی سریع در یکی از عضلات تحت کنترل ارادی شما مشخص می شود.
میاستنی گراویس ناشی از اختلال در ارتباط طبیعی بین اعصاب و عضلات است.
هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد، اما درمان ها می توانند به کاهش علائم و نشانه ها از جمله ضعف در عضلات دست یا پا، دوبینی، افتادگی پلک، اختلال در گفتار، جویدن ، بلع و تنفس کمک کنند.
اگرچه هر فردی در هر سنی می تواند دچار این اختلال شود، اما در ن بالای 40 سال و مردان بالای 60 سال رایج تر است.

عضله ای که توسط میاستنی گراویس دچار ضعف شده است به مرور زمان در اثر استفاده از آن، ضعیف تر می شود. از آنجایی که علائم هنگام استراحت بهبود می یابند، ضعف عضلات به طور ناپیوسته اتفاق می افتد. علادم این بیماری در طول زمان پیشرفت می کند و در عرض چند سال به بدترین حالت خود می رسد.
اگرچه میاستنی گراویس می تواند بر روی هرکدام از عضلاتی که به صورت ارادی آن ها را کنترل می کنید تاثیر بگذارد، با این حال برروی تعداد خاصی از عضلات بیشتر تاثیر می گذارد.

علائم بیماری میاستنی گراویس

عضلات چشم

در بیش از نیمی از افرادی که مبتلا به میاستنی گراویس هستند، علائم و نشانه هایشان شامل مشکلات چشم می شود، از جمله :

  • افتادگی یک یا هردو پلک ها (

    پتوز)

  • دوبینی . به صورت افقی، عمودی یا قطری (یعنی هم افقی و هم عمودی) ، یا به صورت چرخش تصویر جسم در مقایسه با دیگر اجسام می باشد.

عضلات صورت و گلو

حدود 15 درصد از افرادی که به میاستنی گراویس مبتلا هستند، اولین علائمی که در آن ها ظاهر می شود شامل تغییر در عضلات صورت و حلقشان است. این علائم عبارتند از :

  • اختلال در تکلم . صحبت کردن به صورت آرام و تودماغی می شود.
  • مشکلات بلع. خفگی در این بیماری به راحتی اتفاق می افتد در نتیجه خوردن، آشامیدن و مصرف قرص را سخت می کند. در بعضی موارد مایعاتی که مصرف می کندی از بینی شما ممکن از خارج شود.
  • اختلال در جویدن. ممکن است هنگام جویدن غذا، خصوصا غذاهای سفت مانند استیک، در نیمه ی غذا خوردن عضلات مربوط به جویدن پاره شوند.
  • محدودیت در حالت های چهره. عضلات صورت شما در طی این بیماری تحت تاثیر قرار می گیرند و حتی لبخند زدن هم ممکن است برای شما بسیار سخت شود.

عضلات گردن و دیگر اندام ها

میاستنی گراویس باعث ضعف در عضلات گردن، دست ها و پاها می شود اما این حالت اکثرا هم زمان با ضعف در دیگر عضلات مانند چشم ها، صورت و حلق همراه می شود.
این اختلال دست ها را بیشتر از پاها تحت تاثیر قرار می دهد. اگر عضلات پاهای شما درگیر شود هنگام راه رفتن دچار مشکل می شوید و به صورت کج کج ممکن است راه بروید. اگر گردن شما درگیر شود نگه داشتن سرتان دچار مشکل می شود.

کی به پزشک مراجعه کنیم؟

اگر در موارد زیر دچار مشکل شدید حتما به 

متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید :

  • نفس کشیدن
  • بینایی
  • بلع
  • جویدن
  • راه رفتن
  • استفاده از دست ها
  • نگه داشتن سر

علت ایجاد میاستنی گراویس

علت میاستنی گراویس

آنتی بادی ها

اعصاب شما توسط رها سازی مواد شیمیایی (انتقال دهنده های عصبی یا نوروترانسمیتر ها) که دقیقا روی گیرنده های سلول های عضلانی در محل اتصال عصب-عضله قرار می گیرند، با عضلات ارتباط برقرار می کنند.
در میاستنی گراویس ، سیستم عصبی شما 

آنتی بادی هایی را تولید می کند که بسیاری از رسپتور های (گیرنده) عضلات برای نوروترانسمیتر استیل کولین را بلاک یا نابود می کنند. بر اثر کم شدن رسپتور ها، سیگنال های عصبی هم کمتر دریافت می شود در نتیجه باعث ضعف در عضله می شود.
آنتی بادی ها همچنین می توانند عملکرد پروتئینی به نام تیروزین کیناز را بلاک کنند. این پروتئین در تشکیل رابطه عصب-عضله نقش دارد. بر اثر بلاک شدن این پروتئین ممکن است میاستنی گراویس رخ دهد.

غده تیموس

محققان بر این باورند که غده ی تیموس، بخشی از سیستم ایمنی بدن شما که در قفسه ی سینه و بالای جناغ سینه قرار دارد، ممکن است باعث ایجاد یا تحریک تولید آنتی بادی هایی که استیل کولین را متوقف می کنند، شود.
غده ی تیموس در بزرگسالانی که سالم هستند اندازه ی کوچکی دارد. در افرادی که دچار میاستنی گراویس هستند اندازه ی این غده ی به طور غیر طبیعی بزرگ تر است.

عوامل دیگر

بعضی از افراد بر اثر عواملی دیگر به جز بلاک شدن استیل کولین یا رسپتور تیروزین کیناز، دچار میاستنی گراویس می شوند. این نوع از میاستنی گراویس به نام آنتی بادی منفی شناخته می شود. آنتی بادی هایی به نام LRP4 که بر علیه دیگر پروتئین ها فعالیت می کنند، در پیشرفت این بیماری نقش دارند.
عوامل ژنتیکی نیز ممکن است در میاستنی گراویس دخیل باشند.
بعضی از کودکان با فرم نادر و ارثی میاستنی گراویس به نام سندروم میستنیک مادرزادی ، به دنیا می آیند.
عواملی که میانستی گراویس را بدتر می کنند :

  • خستگی و کوفتگی
  • بیماری
  • استرس
  • برخی از داروها از جمله بتا بلاکر ها، کینیدین گلوات، کینیدین سولفات، کینین، فنی توئین، بعضی از داروهای بیهوشی و آنتی بیوتیک ها.

عوارض جانبی

عوارض جانبی میاستنی گراویس قابل درمان هستند، اما برخی از آن ها می توانند تهدید کننده ی زندگی باشند.

بحران میاستنیک میاستنی گراویس

بحران میاستنیک

بحران میاستنیک یک وضعیت تهدید کننده ی زندگی است و زمانی اتفاق می افتد که عضلات مسئول کنترل تنفس به قدری ضعیف می شوند که کارشان را به خوبی نمی توانند انجام دهند. درمان اورژانسی برای این وضعیت کمک مکانیکی برای تنفس است. استفاده از دارو و انجام دیالیز در کمک به این مشکل کمک کننده خواهد بود.

تومورهای تیموس

حدود 15 درصد از افراد مبتلا به میاستنی گراویس، تومور تیموس دارند. اکثر این تومورها خوش خیم هستند.

دیگر اختلالات

افراد مبتلا به میاستنی گراویس اغلب دچار این وضعیت ها می شوند :

تیروئید پرکار یا کم کار. غده ی تیروئید که در گردن وجود دارد، هورمون هایی را ترشح می کند که متابولیسم شما رو کنترل می کند.
اگر تیروئی شما کم کار باشد، ممکن است دچار افزایش وزن، ضعف و خستگی، خواب‌آلودگی، پوست خشک، خشن و سرد، عدم تحمل به سرما، کاهش تعریق و دیگر مسائل شوید. اگر تیروئید شما پرکار باشد علائمی چون کاهش وزن، افزایش خفیف فشار خون، افزایش تعریق و حساس شدن به گرما و دیگر علائم را خواهید داشت.
افراد مبتلا به میاستنی گراویس بیشتر در معرض ابتلا به بیماری های خود ایمنی از جمله آرتریت روماتوئید یا لوپوس هستند.


خواب‌رفتگی دست در خواب و علت‌های آن

خواب‌رفتگی دست‌ها، با بی‌حسی یا سوزن‌سوزن شدن همراه است. چنین حالتی در طول روز یا شب امکان دارد اتفاق بیفتد. خواب‌رفتگی، اصطلاح علمی این احساس  می‌باشد. اگر در طول شب بیشتر به این احساس دچار می‌شویم،‌ چند مسئلهٔ مهم در علت آن دخالت دارند. در این مقاله به علت خواب رفتن دست در خواب و راه‌های پیشگیری و مقابله با آن، می‌پردازیم.

 

تعریف خواب‌رفتگی

خواب‌رفتگی (Pareshhesia) به احساس تیر کشیدن یا سوزشی می‌گویند که بیشتر  نواحی دست‌ها و پاها را درگیر می‌کند. خواب‌رفتگی برای بعضی افراد با احساس گزش پوست یا سوزن‌سوزن شدن و بی‌حسی همراه است.

دلیل خواب‌رفتگی دست در خواب

خواب‌رفتگی در اکثر افراد رایج و دارای شدت مختلفی است. بیشتر اوقات، علت خواب رفتن دست نحوه‌ی قرارگیری بدن است. برای مثال، شاید نحوه دراز کشیدن فرد باعث فشار روی اعصاب دست‌ها و پاهایش شده و فرد به خواب‌رفتگی دچار شده است. خواب‌رفتگی معمولا وقتی اتفاق می‌افتد که عصبی تحت فشار ثابت باشد.

این شرایط پزشکی هم می‌توانند از علت‌های خواب رفتن دست در خواب باشند:

۱ـ سندرم تونل کارپ

سندرم تونل کارپ

سندرم تونل کارپ (Carpal Tunnel Syndrome) یا نشانگان مجرای مچ دستی بسیار شایع می‌باشد. این سندرم زمانی اتفاق می‌افتد که فعالیت‌هایی مانند نواختن پیانو یا تایپ کردن، به عصب میانی فشار زیادی وارد می‌کنند. این عصب در طول بازو قرار دارد و از طریق مچ، به دست متصل می‌شود.

این سندرم امکان دارد به درد و بی‌حسی در بازوها و دست‌ها منجر شود، اما خواب‌رفتگی یکی از نخستین عوارض آن می‌باشد که بیشتر در طول شب، در دست‌ها و مچ‌ها اتفاق می‌افتد، چون افراد اکثر اوقات با مچ خم به خواب می‌روند.

سندرم تونل کارپ در این افراد بیشتر شایع است:

  • خانم‌های باردار؛
  • کسانی که شغل‌شان حرکت‌های تکراری انگشت، مانند کار با دستگاه یا تایپ کردن دارد؛
  • دیابت
  • کسانی که با عدم تعادل مایعات در بدن‌شان مواجه هستند.

ریسک دچار شدن به آسیب عصبی در افراد مبتلا به دیابت، بیشتر می‌باشد و اصطلاح پزشکی برای این عارضه، نوروپاتی دیابتی (Diabetic Neuropathy) است. این عارضه زمانی پیش می‌آید که سطح بالای شکر و چربی در خون، با گذشت زمان به پایانه‌های عصبی آسیب وارد می‌کند.

نوروپاتی دیابتی معمولا به بی‌حسی و مورمور شدن پاها منجر می‌شود؛ البته امکان دارد روی بازوها و دست‌ها هم اثرگذار باشد.

۲ـ کمبود ویتامین B

کمبود ویتامین B

کمبود ویتامین B مشکلات مختلفی ازجمله مورمور شدن اندام‌ها و کم‌خونی را به همراه دارد. این احساس مورمور، به خواب‌رفتگی دست شباهت دارد و شاید با هم اشتباه گرفته شوند.

کمبود ویتامین B‌ در این افراد بیشتر شایع است:

  • افراد بالای از ۵۰ سال؛
  • افراد مبتلا به اختلال‌های گوارشی خاصی، همچون بیماری سلیاک یا بیماری رودهٔ التهابی (IBD)
  • گیاه‌خواران؛

نوروپاتی محیطی (Peripheral Neuropathy) آسیب عصبی می‌باشد که روی اندام‌ها اثر می‌گذارد. یکی از انواع آن نوروپاتی دیابتی است. اما شاید عوامل دیگری باعث آسیب عصبی شده و در پی آن خواب‌رفتگی بازوها، دست‌ها یا پاها اتفاق بیفتد.

سایر علت‌های نوروپاتی محیطی:

  • اختلال مصرف الکل، یا اعتیاد به مشروبات الکلی؛
  • بعضی از انواع صدمه‌ها؛
  • بعضی داروها مانند داروهای شیمی درمانی؛
  • اختلال‌های خودایمنی؛
  • اختلال‌های مغز استخوان؛
  • تومورهایی که روی بعضی عصب‌ها فشار می‌آورند.
  • عفونت‌هایی مانند بیماری لایم یا ایدز؛

۳ـ ام‌اس

بی‌حسی و مورمور شدن، امکان دارد از نخستین نشانه‌های ام اس (Multiple Sclerosis) یا تصلب بافت چندگانه باشد. این نشانه‌ها معمولاً صورت را درگیر می‌کنند. اما بسته به محل ضایعات نخاعی که با ام‌اس اتفاق می‌افتند، ممکن است فرد به مورمور شدن و بی‌حسی دست‌ها و پاها هم دچار شود.

۴ـ سکته

سکته‌ها و حمله‌های ایسکمی گذرا (Transient Ischemic Attack) هم امکان دارد به مورمور شدن و بی‌حسی در دست‌ها منجر شوند.

حملهٔ ایسکمی گذرا زمانی اتفاق می‌افتد که چیزی موقتاً، جلوی جریان خون به مغز را بگیرد. 

متخصصین مغز و اعصاب، این حمله‌ها را هشداری برای سکته معرفی می‌کنند.

سکته‌ها و حمله‌های اسکمی گذرا امکان دارد بر عملکرد اعصاب اثرگذار باشند، و می‌توانند به تغییراتی نیز منجر شوند، از جمله خواب‌رفتگی در پاها و دست‌ها و همین‌طور شدت یافتن احساس بی‌حسی یا درد.

پیشگیری از خواب رفتن دست در خواب

پیشگیری از خواب رفتن دست در خواب

علت خواب رفتن دست در خواب هر چه باشد، پیشگیری از آن غیرممکن نیست. برای مثال، خوابیدن در وضعیت آزادتر می‌تواند راهگشا باشد. برای افراد دچار به سندرم تونل کارپ، استفاده از آتل یا ورزش کردن، می‌تواند مؤثر باشد.

اگر علت خواب رفتن دست در خواب، کمبود ویتامین B باشد، تغییر رژیم غذایی یا تجویز مکمل‌ها توسط پزشک،‌ می‌تواند راهگشا باشد.

جمع‌بندی

خواب‌رفتگی دست‌ها بسیار شایع است، مخصوصاً شب‌ها، وقتی فرد در وضعیتی می‌خوابد که روی یکی از اعصابش فشار وارد می‌شود. اما اگر این احساس تداوم باید، مراجعه به پزشک ضروری است، مخصوصاً اگر با این موارد همراه است:

  • بی‌حسی یا مورمورشدن صورت؛
  • اختلال‌های بینایی؛
  • مشکل در گفتار؛
  • درد یا ضعف بی‌دلیل.
  • مشکل در حفظ تعادل، به‌طور مثال هنگام راه رفتن؛

استرس و اضطراب

معمولا برای بیش‌تر افراد تفاوت میان استرس و اضطراب مشخص نیست. حتی بیش‎‌تر افراد فکر می‌کنند هر دو یک چیز هستند و این دو واژه را به‌جای یک‌دیگر استفاده می‌کنند. با وجودی که هر دو واژه‌ی استرس و اضطراب برای بیان احساسات و افکار منفی به‌کار می‌روند، ولی در واقع دو اختلال روانی جدا از هم هستند. درک تفاوت استرس و اضطراب، نیاز به دقت زیادی دارد و شاید دلیل این‌که مردم تفاوتی بین استرس و اضطراب قائل نمی‌شوند، این باشد که نشانه‌های جسمانی که در هنگام استرس و اضطراب حس می‌کنند همسان است. علائم مختلفی مانند افزایش ضربان قلب، تنش و ناراحتی در ماهیچه‌ها، و بی‌خوابی ممکن است هنگام وقوع هر دوی این حالات نمود پیدا کند. در این مقاله تفاوت استرس و اضطراب را بررسی خواهیم کرد تا شما با شناخت دقیق هر یک از این اختلالات بتوانید زودتر به مشکل خود پی ببرید و حال‌تان را سریع‌تر خوب کنید.

آیا فکر می‌کنید تفاوت استرس و اضطراب بی‌معنی است؟

روشن‌ترین تفاوت میان استرس واضطراب این است که استرس دلیل مشخصی دارد، ولی برای اضطراب دلیل خاصی نمی‌توان یافت. به علاوه استرس معمولا، تجربه‌ای موقتی است، در حالی ‌که اضطراب، یک مشکل دائمی و رایج درباره‌ی سلامت روح و روان افراد است.
استرس واکنش بدن در برابر تغییرها و چالش‌هاست و از نظر مدت ‌زمان و شدت، در افراد مختلف متفاوت است. اضطراب، حالتی از احساس هراس و ترس و نگرانی است. زمانی‌که مرز میان استرس و اضطراب در نظرتان بسیار باریک شد، به خودتان یادآوری کنید که استرس می‌تواند محرکی برای ایجاد اضطراب باشد و اضطراب می‌تواند یک نمود بیرونی از استرس حاد باشد.

استرس، حاصل محرک و فشار بیرونی

استرس، حاصل محرک و فشار بیرونی

استرس واکنشی به مشکلات و فشارها، و اضطراب واکنشی به استرس‌ها است. ولی غالبا افرادی که اضطراب دارند، معمولا تحت فشار عوامل استرس‌زای بیرونی نیز هستند. پس برای شناسایی دقیق تفاوت میان استرس و اضطراب، باید به‌دقت حال‌واحوال خود را بررسی کنید. اگر عواملی مانند فشار امتحان، پروژه‌ها‌ی کاری، تکالیف مدرسه یا انتظارات بیش از حد اطرافیانتان منجر به خستگی و آشفتگی‌تان شده است، پس دچار استرس شده‌اید.
ولی در صورتی که به طور کلی احساس ترس و ناراحتی وجودتان را احاطه کرده است، و بیش از این‌که نگران امروزتان باشید، از آینده‌تان هراس دارید، یا اگر عاملی که باعث نگرانی‌تان شده به‌طور روشن و از نزدیک در زندگی‌تان تأثیرگذار نیست، یا علت نگرانی‌هایتان را درک نمی‌کنید؛ باید گفت بیش‌تر دچار اضطراب هستید تا استرس. مطابق تعاریف علمی متخصصان، استرس به معنی احساس قرارگرفتن تحت فشارهای روانی و احساسی است، درحالی‌که اضطراب، احساسی است شامل نگرانی، ناراحتی، و ترس.

چرا درک تفاوت استرس و اضطراب، این‌قدر اهمیت دارد؟

استرس زمانی به پایان خواهد رسید که رویدادی که آن را ایجاد کرده، تمام ‌شود. اگر صرفا دچار استرس هستید، برای رفع آن باید منبع و عامل اصلی این استرس را پیدا و برای رفع آن تلاش کنید.

دیوید اشپیگل (David Spiegle) استاد علوم‌رفتاری و روان‌پزشکی دانشگاه استنفورد در مورد تفاوت میان این دو اختلال می‌گوید: تفاوت کلیدی میان استرس و اضطراب، در احساس درماندگی است… اراده داشته باشید و با استرس‌‌تان مبارزه کنید. همین مبارزه از احساس درماندگی شما خواهد کاست.» جالب است بدانید استرس در بیش‌تر مواقع با اقدامی عملی برطرف می‌شود، اما حل مشکل اضطراب به مشاوره، دارودرمانی و مراجعه به 

متخصص نیاز دارد.

 تداوم اضطراب پس از برطرف شدن مشکل

 تداوم اضطراب پس از برطرف شدن مشکل

به طور کلی داشتن اضطِراب در زندگی افراد اجتناب‌ناپذیر است و همه ما تاکنون سطحی از اضطراب را تجربه کرده‌ایم. گاهی مشکلات کاری و شبیه به آن به اضطراب، بی‌خوابی و حتی ترس‌های مرضی اجتماعی منجر می‌شوند. ولی اگر خودتان مشکلات‌تان را مدیریت و با آن‌ها مقابله نکنید، تجربه‌ی استرس و اضطراب در زندگی‌تان همیشگی خواهد بود. برای مثال در مورد مشکلات کاری، حتی اگر برای برطرف کردن اضطرابی که برای‌تان به‌همراه می‌آورد، تصمیم به ترک آن شغل هم بگیرید، مطمئن باشید در شغل بعدی نیز با استرس‌ها و اضطراب‌های جدیدی مواجه خواهید شد.

همواره به خودتان یادآوری کنید که استرس و اضطراب در زندگی همه وجود دارند. پس شما با مسئله‌ا‌ی دشوار و غیرقابل حل مواجه نیستید. باید بدانید استرس بر اثر عاملی به‌وجود می‌آید که شما را تحت فشار قرار داده، و استمرار آن عامل موجب وقوع اضطراب می‌شود. در واقع اضطراب، حالت ناخوشایندی از احساسات است که حتی پس از رفع عامل استرس هم باقی می‌ماند. استرس می‌تواند به اضطراب منجر شود.

کدام بدتر است؟ استرس یا اضطراب؟

با توجه به این که استرس موتور محرکه‌ی اضطِراب است، ولی بهتر است توجه داشته باشید زمانی که اضطراب مزمن و دائمی شود، لازم است حتما به‌طور ویژه و صرف نظر از این‌که نتیجه‌ی استرس است، اقدام به درمان آن شود.
معمولا طرافیان افراد برای حل مشکل اضطرابشان به اشتباه سفر، مهمانی و تفریح را توصیه می‌کنند. ولی این راهکارهای موقتی در درمان اضطرابِ مزمن و اساسی موثر نیست. فردی که استرس دارد، از علت آن مطلع است، ولی اضطِراب به دلیل عدم آگاهی نسبت ‌به علت آن، به مشکل بزرگی تبدیل خواهد شد.

نگرانی‌های بی‌دلیل ناشی از اضطراب

نگرانی‌های بی‌دلیل ناشی از اضطراب

بیشتر علائم استرس و اضطراب، یکی و مشابه هستند. مانند کج‌خلقی، 

اختلال در خواب، ازدست‌رفتن تمرکز و ناراحتی در ناحیه معده. ولی مورد متمایزی که باید به آن توجه کنید، نگرانی و هراس همیشگی در اضطراب است. تمام مشکلات مربوط به اضطراب یک اشتراک دارند: ترس و نگرانی همیشگی و بی‌دلیل مخصوصا در مورد مسائلی که هنوز روی نداده‌اند. مثلا: اگر مدیرم عوض شود و مدیر جدید مرا اخراج کند، نمی‌توانم کرایه خانه‌ام را پرداخت کنم و صاحبخانه مرا بیرون می‌اندازد.» از خودتان بپرسید چرا باید برای مشکلی که هنوز پیش نیامده و احتمال وقوع آن کم است، رنج ببرید؟

اضطراب و استرس چگونه درمان می‌شوند؟

اولین گام برای درمان استرس و اضطراب، تشخیص آن‎ها از یک‌دیگر است. به دلیل این‌که درمان این دو اختلال با هم تفاوت اساسی دارد و اقدام مناسب برای درمان آن‌ها موجب بازگشت سلامت روح و روان شما خواهد شد.

حملات پانیک؛ اضطراب شدید

حملات پانیک؛ اضطراب شدید

امروزه از عبارت حمله‌ی پانیک» هم به‌اشتباه در مورد اضطراب و استرس نام برده می‌شود. واقعیت این است که هر شوک و وحشت ناگهانی به‌معنای پانیک نیست. بلکه حمله‌ی پانیک، به‌معنای هجوم ناگهانی نگرانی و ترس بسیار شدید است.
علائم حملات پانیک معمولا به‌شکل افزایش ضربان قلب، عرق‌کردن، لرزش، درد در قفسه‌ی سینه، حالت تهوع، احساس خفگی، سردی و بی‌حسی در دست‌ها و صورت نمود می‌یابد.در این حملات فرد فکر می‌کند که دچار 

سکته شده است. حملات پانیک معمولا به طور ناگهانی ایجاد می‌شوند و زمان آن‌ها بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه است. برخی نشانه‌های بیرونی آن هم ممکن است در حدود ۱ ساعت به طول بینجامد.
معمولا افراد پس از وقوع این حملات برای اولین‌بار، آن را با حمله‌ی قلبی اشتباه می‌گیرند و به اورژانس مراجعه می‌کنند. این نشان می‌دهد که حملات پانیک بسیار جدی‌تر از شوک و ناراحتی‌های کوچک روزمره هستند. حملات پانیک نتیجه‌ی اضطرابِ مزمن‌ هستند و لازم است به تفاوت آن‌ها با استرس و اضطراب توجه شود.

با حملات پانیک چگونه برخورد کنیم؟

اگر تاکنون حملات پانیک را تجربه کرده باشید، بهتر است بدانید که جرئی از نشانه‌های اضطِراب است و برای درمان آن باید به متخصص مراجعه کنید. حل این مشکل به‌تنهایی امکان‌پذیر نخواهد بود. از افرادی که به آن‌ها اعتماد دارید، کمک بگیرید. حتی صحبت کردن باعث می‌شود احساس بهتری پیدا کنید. برای رفع مشکلات روحی و روانی لازم است قاطعانه تصمیم بگیرید و با تکیه بر اراده درونی‌تان، برای رفع آن‌ها اقدام کنید. نداشتن استرس‌ها و اضطراب‌ها در دنیای امروزه تقریبا غیرممکن است، اما شما می‌توانید با اعتمادبه‌نفس و اراده بر آن‌ها غلبه کنید.


بیماری SMA و ضرورت آزمایش ژنتیک قبل از بارداری

بیماری اس ام ای sma مخف (spinal muscular atrophy)، با نام‌های بیماری آتروفی عضلانی نخاعی و وردینگ هافمن شناسایی می‌شود. این بیماری ژنتیکی بوده و به صورت عصبی-نخاعی پیش‌رونده است. یعنی شدت آن با گذشت زمان افزایش پیدا می‌کند. این بیماری در دو جنس دختر و پسر به‌طور یکسان بروز می‌کند و به صورت اتوزومی نهفته به وارث منتقل می‌شود. در این مقاله 

علائم بیماری اس‌ام‌ای در نوزادان و معرفی راه‌های درمان آن بررسی می‌شود.

 

نقص و جهش در ژن SMN1 باعث بروز بیماری sma می‌شود، ژن SMN1 در واقع مسئول ساخت پروتئینی به نام SMN است که در تمامی سلول‌های جانداران یوکاریوت موجود است و زنده‌ماندن نورون‌های حرکتی مغز به آن وابسته است. میزان اندک این پروتئین در سلول‌ها، به از دست رفتن عملکرد طبیعی در سلول‌های عصبی شاخ قدامی نخاع منجر می‌شود و در پی آن آتروفی عضلات اتفاق می‌افتد.

sma‌ یکی از انواع بیماری‌های نوروماسکولار مانند دیستروفی و اغلب ژنتیکی است و در خانواده‌هایی که نسبت فامیلی دارند بیشتر رخ می‌دهد. در پی نقص ژنتیکی، تغییراتی در ساختار ژنتیکی SMN1 ایجاد شده و در آخر یکی از انواع این بیماری اتفاق می‌افتد. شروع این بیماری امکان دارد در دوران جنینی و یا بزرگسالی باشد که در هر دو حالت به دلیل پیشرونده بودن، با گذشت زمان شدت تأثیر بیماری بر روی افراد افزایش می‌یابد. سیر این بیماری می‌تواند به صورت آهسته و یا سریع اتفاق بیفتد. برای جلوگیری از پیشروی سریع این بیماری ضروری است که شخص بیمار تحت نظر متخصص بوده و خدماتی مانند کاردرمانی و فعالیت‌هایی که باعث کاهش شدت بیماری می‌شود، ارائه شوند.

انواع بیماری SMA

بیماری اس ام ای به چهار نوع مختلف دسته‌بندی می‌شود که هر یک از انواع بیماری اس‌ام‌ای امکان دارد در سنین جنینی و یا بزرگسالی اتفاق بیفتد. هر کدام از انواع این بیماری دارای نشانه‌ها و شدت خاص خود می‌باشند. این بیماری به این ترتیب طبقه‌بندی می‌شود:

  • بیماری اس ام ای تیپ یک
  • بیماری اس ام ای تیپ دو
  • بیماری اس ام ای تیپ سه
  • بیماری اس ام ای تیپ چهار

بیماری اس‌ام‌ای تیپ یک

بیماری اس‌ام‌ای تیپ یک

بیماری اس ام ای نوع یک(sma type1)  که جزو گروه اول این بیماری می‌باشد و با نام بیماری هافمن werding Hoffmann از آن یاد می‌شود، شدیدترین نوع بیماری SMA می‌باشد. به همین دلیل به آن sma نوع صفر هم گفته می‌شود، این تیپ در کودکان اتفاق می‌افتد و قبل از 6 ماهگی یا قبل از 3 ماهگی قابل تشخیص می‌باشد. کودکان این تیپ از بیماری اس‌ام‌ای قادر به نگه داشتن 

سر و گردن خود به صورت عادی نیستند و یا توانایی راه رفتن به صورت چهار دست و پا را مانند کودکان عادی ندارند. هنگامی هم که راه رفتن را شروع می‌کنند، پاهای آنها دارای قدرت کافی نیست و برای بلند شدن از روی زمین به کمک محتاج هستند.

این کودکان در تغذیه و بلع غذا هم دارای مشکل هستند و توانایی قورت دادن غذا را به صورت عادی ندارند. در این بیماری تمامی عضلات درگیر می‌شوند. به نحوی که روی حرکات زبان این بیماران نیز اثر گذاشته و هنگام صحبت کردن، زبان کودک حالتی موجی شکل پیدا می‌کند و در برخی از موارد برجستگی‌های ریزی روی آن دیده می‌شود. قوی‌ترین عضله در این گروه از بیماران sma عضله دیافراگم است که کاربرد یک عضله‌ی تنفسی را دارد.

به دلیل اینکه سینه‌ی این بیماران دارای فرورفتگی است،‌ هنگام تنفس از عضلات شکمی بیشتر استفاده می‌کنند. که همین قضیه باعث می‌شود که ریه‌ها به طور مناسب رشد نکند و با گذشت زمان در سرفه کردن نیز دچار مشکل ‌شوند. عدم رشد ریه‌ها و مشکل در سرفه کردن باعث می‌شود در هنگام خواب شبانه مقداری اکسیژن و دی‌اکسید کربن در ریه‌ی این بیماران باقی بماند که ممکن است منجر به ایجاد مشکلات تنفسی شده و یک حالت شبه خفگی برای بیمار ایجاد ‌شود.

بیماری اس ام ای نوع دو

بیماری اس ام ای تیپ دو(sma type 2)  ، معمولا از 15 ماهگی تا دو سالگی خود را نشان می‌دهد. این کودکان در نشستن دارای مشکل هستند و کمتر پیش می‌آید که بتوانند بدون نیاز به کمک بتوانند بنشینند، در حالت خوابیده هم توانایی بلند شدن ندارند و نیاز دارند کسی آنها را ساپورت کند. مشکلات بلع در گروه دوم مانند گروه اول مشاهده می‌شود اما نه در همه‌ی آنها، یعنی ممکن است یک بیمار هیچ مشکلی در بلع نداشته باشد.

گروه دوم بیماران sma نیز به دلیل مشکل در خوردن و بلع غذا امکان دارند دچار 

سوءتغذیه شوند. همین موضوع به عدم رشد کافی در آنها منجر می‌شود. انگشتان آنها در حالت باز، دچار لرزش شده و همچون گروه اول دارای تنفس دیافراگم هستند. این گروه نیز به سختی سرفه می‌کنند و به دلیل باقی ماندن اکسیژن و دی‌اکسید کربن در ریه‌های خود همان احساس شبه خفگی به آنها دست می‌دهد.

بیماری اس ام ای تیپ سه

بیماری اس ام ای تیپ سه

اس ام ای نوع سه (sma type3) نوع سوم این بیماری است که معمولا از سنین کودکی خود را نشان می‌دهد. تیپ سه بیماری اس ام ای با نام‌های sma نوجوانان یا کوگل برگ-ولاندر نیز شناسایی می‌شود. به دلیل متنوع بودن این نوع، امکان دارد از سنین کودکی یعنی 3 سالگی و یا حتی بزرگسالی اتفاق بیفتد. این بیماران در راه رفتن و ایستادن مشکل چندانی نداشته و توانایی انجام فعالیت‌های روزمره‌ی خود را دارند. اما ممکن است بالا رفتن از پله‌ها و فعالیت‌های مشابه برای آنها مشکل شود. این بیماران به طور طبیعی رشد می‌کنند و در حین راه رفتن، ممکن است مدام زمین خورده و برای بلند شدن از زمین به کمک احتیاج داشته باشند.

با همه این تعاریف از نوع سوم بیماری اس ‌ام ‌ای، این بیماران ممکن است هیچ‌گاه قادر به راه رفتن نباشند. دراین گروه، پرش‌های ریز انگشتان در حالت کشیده و باز قابل مشاهده است ولی برجستگی‌های روی زبان کمتر دیده شده. مشکلات تغذیه‌ای و بلع در دوران کودکی در این بیماران چندان مشاهده نشده. بیماران این گروه اکثراً توانایی راه رفتن را در دوران کودکی، نوجوانی و یا حتی بزرگسالی با تاخیر پیدا می‌کنند که بیشتر در نتیجه‌ی جهش‌های رشدی و یا بیماری می‌باشد.

بیماری اس ام ای نوع چهار

بیماری اس ام ای تیپ چهار (sma type4)  به‌طور عمده در سنین بزرگسالی اتفاق می‌افتد. به عبارت دیگر معمولا از سنین 35 سالگی به بالا نشانه‌های این مشاهده می‌شود. البته در برخی از موارد هم دیده شده است که از سنین 18 تا 30 سالگی نیز شروع بیماری اس ام ای تیپ چهارم اتفاق افتاده. این نوع بیماری sma از انواع دیگر کمتر یافت شده و عضلات این بیماران که مسئول بلع و تنفس هستند کمتر تحت تأثیر قرار می‌گیرند و بنابراین در این موضوع مشکلات کمتری دارند.

نحوه تشخیص

نحوه تشخیص

تشخیص بالینی اغلب دشوار است و بنابر توضیحات داده‌شده معمولا این بیماری،‌بسته به نوع آن دارای نشانه‌های مختلفی می‌باشد. اگر کودکی با این مشخصات را می‌شناسید سعی کنید با والدین وی صحبت کنید و مراجعه به پزشک 

متخصص را به آنها توصیه کنید. در صورتی که بیماری دارای ضعف در عضلات باشد، اگر در معاینه‌ی صورت گرفته رفلکس‌های تاندون‌های عمقی شخص موجود نباشند، چک کردن و بررسی آنزیم‌های عضلات ضروری می‌باشد.

همچنین برای تشخیص sma در ابتدا تهیه‌ی نوار عصب و عضله برای بیمار ضروری است. به دلیل عصبی-عضلانی بودن این بیماری، تهیه‌ی نوار عصب و عضله، نمای خاصی از این بیماری را می‌تواند نشان دهد و به عنوان کم‌هزینه‌ترین راه برای تشخیص بیماری استفاده می‌شود. برای تشخیص قطعی بیماری sma آزمایش ژنتیک ضرورت دارد. تا به وسیله‌ی آن ژن‌های sma بررسی شوند. این نوع آزمایش با گرفتن خون بیمار انجام می‌شود.

به دلیل وراثتی بودن بیماری ضرورت دارد تمام اعضای خانواده‌ی درجه اول و دوم در هنگام ازدواج و بارداری نیز آزمایش دهند تا نقص ژنی در خانواده بررسی شده و امکان تشخیص بیماری در نوزادی که در نسل بعد متولد می‌شود امکان پذیر شود و بیماری به نسل بعدی انتقال پیدا نکند.

تشخیص بیماری اس ام ای در دو سطح بررسی و آزمایش می‌شود:

  • تشخیص بیماری با گرفتن خون پدر و مادر بیمار و یا خود بیمار به‌خاطر ناقل یا مبتلا بودن.
  • نمونه‌گیری در دوران حاملگی از پرزهای جفتی (CVS) که در هفته‌ی دهم حاملگی انجام می‌شود.

آیا انجام آزمایش CVS ضرورت دارد؟

آزمایش CVS

به دلیل اینکه خطر احتمالی سقط جنین با انجام آزمایش CVS (از هر 100 مورد در 2 مورد) یا امکان افزایش احتمال آنومالی اندامی و چهره و تأثیر روی جنین نیازی به انجام این آزمایش در همه افراد نیست و فقط با وجود شرایط زیر لازم می‌شود.

ابتدا باید پدر و مادر جنین هر دو آزمایش ژنتیک مربوط به ناقل بودن بیماری را انجام دهند. سپس درصورت تشخیص ناقل بودن والدین با آزمایش، به احتمال 25 درصد، جنین مبتلا به sma خواهد بود  و انجام آزمایش CVS با صلاح‌دید پزشک متخصص به جهت اطمینان از سلامت جنین صورت می‌گیرد. انجام این آزمایش فقط و فقط در حالتی است که پدر و مادر ناقل بیماری تشخیص داده شوند.

بر اساس آخرین تحقیقات صورت گرفته، تعداد بسیار کمی از مواردی که بعد از انجام آزمایش CVS منجر به 

سقط جنین شده‌اند، به‌طور مستقیم تحت تأثیر این آزمایش بوده‌اند. این تاثیرات صرفا زمانی اتفاق می‌افتد که آزمایش قبل از هفته‌ی دهم بارداری انجام شود. به اعتقاد پزشکان، بهترین زمان این آزمایش، بعد از هفته‌ی یازدهم بارداری است.

نشانه‌های بیماری

بیماری اس ام ای به دلیل انواع گوناگونی که دارد به طور عمده دارای نشانه‌های زیر است که همه‌ی این نشانه‌ها در یک بیمار قابل مشاهده نیست، چرا که همان‌طور که گفته شد، انواع مختلف بیماری sma دارای نشانه‌های مختلفی هستند. با این حال نشانه‌های کلی که فقط در یک نوع وجود ندارند عبارتند از:

  • زمین خوردن مکرر
  • نشانه‌های 

    سستی و شل بودن عضلات و ضعف عضلانی در سنین کودکی یا بزرگسالی

  • مشکلات تنفسی و ماندن و جمع شدن ترشحات در گلو و ریه
  • مشکل در بلع و خوردن غذا
  • احساس خفگی و گرفتگی عروق قلب و ریه
  • فرورفتگی قفسه سینه
  • مشکل در سرفه کردن

درمان بیماری

درمان بیماری

از هنگامی که دلایل ژنتیکی در سال 1995 میلادی شناسایی شد، چندین روش درمانی برای آن پیشنهاد شده که همگی هنوز نیازمند بررسی و مطالعه هستند. تمرکز همه‌ی این روش‌ها، بر افزایش میزان پروتئین SMN در سلول‌های عصبیِ حرکتی می‌باشد که از جمله روش‌هایی که برای درمان بیماری اس ام ای مورد بررسی قرار گرفته است می‌توان موارد زیر را نام برد:

  • تغییر در پیرایش دگرسان SMN2
  • جایگزینی ژن SMN1
  • تثبیت پروتئین SMN
  • محافظت از عصب
  • سلول‌های بنیادی
  • ترمیم عضلانی
  • فعال‌سازی ژن SMN2

در حال حاضر تنها راه درمان جدید بیماری sma داروی ناسینرسن با نام تجاری اسپینرازا است که توسط شرکت بایوژن ساخته شده و بعد از تایید از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا(FDA)  عرضه‌ی تجاری آن صورت گرفته است. داروی اسپینرازا در دسامبر 2016 توسط سازمان غذا و دارو آمریکا» و در مه 2017 توسط اتحادیهٔ محصولات پزشکی اروپا» به عنوان نخستین داروی درمان بیماری اس ام ای، مورد تایید قرار گرفت و سپس در کشورهای دیگری همچون کانادا(ژوئیه ۲۰۱۷)، ژاپن(ژوئیه ۲۰۱۷)، برزیل(اوت ۲۰۱۷)، سوئیس(سپتامبر ۲۰۱۷) و… نیز مورد پذیرفته شد.

این دارو به صورت آمپولی در کانال نخاعی بیمار تزریق می‌شود و روند تزریق داروی اسپینرازا به این صورت است که تزریق 4 بار از این دارو با فاصله زمانی دو هفته از هم صورت می‌گیرد، یعنی تزریق اولیه‌ی داروی اسپینرازا در طی دو ماه با فاصله زمانی چهارده روز از هم انجام می‌شود.

بعد از به پایان رسیدن دوره‌ی دوماهه، تزریق دارو با فواصل زمانی چهارماهه از هم ادامه خواهد داشت.

که در نهایت طی روند تزریق داروی اسپینرازا بیمار لازم است کاردرمانی شود تا روند تولید ژن smn2 به اندازه کافی افزایش پیدا کند. این دارو در حال حاضر فقط در کشورهایی نظیر ایتالیا، آمریکا، ترکیه و… عرضه شده  و هزینه‌ی روند یک دوره درمانی یک ساله آن در حدود 750.000 دلار می‌باشد.


انواع مختلف زوال عقل یا دمانس و دلایل بروز آنها

زوال عقل یا دمانس، علائمی مانند مشکلات ارتباطی و از دست رفتن حافظه را شامل می‌شود. این علائم به‌واسطه‌ی ایجاد تغییراتی در مغز به وجود می‌آیند. افراد مبتلا به زوال عقل ممکن است به گیجی دچار شده و توانایی به‌یاد آوردن مطالب را از دست بدهند. گاهی تا آن حد پیش می‌رود که فرد مهارت‌هایی که داشته از جمله فعالیت‌های عادی روزمره خود را نیز از دست می‌دهد. در آخر امکان دارد فرد حتی اعضای خانواده یا دوستان خود را هم به جا نیاورد. فرد مبتلا عموماً پریشان و مضطرب به نظر می‌رسد. زوال عقل در سالمندان بیشتر شایع است اما سالمندی دلیل اصلی آن نیست.

 

علل بروز دمانس:

دمانس زمانی بروز می کند که نورون های سالم (سلول های عصبی)، از کار بازایستاده یا سلول‌های مغزی مرده و یا دچار آسیب شده باشند. مرگ سلول‌های مغزی و خصوصا بیماری‌های نورودژنراتیو (مرگ تدریجی سلول‌های مغز در اثر افزایش سن) می‌تواند از علل بروز دمانس باشد. این که زوال عقل باعث مرگ سلول‌های مغزی می‌شود یا مرگ سلول‌های مغزی بروز زوال عقل را در پی دارد به‌درستی مشخص نیست. در زیر به برخی ازدلایل بروز دمانس اشاره شده:

علل بروز دمانس

زوال عقلی عروقی:
مرگ سلول‌های مغزی ناشی از بیماری‌های مرتبط با عروق مغزی مانند 

سکته‌ مغزی ، بروز می‌کند.
آسیب به سر:
چنین آسیب‌‌هایی باعث افزایش احتمال مرگ سلول‌های مغزی و در پی آن بروز زوال عقل می‌شود. و تکرار ضربات آسیب‌زننده به سر برای مثال در برخی ورزش‌ها، با افزایش احتمال بروز زوال عقل در آینده ارتباط مستقیم دارد.
بیماری ناشی از پریون:
پریون‌ها، پروتئین‌هایی می‌باشند که درs برخی افراد امکان دارد به ایجاد بیماری‌هایی مانند جنون گاوی منجر شوند.
عوامل برگشت‌پذیر:
• افسردگی، تداخلات دارویی، اختلال در عملکرد تیروئید، کمبود ویتامین‌ها و مصرف الکل از عوامل برگشت‌پذیر زوال عقل هستند و با درمان این عوامل، زوال عقل ناشی از آنها نیز بهبود پیدا می‌کند.
• عوامل فردی مانند سن و سال و سابقه‌ی خانوادگی
• عفونت‌های ناشی از بیماری HIV
• انواع دمانس و زوال عقلی

سایر اختلالاتی که می‌توانند منجر به بروز دمانس شوند، عبارتند از:

• 

هیدروسفالی با فشار طبیعی که براثر انباشته شدن مقدار اضافی مایع مغزی_نخاعی در مغز بروز می‌کند.
• زوال عقل پیشانی گیجگاهی (بیماری نیمن پیک)
• نشانگان داون که احتمال بروز آایمر را در افراد کم ‌سن ‌وسال افزایش می‌دهد.
• سندروم بنسون (PCA) که به بیماری آایمر شباهت دارد، ولی در ناحیه‌ی متفاوتی از مغز اتفاق می‌افتد.
• بیماری پارکینسون و بیماری هانتینگتون
• ژن‌هایE4 چندگانه، افرادی که دارای یک نسخه از ژن E4هستند ، سه برابر بیشتر از کسانی که این ژن را ندارند، به بیماری آایمر مبتلا می‌شوند.

انواع زوال عقلی و دمانس

انواع زوال عقلی و دمانس

1_ دمانس ناشی از آایمر:

علاوه بر وجود اختلال حافظه، وجود یکی دیگر از اختلالات شناختی (کردار پریشی، زبان پریشی، ادراک ‌پریشی) برای شناخت دمانس آایمر ضروری است. آایمر نوعی زوال عقلی است که از دست رفتن حافظه و ایجاد اختلال در سایر عملکردهای مهم ذهنی در پی آن اتفاق می‌افتد. این بیماری شایع‌ترین عامل زوال عقل بوده و پیش‌رونده است، یعنی با گذشت زمان رو به وخامت می‌رود. بیماری آایمر، در واقع اعصاب مغز را دچار تغییر می‌کند. در نتیجه‌ی این تغییر، ارتباط میان اعصاب مختلف مختل می‌شود.
مهم‌ترین عامل مؤثر در بروز آایمر سن است، عوامل دیگری ازجمله ابتلا به دیابت، وراثت، صدمات مغزی، فشار خون و تغذیه‌ی نامناسب در بروز آایمر تأثیر دارند.

2_ دمانس عروقی:

دمانس عروقی، نوع شایع دمانس پس از 

آایمر می‌باشد که حدود 10% کل بیماران دمانس را دربر می‌گیرد. پارگی یا مسدود شدن عروق مغزی، نرسیدن غذا و اکسیژن به سلول‌های عصبی مغز و از بین رفتن آنها دلایل بروز این نوع دمانس است. نشانه‌های بیماری در این نوع دمانس امکان دارد به‌صورت پلکانی بوده و هر علامت به صورت ناگهانی بروز یابد.
بیشتر مبتلایان دمانس عروقی، از عوارض و بیماری‌های دیگری مانند فشار خون، دیابت و میزان بالای کلسترول رنج می‌برند و بسیاری از آنها، دخانیات مصرف می‌کنند. این نوع دمانس در سنین سالمندی شایع‌تر است، ولی امکان بروز آن در سنین زیر 60 سال هم وجود دارد. بروز عوارض و اختلال در این بیماران متفاوت است. علاوه بر اختلال در قضاوت و توان تصمیم‌گیری در کارهای معمول روزانه، عوارض فیزیکی مانند اختلال در راه رفتن، بی‌حسی یک طرف صورت یا یک نیمه از بدن و فلج شدن ممکن است در فرد بیمار بروز کند. تعداد سکته‌ها و محل ایجاد آسیب‌های عروقی و شدت به وجود آمدن آنها، می‌تواند به‌طور مستقیم بر میزان توان فیزیکی و فکری بیمار مؤثر باشد.

۳ـ دمانس لوب پیشانی_گیجگاهی (FTD):

مغز انسان مانند کره‌ی جغرافیا است و دارای مناطق قاره‌ه‌مانند ولی به هم پبوسته به نام لوب‌های مغزی می‌باشد. دو لوب اصلی در قسمت‌های قدامی و طرفی وجود دارند که به آنها به ترتیب لوب های پیشانی و آهیانه‌ای گفته می‌شود. لوب‌های پیشانی مرکز برنامه‌ریزی، توجه، قضاوت و تمام چیزهایی است که فرق ما انسان‌های متمدن و پیشینیانمان را مشخص می‌کند. وظیفه اصلی لوب‌های آهیانه‌ای، کمک به ذخیره‌ سازی حافظه و همچنین نگهداری گنجینه‌ی لغات ما می‌باشد.
آغاز از بین رفتن سلول‌های عصبی در دمانس لوب پیشانی_گیجگاهی، در این دو قسمت اصلی مغز اتفاق می‌افتد و با پیشرفت بیماری، به سایر قسمت‌ها گسترش پیدا می‌کند. دمانس لوب پیشانی_گیجگاهی، به‌طور معمول در سنین 50 و 60 سالگی اتفاق می‌افتد، ولی در سنین 21 سالگی و 80 سالگی نیز دیده شده‌ است.

شایع‌ترین انواع بیماری دمانس لوب پیشانی_گیجگاهی (FTD):

شایع‌ترین انواع بیماری دمانس

فرونتال واریانت (Frontal variant)
این نوع از زوال عقل، رفتار و شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

زبان‌پریشی پیش‌رونده‌ی اولیه (Primary progressive aphasia)
زبان‌پریشی یا آفازی، به معنی مشکل در برقراری ارتباط می‌باشد. این نوع آفازی خود به دو گروه تقسیم می‌شود:
• آفازی پیش‌رونده‌ی کلامی که باعث ضعیف شدن توانایی سخن گفتن می‌شود.
• آفازی معنایی که توانایی فهم زبان و استفاده از آن را دچار مشکل می‌کند.
بروز دمانس پیشانی-گیجگاهی عامل مشخصی ندارد، پژوهشگران جهش‌های ژنتیکی را به عنوان عامل برخی از انواع آن درنظر می‌گیرند. ساختار سلول‌های مغز برخی از بیماران مبتلا به این بیماری حاوی مقادیر غیر‌طبیعی پروتئین می‌باشد.

۴ـ دمانس مختلط:

حدود 10% مبتلایان به بیماری دمانس بیش از یک نوع دمانس را تجربه می‌کنند، که به آن دمانس مختلط گفته می‌شود. حضور همزمان آایمر و دمانس عروقی، شایع‌ترین دمانس مختلط شناخته شده است.

5_ دمانس با اجسام لویی : (ِDLB)

لویی‌ بادی رسوبات پروتئین هستند که به‌ صورت میکروسکوپی در مغز بعضی از افراد وجود دارند و به نام کاشف این اجسام نامگذاری شد‌ه‌‌اند، دلیل مبتلا بودن فرد به DLB ، رسوب همان پروتئین‌های مذکور در بخشی از مغز است که کورتکس نامیده می‌شود.
این نوع دمانس، در سنین سالمندی بیشتر دیده شده ولی ممکن است در سنین زیر 60 سالگی نیز اتفاق بیفتد. اکثر این بیماران مشکلات حافظه و تفکر که در آایمر هم وجود دارد روبه‌رو هستند. دمانس لویی بادی توانایی فکر کردن، استدلال و تحلیل اطلاعات را دچار اختلال می‌کند، که ممکن است توانایی شخصیت، حرکت و حافظه‌ی فرد هم درگیر شود.

خصوصیات اصلی دمانس لویی:

خصوصیات اصلی دمانس لویی
• سطح هوشیاری: اولین خصوصیت این است که، سطح ذهنی و هوشیاری بیمار در طول روز و یا هفته دچار تغییر می‌شود. به طوری که بیمار در برخی زمان‌ها کاملا طبیعی به‌نظر می‌رسد و گاهی کاملا به اختلالات ذهنی دچار است.
• توهمات بینایی: بروز توهمات بینایی به صورت دیدن حیوانات و اشخاص، دومین خصوصیت دمانس لویی می‌باشد. بیمار امکان دارد در عالم توهم، اشیا، نزدیکان و حیواناتی را به‌وضوح ببیند و با آنها صحبت کند که سال‌ها قبل فوت کرده‌اند و یا وجود خارجی ندارند.
• علایمی مانند پارکینسون: وجود علایمی شبیه به بیماری پارکینسون، سومین خصوصیت دمانس لویی ‌بادی می‌باشد.  ممکن است در تشخیص با بیماری پارکینسون اشتباه گرفته شود، به همین دلیل مراجعه به پزشک 

متخصص اامی است.
• حساسیت به داروهای ضد روان پریشی: حساسیت به برخی داروها خصوصاً داروهای ضد‌روان‌پریشی، چهارمین خصوصیت دمانس لویی است. مصرف دوزهای خیلی کم این داروها توسط این بیماران، ممکن است عوارضی را ایجاد کنند که معمولا در بقیه بیماران در دوزهای بالا بروز می‌کند.

۶ـ دمانس پیش‌رونده‌ی سریع:

بیشتر موارد دمانس، دارای سیری کند و چندین ساله هستند. ولی عوامل بیماری‌زایی وجود دارد که می‌تواند بیمار را با تابلوی دمانس، در عرض چند ماه کاملا از پا بیندازد. فهرست این بیماری‌ها بسیار گسترده است و عوامل متابولیک مانند کم‌کاری تیروئید، عوامل عفونی مانند جنون گاوی و HIV و یا کمبود ویتامین‌ها و ریز‌مغزی‌ها را شامل می‌شود.


دلیل علمی خواب دیدن چیست؟

همه محققان بر این باورند که تقریباً تمام افراد هر شب خواب می‌بیند اما تمام آنچه دیده می‌شود در خاطر نمی‌ماند.
انسان‌ها از ابتدای تاریخ، نظریه‌هایی درمورد چرایی،‌ چیستی،‌ معنا و عملکرد خواب دیدن، ارائه داده‌اند. تا اینکه افلاطون و ارسطو به ساختن زیربنای فلسفی چیزی که روانشناسان اروپایی بعدها در سده نوزده و بیستم تحت عنوان میل» ارائه دادند، پرداختند. در آن زمان‌ها رویاهای بشری را به ارواح نسبت می‌دادند.

 

در فرضیه‌های جدید، از خواب به‌عنوان راهی برای بروز و بیان میل‌های ضمیر ناهوشیار انسان‌ها در فضایی امن و غیر واقعی» تعریف شده است. شاید برای اینکه انجام آنها ممکن است در دنیای واقعی غیر قابل قبول، ناممکن و حتی قابل پیگیری و غیرقانونی باشد. اما مسئله این است که حتی در سده بیست‌و‌یکم هم هنوز دانشمندان مطمئن نیستند که چرا ما خواب می‌بینیم؟».

دو دانشجوی دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۵۳، ، موفق به کشف پدیده حرکت تند چشم در خواب یا آر‌ای‌ام (Rapid eye movement sleep: REM/REMS) شدند. آنها به این نکته پی بردند که اکثر رؤیاها در این مرحله از خواب اتفاق می‌افتند. مشخصه‌ی اصلی این مرحله‌، حرکات سریع چشم است و اینکه بدن در حالت خواب عمیق به‌سر می‌برد، ولی واکنش مغز در حالت بیداری است. قبل از این کشف بیشتر دانشمندان متصور بودند که در هنگام خواب، مغز از فعالیت می‌ایستد. اما این کشف، فعال بودن مغز در خواب را ثابت کرد. این کشف در واقع پایه‌گذار تحقیقات اولیه در زمینه خواب و بیماری‌های مربوط به آن بود که تا کنون باعث شده بیش از هشتاد نوع بیماری مربوط به خواب درمان شوند.
دکتر میشل ژووت از دانشگاه لیون فرانسه چند سال بعد از این کشف، به این نکته پی برد که فعالیت مغز در زمان REM به فعالیت آن در زمان بیداری شباهت دارد. او REM را خواب متاقض» عنوان کرد. چون در حقیقت فعالیت‌های چنینی مغز همواره با حرکات ماهیچه‌های بدن همراه است. وی همچنین خواب بدون REM را به دلیل کاهش فعالیت‌های بدن در آن زمان، خواب آرام» نام‌گذاری کرد. در دهه‌ی شصت میلادی نیز در زمینه‌ی وم خواب در سلامت انسان‌ها، تحقیقات زیادی انجام شد، اما هیچ‌کدام از این تحقیقات پاسخگوی سوال اصلی محققان،‌ که چه چیز باعث خواب دیدن ما می‌شود، نبودند.

برخی از دانشمندان بر این باورند که خواب دیدن تکاملی است که به دلایل روانی در انسان‌ها به‌وجود آمده است. گروهی دیگر اعتقاد دارند که به‌واسطه‌ی جریان فعالیت‌های عصبی زیاد در مغز، در زمان خواب و به خصوص در زمان REM ، ممکن است خواب دیدن محصولی بی معنی منتج از این فعل و انفعالات 

مغزی باشد. نظریه خواب دیدن را مکانیزمی برای حل مشکلات و دست، در هم آمیختن خاطرات و پنجه نرم کردن با احساسات تلقی می‌کند. بنا بر این فرضیه، خواب دیدن برای حفظ سلامت احساسی و روانی افراد لازم است.

آیا حیوانات هم خواب می‌بینند

آیا حیوانات هم خواب می‌بینند

هوگو اسپیرز، روانشناس تجربی از دانشگاه لندن، در گفتگو با مجله نشنال‌جئوگرافی» می‌گوید که با آنکه خواب دیدن حیوانات واقعا قابل تشخیص نیست،‌ اما احتمال آن خیلی زیاد است. اسپیرز و گروهش طی تحقیقاتی به موش‌های آزمایشگاهی قبل از خواب غذا نشان دادند و دریافتند که مغز آنها در زمان خواب، برای رسیدن به غذا نقشه‌هایی طراحی می‌‌کند؛ می‌توانیم بگوییم که مغز آنها در خواب، راه رسیدن به غذا را پیدا می‌کند»
انسان‌ها در زمان REM خواب می‌بینند و تقریبا در همه 

داران هم این مرحله از خواب وجود دارد. آزمایشی که بر روی گربه‌ها در زمان خواب انجام شد، نشان‌دهنده‌ی این بود که آنها در زمان خواب تصاویری را می‌بینند و نسبت به آنها از خود واکنش نشان می‌‌دهند.
اما با تمام تحقیقاتی که تا کنون برای پاسخ به این پدیده شگفت‌انگیز انجام گرفته، ما هنوز کشف نکرده‌ایم که چرا خواب می‌بینیم. همچنان پرسیدن از کسی که خواب می‌بیند، تنها راه مطالعه خواب است. بنابراین در خصوص حیوانات نمی‌توان این روش را به‌کار برد.
دکتر جیم پاگل، مدیر مرکز تحقیقات خواب در ایالت کلورادوی آمریکا، اذعان کرده است که اگر ما به فواید خواب دیدن برای بدنمان پی ببریم، احتمالا می‌فهمیم که چرا باید یک سوم زندگی‌مان را در خواب سپری کنیم.


شایع‌ترین علائم تومور مغزی چیست؟

تومور مغزی توده‌ای از سلول‎های مغزی است که بر اثر رشد غیرطبیعی سلول‌ها ایجاد می‌شود و می‌تواند خوش‌خیم یا بدخیم باشد. به علاوه تومور مغزی در شکل‌ها و اندازه‌های مختلف ایجاد می‌شود و علائم آن بسته به محلی از مغز که در آن رشد کرده، متفاوت است. برای مثال اگر تومور فرد در منطقه‌ای از مغز باشد که حرکات بازوها و بینایی را کنترل می‌کند، علائم تومور مغزی ضعف اندام و تاری دید خواهد بود. در ادامه‌ی این مطلب با برخی علائم تومور مغزی آشنا خواهید شد تا در صورت بروز آن‌ها در خود و یا اطرافیانتان بتوانید به سرعت برای تشخیص و درمان آن اقدام کنید.

 

تشنج

معمولا شایع‌ترین نشانه‌ی وجود تومور تشنج است. تومور باعث ایجاد تحریکاتی در مغز می‌شود که این تحریکات منجر به فعالیت غیرقابل کنترل عصب‌های مغزی خواهد شد. بنابراین حرکات غیرعادی از فرد سر می‌زند. تشنج هم مانند تومور، انواع مختلفی دارد. ممکن است یک اندام یا بخشی از صورت دچار حرکات ناگهانی و سریع شود یا تمام بدن شروع به تشنج کند.

بی‌حسی

یکی دیگر از نشانه‌های احتمالی تومور مغزی وقوع بی‌حسی در قسمتی از بدن یا صورت است. به‌‌خصوص در صورت قرار داشتن تومور مغزی روی قسمت 

ساقه‌ی مغز (محل ارتباط مغز با طناب نخاعی)، بی‌حسی و حرکات نامنظم ایجاد می‌شود.

ناتوانی

اگر انجام امور ساده‌ای مانند استفاده از دسته‌کلید برایتان دشوار است، برای راه رفتن و حفظ تعادلتان با مشکل مواجه هستید، یا با دست، بازو، و پاهایتان درگیر هستید، همه‌ی این موارد می‌توانند از علائم تومور مغزی باشند. به طور کلی مشکل در تکلم، بلع یا کنترل حالات چهره هم از نشانه‌های احتمالی وجود مشکلی در سر شما است.

مشکل دید

مشکل دید

دوبینی، تاری، و از بین رفتن دید، با وجود تومور در ارتباط است. گاهی فرد نقاط یا اشکال متحرکی را می‌بینید که به اورا (تشعشع نورانی) معروف هستند.

حالت تهوع

بروز حالت تهوع یا احساس ناراحتی در معده مخصوصا در مواردی که دلیلی برای آن یافت نشود، می‌تواند از علائم تومور مغزی باشد.

تغییر در حافظه یا افکار

با وجودی که تومورها معمولا  تغییرات بزرگی در رفتار و شخصیت فرد ایجاد می‌کنند، اما در فرد مبتلا به تومور یادآوری اتفاقات، احساس سردرگمی و موضوعات غیرعاطفی شایع‌تر است.

آیا سردرد می‌تواند با تومور در ارتباط باشد؟

آیا سردرد می‌تواند با تومور در ارتباط باشد؟

نگران نباشید. برخلاف تصور رایج، سردرد معمولا از علائم اولیه‌ی تومور مغزی در نظر گرفته نمی‌شود. ممکن است که 

سردرد از علائم ابتلا به تومورهای بزرگ باشد ولی جزو نشانه‌های اولیه‌ی فوری نیست.

خلاصه و نتیجه

گاهی دیده شده که برخی اختلالات ژنتیکی منجر به ایجاد تومور مغزی شود. ولی بیش‌تر تومورهای مغزی در افرادی ظاهر شده است که نه تنها مستعد ابتلا به آن نبوده‌اند، بلکه عوامل خطرناک شناخته‌شده‌ای هم داشته‌اند. از نظر سنی هم به طور کلی افراد در هر سنی می‌توانند مبتلا به تومور مغزی شوند، ولی احتمال ابتلای کودکان و بزرگسالان بالای ۶۰ سال به تومور مغزی بالاتر است.

 

پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند که برخلاف آن‌چه شایع شده، تلفن همراه نمی‌تواند عامل خطرناکی در بروز تومور باشد. در واقع تاکنون هیچ مدرک مستندی یافت نشده که بتواند ارتباط بین استفاده از تلفن همراه و ایجاد تومور مغزی را تأیید کند.

روش های درمان

روش‌های درمان

متداول‌ترین روش‌های درمان تومورهای مغزی بزرگ و بدخیم شامل دارودرمانی، عمل جراحی، اشعه‌درمانی و شیمی‌درمانی است. خبر خوشحال‌کننده این‌که همه‌ی تومورهای مغزی خطرناک نیستند. بسیاری از تومورها کوچک و در مراحل اولیه هستند و حتی به درمان هم نیازی ندارند. در صورت تشخیص این نوع از تومورها توسط پزشک، فقط میزان رشد و تغییرات آن‌ها در دوره‌های زمانی مشخص بررسی می‌شود.


تولد دردناک‌، زندگی کوتاه با بیماری تی‌ساکس

بیماری تی ساکس نوعی اختلال در سیستم اعصاب مرکزی می‌باشد. مجموع بخش‌های مختلف مغز (مثل مخچه، مخ و ساقه‌ی 

مغزی) و نخاع را سیستم اعصاب مرکزی می‌گویند.  این بیماری یک اختلال نورودژنراتیو می‌باشد که بیشتر نوزادان دچار آن می‌شوند. بیماری‌هایی که تخریب سلول‌های عصبی یا نورون‌های بدن را درپی دارند نورودژنراتیو می‌گویند. متاسفانه بیماری تی ساکس در نوزادان همیشه به مرگ منجر می‌شود. این بیماری در بزرگسالان و نوجوانان نشانه‌های خفیف‌تری دارد و البته به‌ندرت اتفاق می‌افتد.

 

نشانه‌های بیماری تی ساکس در نوزادان

معمولاً در رحم و قبل از تولد، پروسه‌ی تخریب اعصاب در نوزادان مبتلا به این بیماری آغاز می‌شود. در اکثر موارد، در سنین ۳ تا ۶ ماهگی علائم خود را نشان می‌دهند. این بیماری بسیار سریع پیشرفت کرده و معمولاً کودک تا سن ۴ یا ۵ سالگی بیشتر دوام نمی‌آورد.

تی ساکس نوزادان

علایم تی ساکس نوزادان

  • کوری پیشرونده
  • ناشنوایی
  • افزایش میزان جهش‌های ناگهانی
  • تشنج
  • ضعف عضلات
  • سفتی یا اسپاسم عضلات
  • از کار افتادن یا فلجی عضلات
  • کاهش نرخ رشد جسمی
  • تاخیر رشد فکری و اجتماعی
  • نقاط قرمز در ناحیه‌ی ماکولا یا لکه‌ی زرد چشم (ناحیه‌ی بیضی شکل در نزدیک مرکز شبکیه‌ی چشم)

علائم اورژانسی

اگر کودک به تشنج یا تنگی نفس دچار شد، هرچه سریع‌تر باید به اورژانس مراجعه کرده یا با مرکز فوریت‌های پزشکی (۱۱۵) تماس برقرار کنید.

انواع بیماری تی ساکس و نشانه‌ها

انواع بیماری تی ساکس و نشانه‌ها

 

علاوه بر تی ساکس نوزادان، این بیماری به شکل‌های دیگری نیز بروز می‌کند. از انواع دیگر این بیماری می‌توان تی ساکس نوجوانی، مزمن و تی‌ساکس بزرگسالان را نام برد که از تی ساکس نوزادی نادرتر و همچنین خفیف‌تر هستند.

افرادی که به تی ساکس نوجوانی یا جوانی دچار می‌شوند، نشانه‌های بیماری را اغلب بین سنین ۲ تا ۱۰ سالگی نشان می‌دهند و اکثرا تا سن ۱۵ سالگی بیشتر دوام نمی‌آورند.

نشانه‌های تی ساکس مزمن تا سن ۱۰ سالگی بروز می‌کند. ولی روند پیشرفت بیماری از سایر انواع آن کندتر می‌باشد. نشانه‌هایی مانند کرامپ‌ها یا گرفتگی‌های عضلانی، مشکل تکلم و 

لرزش (ترمور) در تی ساکس مزمن بسیار شایع هستند. امید به زندگی در این افراد به سرعت پیشرفت بیماری بستگی دارد. ولی برخی از مبتلایان به طور طبیعی عمر می‌کنند.

تی ساکس بزرگسالان از تمام انواع این بیماری خفیف‌تر می‌باشد. نشانه‌های بیماری اغلب در دوران جوانی یا نوجوانی بروز می‌کنند. مبتلایان به تی ساکس بزرگسالان، معمولاً دارای علائم زیر هستند:

  • مشکلات حرف زدن مثل لکنت یا نامفهموم بودن ادای کلمات
  • ضعف عضلانی
  • مشکلات حافظه
  • ترمور (لرزش فک، دست و دیگر قسمت‌های بدن)
  • راه رفتن بدون تعادل

شدت نشانه‌ها و همچنین طول عمر بیماران مبتلا به تی ساکس بزرگسالی، به شرایط بیماری بستگی دارد.

علت بیماری تی ساکس

علت بیماری تی ساکس

یک نقص ژنی در کروموزوم شماره‌ی ۱۵ منجر به این بیماری می‌شود. این نقص ژنی منجر به ناتوانی بدن در ساخت پروتئین هگزوسامینیداز A که از مهم‌ترین پروتئین‌های مهم سیستم عصبی است، می‌شود. با فقدان این پروتئین، مواد شیمیایی مخربی به نام گانگلیوزیدها در سلول‌های عصبی مغز انباشته شده و منجر به تخریب آن‌ها می‌شوند.

تی ساکس یک بیماری ارثی می‌باشد. الگوی وراثت این بیماری به شکل مغلوب است و این بدان معنا است که در بدن ما از هر ژن، دو نسخه موجود است. یکی را از مادر و دیگری را از پدر دریافت می‌کنیم. وقتی الگوی وراثت یک بیماری به شکل مغلوب باشد، یعنی باید هر دو نسخه‌ از یک ژن، دارای نقص باشند تا به بیماری مبتلا شویم.

اگر یکی از نسخه‌ها سالم و دیگری داری نقص باشد، ابتلا به بیماری منتفی است. چون ژن سالم، اثر ژن خراب را خنثی می‌کند. به افرادی که دارای یک ژن سالم و یک ژن خراب هستند، ناقل می‌گویند. یعنی خودشان مشکلی ندارند ولی توانایی انتقال ژن ناسالم را به فرزند خود دارند. به این ترتیب برای ابتلا به تی ساکس، پدر و مادر باید ناقل بیماری بوده یا به بیماری مبتلا باشند.

ابتلا و تشخیص بیماری تی ساکس

این بیماری در بین یهودیان اشک‌نازی بیشتر شایع است. افرادی که اجدادشان یهودیان شرق یا مرکز اروپا بودند، ریسک ابتلا به این بیماری را دارند. تقریباً ۱ نفر از هر ۳۰ نفر یهودی اشک‌نازی، ناقل بیماری می‌باشد.

هیچ راهی برای پیشگیری از تی ساکس موجود نیست. می‌توانید با استفاده از آزمایش ژنتیک پیش از بارداری، از ناقل نبودن خود اطمینان حاصل کنید. یا با استفاده از آزمایش‌های ژنتیک دوران بارداری، مطمئن شوید که نوزاد شما به این بیماری مبتلا نیست. روش‌های CVS و 

آمنیوسنتز برای شناسایی بیماری در جنین کاربرد دارند.

اغلب بین هفته‌های ۱۰ تا ۱۲ بارداری روش CVS انجام می‌شود و از طریق واژن یا شکم نمونه‌ای از سلول‌های جفت برداشت می‌شود. آمنیوسنتز هم بین هفته‌های ۱۵ تا ۲۰ بارداری انجام شده و برداشت نمونه از مایع اطراف جنین، با استفاده از یک سوزن و از طریق شکم انجام می‌شود.

اغلب تشخیص بیماری در نوزادان با استفاده از معاینه و بررسی علایم صورت می‌گیرد. امکان دارد برای تشخیص، آنزیم‌های خون یا بافت‌های بدن نوزاد مورد بررسی قرار بگیرند. نقطه‌های قرمز رنگ در لکه‌ی زرد چشم نیز در معاینه‌ی چشم مشخص می‌شوند.

درمان بیماری تی ساکس

درمان بیماری تی ساکس

متاسفانه هنوز درمانی برای تی ساکس موجود نیست. معمولاً براساس روش‌های مراقبتی که در کاهش شدت علائم و بهبود شرایط کودک موثر‌ند درمان انجام می‌شود. از جمله مراقبت‌های درمانی تی ساکس می‌توان داروهای ضد تشنج، مسکن، لوله‌های غذارسانی، فیزیوتراپی و مراقبت از ریه برای کاهش جمع شدن مایع مخاطی را نام برد.


آیا گوشت قرمز خطر ابتلا به بیماری ام‌اس را کاهش می‌دهد؟

مالتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis) یا همان ام‌‌اس نوعی بیماری التهابی مزمن، ناتوان‌کننده و اغلب پیشرونده در سیستم اعصاب مرکزی است که موجب اختلال در انتقال پیام‌های عصبی بین مغز و سایر قسمت‌های بدن و در نهایت تحلیل غیرقابل برگشت اعصاب می‌شود. هنوز دانشمندان موفق به کشف علت بروز بیماری ام‌‌اس نشده‌اند و با انجام پژوهش‌های متعدد در حال بررسی این موضوع هستند. در میان مطالعات انجام شده وجود ارتباطاتی نیز میان مصرف روزانۀ گوشت قرمز فراوری‌نشده و کاهش تغییرات 

مغزی برای ابتلا به ام اس (MS) کشف شده است. با ما همراه باشید تا در مورد نتایج مطالعات مربوط به ارتباط مصرف گوشت قرمز و رژیم مدیترانه‌ای در کاهش ابتلا به بیماری ام‌اس اطلاعات جالبی به دست آورید.

 

چه دلایلی در ابتلا به بیماری ام‌اس نقش دارند؟

چه دلایلی در ابتلا به بیماری ام‌اس نقش دارند؟

طبق گزارش خبرگزاری ایرنا، به ‌نقل از دکتر عبدالحسین هوشمند،‌ مدیرعامل انجمن ام‌اس ایران، که در یک نشست خبری در مورد بیماری ام‌اس عنوان شد، ایران از نظر شیوع بیماری ام‌اس در خاورمیانه در سطح بالایی قرار دارد، ولی در مقایسه با کشورهای اروپایی و آمریکایی میزان ابتلا کمتر است. در ایران از هر ۱۰۰ هزار نفر،‌ ١١٠ نفر به این بیماری مبتلا هستند. ولی در بین مردم آمریکا، احتمال ابتلا به ام‌اس از هر هزار نفر، یک مورد یا ۰/۱ درصد است. این احتمال در افراد دارای خویشاوند درجه‌یک مبتلا به ام‌اس بیش‌تر می‌شود (حدود دو تا چهار درصد). به علاوه، در دوقلوهایی که یکی از آن‌ها دچار این بیماری باشد، احتمال ابتلا برای دیگری حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد خواهد بود.

در برخی موارد، تغییرات مغزی در فرد سال‌ها پیش از بروز هرگونه علامت ام‌اس رخ می‌دهد. در این باره، پژوهشی در مجلۀ برِین (Brain) منتشر شده است. این پژوهش بر روی ۸۱ نفر انجام شد. ۱۰ سال پیش از طریق MRI، از مغز این افراد تصویربرداری کرده بودند. پس از بررسی‌ها مشخص شد ۸۳ درصد از افراد با وجود نشانه‌هایی غیرعادی در تصویر مغزی در طول زمان دچار پیشرفت بیماری ام‌اس شدند. این افراد کسانی بودند که به‌تعبیر 

متخصصان در اولین تشخیص بالینی، مشکوک به بیماری میلین‌زدا شناخته شدند.

طبق پژوهش‌های انجام شده، عوامل محیطی شامل تغذیه و رژیم غذایی در ابتلا به بیماری ام‌اس نقش دارد. به طور ویژه نتایج مطالعه دانشمندان دانشگاه کورتین (Curtin) در پِرت استرالیا ثابت کرده که در میان اجزای یک رژیم غذایی، مصرف گوشت قرمز فراوری‌نشده، بر بیماری‌های عصبی‌ مانند ام‌اس موثر است.

آیا گوشت قرمز و رژیم مدیترانه‌ای منجر به کاهش خطر ابتلا به ام‌اس می‌شود؟

آیا گوشت قرمز و رژیم مدیترانه‌ای منجر به کاهش خطر ابتلا به ام‌اس می‌شود؟

در پژوهش صورت گرفته در دانشگاه کورتین، از نتیجه بررسی جامع اوسی‌میون (AusImmune) استفاده شد. این مطالعۀ موردـ‌شاهدی (case-control) و مولتی‌سنتر (پژوهشی که در آن چندین بیمارستان، کلینیک و مؤسسۀ تحقیقاتی مشارکت می‌کنند) به بررسی عوامل خطرساز موثر در بروز بیماری‌های دستگاه عصبی مرتبط با میلین پرداخته است. در مجموعه داده‌ها، ۲۸۲ مورد از افراد دارای تجربه ابتلا به بیماری‌های میلین‌زدا به همراه ۵۵۸ نفر از افراد سالم (به‌عنوان گروه کنترل) مورد بررسی قرار گرفتند.

در این پژوهش برای افراد، رژیم غذایی مدیترانه‌ای درنظر گرفته و به منظور سنجش اثرگذاری رژیم در افراد، به میزان وفاداری‌شان به رژیم، امتیازی اختصاص داده شد. امتیاز 9 نشان‌دهنده‌ی بیش‌ترین میزان وفاداری به رژیم غذایی است و صفر، کم‌ترین میزان بود.

به علاوه امتیاز دیگری با نام امتیاز قرمز» هم تعریف شد. به این صورت که برای افرادی که یک وعدۀ غذایی ۶۵ گرمی گوشت قرمز فراوری‌نشده مانند گوشت گاو و گوساله مصرف می‌کردند، یک امتیاز منظور می‌شد. سپس، نمونه‌ی مورد بررسی به چهار دسته تقسیم‌بندی ‌شدند؛ گروه یک (امتیاز صفر تا دو)، گروه دو (امتیاز سه تا چهار)، گروه سه (امتیاز پنج)، گروه چهار (امتیاز شش تا نه).

در نهایت مشخص شد که رابطه‌ای میان امتیازبندی صورت گرفته و میزان ابتلا به بیماری‌های عصبی وجود ندارد. اما با مقایسۀ داده‌ها میان گروه دو، سه و چهار با گروه یک مشخص شد که داده‌ها گویای کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های عصبی بودند.

از نظر علمی، گوشت قرمز دارای مواد مغذی ریز و درشت مهمی مانند پروتئین، آهن، روی، سلنیوم، پتاسیم، ویتامین D، و ویتامین B( که برای 

درمان سردرد نیز مفید می باشد) است. به علاوه، گوشت گاوهایی که از علف سبز تغذیه می‌کنند، حاوی اسیدهای آمینه چند اشباع نشده امگا ۳ است. این مواد مغذی به عملکرد صحیح مغز کمک می‌کنند. بنابراین، مشاهده‌ی تاثیر مثبت مصرف گوشت قرمز فراوری‌نشده در کاهش خطر ابتلا به بیماری ام‌اس کاملا منطقی است.

مصرف گوشت قرمز فراوری‌نشده بر افراد در معرض ابتلا به ام‌اس چه تاثیری خواهد داشت؟

مصرف گوشت قرمز فراوری‌نشده بر افراد در معرض ابتلا به ام‌اس چه تاثیری خواهد داشت؟

با بررسی امتیاز قرمز مذکور در پژوهش، ثابت شد که از نظر آماری، مصرف گوشت قرمز فراوری‌نشده تنها عامل دارای تاثیر معنادار بر کاهش خطر بیماری‌های عصبی مانند ام‌اس است. یعنی کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های عصبی ارتباط مستقیم و معناداری با میزان گوشت قرمز مصرفی افراد حاضر در پژوهش داشت.

در افرادی که در گروه دو قرار داشتند، ۳۷ درصد کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های عصبی، در گروه سوم، ۵۲ درصد و در گروه چهارم ۴۲ درصد کاهش خطر ابتلا به بیماری گزارش شد. با مصرف گوشت قرمز برای کسانی که دارای خویشاوند درجه‌یک مبتلا به بیماری‌هایی مانند ام‌اس بودند، نرخ کاهش در خطر ابتلا، از دو تا چهار درصد به یک تا دو و نیم درصد کاهش پیدا کرده بود. این میزان برای دوقلوهایی که یکی از آن‌ها مبتلا بود هم از ۳۰ تا ۵۰ درصد به ۱۴ تا ۳۲ درصد رسیده بود.

در تحقیقات مذکور، که از داده‌های اوسی‌میون» استفاده شده است، در افراد دارای رژیم غذایی سالم، ۵۰ درصد کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های عصبی گزارش شد. در پژوهش‌های دیگری که نتایجی درباره‌ی تاثیر مثبت مصرف گوشت قرمز فروری‌نشده بر بیماری‌های عصبی منتشر کردند هم ثابت شد که مصرف گوشت قرمز فراوری‌نشده به‌ تنهایی (و نه به عنوان بخشی از رژیم غذایی مدیترانه‌ای) بر کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های عصبی تاثیرگذار است.

نتیجه نهایی

تاثیر مصرف گوشت قرمز

دکتر لوسیندا. جِی.بلک (Lucinda.J. Black)، سرپرست تیم پژوهشی در صحبت‌هایش به این نکته اشاره کرده؛ مطالعات انجام شده توسط گروه ما با افرادی ارتباط دارد که شدیدا در خطر ابتلا به 

ام‌اس هستند، یعنی افرادی که سابقۀ ابتلا به این بیماری در میان اعضای درجه‌یک خانواده‌شان وجود دارد. پژوهش دیگری هم برای بررسی اثرات مصرف گوشت قرمز فراوری‌نشده و ارتباط آن با وضعیت سلامت در افراد عادی انجام شده است.»

برخی مطالعات اخیر نشان می‌دهد افرادی که مقادیر کم‌تری از گوشت قرمز فراوری‌نشده مصرف می‌کنند (مثلا در حد ۶۵ گرم یا کمتر در روز)، احتمال مرگ‌شان بیش‌تر است. ولی این نکته را هم در نظر داشته باشید که با وجود همه‌ی این مطالعات و نتایج، هنوز هم برخی به مزایای مصرف گوشت قرمز فراوری‌نشده اعتقادی ندارند. برای مثال در سال ۲۰۱۵، سازمان بهداشت جهانی (WHO) گوشت قرمز را عامل احتمالی ابتلا به سرطان اعلام کرد.

انتخاب و مصرف رژیم مناسب برای هر فرد به عوامل مختلفی مانند تأثیرات فرهنگی، ترجیحات شخصی و وضعیت اقتصادی‌ـ‌اجتماعی. او بستگی دارد. تحقیقات و شواهد بسیاری در مورد تاثیر رژیم غذایی سالم بر وضعیت بدن و سلامت در حال انجام است. در مورد تاثیر مثبت مصرف گوشت قرمز فراوری‌نشده بر ابتلا به ام‌اس هم باید منتظر نتایج پژوهش‌های آینده بمانیم.


انواع اختلالات خواب، علل، علائم و روش‌های درمانی آنها

بی‌خوابی یکی از مشکلات اصلی دنیای امروزی است که آسیب‌های جسمی و روانی بسیاری برای فرد به همراه دارد. به دلیل این‌که خواب جزو نیازهای اصلی بدن انسان است و داشتن خواب با کیفیت و کافی، مزایای جسمی و روحی بسیاری مانند افزایش تمرکز، تقویت حافظه، کاهش استرس، کمک به ثابت نگه داشتن وزن و… .دارد.  بسیاری از افراد به‌محض آنکه اراده کنند، خواب‌شان می‌برد، ولی برای برخی افراد به‌خواب رفتن یک فرایند چند ساعته است و در صورت خوابیدن هم خواب به اصطلاح سبکی خواهند داشت. بروز اختلال طولانی مدت و مزمن در خواب، علاوه بر کاهش توانایی فرد در انجام امور روزمره و تمرکز، عوارض جبران‌ناپذیری روی بدن دارد.  اگر شما هم جزء افرادی هستید که خودتان یا نزدیکانتان عوارض بی‌خوابی و اختلالات خواب را تحمل می‌کنید، مقاله پیش‌رویتان را از دست ندهید.

 

اختلالات خواب چه هستند؟

اختلالات خواب چه هستند؟

اختلالات خواب، شرایطی هستند که بر کیفیت و کمیت خواب به‌طور منظم تأثیر می‌گذارند. بسیاری از افراد گاهی به‌علت استرس، برنامه‌های فشرده و سایر عوامل بیرونی، مشکلات خواب را تجربه می‌کنند. ولی هنگامی‌که این مشکلات به‌طور منظم و دائمی اتفاق بیفتد و باعث بروز مشکلاتی در زندگی روزمره شود، احتمال دارد نشان‌دهنده‌ی اختلال خواب باشند و نشانه دیگرش این است که روزبه‌روز شایع‌تر می‌شود.

در برخی موارد، اختلالات خواب می‌توانند نشانه‌ای از یک مشکل سلامتی جسمی یا روحی باشند. این‌گونه مشکلات خواب معمولا با درمانِ علت زمینه‌ای برطرف می‌شوند. به علاوه استرس و فشارهای کاری هم تاثیر زیادی دارند. هنگامی‌که اختلالات خواب در اثر یک بیماری دیگر ایجاد نشده باشند، درمان معمولا شامل ترکیبی از درمان‌های پزشکی و تغییرات سبک زندگی است.

اگر مشکوک به داشتن اختلال خواب هستید، فورا برای تشخیص و درمان آن به 

متخصص مراجعه کنید. اختلالات خواب درصورتی‌که درمان نشوند، عوارض منفی روی انرژی، خلق‌وخو، تمرکز و سلامت کلی شما ایجاد می‌کنند. بر عملکرد شما در محل کارتان تأثیر می‌گذارند، باعث تنش و کشمکش در روابط‌تان می‌شوند و به طور کلی توانایی شما برای انجام فعالیت‌های روزمره را کاهش می‌دهند.

علائم اختلالات خواب چیست؟

احساس خستگی در طول روز

علائم اختلال خواب بسته به شدت و نوع آن متفاوت است. اگر اختلالات خواب بر اثر عوارض بیماری دیگری به‌وجود آمده باشند، می‌تواند علائم متفاوتی نیز از خود بروز دهند. با این‌حال علائم کلی اختلالات خواب عبارت‌اند از:

  • احساس خستگی در طول روز
  • نیاز شدید به چرت زدن در طول روز
  • اشکال در به‌خواب رفتن یا در خواب ماندن
  • نداشتن تمرکز
  • تحریک‌پذیری یا اضطراب
  • افسردگی

چه دلایلی موجب اختلالات خواب می‌شود؟

شرایط، بیماری‌ها و اختلالات بسیاری وجود دارند که می‌توانند به اختلالات خواب بیانجامند. برخی از این موارد عبارتند از:

استرس و اضطراب

استرس و اضطراب، با تاثیر منفی‌ای که در کیفیت خواب دارند، موجب سختی در به‌خواب رفتن یا در خواب ماندن می‌شود. کابوس دیدن، حرف زدن در خواب یا راه رفتن در خواب نیز از عوارض استرس و اضطراب هستند که موجب اختلال در خواب می‌شوند.

نوکتوریا

نوکتوریا

نوکتوریا یا تکرر ادرار شبانه ممکن است شما را مجبور کند تا در طول شب چندین بار از خواب بیدار شوید که همین امر موجب ایجاد اختلال در خواب‌تان خواهد شد. عدم تعادل هورمونی و بیماری‌های دستگاه ادراری هم می‌توانند در ایجاد این شرایط موثر باشند. اگر تکرر ادرار شما با خونریزی یا درد همراه است، به سرعت به پزشک مراجعه کنید.

درد مزمن

درد ثابت و همیشگی می‌تواند به‌خواب رفتن را دشوار و یا پس از به‌خواب رفتن، شما را از خواب بیدار کند. برخی از شایع‌ترین دلایل درد مزمن عبارت‌اند از:

  • سردرد مداوم

  • سندروم خستگی مزمن
  • کمردرد مداوم
  • آرتروز
  • بیماری التهابی روده
  • فیبرومیالژیا (سندرم درد اسکلتی-عضلانی مزمن)

در برخی موارد، هم درد مزمن با اختلالات خواب تشدید می‌شود. به‌عنوان مثال پزشکان معتقدند که مشکلات خواب با پیشرفت فیبرومیالژیا مرتبط است.

 آلرژی‌ها و مشکلات تنفسی

آلرژی‌ها، سرماخوردگی‌ها و عفونت‌های دستگاه تنفسی فوقانی با ایجاد اشکال تنفسی در طول شب به اختلالات خواب منجر می‌شوند. به علاوه ناتوانی در تنفس از طریق بینی هم می‌تواند باعث مشکلات خواب شود.

چند نوع اختلال خواب وجود دارد؟

چند نوع اختلال خواب وجود دارد؟

انواع بسیار متفاوتی از اختلالات خواب وجود دارند که برخی از آن‌ها ممکن است بر اثر مشکلات سلامتی زمینه‌ای بروز ‌کنند.

۱- بی‌خوابی

بی‌خوابی به معنی مشکل در به‌خواب رفتن یا در خواب ماندن است. بی‌‌خوابی گاهی بر اثر استرس و اضطراب، هورمون‌ها، پرواززدگی (jet leg)، و مشکلات گوارشی ایجاد می‌شود یا شاید نشانه‌ای از یک بیماری دیگر باشد. مشکلات و عوارض بی‌خوابی عبارتند از:

  • مشکل در تمرکز
  • افسردگی
  • اختلال در عملکرد فرد در مدرسه یا محل کار
  • تحریک‌پذیری
  • افزایش وزن

افزایش وزن

سه نوع بی‌خوابی وجود دارد که به ترتیب بر اساس کاهش شدت عبارتند از:

  • مزمن: تداوم در بی‌خوابی به‌طور منظم برای حداقل یک ماه
  • متناوب: وقوع بی‌خوابی به‌صورت دوره‌ای
  • گذرا: طول کشیدن زمان بی‌خوابی در هر بار به مدت چند روز

۲- پاراسومنیاها

پاراسومنیاها، گروهی از اختلالات خواب هستند که باعث حرکات و رفتارهای غیرطبیعی در هنگام خواب می‌شوند. مانند موارد زیر:

  • حرف زدن در خواب
  • راه رفتن در خواب
  • کابوس‌های شبانه
  • شب‌ادراری
  • ناله کردن در خواب
  • دندان قروچه یا فشردن فک‌ها روی هم

۳- آپنه‌ی خواب

آپنه‌ی خواب

آپنه‌ی خواب اختلال وقفه‌های تنفسی در طول خواب و یک وضعیت پزشکی جدی است که باعث کاهش میزان اکسیژن بدن می‌شود. به علاوه ممکن است با بیدار کردن شما را در طول شب به اختلال خواب بیانجامد.

۴- نارکولپسی

نارکولپسی حملات خوابی است که در طول روز اتفاق می‌افتند. یعنی فرد ناگهان احساس خستگی می‌کند و بدون اطلاع به‌خواب می‌روید. این اختلال اغلب می‌تواند به فلج خواب هم منجر شود؛ وضعیتی که در آن فرد بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب، قادر به حرکت بدنش نیست. هرچند نارکولپسی گاهی بدون دلیل هم رخ می‌دهد، ولی مشاهده شده که معمولا به اختلالات عصبی خاصی مانند اسکلروز چندگانه یا ام اس (MS) مربوط است.

۵- سندروم پای بی‌قرار

سندروم پای بی‌قرار (RLS) اختلال نیاز شدید به تکان دادن پاها است که گاهی با حس مورمور شدن و سوزش در پاها نیز همراه می‌شود. با وجودی که این علائم می‌توانند در طول روز اتفاق بیفتند، در شب بسیار شایع‌تر هستند. علت دقیق بروز RLS  مشخص نیست، ولی ثابت شده که معمولا با مشکلات سلامتی خاص مانند ADHD و بیماری پارکینسون مرتبط است.

پزشک چگونه اختلالات خواب چگونه را تشخیص می‌دهد؟

پزشک چگونه اختلالات خواب چگونه را تشخیص می‌دهد؟

پزشک شما در ابتدا یک معاینه‌ی فیزیکی انجام می‌دهد و سوالاتی در مورد علائم و سابقه‌ی پزشکی‌تان می‌پرسد. به علاوه ممکن است آزمایش‌های مختلفی را برای شما تجویز کند، برای مثال:

آزمایش خون ژنتیک: معمولا برای تشخیص نارکولپسی و سایر مشکلات سلامتی زمینه‌ای به‌کار می‌رود که  احتمال دارد از دلایل بروز اختلالات خواب باشند.

الکتروانسفالوگرام: برای بررسی فعالیت الکتریکی مغز و شناسایی مشکلات احتمالی مربوط به این فعالیت انجام می‌شود.

پلی‌سومنوگرافی (تست خواب): مطالعه‌‌ای در مورد خواب است که با ارزیابی سطوح اکسیژن، حرکات بدن و امواج 

مغزی چگونگی ایجاد اختلال در خواب را بررسی می‌کند.

این آزمایش‌ها در تعیین روش درمانی مناسب برای اختلالات خواب، بسیار مفید هستند.

چگونه اختلالات خواب درمان می‌شوند؟

روش درمان اختلالات خواب با توجه به نوع و علت زمینه‌ای آن‌ها تعیین می‌شود و معمولا شامل ترکیبی از درمان‌های پزشکی و تغییرات سبک زندگی است.

درمان‌های پزشکی

درمان پزشکی برای اختلالات خواب شامل موارد زیر است:

  • داروی آلرژی یا سرماخوردگی
  • قرص‌های خواب‌آور
  • داروهای مربوط به مشکلات سلامتی زمینه‌ای
  • مکمل‌های ملاتونین
  • محافظ (نایت‌گارد) دندانی (معمولا برای دندان قروچه)
  • دستگاه تنفس یا جراحی (معمولا برای آپنه‌ی خواب)

تغییرات سبک زندگی

تغییرات سبک زندگی

ایجاد تغییرات و بهبود سبک زندگی می‌تواند کیفیت خواب شما را تا میزان قابل ملاحظه‌ای بهبود دهد. به‌خصوص اگر به عنوان مکمل درمان‌های پزشکی انجام شود. برخی از تغییرات مفید عبارتند از:

  • کاهش اضطراب و استرس به‌وسیله‌ی ورزش کردن
  • داشتن برنامه‌ی خواب منظم و پایبندی به آن
  • گنجاندن سبزیجات و ماهی بیش‎تر در رژیم غذایی‌ و کاهش مصرف قند (شکر)
  • نوشیدن آب کم‌تر قبل از خواب
  • کاهش مصرف مواد مخدر و الکل
  • خوردن وعده‌های کم کربوهیدرات کوچک‌تر قبل از خواب
  • محدود کردن مصرف کافئین، به‌خصوص در اواخر بعدازظهر یا شب

تنطیم یک ساعت مشخص برای خوابیدن و بیدار شدن در هر روز هم می‌تواند در بهبود کیفیت خواب شما نقش قابل‌توجهی را ایفا کند. معمولا افراد در آخر هفته‌ها دیرتر از خواب بیدار می‌شوند، ولی به این نکته توجه کنید که این کار موجب دشواری بیدار شدن و به‌خواب رفتن در طول هفته‌ی کاری می‌شود.

چشم‌انداز اختلالات خواب

چشم‌انداز اختلالات خواب

شاید در ظاهر مشخص نشود ولی واقعیت این است که اختلالات خواب با تاثیر مخربشان می‌توانند آسیب‌هایی در شما ایجاد کنند که به کمک فوری نیاز پیدا کنید. حل مشکلات خواب طولانی‌مدت به زمان زیادی نیاز دارد. با این‌حال، به‌طور منظم و پیگیر با پزشک‌تان در ارتباط باشید و اگر برنامه‌ی درمانی‌تان را رعایت کنید، در نهایت بر این مشکل غلبه می‌کنید و خواب بهتری را تجربه خواهید کرد. همچنین ممکن است لازم باشد برای به‌دست آوردن اطلاعات بیشتر و در میان گذاشتن آن با پزشک‌تان، به وب‌سایت انجمن پزشکی خواب ایران مراجعه کنید.


آناتومی اعصاب سه‌قلو (Trigeminal nerve) 

در قسمت پنجم عصب جمجمه، عصب سه‌قلو یا سه‌شاخه قرار دارد. مسئولیت تأمین اعصاب حرکتی و حسی با عصب سه‌قلو می‌باشد.

 

چهار هسته‌ی این عصب  نقش ویژه‌ای در اعمال حرکتی و حسی اندام مثل صورت، دندان‌ها و پوست دارند.

به این صورت که حواس حسی، اطلاعات را  از صورت و بدن  و با استفاده از مجراهای موجود که در دستگاه عصبی وجود دارند، پردازش می‌کند. و در بخش‌های دوم و سوم عصب سه قلو درد بیشتر اتفاق می‌افتد.

عصب سه ‌قلو، که (گانگلیون) سه‌قلو نیز نامیده می‌شود، مثل غده ‌ای است که از قسمت جانبی مغز درآمده باشد.

سه شاخه‌ی عصبی که زیرمجموعه‌ی این عصب هستند، شامل:

  • عصب آرواره‌ای بالایی (ماگزیلار)
  • عصب آرواره‌ای پایینی (ماندیبولار)
  • عصب چشمی (افتالمیک)

آیا بیماری‌ای به نام درد عصب سه‌قلو وجود دارد؟

آیا بیماری‌ای به نام درد عصب سه‌قلو وجود دارد؟

بله نوعی بیماری عصبی به نام درد عصب سه قلو وجود دارد. به این صورت است که اعصابی که در مغز مسئولیت حواس جمجه، دندان‌ها، صورت، بینی و دهان را دارند، در این بیماری مختل می‌شوند.

دلایل:

  • فشار ی که بر اعصاب‌ از راه عروق‌ خونی وارد می‌شود.
  • تغییرات دژنراتیو عقده گاسر» و تحریک عصب سه‌قلو به مدت طولانی.
  • مختل شدن ریشه‌های عصبی بر اثر فشار عروقی که از قوس آئورت» ناشی می‌شود.

نشانه‌ها:

۱ـ احساس سوزش همراه با درد شدید در ناحیه صورت

۲ـ به‌طور معمول این نوع درد با ضربه زدن به صورت و لمس‌ آن، اصلاح‌ کردن‌، مسواک‌ کردن‌، جویدن‌ و قرارگیری در معرض باد ظاهر می‌شود.

۳ـ در طول روز ممکن است چندین بار حملات صورت گیرند و بیشتر اوقات تا پانزده دقیقه ادامه پیدا می‌کنند.

۴ـ دردی که در یک قسمت صورت ظاهر می‌شود.

عوامل:

تعدد اسکلروز (تصلب‌)

روماتویید آرتریت‌

نشانگان‌ شوگرن (نوعی از اختلالات التهابی)

بالا رفتن سن

افراد در معرض خطر:

افراد بالای‌ 40 سال اغلب در معرض خطر مبتلا شدن به این بیماری هستند و در ن به طور معمول سه برابر بیشتر از مردان مشاهده شده.

در بیماران مبتلا به ام‌اس نورالژی عصب سه قلو شدیدتر از افرادی عادی رخ می‌دهد.

تبعات مورد انتظار بیماری درد عصب سه‌قلو:

تبعات مورد انتظار بیماری درد عصب سه‌قلو

  • بسیاری از علائم این بیماری با درمان به موقع قابل تسکین هستند.
  • انجام عمل جراحی تنها راه درمان در شرایط حاد می‌باشد.

پیامدها:

منقبض شدن عضلات صورت به طور غیر ارادی که به  کشیده شدن دهان و بسته شدن ناگهانی چشم منجر می‌شود. این موضوع امکان دارد باعث ایجاد نوعی تیک دردناک برای فرد شود.

فعالیت‌های مجاز:

مبتلایان به درد عصب سه‌قلو، از فعالیت خاصی منع نمی‌شوند. ولی توصیه می‌شود تا حد امکان در معرض باد (سرد و گرم) قرار نگیرند.

رژیم غذایی:

برای این بیماران رژیم‌ غذایی‌ خاصی در نظر گرفته نمی‌شود. فقط توصیه می‌شود در صورت تشدید درد در یک قسمت از صورت، با طرف دیگر غذا را بجوند.

پیشگیری:

از آنجا که معمولاً این بیماری به‌طور ناگهانی پیش می‌آید، پیشگیری خاصی برای آن وجود ندارد ولی با کم شدن میزان استرس و فشارهای عصبی و همچنین قرار نگرفتن در معرض باد مستقیم (سرد و گرم) می‌توان تا حد زیادی از بروز آن جلوگیری کرد. همچنین توصیه می‌شود بیمار فعالیت‌هایی که باعث تشدید درد می‌شوند مانند جویدن و اصلاح صورت را انجام ندهد.

شرایطی که بیمار باید به پزشک مراجعه کند:

شرایطی که بیمار باید به پزشک مراجعه کند

  • اگر نشانه‌های غیر قابل کنترل و جدید در فرد دیده شود.
  • اگر مصرف داروهای تجویز شده عوارضی برای فرد مبتلا داشته باشد.
  • اگر علائم در فرد دیده شده و در خانواده‌ی او کسی به درد عصب سه قلو مبتلا بوده، حتماً مراجعه به 

    متخصص مغز و اعصاب باید صورت گیرد.

درمان‌:

۱ـ از بین بردن فشار عروقی که بر عصب سه قلو به صورت وارد می‌شود.

۲ـ قطع عقده گاسر» از طریق پوست:

با این روش رشته‌های عصبی کوچک بدون میلین» و رشته‌های عصبی دارای غشای نازک میلین» به‌وسیله حرارت از بین می‌روند.

۳ـ تجویز داروهای ضد تشنج برای بیمار، البته با مصرف این نوع داروها ممکن است حتی در مدت زمان طولانی تاثیری در تسریع درمان به چشم نیاید.

۴ـ روش میکروسکوپی:

این شیوه برای از بین بردن فشار وارد شده بر عصب سه قلو می‌تواند راهگشا باشد، چرا که درد امکان دارد از فشار عروق داخل ریشه عصب سه قلو  صورت گرفته باشد.

۵ـ عمل جراحی:

معمولاً به دو روش صورت می‌گیرد:

  • کاهش‌ دادن فشار از طریق‌ عروق‌ کوچک‌
  • انجام عمل‌ از طریق‌ پوست‌

داروهای مجاز:

  • داروی

    کاربامازپین» ‌(ضد تشنج‌): این دارو انتقال ایمپالس‌ها در اعصاب را کاهش می‌دهد و باعث تسکین درد در بیماران مبتلا به نورالژی عصبی می‌شود.

نکته: مصرف کاربامازپین باید همراه با غذا باشد و کنترل سطح سرمی دارو باید انجام شود تا بتوان از ایجاد اثرات سمی در مقادیر بالا جلوگیری کرد.

سایدافکت‌ها:

خواب‌آلودگی

۱ـ در موارد مصرف طولانی مدت، بیمار از نظر دپرسیون» مغز استخوان، باید تحت مراقبت‌های ویژه باشد.

۲ـ خواب‌آلودگی

۳ـ سر گیجه و 

سردرد

۴ـ تهوع

نکته: ممکن است به بیمارانی که از مصرف کاربامازپین» عاجزند، فنی‌توئین‌» تجویز شود.

  • دارویباکلوفن» و گماپنتین ( نورونتین): تجویز این نوع داروها برای کنترل درد صورت می‌گیرد. در صورت عدم تسکین درد، پزشک فنی توئین» (دیلانتین) را برای بیمار تجویز می‌کند.
  • تجویز داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای مثل نورتریپتیلین» و آمی تریپتیلین»، باعث تشدید فرآیندهای شیمیایی در مغز و نخاع می‌شوند و در نهایت درد را کنترل می‌کنند.
  • تزریق فنول» یا الکل به عقده گاسر» در اطراف عصب سه قلو، به مدت چندین ماه می تواند درد را کاهش ‌دهد.
  • داروی گابانیتین: اغلب به عنوان مسکن درد ناشی از اعصاب صدمه دیده در اثر ابتلا به بیماری زونا یا دیابت تأثیر دارد.

افسردگی چیست؟

آیا تا به حال در هنگام احساس غمگین و بی‌انگیزه بودن به علائم افسردگی در وجودتان شک کرده‌اید؟ با وجودی که افسردگی تنها به احساس غم محدود نمی‌شود، ولی ویژگی‌های خُلقی مانند تجربه‌ی احساس اندوه، زودرنجی و پوچی در بین همه‌ی اختلالات افسردگی، مشترک است و به همراه تغییرات جسمی و ذهنی که رخ می‌دهد، توانایی فرد برای زندگی و عملکردهای معمول را کاهش می‌دهد. به علاوه فرد افسرده احتمالا احساساتی مانند اضطراب، بی ارزشی، ناامیدی، بی‌حمایتی، احساس گناه، اختلال در خواب و اشتها، احساس خستگی و عدم تمرکز را تجربه خواهد کرد.
جالب است بدانید که افسردگی متداول ترین نوع اختلال نوروتیک یا روانی است، تا حدی که به آن سرماخوردگی روانپزشکی گفته می‌شود. با وجود این‌که ممکن است برخی فقط یک‌بار در طول زندگیشان این بیماری را تجربه کنند، ولی برای بیش‌تر مبتلایان، علائم این اختلال تکرارشونده هستند.
موفقیت در درمان افسردگی منوط به تشخیص در مراحل اولیه و پیگیری برای انجام اقدامات درمانی مانند دارودرمانی، روان‌درمانی و تغییر سبک زندگی بیمار است و در صورت عدم پیگیری در زمان مناسب، پیامدهای جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت. افرادی که به افسردگی حاد مبتلا باشند می‌توانند به درجه‌ای از ناامیدی برسند که دست به خودکشی بزنند. بنابراین آگاهی از نشانه‌های این بیماری نقش مهمی در پیشگیری و درمان این بیماری دارد.

 

نشانه‌ها و علائم افسردگی

نشانه‌ها و علائم افسردگی

علائم افسردگی هم مانند هر اختلال روانی دیگر، مشخصه‌ای آشکار دارد و آن تاثیر منفی بیماری در روند عادی زندگی روزمره فرد است. این علائم عبارتند از:
ناامیدی
افسردگی، این احساس را در ذهن بیمار تقویت می‌کند که هرگز اتفاق خوبی برایش رخ نخواهد داد. توجه کنید که معمولا در چنین مواقعی افکار منفی، به افکار خودکشی‌گرایانه منجر می‌شوند و لازم است اقدامات پیشگیرانه صورت گیرد.
اختلال در تمرکز
مبتلایان به

 افسردگیِ حاد معمولا با عدم تمرکز مواجه می‌شوند. برای مثال ممکن است در مطالعه رومه یا تماشای یک سریال تلویزیونی دچار مشکل ‌شوند و تصمیم‌گیری‌، حتی در سطح تصمیمات ساده برای‌شان مشکل باشد.
اختلال در الگوی اشتها
معمولا افراد مبتلا، به عنوان مکانیسم مقابله، به خوردن بیش از حد معمول یا کم‌تر از حد معمول روی می‌آورند که نتیجه‌ی آن کاهش یا افزایش شدید در وزنشان است.
اختلال در الگوی خواب
بیش‌تر مبتلایان دچار تغییر در الگوی رایج خوابشان می‌شوند. تغییر الگوی خواب می‌تواند هم به صورت خواب زیادتر از معمول و هم به صورت بی‌خوابی خود را نشان دهد. از نشانه‌های ابتلا به افسردگی حاد در افراد، بیدار شدن در زمان صبح خیلی زود است.
بی‌انگیزه بودن
معمولا مبتلایان به افسردگی، انگیزه‌ی انجام فعالیت‌های معمول روزمره‌شان را از دست می‌دهند یا ظرفیت تجربه‌ی شادی را نخواهند داشت. حتی ممکن است دچار کاهش یا عدم تمایلات جنسی شوند.
بی‌انرژی بودن
بیش‌تر مبتلایان به افسردگی از احساس خستگی شکایت می‌کنند، دچار کندی در فکر کردن می‌شوند و برای انجام فعالیت‌های روزمره و معمول خود با مشکل مواجهند.
کاهش اعتمادبه‌نفس
بیماران مبتلا به افسردگی، اکثر اوقات در فکر کاستی‌ها و شکست‌هایشان هستند و احساس گناه و درماندگی در فعالیت‌هایشان می‌کنند. جملاتی مانند من شکست می‌خورم.» یا زندگی خیلی عجیب و وحشتناکه.» مدام در ذهنشان تکرار می‌شود.
دردهای فیزیکی
عده‌ای از مبتلایان به افسردگی، به جای شکایت از حس ناراحتی و اندوهشان، مدام از سردرد یا مشکلات معده صحبت می‌کنند.
اختلال حرکتی
برخی از افرادی که به افسردگی مبتلا هستند، از نظر قوای جسمی و فیزیکی دچار تحلیل یا به بی‌قراری حرکتی مبتلا می‌شوند، برای مثال ممکن است صبح خیلی زود بیدار شوند و برای چند ساعت متوالی در اتاق قدم بزنند.
در زمان مطالعه و بررسی علائم افسردگی در نظر داشته باشید که تشخیص این اختلال بسیار پیچیده است، به دلیل این‌که گاهی دوره‌‌های افسردگی بخشی از اختلال دوقطبی یا سایر بیماری‌های روانی هستند. این‌جاست که اهمیت مراجعه به یک 

پزشک متخصص مغز و اعصاب مشخص می‌شود. البته توصیف خود فرد افسرده از علائمی که احساس می‌کند هم بسیار مهم است، و ثابت شده که این امر تحت تاثیر تفاوت‌های فرهنگی نیز هست. برای مثال در فرهنگ غربی، مبتلایان به افسردگی معمولا در مورد احساسات‌شان صحبت می‌کنند. ولی در کشورهای شرقی، به نحو عجیبی بیش‌تر در مورد دردهای جسمی تاکید می‌شود. بنابراین مهم است که افراد به درمان‌گرانی مراجعه کنند که دارای فرهنگ مشترک باشند یا از ویژگی‌های فرهنگی بیمار شناخت کافی داشته باشند.

دلایل ابتلا به افسردگی

ساختار مغز

ثابت شده که عوامل زیادی در ابتلا به افسردگی موثر هستند. اختلال افسردگی، گاهی به دلیل بیماری‌های جسمی، مشکلات زندگی، یا هر عامل محرک دیگری ظاهر می‌شود و گاهی نیز بدون بروز هیچ یک از دلایل گفته شده و به طور ناگهانی بروز خواهد کرد. اما به هر حال موارد زیر نقش مهمی در ظاهر شدن این بیماری دارند:
ژنتیک
گاهی اختلالات خُلقی و افکار خودکشی‌گرایانه‌ زمینه‌ی ژنتیکی دارند، ولی به هر حال ژنتیک فقط یکی از عوامل موثر در افرایش خطر ابتلا به افسردگی در افراد است. ژن‌های دوقلوهای همسان هم دارای تشابه صددرصدی هستند، ولی فقط سی درصد احتمال وجود دارد که هر دو به افسردگی مبتلا شوند. معمولا نشانه‌های افسردگی در افرادی که زمینه‌‌ی ژنتیکی داشته باشند، در سنین پایین‌تر بروز می‌کند. و علاوه بر عامل ژنتیک، عوامل بسیار دیگری نیز در ابتلای این افراد به اختلال افسردگی مؤثر هستند، مانند مشکلات زندگی و اتفاقات ناگوار.
شرایط زندگی
موقعیت محل ست، شرایط مالی و وضعیت تاهل فرد، تأثیر زیادی در بروز افسردگی دارند. اما همواره این فرضیه نیز پذیرفته شده که به صورت برعکس، دلیل بروز شرایط نامناسب در زندگی فرد می‌تواند افسردگی او باشد. برای مثال درصد بروز افسردگی در افراد بی‌خانمان بیش‌تر است، ولی در برخی موارد نیز ممکن است وجود اختلال افسردگی در این افراد دلیل آوارگی‌شان باشد.
تروما
تجربه‌ی 

تروما یا همان ضربه‌ی روحی شخص در سن پایین می‌تواند در نوع واکنش مغز نسبت به ترس و استرس، تغییرات بلندمدت ایجاد کند. این تغییرات مغزی موجب می‌شود که احتمال بروز افسردگی در افرادی که سابقه‌ی ترومای دوران کودکی دارند، افزایش یابد.
مواد مخدر
احتمال ابتلا به افسردگی در افرادی که به مواد مخدر اعتیاد دارند، افزایش می‌یابد.
ابتلا به سایر بیماری‌ها
ثابت شده که احتمال ابتلا به این بیماری در افرادی که سابقه‌ی اضطراب، دردهای مزمن و 

سردردهای مزمن، اختلالات خواب، یا اختلال کم‌توجهی‌-بیش‌فعالی (ADHD) دارند، بیش‌تر خواهد بود.
ساختار مغز
بررسی تصاویر مغزی این نکته را ثابت کرده که میزان فعالیت لوب پیشانی مغز در افراد مبتلا، کاهش می‌یابد. به علاوه گفته می‌شود که الگوهای مغزی این افراد هنگام خواب متفاوت است. افسـردگی حتی موجب تغییر نحوه‌ی پاسخگویی غده‌ی هیپوفیز و هیپوتالاموس فرد نسبت به تحریکات هورمونی نیز می‌شود.

افرادی که به افسردگی مبتلا می‌شوند معمولا چه ویژگی‌هایی دارند؟

افرادی که به افسردگی مبتلا می‌شوند معمولا چه ویژگی‌هایی دارند؟

 

ابتلا به این بیماری ویژه‌ی گروه خاصی نیست و در هر قوم و نژاد، سن، طبقه‌ی اجتماعی و ‌اقتصادی ظاهر می‌شود. ولی افراد مختلف تجربه‌ها‌ی متفاوتی از بیماری خواهند داشت.
ن
دلایل مختلفی مانند ژنتیک، بیولوژی، باروری، تغییرات هورمونی و روابط بین‌فردی منجر به ابتلای ن به آن می‌شود. بسیاری از ن دچار تغییرات رفتاری و جسمی مانند احساس افسردگی و تحریک‌پذیری در دوران قاعدگی هستند و بسیاری از ن افسرده نیز تجربه‌ی احساس علائم شدیدتری در دوران پیش از قاعدگی دارند. به علاوه، علائم آن تا زمان آغاز قاعدگی در مبتلایان به سندرم پیش از قاعدگی (PMS) و اختلال ملال پیش از قاعدگی (PMDD)به تدریج شدیدتر می‌شوند. پژوهشگران در حال بررسی چگونگی تاثیر تغییر دوره‌ای هورمون‌ها بر ساختار شیمیایی مغز در مبتلایان به این بیماری هستند.
هم‌چنین بسیاری از ن دچار اختلالات خُلقی مقطعی مانند افسردگی پس از زایمان می‌شوند. این اختلال در فاصله کمی پس از وضع‌حمل ظاهر می‌شود و اضطراب، گریه، بی‌خوابی یا افکاری مانند آسیب رساندن به خود یا نوزاد از علائم آن هستند. به نحوی که انجام فعالیت‌های عادی روزمره برای فرد با مشکل همراه می‌شود.
مردان
به طور کلی به دلایل فرهنگی مردان بیش از ن دچار خجالت‌ از افسردگی‌شان می‌شوند. به همین دلیل به دنبال راه‌هایی برای فرار از درمان آن مانند خوددرمانی با مصرف مواد مخدر هستند. عدم اقدام برای درمان افسردگی در مردان پیامدهای غیرقابل جبرانی در پی دارد، و به همین دلیل آمار خودکشی‌های منجر به فوت در مردان بیش‌تر است.
کودکان و نوجوانان
معمولا همه‌ی کودکان در سنین اولیه‌ی رشد با مشکلات احساسی مقطعی رو‌به‌رو می‌شوند، اما گاهی و در برخی کودکان این بحران‌های مقطعی به افسردگی می‌انجامد. ثابت شده که در کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال یادگیری، اختلال کم‌توجهی‌-‌بیش‌فعالی، اختلال اضطراب و اضطراب نافرمانی مقابله‌جویانه (ODD) احتمال ابتلا به افسردگی بیش‌تر است. به علاوه، وجود سابقه‌ی خانوادگی اختلالات خُلقی، استرس زیاد، و تروما نیز موجب افزایش احتمال افسردگی در سنین پایین خواهد شد.
معمولا کودکان افسرده کم‌تر از احساساتشان صحبت می‌کنند و به جای آن بیش‌تر از دردهای فیزیکی شکایت دارند. اما در نوجوانان علائم افسردگی متفاوت‌تر است و باید جدی گرفته شود. این نشانه‌ها شامل رفتارهای پرخطر، مصرف مواد مخدر، پرخاشگری، مشکلات تحصیلی و فرار هستند. به علاوه، آمار خودکشی در نوجوانان افسرده بالاتر است. سازمان جهانی بهداشت در گزارشی اعلام کرده که خودکشی سومین عامل مرگ‌ومیر نوجوانان در سنین بین پانزده تا نوزده است.
سالخوردگان
معمولا این بیماری در سنین بالا قابل درمان‌ نیست، به دلیل این‌که که بسیاری از این مبتلایان، افسردگی را یکی از پیامدهای طبیعی پیری و حتی واکنشی طبیعی در مقابل مشکلات جسمی و روحی سالخوردگی می‌دانند. ممکن است میان علائم آن در سالخوردگان با جوان‌ترها تفاوت‌هایی وجود داشته باشد. برخی از علائم که مخصوص سنین بالا هستند شامل اختلال در حافظه، دردهای مبهم و توهم است. به علاوه یکی از عوارض جانبی داروهایی مانند داروهای فشارخون، 

سکته و حمله‌ی قلبی، و حتی شکستگی لگن ابتلا به افسردگی است. چون این داروها معمولا در سالخوردگی مصرف می‌شوند و با ظهور افسردگی نیز ارتباط دارند.

درمان افسردگی

درمان افسردگی

این بیماری بسیار مخرب ولی به میزان موثری قابل درمان است. تنها کاری که باید انجام دهید پیگیری برای مراجعه به مراکز درمانی و رعایت مراحل درمان پزشکتان است. روش‌های معمول درمان افسردگی عبارتند از:
روان‌ درمانی: رفتار درمانی شناختی (CBT)، درمان بین‌فردی، و درمان خانواده‌محور
دارودرمانی: داروهای ضدافسردگی، 

داروهای آنتی‌سایکوتیک (ضد روان‌پریشی)، و تثبیت‌کننده‌های خُلقی
استراتژی‌های خود مدیریتی
ورزش درمانی
درمان تحریک مغزی: درمان الکتروشوک (ECT) و تحریک مغناطیسی جمجمه‌ای تکرارشونده (RTMS)
نور درمانی: قرار دادن فرد در معرض طیف کامل نور با کمک یک جعبه‌ی نور برای تنظیم میزان ترشح هورمون ملاتونین
رویکردهای ذهن/جسم/روح: مدیتیشن، ایمان و دعا
درمان‌های جایگزین: تغذیه‌درمانی، طب سوزنی، و مراقبه
وضعیت‌هایی شامل اعتیاد و بیماری‌هایی مثل اختلال استرس پس از حادثه (PTSD) و اختلال کم‌توجهی‌-‌بیش‌فعالی موجب ایجاد اختلال در فرایند درمان افسردگی می‌شوند. روشن است که درمان موفق هر کدام از این مشکلات نیز، موجب بهبود قابل توجه علائم افسردگی خواهد شد.


بیماری هیدروسفالی و اندازه‌ی غیرعادی سر

هیدروسفالی ایجاد شدن مایع در حفره یا بطن مغز می‌باشد؛ مایع اضافی باعث اندازه بطن را زیاد کرده و به مغز فشار می‌آورد. مایع مغزی نخاعی معمولاً از راه بطن‌ها جریان پیدا می‌کند و ستون مغز و ستون فقرات را می سوزاند اما فشار بیش از حد 

مایع مغزی نخاعی در ارتباط با هیدروسفالی قادر است به آسیب در بافت‌های مغزی منجر شود و به دنبال آن در عملکرد مغز اختلال به وجود می‌آید.
هیدروسفالی امکان دارد در هر سنی رخ دهد، اما در نوزادان و بزرگسالان 60 سال به بالا بیشتر رایج است.

 

علائم و نشانه‌های این بیماری شایع در نوزادان:

تغییر در سر:

  • بزرگی غیرطبیعی سر
  • افزایش سریع اندازه سر
  • وجود یک نقطه نرم (فونتن) در قسمت بالایی سر

علائم و نشانه های فیزیکی:

  • خواب‌آلودگی
  • استفراغ
  • تغذیه ضعیف
  • تحریک‌پذیری
  • تشنج
  • نقص در بدن و قدرت عضلات
  • پاسخ ضعیف به لمس کردن
  • رشد ضعیف
  • چشم‌های رو به پایین

نشانه‌ها و علائم هیدروسفالی در میان کودکان نوپا و  بزرگتر:

علائم و نشانه های فیزیکی

علائم و نشانه های فیزیکی:

  • سردرد

  • چشم‌های پایین
  • دید دوگانه یا تاری دید
  • خواب‌آلودگی یا بی حالی
  • تهوع یا استفراغ
  • بزرگ شدن غیر طبیعی سر یک کودک نوپا
  • هماهنگی ضعیف
  • تعادل ناپایدار
  • تشنج
  • بی‌اشتهایی
  • بی‌اختیاری ادرار

تغییرات شناختی و رفتاری ناشی از بیماری هیدروسفالی:

  • تغییر در شخصیت
  • تحریک پذیری
  • تأخیر و یا مشکلات با مهارت‌های قبلا به دست آمده مانند راه رفتن و صحبت کردن.
  • افت تحصیلی در مدرسه

علائم و نشانه های مشترک بیماری هیدروسفالی در میان جوانان و بزرگسالان:

سردرد

  • سردرد
  • از دست دادن تعادل
  • لتارگی
  • اختلال در بینایی
  • از دست دادن کنترل مثانه یا میل دائم به ادرار کردن
  • کاهش حافظه، تمرکز و دیگر مهارت‌های تفکر که امکان دارد در عملکرد شغلی فرد تأثیر بگذارد.

علائم و نشانه های هیدروسفالی در میان افراد بالای ۶۰ سال:

  • از دست دادن حافظه
  • از دست دادن کنترل مثانه یا میل دائمی به ادرار کردن
  • مشکل در راه رفتن
  • از دست دادن مداوم مهارت‌های تفکر و استدلال
  • تعادل ضعیف

چه وقت باید به پزشک مراجعه کرد؟

چه وقت باید به پزشک مراجعه کرد؟

در صورت مشاهده‌ی علائم زیر در نوزادان و کودکان نوپا باید به پزشک مراجعه کرد:

  • گریه شدید
  • بی‌خوابی
  • مشکلات تنفسی
  • عدم تمایل به حرکت سر
  • مشکلات مکیدن یا تغذیه
  • استفراغ مکرر
  • تشنج

برای هر گونه علائم یا نشانه‌های دیگر در هر گروه سنی، مراجعه به پزشک متخصص اامی است؛ از آنجایی که بیش از یک وضعیت امکان دارد مشکلات مربوط به هیدروسفالی را به همراه داشته باشد، تشخیص موقتی و مراقبت مناسب ضروری است.

دلایل بروز بیماری هیدروسفالی :

هیدروسفالی از عدم تعادل بین میزان تولید مایع مغزی نخاعی و میزان جذب آن در جریان خون ناشی می‌شود. تولید مایع مغزی نخاعی توسط بافت‌هایی که بطن مغز را پوشش می دهند صورت می‌گیرد ، بطن‌ها از طریق کانال‌هایی به هم وصل می‌شوند و مایع در نهایت به فضاهای اطراف مغز و ستون فقرات انتقال می‌یابد. و به‌طور عمده توسط رگ‌های خونی در بافت‌های نزدیک پایه مغز جذب می شود.

نقش مایع مغزی نخاعی در عملکرد مغز :

  • اجازه شناور شدن مغز نسبتاً سنگین به داخل جمجمه را می‌دهد
  • نگه داشتن مغز پرشور
  • جلوگیری از آسیب دیدن
  • جریان بین دیافراگم مغز و ستون فقرات به جلو و عقب برای حفظ فشار ثابت در مغز
  • حذف مواد زائد متابولیسم مغز
  • جبران تغییرات در فشار خون در مغز

دلایل:

دلایل ابتلا به بیماری هیدروسفالی

مایع مغزی نخاعی فوقانی در بطن:

شایع ترین مشکل انسداد جزئی جریان طبیعی مایعات نخاعی، از یک بطن به سمت دیگری یا از بطن‌ها به فضاهای اطراف مغز می‌باشد. جذب ضعیف شایع‌تر این است که مکانیسم جذب مایع مغزی نخاعی توسط رگ‌های خونی، مشکل است. این اغلب به التهاب بافت‌های مغز یا آسیب منجر می‌شود. تولید بیش از حد مایع مغزی نخاعی سبب می‌شود که سریع تر از آنکه بتوان آن را جذب کرد.

عوامل تهدید و ریسک برای ابتلا به بیماری هیدروسفالی :

در بسیاری از موارد، دلیل دقیق ابتلا به هیدروسفالی ناشناخته می‌ماند. با این حال، تعدادی از مشکلات توسعه یا پزشکی ممکن است به هیدروسفالی کمک کند یا به آن منجر شود.

دلیل ابتلا به بیماری هیدروسفالی در نوزادان:

هیدروسفالی در هنگام تولد (مادرزادی) یا کمی بعد از تولد امکان دارد به علت یکی از موارد زیر اتفاق بیفتد:

  • توسعه‌ی غیرعادی سیستم عصبی مرکزی که قادر است جریان مایع مغزی نخاعی را مختل کند.
  • خونریزی در داخل بطن‌ها، از عوارض احتمالی زایمان زودرس
  • عفونت در رحم در دوران بارداری، مانند سرخچه یا سیفلیس، که امکان دارد منجر به التهاب در بافت‌های مغزی جنین شود.

عوامل دیگری که باعث بروز و تشدید هیدروسفالی در هر گروه سنی می‌شوند:

  • ضایعات یا تومور مغز یا نخاع
  • خونریزی در مغز براثر یک 

    سکته مغزی یا آسیب سر

  • دیگر آسیب‌های مغزی
  • عفونت سیستم عصبی مرکزی، مانند مننژیت باکتریایی یا اوریون

عوارض جانبی بیماری هیدروسفالی:

عوارض طولانی مدت هیدروسفالی به طور گسترده‌ای متفاوت هستند و اغلب پیش‌بینی آن آسان نیست. اگر هیدروسفالی تا زمان تولد پیشرفت داشته باشد، امکان دارد به اختلالات فیزیولوژیکی،‌ روانی و فیزیکی منجر شود. در موارد کمتر شدید، زمانی که درمان به طور کامل صورت می‌گیرد، ممکن است عوارض جدی وجود نداشته باشد.

بزرگسالانی که تجربه‌ی کاهش چشمگیر حافظه و یا دیگر مهارت‌های تفکر را داشته‌اند، معمولاً پس از درمان هیدروسفالی، شاهد بهبودی ضعیف و نشانه های مداوم هستند.

شدت عوارض به این عوامل بستگی دارد:

  • شدت علائم اولیه
  • مشکلات مبتنی بر بیماری
  • جلوگیری
  • تشخیص به موقع و درمان

پیشگیری

پیشگیری

هیدروسفالی یک وضعیت قابل پیشگیری نمی‌باشد. ولی با این حال، راه‌هایی برای کاهش احتمال خطر بیماری هیدروسفالی موجود است.

  • اگر باردار هستید، مراقبت‌های منظم قبل از زایمان را فراموش نکنید؛ با رعایت برنامه توصیه شده توسط پزشک، می توانید خطر مجبور شدن به زایمان زودرس را کاهش داده و به دنبال آن ریسک ابتلای نوزاد به این بیماری را از بین ببرید. مراقب بیماری‌های عفونی باشید؛ برنامه‌های توصیه شده واکسیناسیون و غربالگری برای سن و جنس خود را پیروی کنید.
  • جلوگیری و درمان سریع عفونت‌ها و سایر بیماری‌های مرتبط با هیدروسفالی می‌تواند ریسک ابتلا به این بیماری را پایین بیاورد.
  • برای جلوگیری از آسیب سر، تجهیزات ایمنی مناسب را فراموش نکنید. برای نوزادان و کودکان، صندلی ایمنی مناسب در تمام سفرهای اتومبیل به کار ببرید. اطمینان حاصل کنید که تمام تجهیزات کودک شما اعم از کالسکه، صندلی بالا و … با استانداردهای ایمنی مطابقت داشته و به درستی برای کودک شما تنظیم شده باشد.
  • کودکان و بزرگسالان باید در حال دوچرخه سواری، اسکیت بورد، موتورسواری و … کلاه ایمنی به سر داشته باشند.
  • بستن کمربند ایمنی به هیچ عنوان در وسیله‌ی نقلیه فراموش نشود.

مراقبت های ضروری در افراد مبتلا به بیماری هیدروسفالی

از پزشک خود بپرسید که آیا دریافت واکسن مننژیت، که دارای علت مشترک با هیدروسفالی است برای شما یا فرزندتان ضروری است یا نه. همچنین برای کودکان و جوانان که ممکن است مستعد ابتلا به 

مننژیت ناشی از یکی از دلایل زیر باشند واکسن مننژیت ضروری است.

  • اختلال سیستم ایمنی به نام کمبود کمپلکس
  • سفر به کشورهایی که مننژیت شایع است
  • زندگی در خوابگاه کالج
  • داشتن طحال آسیب‌دیده
  • پیوستن به ارتش

درمان بیماری هیدروسفالی :

درمان بیماری هیدروسفالی

یکی از دو روش جراحی برای درمان هیدروسفالی استفاده می شود:

۱ـ شنت:

شایعترین درمان برای هیدروسفالی جراحی یک سیستم زهکشی می‌باشد که به آن شنت می‌گویند. این سیستم شامل یک لوله طولانی و انعطاف‌پذیر با یک شیر است که مایع را از مغز در مسیر درست و با سرعت مناسب نگه‌داری می‌کند.

یک انتهای لوله معمولاً در یکی از بطن‌های مغز قرار گرفته. سپس لوله زیر پوست به بخش دیگری از بدن که در آن جذب مایع مغزی نخاعی بیش از حد صورت می‌گیرد، مانند شکم هدایت می‌شود. افرادی که دارای هیدروسفالی هستند معمولا برای بقیه زندگی خود به سیستم شنت نیازمندند و نظارت منظم ضروری است.

 ۲ـ ونتییکولوستومی سوم آندوسکوپی:

ونتییکولوستومی سوم آندوسکوپی یک روش جراحی می‌باشد که برای برخی افراد قابل استفاده است. در این روش، جراح شما برای مشاهده مستقیم در مغز از یک دوربین فیلم‌برداری کوچک استفاده می‌کند. وی یک سوراخ در پایین یکی از بطن‌ها یا بین بطن‌ها ایجاد می‌کند تا بتواند مایع مغزی نخاعی را از جریان مغز بیرون بکشد.

عوارض جراحی بیماری هیدروسفالی:

مشکلات دید

هر دو روش جراحی امکان دارد به عوارض منجر شوند. سیستم‌های شنت می‌توانند به توقف تخلیه مایع مغزی نخاعی و یا ضعف در تنظیم زهکشی به دلیل خرابی‌های مکانیکی، عفونت یا انسداد منجر شوند. عوارض Ventriculostomy شامل عفونت و خونریزی می‌باشد. هر گونه شکست به توجه سریع، تجدید نظر جراحی و یا سایر مداخلات نیازمند است.

علائم و نشانه‌های مشکلات عبارتند از:

  • سردرد
  • تب
  • خواب‌آلودگی
  • تحریک‌پذیری
  • تهوع یا استفراغ
  • مشکلات دید
  • درد شکمی زمانی که شیر شنت در شکم است
  • قرمزی، درد یا حساسیت پوست در طول مسیر لوله شنت
  • عود هر یک از علائم اولیه هیدروسفالی

روش‌های درمانی دیگر برای هیدروسفالی:

برخی از افراد مبتلا به هیدروسفالی، به ویژه کودکان، امکان دارد بسته به شدت عوارض طولانی مدت هیدروسفالی به درمان بیشتری نیازمند باشند.

تیم مراقبت از کودکان می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • متخصص مغز و اعصاب که در تشخیص و درمان اختلالات عصبی در کودکان تخصص دارد.

  • متخصص اطفال یا متخصص فیزیوتراپی که بر برنامه درمان و مراقبت‌های پزشکی نظارت دارد.
  • درمان‌گر در حال توسعه، که به کودک شما مهارت‌های اجتماعی، رفتارهای مناسب سن و مهارت‌های بین فردی را آموزش می‌دهد.
  • ارائه‌دهنده‌ی خدمات بهداشت روانی مانند روانشناس یا روانپزشک.
  • درمانگر شغلی، که در درمان توسعه مهارت‌های زندگی روزمره تخصص دارد.
  • کارمند اجتماعی که به خانواده اجازه دسترسی به خدمات و برنامه‌ریزی برای انتقال بیمار را می‌دهد.
  • معلم آموزش ویژه، که به معلولیت‌های یادگیری اهمیت می‌دهد، نیازهای آموزشی را تعیین کرده و منابع آموزشی مناسب را تشخیص می‌دهد.
  • بزرگسالان با عوارض شدیدتر ممکن است به خدمات درمانگران حرفه‌ای، متخصصان مراقبت‌های دمانس، کارگران اجتماعی یا سایر متخصصین پزشکی نیازمند باشند.

مواد غذایی مضر برای سلامت مغز کدامند؟

سلامت مغز، حافظه، سلامت عاطفی و عملکرد شناختی می توانند تحت تاثیر مواد غذایی که مصرف می کنید قرار بگیرند. برای در امان ماندن از زوال مغزی ،آایمر و 

سکته مغزی باید حتما به نوع غذایی که مصرف می کنید توجه داشته باشید تا سلامت مغز شما تهدید نشود. در این مقاله شما را با برخی از مواد غذایی خاص که برای سلامت مغز مضر هستند، آشنا خواهیم کرد.

 

آبمیوه

تاثیر آبمیوه بر سلامت مغز

اگر هنگام انتخاب نوشیدنی، به جای نوشابه، آب پرتقال را انتخاب کردید چندان هم از انتخاب خود خوشحال نباشید.
شکر می تواند باعث کاهش انعطاف پذیری شناختی و ایجاد ضعف در حافظه ی بلند مدت و کوتاه مدت شود. آب میوه هم مانند نوشابه دارای مقدار زیادی شکر است و این مقدار از شکر می تواند سلامت مغز شما را به خطر می اندازد.
بر اساس پژوهش منتشر شده در سال 2015 در مجله ی نوروساینس، موش هایی که رژیم غذایی پر از قند و چربی داشته اند، ابتلا به زوال عملکرد شناختی مغز در آن ها بسیار بیشتر بوده است. همچنین حافظه ی کوتاه مدت و بلند مدت آن ها آسیب دیده بود.
انعطاف پذیری شناختی که شامل حل مسئله در مواجهه با اطلاعات و ورودی های جدید است نیز در این موش ها کاهش یافته بود.
طی بررسی ها و پژوهش های انجام شده بر باکتری های روده ای این موش ها قبل و بعد از رژیم غذایی آن ها، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که قند و چربی باعث تغییر سیستم باکتری ها‌ی شما می شوند و علاوه بر غذا، تعامل بین غذا و تغییرات می هم بر سلامت مغز تاثیر گذار هستند و بر اثر ایجاد مشکلاتی برای مغز باید به

متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید.

برنج سفید

برنج سفید و سلامت مغز

شاخص گلوکز، مقدار قندی است که در بدن در واحد زمان پس از مصرف کربوهیدارت ها آزاد می شود. غذاهایی که شاخص گلوکز بالایی دارند احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش می دهند.
بعضی از کربوهیدارت ها بر ذهن تاثیر منفی دارند و سلامت مغز را نیز تهدید می کنند. طبق پژوهش های انجام شده، ن یائسه ای که میزان مصرف غذا هایی با شاخص گلوکز بالا مانند برنج سفید، کرن فلکس، نان و سیب زمینی در آن ها زیاد است، بیشتر به افسردگی مبتلا می شوند.
همچنین، افرادی که فیبر، لاکتوز، سبزیجات و میوه های غیرآبدار بیشتری مصرف میکردند احتمال ابتلا به افسردگی در آن ها کمتر بوده است.
غذاهایی با شاخص گلوکز بالا، بعد از مصرف باعث بالا رفتن ناگهانی قند خون شما می شوند که نتیجه ی آن تولید مقدار زیادی 

انسولین می باشد. طبق پژوهش ها، مصرف کربوهیدرات های تصفیه شده، با خستگی، نوسانات خلقی و دیگر نشانه های افسردگی مرتبط است.

غذاهای سرخ شده

غذای سرخ شده و سلامت مغز

مصرف غذاهای سرخ شده، احتمال ابتلا به بیماری هایی از جمله آایمر را افزایش می دهد.
با نگاهی به مضرات غذاهای سرخ شده متوجه می شویم که این نوع از غذاها سلامت مغز را تهدید می کنند. این نوع غذاها، باعث افزایش کلسترول و چربی ها اشباع می شوند.
چربی اشباع غذاهای سرخ شده، به سد خونی مغزی (نوعی مکانیسم جداسازی که به موا خاصی اجازه ی عبور به رگ های خونی درون مغز را نمی دهند) آسیب وارد می کنند. وقتی این سد آسیب ببیند، مواد مضر وارد رگ های خونی مغز می شوند و به مغز و سلامت مغز آسیب می زنند. همچنین این آسیب ها باعث اختلال در جذب مواد مغذی لازم برای مغز هم می شوند.
غذاهای سرخ شده سطح کلسترول خون را نیز افزایش می دهند. همین افزایش کلسترول ارتباط با بروز آایمر و زوال عقلی دارد. پروتئین هایی که از عوامل اولیه ی بروز آایمر و زوال عقل هستند از جمله پروتئین های بتا-آمیلوئید، در مغز افرادی که سطح کلسترول بد LDL بالا و کلسترول خوب 

HDL پایینی دارند، بیشتر است.

پنیر

پنیر و سلامت مغز

ازجمله مواد غذایی که به سلامت مغز آسیب می زنند، غذاهایی با چربی اشباع بالا هستند. پنیر و پیتزا جزو بزرگترین منابع چربی اشباع شده در رژیم غذایی هستند.
این نوع رژیم غذایی نه تنها در ارتباط با ضعف حافظه هستند، بلکه به هیپوتالاموس که تنظیم وزن بدن را بر عهده دارد نیز آسیب می زند. رژیم غذایی پرچرب باعث از بین رفتن قابلیت مغز شما در تنظیم اشتها و مقدار غذایی که می خورید، می شود در نتیجه احتمال ابتلای شما به چاقی و افزایش وزن را بالا می برد.
رژیم غذایی پرچرب علاوه بر تاثیر روی سلامت مغز، همچنین باعث التهاب نواحی دیگری نیز می شود. بر اثر التهاب شریان های شما، احتمال ابتلا به سکته مغزی زیاد می شود. ممکن است بر اثر داشتن این نوع رژیم غذایی علاوه بر حمله ی قلبی به انسداد شریان های مغزی نیز دچار شوید.

چربی های ترانس

چربی ترانس و سلامت مغز

چربی های ترانس به عملکرد و سلامت مغز و حافظه آسیب وارد می کنند.
با وجود اینکه FDA تصمیم به حذف کامل چربی های ترانس از رژیم غذایی دارد، همچنان در بسیاری از غذاها مقدار زیادی از چربی ترانس وجود دارد.
از جمله غذاهایی که حاوی مقدار زیادی ازاین نوع چربی هستند عبارتند از :

  • کره ی مارگارین جامد
  • خامه ی شیرینی و کیک
  • پیتزای یخ زده
  • خمیر منجمد
  • خامه ی قهوه
  • پاپ کورن

این نوع از چربی ها در دمای اتاق جامد هستند. از جمله نتایجی که چربی های ترانس دارند ضعیف تر شدن عملکرد شناختی و کاهش حجم مغز است که بسیار سلامت مغز را تهدید می کند. افرادی که مقدار مصرف چربی ترانس در آن ها بیشتر است، در آزمون های حافظه ضعیف تر عمل می کنند.

یک ذهن باهوش چه رژیم غذایی دارد؟

مواد غذایی برای سلامت مغز

طبق پژوهش های انجام شده، رژیمی جدید که MIND نام دارد، خطر ابتلا به آایمر و تهدیدات سلامت مغز را می تواند بین 35 تا 50 درصد بسته به رعایت کردن شما، کاهش دهد.
14 غذای اولیه توسط این رژیم به دو دسته ی سالم و ناسالم تقسیم شده است :

سالم :

  • مغز ها
  • توت ها
  • سبزیجات با برگ های سبز
  • دیگر سبزیجات
  • لوبیاها
  • ماهی
  • دانه های کامل
  • روغن زیتون
  • ماکیان

ناسالم :

  • کره و مارگارین جامد
  • گوشت قرمز
  • شیرینی
  • فست فود
  • غذاهای سرخ شده

محدود کردن چربی های اشباع و شکر برای سلامت مغز بسیار مفید است. حداقل هفته ای یک بار ماهی مصرف کنید.


رژیم غذایی مناسب پس از سکته مغزی و همچنین پیشگیری از آن چیست؟

سکته مغزی وقتی اتفاق می‌افتد که جریان خون بخشی از مغز مسدود شده و یا کاهش پیدا کند. در پی آن بافت مغز اکسیژن و مواد مغذی مورد نیاز محروم را از دست می‌دهد. استوکس (سکته مغزی) می‌تواند زندگی فرد را تهدید کند. بنابراین مراجعه فوری به 

متخصص ضروری است. با این حال رژیم غذایی مناسب و سالم می‌تواند پس از سکته مغزی به بازیابی و همچنین پیشگیری از آن کمک کند.
تغذیه مناسب پس از سکته مغزی رمز بهبودی است. انتخاب غذاهای سالم می تواند به کنترل فشار خون، وزن بدن و کاهش خطر ابتلای فرد به سکته مجدد کمک کند. برای جلوگیری از سکته مغزی مجدد و سالم ماندن باید گام های مناسب برای کنترل وزن و فشار خون بردارید.

 

گروه‌های مواد غذایی در بشقاب من

• سبزیجات: سبزیجات نارنجی رنگ و سبز تیره که سرشار از مواد مغذی هستند را انتخاب کنید و خوردن لوبیا و نخود را به‌طور منظم، فراموش نکنید.
• دانه: حداقل نیمی از وعده‌های شما باید این گروه از دانه‌های کامل باشد.
• فراورده های لبنی: مصرف فرآورده‌های لبنی کم‌چرب و یا بدون چربی یا انواع مواد غذایی غیر لبنی سرشار از کلسیم توصیه می‌شود.
• میوه ها: انواع میوه‌های تازه، منجمد یا خشک‌شده باید در وعده‌های روزانه شما گنجانده شوند.
• 

پروتئین: گوشت مرغ کم‌چرب و یا بدون چربی مصرف کنید و انتخاب‌های خود را بیشتر به‌سمت نخود فرنگی، لوبیا، دانه‌ها، آجیل و منابع ماهی ببرید. و چربی مورد نیاز بدنتان را بیشتر از آجیل، ماهی و روغن‌های گیاهی تامین کنید. تأمین چربی از مارگارین و کره را محدود کنید.

ده استراتژی برای کاهش خطر ابتلا به سکته مغزی

۱ـ هر روز از انواع غذاها بخورید.

از آنجا که هیچ غذایی به تنهایی تمام مواد مغذی مورد نیاز بدن شما را تامین نمی‌کند، برای داشتن رژیم غذایی مناسب هر روز انواع غذاها را درنظر بگیرید. وجود انواع غذاها در بشقاب من، می‌تواند یک راه بسیار خوب برای شروع باشد.

غذاهای رنگارنگ را در تمام وعده‌های غذایی خود بگنجانید.

۲ـ غذاهای رنگارنگ را در تمام وعده‌های غذایی خود بگنجانید.

انواع غذاهای رنگارنگ را در هر وعده غذایی بگنجانید. از سبزیجات، میوه و حبوبات قرمز تیره، پرتقالی، سبز عمیق، زرد با طراوت، آبی و بنفش استفاده کنید. با انتخاب غذاهای رنگین اطمینان حاصل کنید که طیف گسترده ای از مواد مغذی را دریافت می کنید.

۳ـ پنج فنجان یا بیشتر از میوه‌ها و سبزیجات در وعده‌های روزانه داشته باشید.

تحقیقات نشان داده است که بهترین راه برای داشتن رژیم غذایی مناسب و بهره بردن از آن، مصرف میوه‌ها و سبزیجات است. میوه‌ها و سبزیجات حاوی مجموعه‌ای از مواد مغذی مفید، مانند مواد معدنی، ویتامین ها، 

آنتی‌اکسیدان‌ها و فیبر هستند. این مواد مغذی باعث قوی شدن سیستم ایمنی بدن می‌شوند. غذاهای غنی از آنتی‌اکسیدان شامل انواع توت ها، گیلاس، پرتقال، سیب، هندوانه، گوجه فرنگی، گریپ فروت، کلم بروکلی، سبزیجات دارای برگ سبز، فلفل، کلم بروکسل و پیاز می باشد. بنابراین، علاوه بر مراحل 1 و 2، لازم است هر روز حداقل 5 وعده غذا بخورید.
یک وعده سبزی برابر است با:
• فنجان سبزیجات پخته
• 1 فنجان سبزیجات خام یا برگ‌دار
• 6 اونس آب سبزیجات
یک واحد میوه برابر است با:
• 1 تکه میوه به اندازه متوسط ( اندازه توپ تنیس)
• 1 عدد موز کوچک
• فنجان کوکتل میوه در آب خود
• گریپ فروت
• 2 قاشق غذاخوری میوه های خشک شده
• 4 اونس آب میوه 100 درصد
• 1 فنجان توت یا خربزه

از میوه‌ها و سبزیجات در وعده‌های روزانه داشته باشید.

۴ـ برچسب روی مواد غذایی را بخوانید

خواندن برچسب مواد غذایی، برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد غذاهایی که مصرف می‌کنید، بسیار مفید است. طبق قانون، اطلاعات تغذیه‌ای ذکر شده باید یک روش استاندارد داشته باشند. در هنگام انتخاب مواد غذایی مناسب برای کاهش خطر 

سکته مغزی، تمرکز روی اطلاعات درج‌شده زیر بسیار توصیه می‌شود.
• کل چربی
• کالری
• چربی ترانس
• چربی‌های اشباع‌شده
• سدیم
• کلسترول
• فیبر رژیمی

۵ـ مصرف چربی اشباع‌شده و کلسترول و ترانس را محدود کنید.

کلسترول، ماده‌ای مومی‌شکل است که توسط بدن شما ساخته شده و در غذاهایی با منشاء حیوانی یافت می شود. کلسترول برای حفظ سلامت سلول‌ها ضروری است. با این حال، کلسترول اضافی در خون می تواند باعث افزایش خطر سکته مغزی و بیماری‌های قلبی شود. سطوح بالای کلسترول خون در نتیجه دو عامل به‌وجود می‌آیند:
• بدن شما چه مقدار کلسترول می سازد؟
• در غذای مصرفی شما، چه مقدار کلسترول و چربی وجود دارد؟
چربی‌های اشباع، در دمای اتاق جامد هستند و در محصولات حیوانی مانند پنیر، گوشت، زرده تخم مرغ، بستنی، کره و برخی از روغن‌های گیاهی (هسته خرما، پالم و نارگیل ) موجود است. کلید پیشگیری از سکته مغزی، محدود کردن مصرف این غذاها است.
برای کاهش چربی اشباع در رژیم غذایی خود، تعویض غذاها مطابق جدول زیر پیشنهاد می‌شود.

رژیم غذایی سرشار از چربی ترانس نیز باعث بالا رفتن کلسترول شده و اخطر ابتلا به بیماری‌های قلبی‌عروقی را افزایش می‌دهد. از مواد غذایی که حاوی روغن‌های گیاهی هیدروژنه هستند، پرهیز کنید.
چربی های ترانس در مواد غذایی زیر یافت می‌شود:
• هر چیزی ساخته شده با چربی هیدروژنه، مانند بسیاری از غذاهای فرآوری شده از جمله بیسکویت، شیرینی‌جات، محصولات سرخ شده در روغن و غذاهای پخته
• روغن گیاهی
• مارگارین چسبناک
• غذاهای زیاد سرخ شده
برای کاهش مصرف چربی ترانس در رژیم غذایی خود این جایگزین‌ها را استفاده کنید.
محدود کردن کلسترول در غذاها، قدمی بسیار بزرگ برای مدیریت سکته مغزی و کنترل سطح 

کلسترول است. و می‌تواند با رعایت موارد زیر میسر شود
• زدودن پوست از مرغ و جدا کردن چربی مرئی از گوشت
• محدود کردن اندازه گوشت مصرفی به کمتر از 3 اونس در حالت استراحت ( اندازه یک دسته کارت)
• محدود کردن مصرف کره
• پرهیز از خوردن گوشت خوک
• انتخاب لبنیات کم چرب یا بدون چربی

۶ـ اصلاح مصرف سدیم در رژیم غذایی

مصرف بیش از حد سدیم باعث حفظ مایعات در بدن و افزایش فشار خون می‌شود. سعی کنید به مواد غذایی نمک اضافه نکنید.
برای کاهش مصرف سدیم، موارد زیر را انجام دهید:
• از مصرف ادویه‌های مخلوط و مخلوط ادویه که حاوی نمک یا نمک سیر است پرهیز کنید.
• گیاهان و ادویه‌جات را به‌عنوان جایگزین برای نمک طعام در نظر بگیرید. نمک سفره یکی از بزرگترین منابع سدیم در رژیم غذایی شما محسوب می‌شود.
• مصرف غذاهای فرآوری شده و کنسروشده را محدود کنید. علاوه بر افزودن طعم و عطر، سدیم برای حفظ مواد غذایی نیز استفاده می‌شود. در واقع بیشتر مواد غذایی فرآوری‌شده حاوی سدیم بالا هستند. مصرف غذاهای آماده مانند سوپ یا سبزیجات کنسروشده، غذاهای منجمد، گوشت کنسرو شده، غذاهای جانبی منجمد با بسته سس، پودینگ‌ها و غلات فوری ، سس و سس مخلوط، مخلوط بسته‌بندی پخته‌شده (ماکارونی، برنج و سیب‌زمینی) را محدود کنید.
• مواد غذایی منجمد که حاوی 600 میلی گرم سدیم یا کمتر باشد را انتخاب کنید.
• مواد غذایی تازه و ارگانیک، خوراکی‌های فاقد نمک اضافی مصرف کنید.
• در انتخاب غذاهای سرپایی دقت داشته باشید. غذاهای سرپایی مانند ، چیپس، سیب زمینی، بادام زمینی، چوب شور و کراکر دارای سدیم بالایی هستند. بسته‌های با سدیم پایین را انتخاب کرده و یا مصرف غذاهای سرپایی را محدود کنید. می‌توانید تنقلات طبیعی‌تر مانند پاپ‌کورن ساده، میوه و سبزیجات را جایگزین کنید.
• برچسب داروها را بخوانید.
میزان مجاز مصرف روزانه سدیم:
مصرف نمک باید در افراد با سابقه بیماری قلبی یا سکته مغزی تا 2000 میلی‌گرم در هر روز محدود شود. با این حال، اگر از فشار خون بالا رنج می‌برید، به شدت توصیه می‌شود که مصرف سدیم خود را به 1500 میلی‌گرم در روز محدود کنید. برای تعیین سطح سدیم با متخصص صحبت کنید.

۷ـ غذاهای حاوی فیبر بالا مصرف کنید

غذاهای حاوی فیبر بالا مصرف کنید

فیبر باعث کاهش کلسترول شده و ریسک ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی را کاهش می‌دهد. همچنین برای کنترل قند خون، جلوگیری از بیماری‌های دستگاه گوارش و کنترل وزن می‌تواند مفید باشد.

تأمین فیبر از مواد غذایی:

درصورت بالا بودن کلسترول، مصرف غلات سبوسدار، بلغور جو دوسر و یا نان تست توصیه می‌شود.
به جای آب‌میوه، یک قطعه کامل از میوه را میل کنید.
نان شیرینی، نان سبوس‌دار، کیک انگلیسی، کراکر و نان را به جای انواع غنی‌شده یا سفید انتخاب کنید.
گندم و برنج قهوه ای و ماکارونی سبوس دار را به جای انواع سفید یا غنی‌شده انتخاب کنید.
ماست یوگارت یا پنیر کوتاژ را با آجیل یا میوه‌های تازه مصرف کنید.
میوه و سبزیجات را برای میان‌وعده رژیم غذایی خود درنظر بگیرید.
میوه خام یا پخته‌شده و سبزیجات، محصولات دانه کامل و حبوبات مانند دانه های خشک، نخود خرد شده و عدس از منابع خوب فیبر در رژیم غذایی هستند. غذاهای تصفیه شده مانند آب میوه، نوشابه، ماکارونی، نان سفید و غلات غنی‌شده، فیبر فقیری دارند.
انواع غلات را به‌عنوان جایگزین برای ماکارونی و برنج سفید غنی‌شده و دیگر مواد غذایی تصفیه‌شده درنظر بگیرید. زیرا از نوسانات قند خون در طول روز جلوگیری می‌کند و میل خوردن شیرینی‌جات را کاهش داده به کنترل وزن کمک می‌کند.

۸ـ متعادل نگه داشتن وزن و کنترل آن

رسیدن به وزن ایده‌آل بدن، یکی دیگر از استراتژی‌های مهم برای کاهش خطر ابتلا به سکته مغزی است. مصرف غذاهای سرشار از فیبر و کم چربی، به اندازه نیاز خوردن، پرهیز از رژیم غذایی بی‌پایه و اساس، پیگیر بودن در بهبود عادات غذایی و افزایش فعالیت، همه راههای رسیدن به یک وزن بدن ایده‌آل هستند.

متعادل نگه داشتن وزن و کنترل آن

۹ـ مصرف قندهای اضافه شده را کم کنید

مصرف بیش از حد قندهای اضافه‌شده با چاقی، فشار خون بالا (که عامل بیماری‌های دیگر مانند 

سردرد است) ، دیس لیپیدمی و دیابت نوع 2 که همه از عوامل خطرساز برای سکته مغزی هستند در ارتباط است. به عنوان نمونه شکر قهوه‌ای، شکر سفید، ملاس، عسل، ژله، مربا و نوشیدنی‌های شیرین را می‌توان نام برد. به خاطر داشته باشید که دسر و شیرینی حاوی قند اضافه شده هستند.

۱۰ـ پتاسیم کافی

مصرف کافی پتاسیم، به منظور حفظ عملکرد مناسب قلب ضرورت دارد. با این حال، بسیاری از افراد به اندازه کافی پتاسیم مصرف نمی‌کنند. پتاسیم در سبزیجات، میوه و لبنیات وجود دارد. بنابراین، اگر شما این گروههای غذایی را به حد کافی در رژیم غذایی خود لحاظ کنید، به اندازه کافی پتاسیم دریافت خواهید کرد.


دلیل مراجعه به متخصص مغز و اعصاب در تهران و شهرهای دیگر

مشکلات بینایی، بدخوابی، ضعف عضلانی و درد مزمن ممکن است نشانه‌های مشکل عصبی جدی باشد.
در صورت مواجه شدن با مشکلاتی از قبیل سرگیجه، سردرد و مشکلات عصبی، خیلی بهتر است در ابتدا به پزشک عمومی مراجعه کنید و او درصورت وم شما را به یک متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر معرفی ‌کند. البته از یک پزشک عمومی انتظار جوابی راضی کننده برای نگرانی‌های خود نداشته باشید و با معرفی شدن به متخصص مغز و اعصاب دچار اضطراب یا تشویش نشوید. در این شرایط آگاهی از این‌که متخصص مغز و اعصاب چه‌ وظایفی را برعهده دارد و چه مشکلاتی را می‌تواند درمان ‌کند، بر میزان آگاهی شما می‌افزاید .

 

متخصص مغز و اعصاب چه کسی است؟

متخصص مغز و اعصاب وظیفه‌ی درمان بیماری‌های مربوط به مغز، ماهیچه‌ها، ستون فقرات و اعصاب جنبی (عصب‌هایی که مغز و ستون فقرات را به اعضای دیگر بدن اتصال می‌دهند) را برعهده دارد. بیماری‌های مغز و اعصاب عبارتند از: صرع، سردرد، مشکلات حرکتی مثل لرزه و 

پارکینسون، سکته و بیماری‌های بسیار دیگری که شرح آنها در این مقاله نمی‌گنجد. در ادامه‌ی این مقاله از علائم بیماری‌های مغز و اعصاب آگاه خواهید شد و خواهید دانست در چه شرایطی باید به متخصص مغز و اعصاب در تهران و یا شهرهای دیگر مراجعه کرد.

سردرد

سردرد

سردرد مشکلی است که برای همه‌ی ما با شدت‌های مختلف اتفاق می‌افتد. ممکن است احساس درد در قسمت‌های مختلف از جمله بالای سر، سینوس‌ها، گردن، در عضلات سر، شانه‌ها و وسط جمجمه و مغز وجود داشته باشد. دلایل این سردردها می‌تواند خیلی چیزها باشد از عفونت سینوسی گرفته تا مراجعه به دندانپزشک، باید تمام موارد سلامتی را درنظر گرفت. علائم سردرد‌های جدی‌تر مانند میگرن عبارتند از: سردردی که مزمن است و شدید‌تر می‌شود، استفراغ، سردرد‌های ناگهانی یا دردی که در اثر فشار شدت می‌گیرد، ، ضعف بینایی، سردردهای صبحگاهی و تشنج. در صورت شدید بودن علائم‌ به اندازه کافی، پزشک عمومی شما را به یک متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر معرفی خواهد کرد.

درد مزمن

درد مزمن به دردی می‌گویند که ماه‌ها یا حتی سال‌ها ادامه داشته باشد. این درد امکان دارد در نتیجه‌ی یک بیماری یا آسیب دیدگی بروز کند. اما درصورت ادامه دار شدن آن بعد از گذشتن دوره طولانی درمانی، باید به وجود مشکلی جدی‌تر مشکوک شد و پیگری‌های لازم را انجام داد. وقتی پزشک عمومی قادر نباشد در مورد تشخیص دلیل این درد شما را یاری کند و علائم دیگری از جمله بی‌حسی، ضعف یا مشکل کنترل ادرار و مدفوع در شما بروز کند، توصیه می‌شود هرچه زودتر به یک متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر مراجعه کنید.

سرگیجه

اگر محیط اطراف‌تان را مدام در حال چرخیدن تصور می‌کنید و در راه رفتن تعادل ندارید، امکان ابتلا به بیماری سرگیجه در شما وجود دارد.
سرگیجه می‌تواند دارای انواع مختلفی باشد. درمان سرگیجه‌ای که از روی عدم توازن یا بیماری سرگیجه باشد برعهده‌ی پزشک متخصص مغز و اعصاب می‌باشد. بیماری سرگیجه این احساس را در شما به‌وجود می‌آورد که خودتان یا محیط اطراف‌تان دائماً در حال چرخش به‌سر می‌برید و نداشتن توازن باعث می‌شود در حفظ تعادل خود با مشکل روبرو شوید. پزشک عمومی قادر است تشخیص دهد که برای درمان سرگیجه شما مراجعه به متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر ضرورت دارد یا خیر.

بی حسی یا سوزن سوزن شدن

بی حسی و سوزن سوزون شدن معمولاً دلایل زیادی مانند غذا نخوردن و بد نشستن دارد. اما درصورت تداوم بی‌حسی یا ناگهانی بودن آن و یا اینکه فقط یک طرف درگیر شود، ممکن است مراجعه به متخصص مغز و اعصاب ضروری شود. علائمی که ذکر شد می‌توانند نشانه‌ی سکته مغزی هم باشند و در چنین درمان به‌موقع بسیار مهم است. پزشک عمومی تشخیص می‌دهد که علائم شما سکته را نشان می‌دهند یا نه. و مراجعه به پزشک دارای 

فوق تخصص سکته مغزی می‌تواند بسیار مفید باشد.

ضعف عضلانی

ضعف عضلانی

ضعف عضلانی با خستگی پس از پیاده‌روی طولانی و درد عضلات تفاوت دارد. اما اگر برای تکان دادن عضلات، نیاز به تلاش بیش از حد معمول دارید، بهتر است با پزشک عمومی م کنید. ضعف عضلانی امکان دارد نشانه‌ی یک بیماری جدی مربوط به سیستم عصبی باشد.

مشکلات حرکتی

اگر راه رفتن برای شما مشکل شده، مدام زمین می‌خورید و بدن‌تان بی‌اختیار پرش و لرز دارد. امکان اینکه سیستم عصبی‌تان دچار مشکل شده باشد وجود دارد. درصورت مختل شدن زندگی روزمره توسط این مشکلات، توصیه می‌شود به پزشک متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر مراجعه کنید.

حمله‌های عصبی

بی هوش شدن، حرکت پرشی دست ها و پاها، سردرگمی و مشکلات تنفسی از علائم حمله عصبی است.
حمله‌های عصبی می‌توانند خفیف یا بسیار شدید باشند. نشانه‌های حمله‌ی عصبی عبارتند از: حرکت پرشی دست‌ها و پاها، بی‌هوش شدن، مشکلات تنفسی و سردرگمی.
بعضی حملات عصبی به خاطر ترک مواد مخدر یا پایین آمدن قند خون بروز می‌کنند، با این حال بروز حملات عصبی بدون دلیل واضح و ناگهانی نشانه‌ی این هستند که باید به متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر مراجعه کنید.

مشکلات بینایی

ضعف بینایی ممکن است به‌خاطر کهولت سن یا مشکلات سیستم عصبی بروز کند. اگر این ضعف ناگهانی است و هر دو چشم را درگیر کرده، بهتر است به چشم‌پزشک مراجعه کنید. چشم‌پزشک یا پزشک عمومی می‌تواند در مورد مراجعه به بهترین متخصص مغز و اعصاب راهنمای شما باشد.

بدخوابی

بیماری‌های مربوط به سیستم عصبی دلیل بعضی از اختلال‌های خواب هستند. نارکولپسی یا حمله‌ی خواب یکی از این بیماری‌ها است که ژنتیکی است و روی سیستم عصبی مرکزی بدن هیچ تاثیری نمی‌گذارد.
خیلی از این علائم از بیماری‌هایی ناشی می‌شوند که به اعصاب ارتباطی ندارند. بهترین شخص برای تشخیص نیاز شما به 

متخصص مغز و اعصاب پزشک عمومی است. با این حال درصورت عود کردن علائم یا عدم اعتماد به پزشک عمومی، می‌توانید با تشخیص خود به متخصص مغز و اعصاب در تهران یا شهرهای دیگر مراجعه کنید.


اختلال دوقطبی و نوسانات عاطفی شدید

روانشناسی اختلال دوقطبی

خلق و خوی همه‌ی ما همیشه اوج و فرود دارد. گاهی بسیار شاد هستیم و گاهی عصبانی و غمگین. این نوسانات عاطفی طبیعی بوده و برای همه اتفاق می‌افتد، اما در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، این نوسانات شدیدتر و پُرنوسان‌تر بروز می‌کنند. اختلال دوقطبی ممکن است کار و تحصیل فرد را با مشکل روبرو کند و به تشویش و اختلال در روابط روزمره و عادی افراد منجر شود. اختلال دوقطبی، قابل کنترل و درمان است. اما درصورت نادیده گرفتن علایم هشداردهنده‌ی آن، فرد زندگی سخت و ناآرامی را تجربه خواهد کرد. پیگیری نکردن درمان اختلال دوقطبی، باعث تشدید هر روزه‌ی بیماری خواهد شد.

 

تعریف اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی یا شیدایی-افسردگی به تغییرات شدید خلق و خو منجر شده و در سطح رفتارها و انرژی فرد تغیراتی را به وجود می‌آورد. این تغییرات در دو سر یک بازه قرار گرفته‌اند و خلق و خوی این افراد عملاً هیچ تعادلی ندارد. یعنی تغییر خلق و خوی آنها از حالت افسرده به حالت شیدایی و جنون یا بالعکس، آرام و به تدریج نیست. بلکه تغییرات از حالتی به حالت دیگر در این افراد، پَرِشی و آنی اتفاق می‌افتد. ثبات هر یک از این حالات هم مدت‌زمان متغیری دارد. مثلاً امکان دارد فردی هفته‌ها در حالت افسردگی باشد یا اینکه پس از چند روز افسردگی به حالت شیدایی برسد. فردِ مبتلا به اختلال دوقطبی گاهی چند هفته به‌شدت مأیوس و بی‌انرژی است و بعد از آن به شدت فعال و پرجنب‌وجوش می‌شود. این اختلال، بر روی عملکرد زندگی روزانه افراد به‌شدت تأثیرگذار است. در دورانی که فرد به شیدایی شدید دچار می‌شود، واکنش‌های آنی و لحظه‌ای را در او می‌بینیم. مثلاً تصمیم یکباره‌ی استعفا از کار و به دنبال آن تصمیماتی به شدت هیجانی و به دور از عقل و منطق. در آن سر طیف، حالت افسردگی قرار گرفته است. در این زمان‌ها دل کندن از رختخواب برای فرد دشوار است و خستگی و یأس نسبت به همه چیز با او همراه است. علت اصلی اختلال دوقطبی هنوز کشف نشده است، اما به اعتقاد پژوهشگران، این اختلال تا حد زیادی به 

ژنتیک مربوط است. شروع اختلال شیدایی-افسردگی از سال‌های نوجوانی یا ابتدای سال‌های بزرگسالی می‌باشد و شناخت نشانه‌های آن بسیار وقت‌گیر و به مطالعه‌ی علمی و تخصصی نیازمند است. پس بررسی و پیگیری این اختلال از اهمیت و حساسیت زیادی برخوردار است.

حقایق و باورهای اشتباه در مورد اختلال دوقطبی

حقایق و باورهای اشتباه در مورد اختلال دوقطبی

باور اشتباه: درمان اختلال دوقطبی امکان‌پذیر نیست و افراد مبتلا زندگی طبیعی ندارند.

حقیقت: تعداد زیادی از مبتلایان به اختلال دوقطبی، انسان‌های موفق و با مشاغل عالی و موفقیت‌های متعدد هستند. این افراد در زندگی دارای روابط شاد و معقولی هستند. شاید زندگی با این افراد چالش‌هایی داشته باشد اما کنترل و درمان آن، تا حد زیادی به عادی شدن اوضاع کمک می‌کند. برای کنترل این اختلال و درمان آن یادگیری مهارت‌هایی ضرورت دارد.

باور اشتباه: اختلال دوقطبی فقط روی خلق و خو تأثیرگذار است.

حقیقت: اختلال دوقطبی بر قضاوت‌ها، سطح انرژی، تمرکز، حافظه، الگوی خواب، اشتها، توانایی جنسی و اعتماد به نفس افراد تأثیرگذار است. ضمن اینکه تشویش و مشکلات فیزیکی را هم به وجود می‌آورد. بیماری‌هایی مانند: فشار خون، دیابت، 

میگرن و ناراحتی‌های قلبی به این اختلال مرتبط هستند.

باور اشتباه: دارودرمانی تنها راه درمان اختلال دوقطبی است.

حقیقت: اگر چه دارودرمانی از پایه‌های اصلی درمان این اختلال به‌شمار می‌رود، اما درمان‌های شخصی و راهبردهای فردی نیز در روند بهبودی بسیار تأثیرگذار هستند. خواب کافی، ورزش کردن، تغذیه مناسب و تلاش برای کنترل خلق و خو، دوری از استرس و وجود همراهانی دلسوز، تا حد زیادی باعث کاهش این مشکل شده و روند درمان را سریع‌تر می‌کند.

نشانه‌های اختلال دوقطبی

نشانه‌های اختلال دوقطبی

این اختلال در افراد مختلف دارای علائم متفاوتی است. عوارض و علائم اختلال دوقطبی، نوسان، شدت و الگوهای متفاوتی را دربرمی‌گیرد. مثلا سرعت تغییر وضعیت از حالت 

افسردگی به شیدایی در برخی بسیار سریع است و سایر افراد این مشکلات را به شدت‌های متفاوت تجربه می‌کنند. ۴ حالت اصلی برای این اختلال موجود است: شیدایی، شیدایی خفیف، افسردگی و حالت ترکیبی. هر یک از این حالات دارای نشانه‌های بیرونی و علایم مختص به خود هستند.

۱شیدایی

در مرحله‌ی شیدایی بروز خلاقیت، افزایش انرژی و نشاط شدید قابل مشاهده است. در این مرحله فردِ دچار اختلال دوقطبی، تمایل به صحبت و فعالیت زیاد دارد. کم‌خوابی و استراحت نکردن از نشانه‌های دیگر این حالت می‌باشد. فرد نسبت به توانایی‌ها و قدرت فردی خود زیاده‌روی می‌کند، یعنی احساس می‌کند که به شدت توانمند و ویژه است. شاید این احساسات خوب و جالب به نظر بیایند، اما وقتی تصمیمات احساسی، هیجانی و غیرمنطقی از آنها سر می‌زند، در مورد جالب بودن آن دچار تردید می‌شویم. مثلا در این مرحله از اختلال دوقطبی، افراد تصمیماتی مانند سرمایه‌گذاری‌های نامناسب یا شرط‌بندی‌های غیرعقلانی می‌گیرند. پرخاشگر می‌شوند و نسبت به عقاید مخالف بسیار تندرو برخورد می‌کنند.

۲شیدایی ضعیف

شیدایی ضعیف نسبت به حالت قبلی شدت کمتری دارد. در این مرحله افراد همچنان دارای نشاط غیرعادی بوده و بسیار فعال هستند. اما زندگی روزانه تا حد زیادی از روندی طبیعی برخوردار است. در واقع شرایط روحی فرد در این مرحله با تغییرات غیرعادی مواجه می‌شود.

نشانه‌های کلی حالت شیدایی:

  • خودقوی‌پنداری زیاد، خوش‌بینی بیهوده و خودبزرگ‌بینی؛
  • تحریک‌پذیری بالا، فعالیت و انرژی زیاد ؛
  • سریع حرف زدن به شکلی که کلام مبهم و نامفهوم می‌شود؛
  • انرژی زیاد علی‌رغم کم‌خوابی؛
  • ناتوانی در قضاوت صحیح؛
  • حواس‌پرتی و کاهش تمرکز؛
  • توهم و افکار آشفته (در موارد حاد).
  • تغییر عقیده و تصمیمات ضد و نقیض؛

۳. افسردگی

افسردگی

در گذشته در تشخیص افسردگی عادی با افسردگی ناشی از اختلال دوقطبی همه دچار اشتباه می‌شدند. اما براساس تحقیقات مختلف، این دو نوع افسردگی بسیار با هم متفاوت هستند و درمان‌های پیشنهادی هر یک تفاوت زیادی با هم دارند. داروهای ضدافسردگی برای درمان افسردگیِ ناشی از اختلال دوقطبی مناسب نیست. در واقع داروهای ضدافسردگی احتمال وخیم شدن اختلال دوقطبی را افزایش می‌دهند. برخی از این داروها به نوسان مراحل مختلف منجر می‌شوند و فرد به‌وسیله‌ی آنها از حالت شیدایی به شیدایی خفیف یا افسردگی می‌رسد. با وجود علائم بیرونی یکسان هر دو نوع افسردگی، شیوه‌ی درمان متفاوتی دارند. نشانه‌ها برای درمان هر یک از انواع افسردگی بسیار یاری‌رسان هستند. مثلاً در افسردگی اختلال دوقطبی، فرد به شدت غیرقابل‌پیش‌بینی و تحریک‌پذیر می‌شود و به‌طور دائم احساس گناه دارد. افسردگی ناشی از اختلال دوقطبی به بی‌حوصلگی، خواب زیاد و اضافه وزن منجر می‌شود و در بعضی موارد فرد ارتباطش را با واقعیت و دنیای بیرون قطع می‌کند که به آن افسردگی سایکوتیک یا 

روان‌پریشی شدید می‌گویند. در این مرحله افراد توانایی برقراری روابط اجتماعی سالم و کار کردن را ندارند.

نشانه‌های کلی حالت افسردگی اختلال دوقطبی:

تحریک‌پذیری؛

احساس غم و یأس؛

خستگی و تحلیل رفتن انرژی؛

ناتوانی از شادی و رضایت‌مندی؛

تغییرات وزن و اشتها؛

تنبلی و خستگی جسمی و روحی؛

عدم تمرکز؛

احساس حقارت، گناه و بی‌ارزش بودن؛

اختلال در خواب؛

اندیشیدن به مرگ و خودکشی.

۴حالات ترکیبی

در این مرحله از اختلال دوقطبی علائم و نشانه‌های حالات مختلف اختلال دوقطبی یعنی افسردگی، شیدایی و شیدایی خفیف با هم درآمیخته‌اند. افسردگی همراه با بی‌خوابی، تشویش، تحریک‌پذیری، حواس‌پرتی و افکار ضد و نقیض. این مرحله بسیار خطرناک می‌باشد، زیرا ترکیب احساسات متناقض و انرژی متفاوت و خلق و خوی متغیر، در نهایت می‌تواند منجر به خودکشی شود.

انواع حالات ترکیبی:

اختلال دوقطبی نوع اول: در این حالت ترکیبی از شیدایی و افسردگی مشاهده می‌شود. در واقع وجود دوره‌ی افسردگی یا نیمه‌شیدایی برای تشخیص اامی است، اما گاهی اوقات پیش می‌آید.

اختلال دوقطبی نوع دوم: در این حالت شیدایی دیده نمی‌شود، اما شاهد یک یا چند دوره شیدایی خفیف و یا چند دوره افسردگی شدید هم هستیم.

اختلال خلق دوره‌ای: دوره‌های نیمه-شیدایی همراه با دوره‌هایی از افسردگی که به اندازه‌ی افسردگی اساسی نمی‌باشند.

درمان اختلال دوقطبی

درمان اختلال دوقطبی

اگر شاهد علائم و نشانه‌های اختلال دوقطبی در خود یا اطرافیان‌تان هستید، هرچه زودتر به متخصص مراجعه کنید. کتمان کردن و نپذیرفتن مشکل، به درمان و حل آن کمکی نمی‌کند. پیگیری نکردن این مسئله تنها به وخیم‌تر شدن وضعیت منجر می‌شود و سلامت، اشتغال و روابط فرد مبتلا را رو به نابودی می‌برد. تشخیص به موقع، به 

درمان و جلوگیری کمک شایانی می‌کند. گاهی اوقات افرادِ دچارِ این اختلال، از مرحله‌ی شیدایی لذت برده و به انرژی و بلندپردازی آن علاقه‌مند هستند. باید با گوشزد کردن عواقب مخرب این مرحله به افراد مبتلا، اهمیت درمان را یادآوری کرد.

اصول درمان

درمان بلند مدت: اختلال دوقطبی قابل‌بازگشت و مزمن است، بنابراین حتی در حالتی که بیمار بهبود پیدا می‌کند، روند درمان باید ادامه داشته باشد. برای جلوگیری از ورود فرد به مراحل مختلف این اختلال دارودرمانی یا تجویز پزشک را باید جدی گرفت.

درمان‌های غیردارویی: دارودرمانی به تنهایی برای رفع اختلال دوقطبی کفایت نمی‌کند. تلفیق دارودرمانی با ایجاد تغییرات در سبک زندگی و کمک گرفتن از اطرافیان مؤثرترین درمان است.

کمک گرفتن از مشاور و روان‌پزشک باتجربه: اختلال دوقطبی، اختلال پیچیده‌ای می‌باشد. تشخیص این اختلال نیازمند مهارت و تجربه‌ی متخصصان است و درمان آن گاهی بسیار سخت می‌شود. روند درمان باید را باید 

متخصص باتجربه پیگیری کند.

اقدامات شخصی

اقدامات شخصی

سبک زندگی و عادت‌های روزانه‌ی فرد، در فرایند درمان بسیار تأثیرگذار است و گاهی تنها اراده‌ برای بهبودی نیاز به دارودرمانی را به کلی از بین می‌برد.

آگاهی در مورد اختلال دوقطبی در روند درمان بسیار تأثیرگذار است. هر چه فرد مبتلا، نسبت به این اختلال آگاهی بیشتری داشته باشد، کنترل کردن حالات آسان‌تر می‌شود.

ورزش و فعالیت‌های جسمانی تا حدود زیادی جلوی تنش‌های این اختلال را می‌گیرد. در تمرینات ورزشی مانند ایروبیک که فعالیت و حرکت پاها و دست‌ها را می‌طلبد، به سیستم اعصاب و مغز کمک بسیاری می‌شود. سایر ورزش‌ها شامل  پیاده‌روی، دویدن شنا، کوهنوردی و رقص نیز بسیار مفید می‌باشند.

همراهی اطرافیان، کمک و دلسوزی آنها برای افراد درگیر با اختلال دوقطبی بسیار اهمیت دارد. حرف زدن با دوستان یا حضور در کلاس‌های درمان گروهی نشانه‌ی ضعف نمی‌باشد. بیشتر افراد از درد دل کردن و صحبت کردن درباره‌ی مشکل خود با دیگران فرار می‌کنند و آن را تحقیرآمیز می‌دانند. این باور بسیار اشتباه است. وقتی شما با دوست‌‌ یا یکی از نزدیکان‌تان صحبت می‌کنید، اولین حسی که در او شکل می‌گیرد، احساس افتخار است. افتخار از اینکه مورد اعتماد واقع شده و شایستگی شنیدن درد دل دیگری را داشته است.

حضور در جمع‌های دوستانه و خانوادگی بهبود اختلال دوقطبی را تسریع می‌بخشد. وقتی در جمعی حاضر می‌شوید که دیگران شما را دوست دارند و برای سلامتی و زندگی‌تان اهمیت قائل هستند، انرژی مثبت فراوانی را دریافت می‌کنید.

تغذیه‌ی سالم و خواب کافی، باعث تغییر الگوهای رفتاری و عادات شما می‌شوند و کمک می‌کنند مسیر شادی و سلامتی را آغاز کنید.

اختلال دوقطبی و خودکشی

مرحله‌ی افسردگی ناشی از اختلال دوقطبی برای خطرات زیادی از جمله خودکشی زمینه‌ی مناسبی به وجود می‌آورد. در این مرحله که با افسردگی عادی بسیار فرق دارد، فرد به مرگ و خودکشی بسیار تمایل دارد. این میل در افرادی که حالت ترکیبی اختلال دوقطبی را تجربه کرده‌اند یا سابقه‌ی استفاده از مواد مخدر و الکل دارند، بیشتر است. وجود سابقه‌ی خودکشی در خانواده یا آشنایان نیز احتمال خودکشی را افزایش می‌دهد.

اختلال دوقطبی و خودکشی

نشانه‌های میل به خودکشی:

  • احساس یأس در زندگی؛
  • حرف زدن درباره‌ی مرگ و خودکشی؛
  • آرزوی مرگ کردن؛
  • احساس حقارت و بی‌ارزش بودن؛
  • به دنبال ابزار خودکشی بودن.
  • تغییر حالات ناگهانی یا ترک ناگهانی جمع و خلوت گزیدن؛

 

دلایل و ریشه اختلال دوقطبی

علت واحدی برای اختلال دوقطبی موجود نیست. مطالعاتی در مورد عوامل ژنتیکی صورت گرفته، ولی همچنان عامل اصلی این اختلال کشف نشده است. بعضی مطالعات تصویری از مغز انسان، نشان‌دهنده‌ی تغییرات فیزیکی 

مغزی در خلال شکل‌گیری این اختلال هستند. مطالعات دیگری از بر هم خوردن تعادل انتقال‌دهنده‌های عصبی، افزایش هورمون‌های کورتیزول، عملکرد نامطلوب تیروئید و اختلالات ریتم شبانه‌روزی بدن خبر می‌دهند. عوامل محیطی و روانی نیز در پیشرفت این اختلال نقش دارند. سوءمصرف مواد، استرس و… از عوامل محرک برای شروع این اختلال می‌باشند.

استرس: وقایع استرس‌زای زندگی، باعث می‌شوند فردی با آسیب‌پذیری ژنتیکی در معرض ابتلا به این اختلال قرار بگیرد. تغییرات اساسی مثبت یا منفی می‌توانند به بروز هیجانات منفی در فرد منجر شوند. مثلاً ترک منزل به قصد تحصیل، ازدواج، آتش‌سوزی، از دست دادن عزیزان و وقایع ناخوشایند دیگر می‌توانند از دلایل ابتلا به اختلال دوقطبی باشند.

مصرف مواد مخدر: مواد مخدر به خودی خود، باعث این اختلال نمی‌شوند اما می‌توانند وضعیت فرد مبتلا را وخیم‌تر کنند و اگر فردی استعداد ابتلا به اختلال دوقطبی را داشته باشد، روند پیشرفت آن را سرعت می‌بخشند. اکستازی، کوکائین و آمفتامین‌ها حالت شیدایی را تشدید داده و الکل و مواد آرام‌بخش به افسردگی شدت می‌دهند.

داروهای ضدافسردگی: برخی داروها مانند داروهای ضدافسردگی به شیدایی منجر می‌شوند. سایر داروهایی که به تشدید و تحریک اختلال دوقطبی کمک می‌کنند شامل بعضی داروهای سرماخوردگی، کافئین و داروهای تنظیم عملکرد تیروئید و اشتها می‌باشند.

تغییرات فصلی: تغییرات فصلی این اختلال را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند. مثلاً شیدایی، بیشتر در تابستان و افسردگی در سه فصل دیگر بروز می‌کند.

اختلالات خواب: کم‌خوابی به شیدایی منجر می‌شود و تهدید‌کننده‌ی جدی آرامش بدن می‌باشد.


سندرم خستگی مفرط و راه‌های رهایی از آن

مشخصه اصلی سندرم خستگی مزمن (CFS) خستگی یا خستگی شدید است که حتی با استراحت کردن هم برطرف نمی‌شود و با یک وضعیت پزشکی آن قابل توضیح نیست. دلایل بروزCFS هنوز کاملا روشن نیست. و چون در بسیاری از شرایط دیگر نشانه‌های مشابه دیده شده، تشخیص CFS دشوار است. برخی از عوامل تشخیص داده شده عبارتند از: استرس روانی و عفونت ویروسی،  یا ترکیبی از عوامل.

 

سندرم خستگی مزمن (CFS) اختلالی است که مشخصه اصلی آن خستگی یا خستگی شدید است که با استراحت کردن از بین نمی رود و نمی توان با یک وضعیت پزشکی آن را توضیح داد.

در حالی که، CFS قبلا یک تشخیص بحث برانگیز بود، اکنون به عنوان یک وضعیت پزشکی به طور گسترده پذیرفته شده است.CFS   می تواند هر کسی را درگیر کند، هرچند که در ن 40 تا 50 ساله بیشتر شایع است. هیچ درمانی در حال حاضر برای آن موجود نیست، اما درمان می‌تواند تسکین‌دهنده‌ی نشانه‌ها باشد.

عوامل سندرم خستگی مفرط

علت CFS ناشناخته می‌باشد. محققان بر این باورند که عوامل مؤثر در آن موارد زیر را شامل می‌شوند:

  • سیستم ایمنی ضعیف
  • ویروس ها

  • عدم تعادل هورمونی
  • استرس
  • ژنتیک

عوامل خطر برای سندرم خستگی مفرط

عوامل خطر برای سندرم خستگی مفرط

CFS بیشتر در میان افراد 40 تا 50 ساله شایع است. جنسیت نیز ایفاگر نقش مهمی در CFS می‌باشد، زیرا ریسک ابتلا به CFS‌ در ن دو تا چهار برابر بیشتر از مردان است.

عوامل دیگری که امکان دارد باعث افزایش ریسک ابتلا به CFS شوند، عبارتند از:

  • حساسیت
  • استعداد ژنتیک
  • عوامل محیطی
  • استرس

نشانه‌های خستگی مفرط

نشانه‌های خستگی مفرط وابسته به فرد و شدت بیماری فرق می‌کند.  خستگی شایع‌ترین علامت این سندرم می‌باشد که به اندازه کافی شدید است به نحوی که می‌تواند فعالیت‌های روزانه فرد را مختل کند. برای تشخیص  CFS، باید توانایی فرد برای انجام فعالیت‌های روزانه‌اش به مدت حداقل شش ماه به طور قابل توجهی کاهش پیدا کند.

CFS  همچنین می تواند به اختلال خواب منجر شود. مانند:

  • بی‌خوابی مزمن
  • احساس سرحال نبودنی که حتی بعد از یک خواب شبانه هم قرار است.
  • اختلالات دیگر در خواب

علائم فیزیکی CFS موارد زیر را شامل می‌شوند:

  • سردردهای مکرر
  • درد عضلانی
  • نازک شدن گره‌های لنفاوی و تورم در گردن و زیر بغل
  • گلودرد مکرر
  • درد مفاصل بدون قرمزی یا تورم

برای بعضی از افراد CFS به صورت دوره‌ای اتفاق می‌افتد، دوره‌هایی از احساس بد و دوره‌هایی از احساس خوب وجود دارند. علائم امکان دارد گاهی حتی به طور کامل برطرف شوند، با این حال، هنوز هم بازگشت بیماری امکان‌پذیر است. این دوره‌ها به عنوان دوره‌های عود بیماری شناخته شده‌اند.

تشخیص سندرم خستگی مفرط یاCFS

تشخیص سندرم خستگی مفرط یاCFS

تشخیص CFS بسیار سخت است. هیچ آزمایش پزشکی برای تشخیص CFS موجود نیست. نشانه‌های آن به بسیاری از شرایط دیگر شباهت دارد. بسیاری از مبتلایان به CFS بیمار به نظر نمی‌رسند. بنابراین امکان دارد پزشکان به اشتباه تشخیص دهند که فرد سالم است. به منظور دریافت تشخیص CFS، پزشک شما سایر دلایل احتمالی را رد کرده و سابقه پزشکی شما را مورد بررسی قرار می‌دهد.

به علت شباهت نشانه‌های CFS و بسیاری از شرایط دیگر، بسیار مهم است که از خودتشخیصی اجتناب کرده و نشانه‌ها را با دکتر خود درمیان بگذارید.

درمان سندرم خستگی مفرط یاCFS

در حال حاضر هیچ درمان خاصی برای CFS وجود ندارد. نشانه‌ها برای هر فرد متفاوت است و بنابراین برای نظارت بر اختلال و برطرف کردن نشانه‌های آن به انواع مختلفی از درمان نیاز داریم.

درمان CFS با تغییر سبک زندگی

درمان CFS با تغییر سبک زندگی

با ایجاد برخی از تغییرات در سبک زندگی می‌توان نشانه‌ها را کاهش داد.

با حذف یا محدود کردن مصرف کافئین می توان به بهبود وضعیت خواب کمک کرد. همچنین اجتناب از مصرف الکل و نیکوتین توصیه می‌شود. در صورت بروز اختلال در خواب در شب، چرت کوتاهی در روز می‌تواند جبران‌کننده باشد.

یک برنامه روزانه تهیه کنید. روزانه ساعت معینی با زمان بیداری مشخص را به خواب اختصاص دهید.

داروها

به طور معمول، هیچ یک از داروها قادر به درمان تمام عوامل نیستند. همچنین علائم شما امکان دارد در طول زمان دچار تغییر شود، بنابراین داروها نیز باید متغیر باشند.

سندرم خستگی مفرط می تواند به یک نشانه افسردگی منجر شود. داروی ضدافسردگی با دوز کم یا ارجاع به یک ارائه دهنده سلامت روان می‌تواند راهگشا باشد.

اگر با تغییرات شیوه زندگی باز هم در آرزوی یک خواب شبانه آرام هستید، پزشک 

متخصص می‌تواند به شما کمک کند. داروهای مسکن برای کاهش دردهای مفصلی ناشی از CFS می‌توانند راهگشا باشند. در صورت وم دارودرمانی، باید نیازهای شما درنظر گرفته شود. هیچ درمان مشخصی برای CFS موجود نیست.


آیا درمان سردردهای میگرنی با دارو در دوران بارداری مجاز است؟

چرا میگرن در بارداری اتفاق می‌افتد؟ سردردهای میگرنی در حاملگی بسیار شایع هستند. زیرا میگرن در خانم‌های در سنین باروری بیشتر شایع است و هرمون‌های حاملگی قادرند به برانگیخته شدن حمله‌ی میگرن منجر شوند. در ادامه‌ی مقاله درمورد دلایل و راه‌های درمان سردردها به‌خصوص در دوران بارداری می‌خوانید.

 

علل بروز میگرن:

علت اصلی سردردهای میگرنی هنوز ناشناس است. اما به نظر می‌رسد، تغییرات شیمیایی در سیستم عصبی و جریان خون در مغز دلیل اصلی میگرن است. محققان بر این باورند که برآشفتگی مفرط سلول‌های 

مغزی، به تحریک رهاسازی مواد شیمیایی در خون منجر می‌شود. این مواد شیمیایی، باعث برانگیختگی رگ‌های خونی موجود در سطح مغز می‌شوند. در نتیجه به تورم عروق منجر شده و باعث احساس درد می‌شوند. از طرفی، هورمون استروژن در بروز سردردهای میگرنی تأثیر به‌سزایی دارد. به همین علت الگوهای سردرد میگرنی در دوران بارداری، قاعدگی و یائسگی دچار تغییر می‌شوند. سروتونین نیز، که نوعی انتقال‌دهنده عصبی است، در سردردهای میگرنی نقشی اساسی ایفا می‌کند.

عوامل محرک میگرن را شناسایی کنید

عوامل محرک میگرن را شناسایی کنید

فقط تغییرات هورمونی در دوران بارداری، باعث تحریک سردردهای میگرنی نمی‌شوند. در بیشتر ن، چندین عامل مسبب بروز سردردها هستند. برای مثال گرسنگی، استرس و بی خوابی، همگی باعث تحریک میگرن می‌شوند. جالب است بدانید، ممکن است عامل محرک سردرد امروز شما، دیگر هیچ وقت باعث تحریک سردردتان نشود.
ممکن است میگرن، تا چند ساعت طول بکشد و گاهی، در صورت عدم درمان، یک یا دو روز کامل طول می‌کشد. میگرن کاملاً غیر قابل پیش بینی است. بنابراین در حالیکه در بعضی از ن باردار، میگرن رو به وخامت می‌رود، در برخی دیگر امکان دارد به‌طور کامل از بین برود.
برای یافتن محرک‌ها ثبت زمان و چگونگی سردردها می‌توانند یاری‌رسان باشند. با این کار پزشکتان نیز، بهتر قادر است روش مناسب برای 

درمان سردرد شما را به‌کار بگیرد. علاوه بر این، با شناخت محرک‌های سردرد می‌شود از بروز آنها در دوران بارداری جلوگیری کرد.
هرگاه سردرد به سراغتان آمد، موارد زیر را یادداشت کنید:
• علایم به خصوص: در چه مکان‌هایی سردرد به سراغتان می‌آید؟ درد آن را توصیف کنید. هرگونه حساسیت مانند حساسیت نسبت به صدا، نور و بوی خاص و همچنین حالت تهوع را هم ذکر کنید.
• ساعت شروع و پایان سردردتان را بنویسید
• غذا یا نوشیدنی‌های صرف‌شده در طول ٢٤ ساعت گذشته
• تغییرات محیطی، مانند تغییر در آب و هوا، سفر به یک جای جدید یا امتحان غذاهای جدید
• روش‌های درمانی امتحان‌شده و میزان مؤثر بودن یا نبودن آن
معروف ترین محرک های سردردهای میگرنی عبارتند از:
• کافئین
• شکلات
• اسپرتیم (نوعی شیرین‌کننده مصنوعی)
• غذاهای حاوی مواد نگه دارنده‌ای مثل سدیم‌گلوتامات (MSG) و نیترات

میگرن در بارداری

میگرن در بارداری

از آنجایی که معمولاً فشار خون بالا در دوران بارداری باعث بروز سردرد می‌شود، پزشکان ابتدا به بررسی شرایط بیمار می‌پردازند تا در تشخیص دقیق میگرن دچار تردید نشوند. پزشک باید حتماً در جریان داروهای مورد مصرف بیمار، حتی از نوع گیاهی و بدون نسخه باشد. همچنین لازم است هرنوع سابقه میگرن در خانواده‌تان را گزارش کنید.
به‌طور معمول پزشکان میگرن را با توجه به یادداشت های مربوط به سردردتان تشخیص می‌دهند. رادیولوژی و سی تی اسکن به دلیل خطرناک بودن برای جنین، به هیچ عنوان در بارداری توصیه نمی‌شوند.

آداب مدارا

مراقبت شخصی و داشتن سبک زندگی سالم، اولین قدم برای مقابله با میگرن است. بد نیست برای کنترل میگرن در دوران بارداری به این نکات توجه کنید:
• پرهیز از محرک‌های شناخته‌شده مانند خوردن غذاهای خاص.
• تهیه‌ی یک برنامه زمان‌بندی شده و قابل پیش بینی برای غذاها و میان وعده‌هایتان.
• نوشیدن آب فراوان
• استراحت کافی
• ماساژ، قرار دادن کیسه یخ بر روی شقیقه ها، استراحت در مکانی تاریک و بی صدا را امتحان کنید.

دارو درمانی برای میگرن در بارداری

دارو درمانی برای میگرن در بارداری

اگر باردار هستید یا قصد باردار شدن دارید، ممکن است پزشکتان توصیه کند که مصرف داروهایتان را قطع کنید. او تأثیرات دارو بر جنین و خودتان را بررسی می‌کند. در بعضی موارد، امکان دارد پزشک براساس یک تحقیق ناتمام یا غیرقطعی و ناکافی، به تجویز یک دارو مجبور شود.
در دوران بارداری مصرف اکثر داروهای درمانی یا پیشگیری 

میگرن، باید قطع شود. زیرا مصرف آنها با نقص‌های مادرزادی نوزادان، رابطه مستقیم دارد. بقیه داروها با عوارض ثانویه‌ی بارداری مانند: سقط، خونریزی، یا عدم رشد جنین و رحم به صورت طبیعی مرتبط هستند.

درمان سریع میگرن‌های شدید

هدف از درمان سریع، متوقف ساختن سردرد، بعد از بروز اولین نشانه‌ها است.
مسکن‌ها؛ که دردهای حاد میگرنی کمک می را کاهش می‌دهند. این قرص ها عمومی بوده و کاربردشان فقط برای میگرن نیست.
• یکی از داروهای کم خطر در دوران بارداری استامینوفن است.
• داروهای NSAID مانند آسپرین که داروهای غیر محرک و بدون استروئید محسوب می‌شوند، در صورت مصرف، نزدیک به زمان بسته شدن نطفه، خطر خونریزی و سقط را به همراه دارند. مصرف آنها در سه ماهه سوم بارداری، باعث افزایش خطر فشار خون در جنین خواهد شد و مصرف آن نزدیک به موعد زایمان، به افزایش خونریزی در مادر، هنگام زایمان منجر می‌شود.
• تحقیقات، درباره خطرات اکثر داروهای NSAID شامل ناپروکسن و ایبوپروفن، که بدون نسخه قابل خریداری هستند، در دوران بارداری هنوز ادامه دارد.
• مصرف مسکن‌های حاوی نارکوتیک، که نوعی ماده مخدر هستند، توصیه نمی‌شود. مصرف این دارو در دوره‌های طولانی مدت، هم برای نوزاد و هم مادر خطر اعتیاد را به همراه دارد.
ارگوتامین‌ها؛ که فقط برای سردردهای میگرنی تجویز می‌شوند. اما مصرف این قرص‌ها نیز در دوران بارداری توصیه نمی‌شود. مصرف آنها در سه ماهه اول بارداری، ریسک بروز نقص‌های مادرزادی را برای نوزاد بالا می‌برد. این قرص‌ها حتی ممکن است به تحریک انقباضات رحمی شدید منجر شده و درنتیجه نوزاد نارس و زودتر از موعد متولد شود.
تریپتان‌ها؛ که فقط برای میگرن تجویز می‌شوند. گفته می‌شود که این قرص‌ها باعث بروز نقص‌های مادرزادی نمی‌شوند. اما تا به امروز تمام تست‌ها فقط بر روی حیوانات بوده‌اند، درنتیجه نمی‌شود در این مورد نظر قطعی داد. رومه انجمن پزشکی آمریکا، در سال ٢٠٠٨ درباره مصرف همزمان این قرص‌ها و دو نوع از متداول‌ترین قرص‌های ضد افسردگی، هشدار داد:
• SSRI ها که از جذب دوباره سروتونین در مغز جلوگیری می‌کنند.
• SNRI ها که از جذب نوراپی نفرین در مغز جلوگیری می‌کنند
استفاده همزمان این داروها، باعث بروز شرایط خطرناکی در فرد می‌شود که به آن سندروم سروتونین” می‌گویند.
داروهای دیگر؛ که برای ازبین بردن اثرات جانبی میگرن در دوران بارداری تجویز می‌شوند. مانند قرص‌های ضدتهوع که برای برطرف شدن حالت تهوع ناشی از میگرن تجویز می‌شود. اما مصرف اکثر داروهای مصرفی برای میگرن در دوران بارداری، به اندازه کافی مورد بررسی قرار نگرفته‌اند و امکان خطرناک بودن آنها برای جنین مشخص نیست.

درمان پیشگیرانه میگرن

درمان پیشگیرانه میگرن

اگر سردردهای شدید و حملات عصبی عودشونده به سراغتان می‌آیند، داروهای پیشگیری می‌توانند راهگشا باشند یا حداقل به کاهش درد کمک کنند. مصرف خیلی از این داروها، پیش از این برای مشکلات دیگری در دوران بارداری مانند فشار خون بالا بدون مشکل تشخیص داده شده است.
م با یک 

متخصص مغز و اعصاب مجرب، در زمینه درمان میگرن در ن باردار توصیه می‌شود. معمولاً کمترین مقدار مورد نیاز دارو برای کنترل سردرد شما تجویز می‌شود. داروهای بی خطری که برای میگرن تجویز می شوند، معمولاً شامل پروپرانولول یا لابتالول و وراپامیل هستند، که به ترتیب موجب ترشح فاکتور بتا آدرنالین و عدم جذب کلسیم در خون می‌شوند.
قبل از هرگونه مصرف دارو یا گیاهان دارویی در زمان بارداری، لازم است با پزشکتان م کنید.

در صورت عدم توانایی در مصرف دارو و یا داشتن دلایل شخصی برای مصرف نکردن، وسیله‌ای وجود دارد که می‌تواند یاری‌رسان باشد. سفالی اولین دستگاه تأیید شده FDA می‌باشد که برای پیشگیری از میگرن در سنین بالای ١٨ سال کاربرد دارد. این دستگاه یک هدبند قابل حمل می‌باشد که بر روی پیشانی قرار گرفته و ضربه‌های الکتریکی به پوست وارد می‌کند. عصب‌های مربوط به میگرن با این کار تحریک می‌شوند. روزانه به مدت بیست دقیقه از این دستگاه استفاده می شود و روشن شدن آن، با احساس سوزش یا حالت ماساژ همراه است.


فیبرومیالژی چیست؟

علائم گاهی اوقات بعد از ضربه ی فیزیکی، جراحی، عفونت یا استرس روانی قابل توجهی شروع می شوند. در موارد دیگر علائم در طول زمان بدون هیچ عامل تحریک کننده ای ایجاد می شوند.
شیوع فیبرومیالژی در ن بیشتر از مردان است. بسیاری از افراد مبتلا به فیبرومیالژی دارای سردردهای تنشی، اختلالات مفصلی اندومتریال TMJ ، 

سندروم روده تحریک پذیر، اضطراب و افسردگی هستند.

عوامل دخیل در فیبرومیالژی

 

  • جنسیت. فیبرومیالژی در ن بیشتر از مردان تشخیص داده شده است.
  • سابقه خانوادگی. اگر فردی در خانواده ی شما دچار این بیماری باشد، احتمال ابتلای شما به  آن بیشتر می شود.
  • اختلالات دیگر. اگر شما دچار آرتروز، آرتریت روماتوئید یا لوپوس هستید، احتمال بیشتری وجود دارد که مبتلا به آن شوید.

عوارض جانبی

درد و کمبود خواب ناشی از فیبرومیالژی می تواند توانایی و عملکرد شما در محل کار و خانه را کاهش دهد. ناامیدی در برخورد با این وضعیت غالبا موجب افسردگی و اضطراب نیز می شود.

علائم فیبرومیالژی


  • درد گسترده. درد مرتبط با این اختلال اغلب به عنوان یک درد مبهم دائمی توصیف می شود که حداقل 3ماه طول می کشد. این درد گسترده در هر دو طرف بدن و بالا و پایین کمر شما ایجاد می شود.
  • سندروم خستگی مزمن. افرادی که مبتلا به فیبرومیالژی هستند اغلب خسته و خواب آلود هستند 
  • اختلالات شناختی. یکی از علائم این بیماری است که مه فیبرو نامیده می شود که توانایی تمرکز، توجه و تمرکز روی وظایف ذهنی را مختل می کند.

این اختلال اغلب با سایر شرایط دردناک دیگر نیز همراه می شود مانند :

  • سندروم روده تحریک پذیر
  • میگرن و دیگر 

    انواع سردرد

  • سندروم مثانه بیش فعال

علت

هنوز دلیل قطعی فیبرومیالژی مشخص نیست اما به احتمال زیادی عده ای از عوامل در ایجاد این حالت دخیل هستند از جمله :

  • ژنتیک . فیبرومیالژی معمولا ارثی است از این جهت جهش های ژنتیکی خاصی ممکن است شما را در معرض ابتلا به این اختلال قرار دهد.
  • عفونت.به نظر می رسد که بعضی از بیماری ها باعث ایجاد یا تشدید آن می شوند.
  • آسیب فیزیکی یا روحی . گاهی اوقات ممکن است این اختلال به علت آسیب های فیزیکی مانند تصادف با اتومبیل رخ دهد. 

چرا فیبرومیالژی باعث ایجاد درد می شود؟

محققان معتقدند تحریک عصبی مکرر باعث می شود مغز افراد مبتلا به فیبرومیالژی تغییر کند. این تغییر شامل افزایش غیر طبیعی سطح برخی از مواد شیمیایی خاص (انتقال دهنده های عصبی) در مغز است که باعث ایجاد درد می شود. 


میگرن چیست؛علل و علائم میگرن

میگرن می تواند دردی کوبنده یا ضربان دار را معمولا در یک طرف سر ایجاد کند. علائم همراه با آن اغلب شامل تهوع، استفراغ و حساسیت شدید به نور و صدا می باشد.
حمله های میگرن معمولا بین چند ساعت تا چند روز به طول می انجامند و می توانند دردی ایجاد کند که فرد را ناتوان کند.
علائم هشدار دهنده ی این سردرد با نام آورا AURA معمولا قبل یا هنگام درد بروز می کنند. این علائم شامل هاله های نورانی، نقطه های سیاه یا سوزش در یک طرف سر، دست یا پا است.
درمان های دارویی به جلوگیری از ایجاد بعضی از میگرنها یا کاهش درد آن ها کمک می کند. اگر سردرد های شدید و میگرن دارید حتما با متخصص مغز و اعصاب صحبت کنید تا بهترین 

درمان سردرد را در اختیار شما قرار دهد. بهترین درمان ها برای این نوع سردرد ترکیبی از درمان های دارویی با اصلاح سبک زندگی می باشد.

علائم میگرن

میگرن اغلب در دوران کودکی، دوران بلوغ یا اوایل جوانی شروع می شود. برای میگرن 4 مرحله را می توان در نظر گرفت که البته افراد مبتلا به آن ااما تمام این مراحل را تجربه نمی کنند.

  1. پرودرم یا پیش نشانه که چند روز یا چند ساعت قبل از سردرد بروز می کند.
  2. آورا که بلافاصله قبل از بروز سردرد ظاهر می شود.
  3. مرحله ی درد یا مرحله ی سردرد.
  4. پست دروم یا پس اثر که عوارض پس از پایان حمله میگرن است.

مرحله ی پرودرم

یک تا دو روز قبل از میگرن شما احتمالا متوجه تغییراتی می شوید که خبر از آمدن آن را می دهند. پیش نشانه در حدود 60 درصد از کسانیکه مبتلا به این بیماری هستند دیده می شود.
این تغییرات شامل موارد زیر هستند :

  • یبوست یا اسهال
  • تغییرات خلق و خو
  • افسردگی یا زودرنجی
  • خستگی
  • سفتی عضلات به خصوص عضلات گردن
  • حساسیت به بو و صدا
  • هوس های غذایی
  • خمیازه مکرر
  • تشنگی و افزایش ادرار

آورا Aura

آورا از علائم میگرن

آورا معمولا قبل یا در حین میگرن اتفاق می افتد. اغلب افراد بدون تجربه ی آورا دچار این سردرد نمی شوند.
آورا پدیده ی عصب شناختی گذرایی و به تدریج در طی چند دقیقه ظاهر می شوند و کمتر از 60 دقیقه به طول می انجامد. آورا اغلب شامل اختلالات بصری مانند : هاله هایی از نور یا دیدن اجسام به صورت زیگزاگ و موج دار است.
گاهی اوقات آورا شامل تغییرات حسی، حرکتی یا اختلال در گفتار و ضعف عضلات نیز می شود.
علائم آورا عبارتند از :

  • اختلالات بصری مانند دیدن اشکال مختلف، نقاط روشن یا هاله های نور
  • از دست دادن بینایی
  • احساس سوزن سوزن شدن در دست یا پا ها
  • ضعف یا بی حسی در صورت یا یک سمت بدن
  • دشواری در صحبت کردن
  • شنیدن صداهایی
  • حرکات غیر قابل کنترل

حمله ی میگرن

معمولا اگر میگرن درمان نشود بین 4 تا 72 ساعت طول می کشد. فرکانس حملات از فردی به فرد دیگر متفاوت است. ممکن است. ممکن است فردی در ماه یکبار دچار میگرن شود و فردی دیگر در ماه چندین بار درد به سراغش آید.
در هنگام میگرن شما با موارد زیر روبرو می شوید :

  • درد در یک یا هر دو سمت
  • درد نبض دار یا کوبنده
  • حساسیت به نور، صدا یا گاهی اوقات به بو و لمس شدن
  • حالت تهوع و استفراق
  • تاری بینایی
  • سرگیجه و سبکی سر

پست دروم یا پس اثر

علائم بعد از حمله ی میگرن

مرحله ی آخر بعد از حمله ی میگرن مشاهده می شود. بعضی از افراد بعد از حمله ی میگرنی احساس سرخوشی و راحتی دارند در حالیکه عده ای دیگر احساس افسردگی و بی قراری می کنند.
به مدت 24 ساعت علائم زیر را تجربه می کنید :

  • گیجی
  • سرگیجه
  • ضعف
  • حساسیت به نور و صدا

کی به پزشک مراجعه کنیم؟

میگرن ها اغلب قابل تشخیص و درمان نیستند. اگر به طور مداوم دچار حملات میگرن می شوید و علائم آن را تجربه می کنید، لیستی از حملات و روش درمانی که انجام می دهید تهیه کنید و سپس به پزشک مراجعه کنید تا درباره ی میگرنتان صحبت کنید.
اگر سابقه ی سردرد دارید و تغییر ناگهانی در الگوی سردردتان حس کردید، حتما به 

متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید. به محض مشاهده و تجربه ی هرکدام از علائم زیر فورا به پزشک یا اورژانس مراجعه کنید :

  • سردرد خیلی شدید و ناگهانی
  • سردرد همراه با تب، گرفتگی گردن، گیجی، تشنج، دوبینی، ضعف، بی حسی یا اختلال در تکلم
  • سردرد بعد از ضربه وارد شده به سر، به خصوص اگر با گذشت زمان بدتر شد
  • سردرد مزمنی که پس از سرفه، اعمال فشار، کشش یا حرکت ناگهانی بدتر شود
  • اگر بالای 50 سال سن دارید و سردرد جدیدی را تجربه کردید.

علت سردرد میگرن

اگرچه علت میگرن هنوز کامل مشخص نیست، با این حال عوامل ژنتیک و محیطی در ایجاد این بیماری نقش دارند. میگرن ممکن است ناشی از تغییرات در مغز و تعامل آن با عصب تریمینال (مسیر درد) باشد.
عدم تعادل در مواد شیمیایی مغز-شامل سروتونین که به تنظیم درد در سیستم عصبی کمک می کند- نیز ممکن است تاثیر گذار باشد. محققان هنوز در حال مطالعه نقش 

سروتونین در این بیماری هستند.
سطح سروتونین هنگام این نوع سردرد کاهش می یابد. کاهش سطح سروتونین باعث رهایش نوروپپتید ها از اعصاب ترژمینال به پوسته ی بیرونی مغر یعنی مننژیت می شود. نتیجه ی این اعمال منجر به سردرد میگرن می شود. باقی ترانسمیترها از جمله پپتید وابسته به ژن کلسی تونین، نقش مهمی در ایجاد درد دارد.

عوامل موثر در میگرن

عوامل موثر در میگرن

تعدادی از عوامل وجود دارند که باعث ایجاد میگرن می شوند.

تغییرات هورمونی در ن. به نظر می رسد نوسانات 

استروژن باعث ایجادسردرد در بسیاری از ن می شود. ن با سابقه ی میگرن اغلب قبل یا حین دوره ی قاعدگی که سطح استروژن پایین است، سردردهایشان شروع می شود.
عده ای دیگر حین بارداری یا یائسگی این سردرد هارا تجربه می کنند. داروهای هورمونی از جمله قرص های ضدبارداری ،ممکن است سردرد میگرن را بدتر کند، با این حال عده ای دیگر با مصرف این داروها میزان سردردشان کاهش می یابد.
غذا ها. پنیر، غذاهای شور و غذاهای فرآوری شده از جمله عوامل ایجاد این سردرد هستند. گرسنگی و غذا نخوردن از جمله این موارد هستند.
افزودنی های مواد غذایی. موادی مانند شیرین کننده ی آسپارتام که در بسیاری از غذاها یافت می شود، باعث ایجاد میگرن می شود.
نوشیدنی. الکل، به خصوص شراب و آبجو از عوامل موثر در میگرن هستند.
استرس. استرس در محل کار و خانه.
محرک های احساسی. نور، صدای بلند، بوی قوی، دود سیگار …
تغییرات در الگوی خواب. کم خوابیدن یا زیاد خوابیدن از جمله این موارد هستند.
عوامل فیزیکی. ورزش های شدید جسمانی و فعالیت جنسی.
تغییرات آب و هوا. تغییرات آب و هوا و فشار هوا در ایجاد سردرد شما تاثیر گذار هستند.
داروها. داروهای ضد بارداری و داروهایی مثل نیتروگلیسیرین.

عوامل نشدید کننده ی میگرن

عوامل متعددی باعث می شوند که سردرد شما تشدید شود :

  • سابقه خانوادگی. اگر عضوی از خانواده ی شما دچار این بیماری است، احتمال ابتلا به آن در شما نیز افزایش می یابد.
  • سن. میگرن در تمامی سنین شروع می شود اما اغلب در دوران بلوغ ظاهر می شود. معمولا در 30 سالگی اوج می گیرد و در دهه های بعد به تدریج از شدت آن کاسته می شود.
  • جنسیت. احتمال وقوع میگرن در ن 3 برابر است. در دوران کودکی، میگرن بیشتر در پسران شایع تر است اما از زمان بلوغ به بعد دختران بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند.
  • تغییرات هورمونی. در ن قبل یا حین دوران قاعدگی سردرد شروع می شود.

عوارض جانبی

گاهی اوقات تلاش برای کنترل دردهای میگرن باعث مشکلاتی می شود از جمله :

دردهای شکمی. بعضی از داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی مانند ایبوپروفن ، ممکن است درد شکمی، خونریزی، زخم و سایر عوارض را داشته باشند، به خصوص اگر در دوز های بالا و مدت طولانی مصرف شوند.
مصرف بیش از حد دارو. مصرف بیش از حد داروهای ضد درد به مدت 10روز در ماه در 3 ماه متوالی،باعث به وجود آمدن عوارض جدی و سردردهای شدید می شوند.
سندروم سروتونین. یک بیماری نادر می باشد که به طور بالقوه تهدید کننده ی زندگی است. این شرایط هنگامی پیش می آید که سطح سروتونین بدن افزایش می یابد.


بیماری اوتیسم چیست و چه چالش‌هایی دارد؟

اوتیسم نوعی شرایط پیچیده‌ی عصبی-رفتاری است و اختلالات فرد در تعاملات اجتماعی و رشد کلامی و مهارت‌های ارتباطی همراه با رفتارهای تکراری و سخت را شامل می‌شود. به دلیل گستردگی علائم، بیماری اختلال طیف اوتیسم (ASD) نا‌گذاری شده است. این بیماری اختلال در طیف وسیعی از مهارت‌ها در سطوح مختلف را شامل می‌شود.
بیماری اوتیسم درجات مختلفی دارد. ممکن است در فردی به‌شکل یک نقص ساده بروز کند که تا حدی باعث محدود شدن زندگی طبیعی بیمار خواهد شد و در فرد دیگر امکان دارد ناتوانی شدیدی ایجاد شود که در آن به مراقبت‌های اساسی مورد نیاز است.
کودکان مبتلا به اوتیسم دارای مشکلات ارتباطی هستند و در درک تفکرات یا احساسات سایرین ناتوان هستند؛ بنابراین انتقال احساسات از طریق ژست‌ها، کلمات، لمس کردن یا حالات صورت برای آنها دشوار است.
یک کودک اوتیسمی که بسیار حساس است، امکان دارد در مواجهه با تماس، صداها، بوها یا دیدن مناظری که برای دیگران عادی است، با مشکلاتی جدی یا در برخی موارد دردناک مواجه شود.
کودکان مبتلا به اوتیسم امکان دارد قادر به انجام دادن حرکات بدنی تقلیدی و تکراری مانند قدم زدن، تاب خوردن یا دست زدن باشند و نسبت به مردم واکنش‌های غیر معمول از خود نشان دهند. گاهی به اشیا به‌شدت وابسته می‌شوند و پذیرای تغییرات در روال عادی زندگی نیستند، به‌نحوی که ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان داده و به خودشان صدمه بزنند. گاهی اوقات امکان دارد به‌هیچ وجه متوجه اشیا، افراد یا فعالیت‌های اطراف‌ خود نشوند. برخی از این کودکان تشنج‌های شدید را تجربه می‌کنند؛ در برخی موارد این تشنج‌ها در دوران بلوغ اتفاق می‌افتند.
اختلالات شناختی در برخی از افراد مبتلا به بیماری اوتیسم شایع است . بر خلاف اغلب 

اختلالات شناختی معمول که با تأخیر در تمامی زمینه‌های رشد تشخیص داده می‌شوند، اوتیسمی‌ها گاهی دارای مهارت‌های مختلفی هستند. این افراد شاید در برقراری ارتباط با سایرین ناتوان باشند، اما در زمینه‌های دیگری مانند ساخت موسیقی، طراحی، حل کردن مسائل ریاضی یا حفظ کردن برخی مطالب مهارت‌های خارق‌العاده‌ای دارند و همچنین در تست‌های هوش غیر کلامی دارای هوش متوسط یا حتی بالایی هستند.

 

نشانه‌های بیماری اوتیسم

نشانه‌های بیماری اوتیسم

علائم این بیماری معمولا در سه سال اول زندگی خود را نشان می‌دهند و در برخی از کودکان از بدو تولد قابل مشاهده است. برخی دیگر ابتدا طبیعی به نظر می‌رسند، اما از ۱۸ تا ۳۶ ماهگی به‌طور ناگهانی علائم این بیماری در آنها دیده می‌شود. به هر حال اینطور تشخیص داده شده که علائم ناهنجاری‌های ارتباطی تا زمان حضور یافتن در جامعه مشخص نمی‌شوند. بیماری اوتیسم در پسران چهار برابر بیش از دختران مشاهده شده است. اوتیسم دارای هیچ محدودیت قومی، نژادی یا اجتماعی نیست، سبک زندگی یا تحصیلات و میزان درآمد خانواده نیز هیچ تأثیری روی کودکان مبتلا به اوتیسم ندارد. روند این بیماری رو به رشد است و هنوز کاملا معلوم نیست، رشد بیماری به تشخیص آن مربوط است یا به دلیل بروز بیماری‌های دیگری اتفاق می‌افتد.
اوتیسم تنها یک سندروم است که تحت عنوان اختلالات طیف اوتیسم شناخته شده است. سایر اختلالات ارتباط اجتماعی یا بیماری‌های شناخته شده در محدوده‌ی این طیف عبارتند از:

اختلال درخودماندگی

خیلی از افراد با شنیدن کلمه‌ی اوتیسم ، اختلال درخودماندگی را متصور می‌شوند. اختلال در تعاملات اجتماعی، برقراری ارتباطات و بازی‌های تخیلی در کودکان زیر ٣ سال، اختلال درخودماندگی گفته می‌شود.

سندرم اسپرگر (Asperger)

کودکان مبتلا به این سندروم، به مشکل زبانی دچار هستند و در تست هوش میانگین هوشی بالاتر از متوسط دارند، اما مانند کودکان اوتیسمی در برقراری ارتباطات اجتماعی دارای مشکل و محدودیت هستند.

اختلال فراگیر رشد (PDD) یا اوتیسم آتیپیک

این اختلال یک دسته‌ی عمومی و فراگیر است و شامل کودکانی می‌شود که برخی از رفتارهای اوتیسمی را دارند، اما در سایر دسته‌ها قرار نمی‌گیرند.

اختلال فروپاشی دوران کودکی

کودکان مبتلا به این اختلال حداقل تا دوسالگی رشد نرمالی دارند و پس از آن بخش بزرگی از مهارت‌های ارتباطی آنها مختل می‌شود. این اختلال بسیار نادر است و بسیاری از پزشکان 

متخصص بیمار‌ی‌های ذهنی نسبت به آن تردید دارند و به‌عنوان یک بیماری درنظر نمی‌گیرند.

عوامل ایجاد بیماری اوتیسم

به‌دلیل ژنتیکی بودن بیماری اوتیسم، بسیاری از محققان، ترکیب خاصی از ژن‌ها را عامل ایجاد بیماری اوتیسم در کودک می‌دانند، اما عواملی مانند سن بالای پدر یا مادر باعث افزایش احتمال ابتلای کودکان به اوتیسم می‌شود.
درصورت مصرف داروهای چاقی مفرط، دیابت و مُسکن‌ها در دوران بارداری، احتمال ابتلای کودک به اوتیسم افزایش می‌یابد. در برخی موارد، یک اختلال متابولیک مادرزادی ناشی از عدم حضور یک آنزیم و سرخجه می‌تواند عامل اوتیسم باشد. اگرچه گاهی اوقات دلیل مشخصی برای اوتیسم موجود نیست، هیچ شواهدی هم مبنی بر دخالت واکسیناسیون در بروز اوتیسم وجود ندارد.
محققان وجود اختلالاتی در بخش‌هایی از مغز را عامل اوتیسم می‌دانند. وظیفه‌ی این بخش‌ها، تفسیر پیام‌های دریافتی از اندام‌های حسی و پردازش گفتار در مغز می‌باشد. همچنین تأثیر محیط روانی اطراف کودک و رفتار مراقبان او، به‌عنوان یک عامل تشخیص داده نشده است.


بی‌اشتهایی عصبی (آنورکسیا) چیست و چطور درمان می‌شود؟

بی اشتهایی عصبی یا آنورِکسیا یک اختلال است که به اختصار بی‌‌اشتهایی نامیده می‌شود. در این اختلال افراد دچار ترس غیرطبیعی از افزایش وزن و کاهش وزن غیرطبیعی می‌شوند. افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی نسبت به وزن متوسط خود برآورد نامناسبی دارند و مرتب در حال تلاش برای کنترل وزن و تناسب اندام خود هستند. اعتماد به نفس کم و فشار روانی جامعه و رسانه‌ها باعث بیماری بی اشتهایی عصبی (بیماری آنورکسیا) می‌شود. بیمار باید با مراجعه به پزشک 

متخصص مغز و اعصاب روند درمان را طی کند. در این مقاله به اختصار شما را با بی اشتهایی عصبی یا آنورکسیا و علائم و عوارض آن آشنا می‌کنیم.

 

این افراد در جهت کاهش وزن، به‌شدت میزان مواد غذایی مصرفی خود را کنترل می‌کنند. حتی برای جلوگیری از افزایش وزن به بالا آوردن غذایی که میل کرده‌اند روی می‌آورند. برای کاهش وزن از ملین‌ها، مواد ادرارآور و تنقیه استفاده می‌کنند و مدام در فکر کاهش وزن هستند. ترس از افزایش وزن همیشه در این افراد وجود دارد حتی اگر با کاهش وزن زیاد دچار سوءتغذیه و بیماری‌های ناشی از آن شوند.

بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، ارزش خود را به میزان لاغری خود می دانند. آنورکسیا قابلیت مختل کردن زندگی شما را دارد. اما با درمان آن می‌توانید عزت نفس از دست‌رفته را جبران کرده و به خودتان برگردید، قادر خواهید بود دوباره سالم زندگی کنید و شاهد از بین رفتن تمام عوارض جانبی این بیماری باشید.

نشانه‌ها و علائم بی‌اشتهایی عصبی

نشانه‌ها و علائم بی‌اشتهایی عصبی

نشانه‌ها و علائم فیزیکی بی اشتهایی عصبی به گرسنگی شباهت دارد. آنورکسیا با مشکلات عاطفی و عصبی همراه است و ترس از افزایش وزن مشخصه‌ی اصلی این بیماری است.

نشانه‌های این عارضه به سختی شناسایی می‌شوند، زیرا وزن پایین برای هر فرد با فرد دیگر تفاوت دارد وبعضی افراد آنقدرها لاغر به نظر نمی‌رسند. از طرفی افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی دائماً سعی در مخفی کردن عادات غذایی و مشکلات فیزیکی خود دارند.

نشانه‌های فیزیکی و ظاهری

  • لاغری ظاهر؛
  • کاهش وزن غیرعادی در ظاهر و عدم افزایش وزن در حد مورد نظر؛
  • بی خوابی؛
  • فشار خون غیرطبیعی؛
  • خستگی؛
  • تیره شدن انگشتان؛
  • سرگیجه؛
  • نازک شدن و ریزش مو؛
  • پوست خشک و زرد؛
  • تپش قلب؛
  • قاعدگی نامنظم؛
  • ورم پاها و بازوها؛
  • کم‌آبی بدن (کم‌ابی بدن ممکن است منجر به ایجاد 

    سردرد نیز شود)؛

  • دندان قروچه؛

گاهی بعضی از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی، مانند مبتلایان به پرخوری عصبی یا بولمیا به پرخوری هم گرایش دارند، اما عموماً مبتلایان به بی اشتهایی با وزن پایین درگیرند و  مبتلایان به پرخوری عصبی اضافه‌وزن دارند.

نشانه‌های روانی، رفتاری و عاطفی بی‌اشتهایی عصبی

نشانه‌های روانی، رفتاری و عاطفی بی‌اشتهایی عصبی

بیماری بی‌اشتهایی عصبی یا

 آنورکسیا دارای نشانه های روانی مختلفی است.

نشانه‌های رفتاری آنورکسیا به این شکل منجر به کاهش وزن می‌شوند:

  • رژیم‌های سفت و سخت و روزه گرفتن در جهت محدود کردن مواد غذایی دریافتی؛
  • به عمد بالا آوردن بعد از صرف غذا و مصرف ملین‌ها و داروهای گیاهی در جهت کاهش مصرف کالری؛
  • روی آوردن به حرکات و ورزش‌های سنگین؛
  • اشتیاق به درست کردن غذا برای دیگران اما خودداری از مصرف آن؛
  • انکار گرسنگی و بهانه‌جویی برای غذا خوردن؛
  • طفره رفتن از صرف غذا در تمام وعده‌ها؛
  • عادت‌های عجیب و وضع قوانین خاص برای غذا خوردن مثل تف کردن غذا بعد از جویدن؛
  • عدم تمایل به غذا خوردن در جمع؛
  • لباس‌های زیاد پوشیدن در جهت پوشاندن اندام؛
  • گفتن دروغ در مورد میزان مصرف غذا؛
  • مدام شاکی بودن از اندام خود؛
  • وزن کردن خود به صورت پیاپی؛
  • کاهش میل جنسی؛
  • خوردن غذاهایی که قند و کالری کمی دارند؛
  • بی‌احساسی و بی‌تفاوتی نسبت به اطرافیان خود؛
  • اجتماع گریزی؛
  • اختلال در خواب و بی‌خوابی؛
  • بداخلاقی؛

چه زمانی برای مراجعه به پزشک مناسب است؟

چه زمانی برای مراجعه به پزشک مناسب است؟

متأسفانه اکثر افراد مبتلا به بی‌اشتهایی تمایلی به درمان ندارند. این افراد به‌قدری در مورد افزایش وزن وسواس دارند که از مشکلات دیگر چشم‌پوشی می‌کنند. اگر کسی را می‌شناسید که از این عارضه رنج می‌برد لطفاً از او بخواهید که به پزشک مغز و اعصاب مراجعه کند.
اگر دارای مشکلات گوارشی هستید یا از علائم بالا چیزی را در خود مشاهده کردید، به دنبال کمک باشید. با کسی که به او اطمینان دارید در مورد بی‌اشتهایی عصبی‌تان صحبت کنید.

دلایل بی‌اشتهایی عصبی

بی اشتهایی عصبی دلایل نامشخصی دارد. این بیماری مانند خیلی از بیماری‌های دیگر، ترکیبی از عوامل روانشناسی، بیولوژیکی و محیطی است.

۱ـ دلایل روانشناسی

بعضی از مبتلایان به بی‌اشتهایی، به وسواس فکری دچار هستند. از این رو داشتن یک رژیم غذایی مشخص برای آنها راحت‌تر از گرسنه ماندن است. بعضی تمایل به کمال‌گرایی دارند که باعث می‌شود تصور کنند که به اندازه‌ی کافی لاغر نیستند. شاید هم از اضطراب زیادی برخوردارند و با کاهش غذا خوردن، سعی در غلبه بر اضطراب خود دارند.

۲ـ دلایل بیولوژیکی

هر چند مشخص نیست که عامل این مشکل چه ژن‌هایی هستند، اما به احتمال زیاد، تغییرات ژنتیکی هستند که ریسک ابتلا به این بیماری را زیاد می‌کنند. بعضی‌ها از لحاظ ژنتیکی به کمال گرایی، لجاجت و حساسیت تمایل دارند. که همه‌ی این موارد با بی اشتهایی (آنورکسیا) رابطه دارند.

۳ـ محیط

فرهنگ جامعه‌ی امروزی روی لاغری و تناسب اندام تمرکز زیادی دارد. لاغر بودن اغلب با ثروت و موفقیت یکسان تصور می‌شود. این موضوع باعث فشار فکری زیاد در جهت لاغر ماندن می‌شود و این مورد در مورد ن جوان بیشتر رایج است.

چه عواملی موجب گسترش بی اشتهایی عصبی می‌شود؟

چه عواملی موجب گسترش بی اشتهایی عصبی می‌شود؟

بی اشتهایی عصبی در میان ن و دختران جوان بیشتر شایع است. هر چند به خاطر فشارهای اجتماعی، شمار مردان مبتلا هم روز به روز در حال افزایش است.

هر چند افراد در هر سنی می‌توانند به بی‌اشتهایی عصبی مبتلا شوند، اما این عارضه در میان نوجوان‌ها بیشتر شایع است. و در افراد بالای ۴۰ سال کمتر دیده شده. به خاطر تغییرات هرمونی زیادی که در دوره بلوغ در بدن اتفاق می‌افتد، نوجوانان بیشتر شاهد ابتلا به این بیماری هستند. آنها کمتر دربرابر فشارها تاب می‌آورند و به انتقاد در مورد وزن بدن حساسیت بیشتری نشان می‌دهند.

بعضی عواملی که باعث بالا رفتن ریسک ابتلا این بیماری می‌شوند:

1ـ رژیم گرفتن و گرسنگی

رژیم گرفتن می‌تواند به بی‌اشتهایی عصبی منجر شود. با توجه به مدارک محکمی که وجود دارد، خیلی از نشانه‌های بی‌اشتهایی عصبی درست مانند نشانه‌های گرسنگی است. اثری که گرسنگی روی مغز می‌گذارد، باعث تغییر حال فرد می‌شود و در پی آن اضطراب، تغییر افکار و کاهش اشتها صورت می‌گیرد. کاهش وزن و گرسنگی کارکرد 

مغز را در افراد آسیب‌پذیر تغییر می‌دهند. به نحوی که بازگشت به عادات گذشته بسیار مشکل می‌شود.

۲ـ ژنتیک

تغییرات در بعضی ژن‌های خاص خطر ابتلا به بی‌ اشتهایی را افزایش می‌دهد. اگر از اقوام درجه یک کسی به این عارضه مبتلا باشد، خطر ابتلا به این بیماری افزایش پیدا می‌کند.

۳ـ تغییرات

تغییر خانه، کار، مدرسه، روابط و بیماری یا مرگ یک عزیز می‌تواند با ایجاد استرس، خطر ابتلا به بی اشتهایی آنورکسیا را افزایش دهد.

عوارض جانبی بی اشتهایی عصبی

بی اشتهایی عصبی دارای عوارض بسیار است که در بدترین شرایط امکان دارد کشنده هم باشد. حتی مرگ بر اثر این بیماری می‌تواند ناگهانی باشد. تعادل‌نداشتن 

الکترولیت‌ها مثل پتاسیم، سدیم و کلسیم در بدن و همچنین ضربان نامنظم قلب از دلایل مرگ ناگهانی بر اثر این عارضه است.

  • مشکلات قلبی مثل ضربان نامنظم قلب، افتادگی دریچه‌ی میترال قلب، یا ایست قلبی؛
  • کم خونی؛
  • اختلال در قاعدگی؛
  • کاهش سطح هورمون تستوسترون در مردان؛
  • مشکلات کلیوی؛
  • پوکی استخوان ؛
  • تحلیل رفتن عضله؛
  • عدم تعادل الکترولیت‌ها مانند کاهش پیدا کردن میزان پتاسیم در خون، سدیم و کلرید؛
  • بیماری‌های گوارشی مثل نفخ شکم، یبوست و حالت تهوع؛

اگر این بیماری منجر به سوءتغذیه شود، امکان دارد هر ارگان حیاتی در بدن صدمه ببیند و این آسیب می‌تواند جدی و برگشت‌ناپذیر باشد.

مشکلات ذهنی افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی شامل:

مشکلات ذهنی افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی

  • اختلالات شخصیتی؛
  • وسواس فکری و اختلالات؛
  • افسردگی و اضطراب؛
  • تلاش برای آسیب رساندن به بدن یا خودکشی؛

 پیشگیری از بی اشتهایی عصبی

متأسفانه برای پیشگیری از بی اشتهایی عصبی (آنورکسیا) راه تضمینی‌ای وجود ندارد. مگر اینکه پزشک عمومی  با مطرح کردن پرسش‌هایی در مورد عادات غذایی بیمار نشانه‌های اولیه را تشخیص دهد و جلوی گسترش بیشتر آن را بگیرد.

اگر علائم بی‌اشتهایی عصبی را در نزدیکان خود دیدید، با او صحبت کنید و نهایتاً تلاش کنید که متقاعد شود و به پزشک مراجعه کند. امکان دارد قادر به از بین بردن این اختلال نباشید اما حداقل می‌توانید عادات غذایی شخص مبتلا را بهبود دهید.

تشخیص بی اشتهایی عصبی

تشخیص بی اشتهایی عصبی

تشخیص بیماری بی اشتهایی عصبی (بیماری آنورکسیا) بسیار مشکل است.

اگر پزشک در مورد ابتلای شما به بی اشتهایی آنورکسیا شک داشته باشد، موظف است چندین آزمایش برای تشخیص بیماری انجام ‌دهد.

این آزمایش‌ها شامل:

۱ـ  آزمایش‌های فیزیکی

اندازه‌گیری ضربان قلب ، فشار خون و دمای بدن، اندازه‌گیری قد و وزن، کنترل مشکلات پوستی و ناخن‌ها، معده، شش‌ها و قلب.

۲ـ آزمایش‌های روانشناسی

روانشناس موظف است در مورد احساسات، افکار و عادت‌های غذایی فرد سؤال‌هایی مطرح کند. سؤالات خودارزیابی کامل در این آزمایش‌ها ضروری است.

۳ـ  آزمون‌های آزمایشگاه

کلیه و 

غده‌ی تیروئید، شمارش گلبول‌های قرمز خون، عملکرد کبد، میزان الکترولیت‌ها و پروتئین ها و آزمایش ادرار نیز انجام می‌گیرد.

۴ـ  سایر آزمایش‌ها

برای مشخص کردن تراکم استخوانی از اشعه‌ی ایکس استفاده می‌شود. همچنین احتمال ابتلا به مشکلات قلبی و ذات‌الریه نیز در نظر گرفته می‌شود. برای تشخیص بی‌نظمی ضربان قلب از آزمایش الکتروکاردیوگرام استفاده می‌شود.

راهنمای تشخیص اختلالات روانی (DSM-5) که انجمن روانشناسی آمریکا آن را منتشر کرده می تواند مورد استفاده‌ی روانشناس قرار گیرد.

درمان بی اشتهایی عصبی

درمان بی اشتهایی عصبی

معمولاً تیمی از پزشک‌ها، روانشناس‌ها و متخصصان تغذیه درمان بیماری آنورکسیا را برعهده دارند. در ادامه به درمان‌هایی که برای بیماران مبتلا به این بیماری در نظر گرفته می‌شود، می پردازیم:

۱ـ بستری شدن در بیمارستان

در صورت وجود خطر جانی، فرد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی باید در بیمارستان بستری شود؛ مخصوصا در صورت بروز مشکلاتی مثل ضربان قلب نامنظم، کم‌آبی بدن، نداشتن تعادل الکترولیت یا مشکلات روانشناسی اورژانسی. همچنین بستری شدن در بیمارستان برای افرادی که دارای مشکلات سوءتغذیه، اختلالات حاد روانشناسی یا خودداری از مصرف غذا به صورت مداوم دارند، ضروری است.

۲ـ مراقبت‌های دائمی پزشکی

فرد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، به خاطر ماهیت پیچیده‌ی این بیماری نیازمند نظارت دائمی علائم حیاتی، سطح آب بدن و الکترولیت‌ها می‌باشد. در موارد حاد، مواد غذایی باید از طریق سرم که از مسیر بینی وارد معده می‌شود، مواد غذایی را دریافت کند.

۳ـ بازگرداندن بیمار به وزن طبیعی

هدف اول درمان، بازگرداندن بیمار به وزن طبیعی است. زیرا بدون رسیدن به وزن طبیعی درمان بیهوده و بی‌نتیجه است. خدمات زیر برای رسیدن به وزن طبیعی مورد نیاز است:

۱ـ یک متخصص تغذیه که با برنامه‌ی غذایی مناسب، کالری مورد نیاز برای بدن بیمار را تعیین کرده و کمک کند شخص به وزن ایده‌آل برسد.

۲ـ یک پزشک عمومی که ضمن مراقبت‌های پزشکی، روی کالری مصرفی بیمار نظارت داشته و به او کمک کند تا به وزن ایده آل برسد.

۳ـ یک روانشناسی که بتواند با راهکارهای رفتاری مناسب، فرد را راضی کند در ادامه‌ی درمان همراهی داشته باشد.

۴ـ خانواده که می‌تواند در پذیرش عادات غذایی مناسب کمک شایانی به بیمار و تیم پزشکی برساند.

بازگرداندن بیمار به وزن طبیعی

۴ـ روان‌ درمانی

این نوع درمان‌ها که طی جلسات متعدد انجام می‌شوند، برای درمان بی‌اشتهایی کاربردی هستند:

جلسات خانوادگی: برای درمان نوجوان‌ها این جلسات بیشتر کاربرد دارد. نوجوان‌های مبتلا به بی‌اشتهایی آنورکسیا درک درستی از غذا و سلامتی بدن خود ندارند، به همین خاطر والدین می‌توانند طی این جلسات به کودکان خود برای رسیدن به وزن مناسب کمک کنند.

جلسات خصوصی: جلسات رفتار درمانی شناختی برای بزرگسالان می‌تواند بسیار مفید باشد. در طی این جلسات مصرف وعده‌های غذایی به امری عادی تبدیل می‌شود و این قضیه هدف اصلی جلسات رفتاردرمانی است. همچنین در این جلسات، رفتارهای لازم برای افزایش وزن هم توصیه می‌شود. هدف دوم تغییر افکار ناشی از عدم مصرف مواد غذایی است.

۵ـ داروها

متأسفانه برای درمان بی‌اشتهایی عصبی هیچ دارویی تأیید نشده چراکه هیچ‌کدام تأثیرگذار نیستند. هر چند داروهای ضدافسردگی یا سایر داروهای روان‌پزشکی در بهبود افسردگی و اضطراب و سایر مشکلات ذهنی و عوامل این بیماری می‌توانند مؤثر باشند.

داروها

۶ـ استفاده از درمان‌های خانگی و تغییر سبک زندگی

برای فرد مبتلا به آنورکسیا مراقبت‌های شخصی بسیار سخت است. از این رو درمان این بیماری نیازمند تیم های پزشکی مختلف است. پیشنهاد می‌شود در کنار درمان‌های حرفه‌ای مراحل زیر را هم دنبال کنید:

۱ـ تعهد داشتن به برنامه‌ی درمانی ضروری است. لازم است به برنامه غذایی خود پایبند باشید و از جلسات درمانی خود غافل نشوید؛ حتی اگر رعایت آن مشکل باشد.

۲ـ لازم است در مورد مصرف انواع ویتامین‌ها و مواد معدنی مورد نیاز بدن و مکمل‌های غذایی مناسب با پزشک خود م کنید. احتمالا به علت عادت بد غذایی دارای فقر مواد مغذی لازم مثل 

ویتامین D‌ و آهن هستید، البته بهتر است این ویتامین‌ها و مواد معدنی لازم را از رژیم غذایی دریافت کنید.

۳ـ منزوی بودن بس است. با دوستان و خانواده‌ی خود معاشرت کنید. این افراد به فکر سلامتی شما هستند و به صلاح شما فکر می‌کنند.

۴ـ در برابر وسوسه‌ی نگاه کردن به آینه و وزن کردن مداوم خود مقاومت کنید. با انجام دادن این کارها تنها عادات بد خود را تقویت می‌کنید.

۷ـ درمان‌های جایگزین پزشکی

گاهی بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، سرخودانه از مکمل‌های غذایی و داروهای گیاهی به خصوص برای کاهش وزن به‌ روش نادرست استفاده می‌کنند. قرص‌های لاغری و مکمل‌های کاهش وزن یا داروهای گیاهی دارای عوارض جدی هستند و ممکن است با داروهای پزشکی دیگر در تداخل باشند. علاوه بر این، چنین محصولاتی تحت نظارت‌های دقیقی قرار ندارند و مشخص نیست ترکیب آن‌ها همان چیزی باشد که روی بسته ذکر شده.
طبیعی بودن همیشه دلیل منطقی برای سالم بودن نیست. در صورت مصرف داروهای یا مکمل‌های گیاهی، لازم است حتماً با پزشک خود م کنید.
درمان‌های اضطراب هم می‌توانند با افزایش آرامش، در درمان بی اشتهایی عصبی نقش داشته باشند؛ روش‌هایی مثل یوگا، مدیتیشن و ماساژ هم توصیه می‌شوند.

موانع و چالش‌های درمان بی‌اشتهایی عصبی

موانع و چالش‌های درمان بی‌اشتهایی عصبی

از بزرگ‌ترین چالش‌های درمانی بی اشتهایی عصبی می‌توان به این اشاره کرد که بیمار تمایل به استفاده از  روش‌های درمانی ندارد. این موانع شامل:

  • فکر کردن به این که درمان ضروری نیست؛
  • هراس از افزایش وزن؛
  • بی‌اشتهایی را یک سبک زندگی دانستن و عدم تلقی آن به عنوان بیماری؛

پشتیبانی از بیمار مبتلا به آنورکسیا و مقابله با بیماری

پشتیبانی از بیمار مبتلا به آنورکسیا و مقابله با بیماری

مواجهه با بی‌اشتهایی آسان نیست؛ خصوصاً با پیام‌های متناقضی که شخص از جامعه، فرهنگ و حتی خانواده دریافت می‌کند. حتی دیده شده افرادی‌ آرزو دارند دچار بی‌اشتهایی شوند تا کمی وزن از دست بدهند.

برای مواجهه با بی‌اشتهایی عصبی کمک‌های پزشکی و روان‌درمانی از همه چیز راهگشاتر هستند. یادگیری روش‌های مؤثر برای مواجهه و داشتن حامی خوب از دوستان یا خانواده در درمان بی اشتهایی عصبی ضروری است.

آمادگی برای ملاقات با پزشک

بهتر است شخص تنها به پزشک مراجعه نکند و یک دوست یا یکی از اعضای خانواده همراه او باشد. چون امکان فراموشی برخی نکات وجود دارد. همچنین همراه شما توانایی دارد توضیحات جامع‌تری به پزشک شما بدهد.

شخص مبتلا چه کارهایی می‌تواند انجام بدهد؟

شخص مبتلا چه کارهایی می‌تواند انجام بدهد؟

تهیه‌ی لیست پیش از ملاقات پزشک به این صورت بسیار راهگشا است:

  • نشانه‌هایی که تجربه کرده را با ذکر زمان بروز آنها بنویسد ؛ حتی نشانه‌هایی که ارتباطی به بیماری او ندارند.
  • اطلاعات شخصی که لازم است پزشک بداند مانند همه‌ی انواع استرس یا تغییرات ایجاد شده در زندگی؛
  • لازم است شخص مبتلا فهرست تمام داروها، ویتامین‌ها، محصولات گیاهی و داروهایی را که مصرف می‌کند را در اختیار پزشک قرار دهد.
  • هر سؤالی که به ذهنش می‌رسد از پزشک خود بپرسد.

بعضی از سوالات که می‌توانید از پزشک و روانشناس خود بپرسید:

  • این شرایط موقتی هستند یا دائمی؟
  • از چه روش‌های درمانی می‌شود استفاده کرد و کدام‌یک مناسب‌تر است؟
  • آیا دستورالعمل خاصی هست که بشود از آن استفاده کرد؟
  • چه آزمایشاتی باید انجام بدهم؟ قبل از انجام آزمایش چه کارهایی باید انجام بدهم؟

چه انتظاری از پزشک داشته باشیم

پزشک یا روانشناس نیز تعدادی پرسش مطرح می‌کند، شامل:

  • چند وقت است که نگران وزن خود بوده‌اید؟
  • آیا ورزش می‌کنید؟ در هفته چند ساعت؟
  • برای کاهش وزن از چه روش‌هایی استفاده می‌کنید؟
  • نشانه‌های فیزیکی خاصی در خود دیده‌اید؟
  • آیا تا به حال خودتان را مجبور به بالا آوردن غذای مصرفی کرده‌اید؟
  • آیا دیگران به شما در مورد لاغری زیاد هشدار داده‌اند؟
  • آیا بیشتر اوقات به غذا فکر می‌کنید؟
  • آیا تا به حال دور از چشم بقیه غذا خورده‌اید؟
  • شخصی را در خانواده داشته‌اید که دچار

     اختلالات گوارشی باشد؟


آیا افسردگی با مشکلات موجود در روابط جنسی در ارتباط است؟

افراد زیادی در سرتاسر دنیا به افسردگی دچار هستند و از عواقب ناخوشایند آن رنج می‌برند. ارتباط افسردگی و رابطه جنسی یک ارتباط یک‌طرفه نیست و در واقع و این دو متغیر بر یکدیگر اثرگذار هستند. اثرات ناخوشایندی که می‌تواند بر جنبه‌های مختلفی از زندگی آن‌ها تاثیر داشته باشد. افسردگی و درمان‌های مربوط به آن گاهی می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی در سلامت جنسی شما شود. با این حال برای حل هر دوی این مشکلات، همچنان امید وجود دارد. چرا که درمان یکی از آن‌ها معمولا درمان دیگری را در پی خواهد داشت. گرچه لازم است بدانیم که پیدا کردن نقطه تعادل درست، ممکن است زمان‌بر باشد.

 

ارتباط افسردگی و رابطه جنسی

افسردگی در جوامع امروزی بسیار شایع است. بر اساس آمار و اطلاعات مرکز کنترل و پیشگیری بیماری در آمریکا از هر بیست نفر فرد بالای ۱۲ سال، یک نفر از نوعی افسردگی رنج می‌برد و همچنین طبق گزارش موسسه ملی سلامت روانی این نرخ در ن رو به افزایش است. حقیقت این است که هر فردی با هر سن و شرایطی امکان دارد این بیماری را تجربه کند. از انواع افسردگی می توان موارد زیر را نام برد.
• افسردگی روانی
• اختلال افسردگی مداوم ( که علائم آن ممکن است تا دو سال تداوم یابد)
• افسردگی پس از زایمان
• 

اختلال دو قطبی
• اختلال عاطفی فصلی (که معمولا در ماه‌های زمستان بروز می‌کند.)
• افسردگی همراه با اختلالات اضطرابی
احساس افسردگی برای کسانی که با یکی از موارد بالا دست و پنجه نرم می‌کنند، چیزی بیشتر از احساسی نامطلوب است، زیرا هر یک از موارد بالا علائم متنوعی از جمله مشکلات مرتبط با سلامت جنسی آن‌ها را در پی خواهد داشت. در ادامه مقاله، به ارتباط افسردگی و رابطه جنسی پرداخته شده و همچنین راهکارهایی برای بهبود روابط ارائه شده است.

علائم و تفاوت‌های جنسیتی

ارتباط افسردگی و رابطه جنسی کاملاً اثبات شده ‌است. افسردگی در هر دو جنسیت ، هم مردان و هم ن، منجر به بروز مشکلات جنسی در آن‌ها می‌شود. اما همچنان تفاوت‌هایی در بین آن‌ها موجود است.

علائم و تفاوت‌های جنسیتی

ارتباط افسردگی و رابطه جنسی در ن

طبق تحقیقات موسسه ملی سلامت روان درصد بالایی از افسردگی در ن، با تغییرات هورمونی آن‌ها ارتباط دارد. در نتیجه‌ی این قضیه، ن بیشتر از مردان به افسردگی دچار می‌شوند. از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
• بعد از زایمان
• قبل از عادت ماهیانه و در طول آن
• در دوران قبل از یائسگی و در طول آن
• هنگامی که کار، خانه و زندگی خانوادگی را تسخیر می‌کند.
این که ن احساس ناخوشایند بی‌حالی افسردگی را داشته باشند بسیار محتمل است و این باعث کم شدن احساس اعتماد به نفس در آنها می‌شود. در نتیجه این احساسات، زندگی جنسی و روابط جنسی آن‌ها را بسیار تحت تأثیر قرار خواهد داد. با افزایش سن ن ، بعضی از فاکتورهای جسمی می‌توانند باعث کاهش لذت یک رابطه‌ی جنسی شده و یا حتی در بعضی موارد آن را دردناک کنند. تغییرات در دیواره واژینال، ممکن است یکی از این تغییرات محسوب شود. از دیگر موارد می توان به پایین آمدن سطح استروژن اشاره کرد. در صورت جدی نگرفتن فاکتورهای ذکر شده، امکان ابتلا به افسردگی زیاد می‌شود. به همین دلیل بهتر است پس از مشاهده علائم افسردگی به 

متخصص مراجعه کنید.

ارتباط افسردگی و رابطه جنسی در مردان

عزت نفس پایین، اضطراب و احساس گناه، از دلایل شایع اختلال نعوظ در مردان می‌باشد و همه‌ی این موارد می‌تواند نشانه‌هایی از افسردگی محسوب شود. اما این اختلالات به صورت طبیعی با افزایش سن و سطح استرس نیز بروز می‌کند. موسسه ملی سلامت روان توضیح داده است که احتمال بیشتری وجود دارد که مردان فعالیت‌های جسمی خود در دوره‌ی افسردگی را کمتر کنند، این می‌تواند به این معنی باشد که جذابیت رابطه‌ی جنسی برای آن‌ها از بین برود.
در مردان، داروهای ضد افسردگی مستقیماً با ناتوانی جنسی در ارتباط است. تأخیر در ارگاسم و یا زود انزالی نیز از دیگر مشکلات احتمالی می‌باشد. داشتن مشکلاتی در زمینه سلامت جنسی، هم در ن و هم در مردان ، به پیدایش علائم افسردگی در آن‌ها منجر خواهد شد که این به نوبه‌ی خود قادر است چرخه‌ی افسردگی و اختلال عملکرد جنسی را طولانی‌تر کند.

دلایل و عوامل خطر

دلایل و عوامل خطر

افسردگی ناشی از عدم تعادل هورمون‌های شیمیایی در مغز می‌باشد و این می تواند در نتیجه‌ی مسائل ژنتیکی و یا هورمونی بروز دهد. همچنین افسردگی می تواند در کنار بیماری‌های دیگر نیز اتفاق بیفتد. دلیل به وجود آمدن این افسردگی اهمیتی ندارد ، مهم این است که بدانیم این بیماری می‌تواند علائم فیزیکی و روانی بسیار زیادی را در افراد به‌وجود بیاورد. از دیگر علائم معمول افسردگی، موارد زیر را می‌توان نام برد:
• کاهش علاقه و انگیزه نسبت به انجام فعالیت‌های موردعلاقه
• احساس ناراحتی مداوم
• احساس درماندگی و گناه
• خستگی و بی‌خوابی


نشانه‌های اختلالات عصبی شناختی ، نحوه‌ی تشخیص و درمان

اختلالات عصبی شناختی به گروهی از بیماری‌ها می‌گویند که عملکرد ذهنی را دچار اختلال می‌کنند. سندرم مغز عالی اصطلاحی است که برای توصیف این شرایط به کار برده می‌شود. اما اختلالات عصبی شناختی در حال حاضر بیشتر مصطلح است.

 

اختلالات عصبی شناختی بیشتر برای سالمندان اتفاق می‌افتد، اما امکان رخ دادنش برای جوانان هم وجود دارد. کاهش عملکرد ذهنی در این بیماری امکان دارد موارد زیر را شامل شود:

  • تغییر در رفتار
  • مشکل در حافظه
  • مشکل در انجام فعالیت‌های روزمره
  • مشکل در درک زبان

بیماری‌های عصبی مانند بیماری آایمر یا زوال عقل امکان دارد این نشانه‌ها را به وجود بیاورند.بیماری های نوروژنیک به مرور منجر به از بین رفتن مغز و اعصاب می‌شوند. این امر باعث می‌شود که عملکرد مغز و اعصاب به مرور کند شود. آسیب مغزی یا سوء مصرف مواد نیز امکان دارد به اختلالات عصبی شناختی منجر شود. تشخیص عامل اصلی اختلالات عصبی شناختی اغلب بر اساس علائم گزارش شده و نتایج آزمایش‌های تشخیصی توسط 

متخصص مغز و اعصاب صورت می‌گیرد. متخصص بر اساس علت و شدت این اختلالات، بهترین روش درمان را تعیین می‌کند.

این که چه چیزی در انتظار  افراد مبتلا به اختلالات عصبی شناختی است، بستگی به علت ایجاد بیماری دارد. هنگامی که یک بیماری عصبی شناختی به تخریب اعصاب منجر شود، این وضعیت به مرور زمان وخیم‌تر خواهد شد. در موارد دیگر، عملکرد ذهنی به طور موقت کاهش یافته و ممکن است افراد مبتلا بعد از طی کردن دوره‌ی درمان به طور کامل بهبود پیدا کنند.

نشانه‌های اختلالات شناختی عصبی

اختلالات شناختی عصبی دارای نشانه‌های متفاوتی هستند که بستگی به علت آن دارد. نشانه‌های ناشی از بیماری، ممکن است این موارد باشند:

  • گیجی
  • کاهش حافظه
  • اضطراب

نشانه‌های دیگری که در افراد مبتلا به اختلالات عصبی شناختی دیده شده عبارتند از:

  • سردرد، مخصوصاً در افرادی که به آسیب مغزی یا ضربه مغزی دچار شده‌اند.

  • تغییر در بینایی
  • عدم داشتن تمرکز
  • اختلال در انجام وظایف روزمره، مانند رانندگی
  • مشکل در تعادل بدن و راه رفتن
  • مختل شدن حافظه‌ی کوتاه مدت

عواملی که به اختلال عصبی شناختی منجر می شوند شامل:

عواملی که به اختلال عصبی شناختی منجر می شوند

یک بیماری مغز و اعصاب اغلب علت اختلالات عصبی شناختی می‌باشد. بیماری های نوروژنیک که می توانند منجر به اختلالات عصبی شناختی شوند عبارتند از:

  • بیماری پارکینسون
  • بیماری آایمر
  • بیماری هانتینگتون
  • بیماری پریون
  • زوال عقل
  • مولتیپل اسکلروزیس

اما در افراد زیر ۶۰ سال، این اختلال معمولا بر اثر آسیب یا عفونت اتفاق می‌افتد. شرایط غیر تخریب‌کننده ای که امکان دارد منجر به اختلالات عصبی شناختی شوند شامل موارد زیر هستند:

  • ه شدن خون
  • ضربه مغزی
  • مننژیت
  • آسیب مغزی که موجب خونریزی در مغز یا فضای اطراف مغز می شود
  • آنسفالیت
  • مصرف مواد مخدر یا الکل
  • سپتیکمی
  • کمبود ویتامین

عواملی که ریسک ابتلا به اختلالات شناختی عصبی را بالا می‌برد:

خطر ابتلا به اختلالات شناختی عصبی، تا حدودی به سبک زندگی و عادت‌های شما وابسته است. قرار گرفتن در معرض فات سنگین در محیط کار می تواند به شدت ریسک ابتلا به اختلالات عصبی را بالا ببرد. فات سنگین مانند سرب و جیوه امکان دارد به صورت تدریجی به سیستم عصبی آسیب وارد کنند. این بدان معنی است که قرار گرفتن مکرر در معرض این فات خطر ابتلا به کاهش عملکرد ذهنی را افزایش می‌دهد.

شرایطی که موجب افزایش ریسک ابتلا به این اختلالات می‌شود:

شرایطی که موجب افزایش ریسک ابتلا به این اختلالات می‌شود

  • اختلالات قلبی و عروقی
  • سن بالای ۶۰ سال
  • سوء مصرف الکل یا مواد مخدر
  • دیابت
  • شرکت در ورزش‌هایی که ریسک آسیب وارد به سر را افزایش می دهند مانند فوتبال و راگبی

راه‌های تشخیص:

اختلالات عصبی شناختی از اختلال روانی ناشی نمی‌شوند. با این حال، بسیاری از نشانه‌های اختلالات عصبی شناختی، به بیماری های روانی خاص، از جمله اسکیزوفرنی، افسردگی و جنون شباهت دارد. برای اطمینان از تشخیص دقیق، آزمایش‌های مختلف تشخیصی توسط پزشک انجام می‌شود. این آزمایشات می توانند بین نشانه‌های اختلالات عصبی و اختلال روانی تمایز ایجاد کنند. این آزمایش‌ها اغلب عبارتند از:

  • سی تی اسکن جمجمه: این آزمایش با استفاده از مجموعه ای از اشعه ایکس، تصاویری از جمجمه، مغز، سینوس ها و حفره های چشم ایجاد می کند. این آزمایش ممکن است برای بررسی بافت نرم در مغز نیز مورد استفاده قرار گیرد.
  • اسکن توموگرافی انتشار پوزیترون (PET) : اسکن PET با استفاده از یک رنگ مخصوص که حاوی ردیاب‌های رادیواکتیو است صورت می‌گیرد. این ردیاب‌ها به یکی از رگ های بدن تزریق شده و سپس در سراسر بدن گسترش پیدا می‌کنند و قسمت‌های آسیب دیده را برجسته می‌کنند.
  • اسکن MRI سر: این تست تصویربرداری با استفاده از امواج رادیویی آهنرباهای قدرتمند، تصاویر دقیقی از مغز را ارائه می‌دهند. این تصاویر می توانند نشانه‌های آسیب مغزی را آشکار کنند.
  • الکتروانسفالوگرام (EEG): این آزمایش فعالیت الکتریکی مغز را تخمین می زند. این آزمون می تواند در شناسایی هر گونه مشکل مرتبط با این فعالیت‌ها یاری‌رسان باشد.

نحوه‌ی درمان:

نحوه‌ی درمان

درمان اختلالات عصبی شناختی به علت اصلی ایجاد آن وابسته است. بیمار دارای شرایط خاص ممکن است به استراحت کردن و دارو نیازمند باشد. در مقابل بیماری‌های نوروژنیک ممکن است به انواع مختلفی از درمان‌ها نیاز داشته باشند.

درمان‌هایی که برای اختلالات عصبی شناختی به کار برده می‌شوند:

  • مصرف داروهای مسکن، مانند اندومتاسین، برای تسکین سردرد
  • بستری شدن و استراحت تا زمان بهبود و التیام آسیب
  • انجام جراحی ترمیمی هرگونه آسیب شدید مغزی
  • مصرف آنتی بیوتیک‌ها در جهت از بین بردن عفونت‌های تاثیر گذار بر روی مغز، مانند مننژیت
  • درمان فیزیکی برای بهبود هماهنگی، قدرت، تعادل و انعطاف پذیری بدن

 بهبود کیفیت زندگی برای افرادی که مبتلا به اختلالات عصبی شناختی هستند:

چشم انداز دراز مدت افراد مبتلا به اختلالات عصبی شناختی، به نوع اختلال عصبی وابسته است. تعیین چشم انداز شفاف برای اختلالات عصبی شناختی مانند دمانس یا آایمر، چالش برانگیز است. این به این دلیل است که هیچ درمانی برای این شرایط موجود نیست و با وجود این بیماری‌ها عملکرد ذهنی به طور مداوم و به مرور زمان رو به وخامت می‌رود.

با این حال، چشم انداز افراد مبتلا به اختلالات شناختی عصبی به علت‌هایی مانند سکته مغزی یا عفونت، به طور کلی مثبت می‌باشد. زیرا این شرایط موقت و قابل درمان هستند. در این موارد، اغلب انتظار می‌رود که بیمار بعد از درمان به طور کامل بهبود پیدا کرده و به زندگی روزمره‌ و عادی خود ادامه دهد.


درمان سردرد

 

درمان سردرد و کاهش درد سریع آن دغدغه ی بسیاری از افراد است. سردرد یکی از شایع ترین بیماری های عصبی می باشد که تقریبا همه ی افراد آن را تجربه کرده اند. درمان سردرد با توجه به شدت و نوع سردرد متفاوت است، پس بهتر این است که با نوع سردرد خود آشنا شده و بهترین راه درمان را پیدا کنید.

منبع درد ناشی از بافت ها و ساختارهایی است که جمجمه و یا مغز را احاطه کرده اند زیرا مغز به تنهایی به دلیل نداشتن اعصاب ، منجر به این درد نمی شود. اغلب سردرد ها خطرناک نیستند و می توان با انجام یک سری روش خانگی آن ها را به طور طبیعی درمان کرد.

در صورتی که سردرد شما با خواب آلودگی ، تیره شدن بینایی و سرگیجه همراه شد باید فورا توسط پزشک و در صورت نیاز 

متخصص مغز و اعصاب ، معاینه شوید.

موارد بسیاری جهت درمان سردرد در خانه وجود دارد که شما می توانید آن ها را انجام داده و از سردرد خود خلاص شوید.

درمان سردرد با درمان های گیاهی

نوشیدن چای گیاهی به دلیل دارا بودن خواص آنتی اکسیدانی و ضد التهابی می تواند باعث کاهش استرس و تسکین درد عضلات شود.

 

آب بنوشید

 

کم آبی ممکن است منجر به ایجاد سردرد شود. مطالعات نشان داده اند کم آبی مزمن یک علت شایع سردردهای تنشی و میگرن است. نوشیدن آب به درمان سردرد افراد کمک می کند و بعد از 30 دقیقه تا 3 ساعت اثر خود را خواهد گذاشت. علاوه بر این ، از دست دادن آب از بدن باعث کاهش غلظت و افزایش تحریک پذیری می شود که علائم شما را حتی بدتر می کند. با تمرکز بر نوشیدن آب کافی در طول روز و غذاهای غنی از آب ، به جلوگیری از ایجاد سردرد و درمان سردرد کمک کنید.

 

منیزیم مصرف کنید

 

منیزیم یک ماده مهم مورد نیاز بدن است و نقش مهمی در انتقال سیگنال ها بین مغز و بدن ایفا می کند. مصرف منیزیم یک روش موثر برای درمان سردرد است. مطالعات نسان داده است که درمان با 600 میلی گرم منیزیم سیترات خوراکی در روز باعث کاهش شدت سردرد میگرنی می شود. با این حال ، مصرف مکمل منیزیم می تواند عوارض جانبی گوارشی مثل اسهال را در بعضی افراد ایجاد کند بنابرین بهتر است با مصرف دوز کمتر درمان سردرد را شروع کنید.

 

خواب مناسب و کافی داشته باشید

کمبود خواب از بسیاری جهات می تواند به سلامت شما آسیب برساند و حتی ممکن است باعث ایجاد سردرد در برخی افراد شود. به عنوان مثال، یک مطالعه، فرکانس و شدت سردرد را در افرادی که کمتر از 6 ساعت خواب در شب و افرادی که بیشتر از این میزان خواب داشتند، مقایسه کرد. این یافته ها نشان می دهد کسانی که خواب کمتری دارند سر درد های بیشتر و شدیدتری داشتند. با این حال، خواب بیش از حد نیز موجب سردرد  می شود، از اینرو برای کسانی که به دنبال جلوگیری و درمان سردرد هستند میزان خواب طبیعی حدود 7 تا 9 ساعت در شب ، توصیه می شود.

 

اجتناب از غذاهایی با میزان بالای هیستامین

اجتناب از هیستامین برای درمان سردرد

هیستامین یک ماده شیمیایی است که به طور طبیعی در بدن یافت می شود و در سیستم ایمنی، دستگاه گوارش و عصبی نقش دارد. همچنین در بعضی از مواد غذا وجود دارد که عبارتند از :

  • مواد غذایی حاوی مخمر
    • پنیر تخمیر شده جا افتاده، به عنوان مثال، پنیر چدار، روکفورت، پارمسان
    • اسفناج
    • آووکادوها
    • ماست
    • زیتون
    • خیار شور
    • گوشت های فرآوری شده
    • مواد غذایی حاوی گوشت فرآوری شده مانند هات داگ، سوسیس، کالباس
    • سبزیجات ترش (در سرکه فرو برده شده‌اند)، برای مثال، کلم ترش، ترشی چغندر
    • محصولات تخمیر شده‌ی شیری
    • باترمیلک
    • خامه ترش
    • مواد غذایی حاوی سرکه مانند سس مایونز و سس‌های چاشنی سالاد
    • ماهی دودی
    • قارچ
    • بادمجان
    • کدو حلوایی
    • محصولات گوجه فرنگی مثل سس گوجه فرنگی، سس فلفل قرمز
    • میوه‌هایی مانند زردآلو، گیلاس، توت، خرما، شلیل، هلو، آناناس، آلو، کشمش، و تمشک.

 

مطالعات نشان می دهد که مصرف هیستامین می تواند در افرادی که به آن حساس هستند باعث تشدید میگرن شود. حذف غذاهای غنی از هیستامین از رژیم غذایی ممکن است یک استراتژی مفید برای افرادی باشد که سردردهای مکرر دارند و به درمان سردرد کمک شایانی کند.

از روغن های گیاهی استفاده کنید

روغن نعناع به دلیل داشتن مقادیر بالای مونولول می تواند به درمان سردرد ، درد عضلانی و گرفتگی بینی کمک کند.

1-2 قطره روغن بابونه رقیق شده برای درمان سردرد روی پیشانی و شقیقه هایتان قرار دهید.

روغن اسطوخودوس با خاصیت ضد التهابی خود به از بین بردن سردرد، اضطراب ، استرس، بیخوابی و درد های عضلانی کمک زیادی خواهد کرد.

ویتامین B-Complex  مصرف کنید

ویتامین های B یک گروه از مواد مغذی محلول در آب است که نقش مهمی در بدن ایفا می کند. به عنوان مثال، آنها به سنتز نوروترانسمیتر کمک می کنند و غذا را به انرژی تبدیل می کنند. برخی از ویتامین های B ممکن است اثر محافظتی در برابر سردرد داشته باشند. مطالعات متعدد نشان داده است که ریبوفلاوین (B2)، فولات، B12 و پیریدوکسین (B6) مکمل های ویتامین B ممکن است علائم سردرد را کاهش دهند و به درمان سردرد کمک کنند. ویتامین های گروه B  محلول در آب هستند و مصرف بیش از حد آن ها از طریق ادرار دفع می شود.

 

درمان سردرد با کمپرس یخ

 

با استفاده از کمپرس سرد می توانید علائم سردردتان را کاهش دهید. استفاده از کمپرس سرد در  ناحیه گردن یا سر باعث کاهش التهاب و تحریک پذیری می شود که به درمان سردرد شما کمک می کند. برای ایجاد کمپرس سرد، یک کیسه ضد آب را با یخ پر کنید و آن را در حوله ی نرم قرار دهید. کمپرس را به پشت گردن یا سر برای تسکین سردرد اعمال کنید.

 

رژیم غذای خود را اصلاح کنید

 

مطالعات نشان می دهد که عدم تحمل برخی از مواد غذایی در بعضی افراد موجب سردرد می شود. برای پیدا کردن اینکه آیا یک غذای خاص موجب سردردهای مکرر می شود، رژیم غذایی خود را اصلاح کنید و غذاهایی که به نظرتان مربوط به علائم سردردتان است را حذف کنید. پنیر تخمیر شده، الکل، شکلات، مرکبات و قهوه از رایج ترین مواد غذایی گزارش شده در افراد مبتلا به میگرن است و حذف آن ها به درمان سردرد شما کمک خواهد کرد.

 

قهوه یا چای بنوشید

 

خوردن نوشیدنی هایی که حاوی 

کافئین هستند، مانند چای یا قهوه، ممکن است باعث تسکین سردرد شما شود. کافئین هشیاری را افزایش می دهد و عروق خونی را تحریک می کند، که همه این ها می توانند تاثیر مثبتی بر درمان سردرد داشته باشند. همچنین کمک می کند تا اثربخشی داروهای رایج برای درمان سردرد، مانند ایبوپروفن و استامینوفن افزایش یابد.

 

دوش آب گرم بگیرید

 

دوش آب گرم ممکن است به درمان سردرد ناشی از سرما یا تب و کاهش استرس کمک کند.

 

یوگا را امتحان کنید

یوگا برای درمان سردرد 

تمرین یوگا یک راه عالی برای از بین بردن استرس، افزایش انعطاف پذیری، کاهش درد و بهبود کیفیت کلی زندگی است . استفاده از یوگا حتی ممکن است به کاهش شدت و درمان سردرد کمک کند.

از بوی قوی اجتناب کنید

 

بوی قوی مانند بوی عطر و ادکلن  و مواد شوینده می تواند باعث ایجاد سردرد در بعضی از افراد شود. این حساسیت نسبت به بوها اسموفوبیا نام دارد و در افراد مبتلا به میگرن مزمن رایج است. اجتناب از دود سیگار، عطر و ادکن به درمان سردرد و میگرن شما کمک خواهد کرد.


آیا  افراد دچار به سردرد، به آرتریت تمپورال مشکوک هستند؟

آرتریت تمپورال به التهاب شریان‌های سر و گردن گفته می‌شود. در بیشتر موارد، شریان‌هایی که از شقیقه‌ها عبور می‌کنند، تحت تاثیر قرار می‌گیرند. از این رو نام این التهاب، آرتریت تمپورال است. این بیماری را با نام‌های آرتریت سلول غول پیکر (GCA)، آرتریت جمجمه، و نیز بیماری هورتون می‌شناسند. این بیماری در برخی موارد می‌تواند شریان‌های متوسط ​​و بزرگ در بازوها، شانه‌ها و سایر قسمت‌های بدن را درگیر کند.

 

آرتریت تمپورال به تورم و آسیب دیدن رگ‌های خونی منجر می‌شود و انتقال خون به مغز و سایر قسمت‌های بدن را دشوار می‌کند. این روند می‌تواند به مشکلات جدی مانند سکته و کوری منجر شود.

از آنجایی که علائم آرتریت تمپورال با بسیاری از بیماری‌های دیگر مشترک است، تشخیص آن حتماً باید توسط 

متخصص مغز و اعصاب صورت گیرد.

خوشبختانه، آزمایش‌های خاصی برای تشخیص این بیماری و رد کردن بسیاری از بیماری‌های دیگر دارای نشانه های مشابه مانند میگرن وجود دارد. آزمایش خون، معاینه فیزیکی، بیوپسی، سونوگرافی از جمله این آزمایش ها می‌باشد. MRI‌ هم برای تشخیص این نوع آرتریت راهگشا است.

نشانه‌ها و علائم آرتریت تمپورال

نشانه‌ها و علائم آرتریت تمپورال

آرتریت تمپورال ممکن است برای هر فردی دارای نشانه‌های متفاوت باشد. با این حال در اکثر موارد شاهد علائم زیر هستیم:

  • سردردی که به شقیقه‌ها یا پشت سر می‌زند
  • گرم شدن یا تورم شقیقه‌ها، پوست سر یا گردن
  • حساسیت به لمس و درد در پوست سر، شقیقه‌ها یا گردن
  • علائم مشابه آنفلوانزا، مانند تب، کاهش اشتها، احساس خستگی یا ضعف
  • تغییر در بینایی، نظیر دوبینی و یا از بین رفتن کامل قدرت بینایی
  • درد در فک و زبان، مخصوصاً هنگام جویدن یا باز کردن فک
  • سرگیجه یا از دست رفتن تعادل و هماهنگی بدن
  • درد و یا سفتی در گردن، شانه‌ها و یا مفصل ران.

این علائم در واقع به علائم polymialalgia rheumatica شناسایی می‌شوند. که در حدود نیمی از همه افراد مبتلا به آرتریت تمپورال مشاهده شده.

دلایل و عوامل خطر

علت دقیق آرتریت تمپورال شناسایی نشده است. اما متخصصان بر این باورند که سلامت سیستم ایمنی بدن می‌تواند نقش مهمی داشته باشد. در موارد نادر، عفونت شدید خاص و یا مصرف دوزهای زیاد آنتیب‌یوتیک می‌تواند مسبب بروز این بیماری باشد.

عوامل بروز این بیماری عموماً عبارتند از:

  • داشتن جنسیت زن
  • سن بالای ۵۰ سال
  • یائسگی زودرس (قبل از ۴۳ سالگی)
  • داشتن شاخص توده بدنی کم (BMI)
  • نژادهای شمال اروپا یا اسکاندیناوی
  • داشتن درد روماتیسمی پلی میالژی
  • سیگار کشیدن یا سابقه مصرف دخانیات
  • داشتن سابقه خانوادگی ابتلا به این بیماری

روش‌های درمانی متعارف آرتریت تمپورال

روش‌های درمانی متعارف آرتریت تمپورال

به محض مشکوک شدن پزشک به وجود آرتریت تمپورال، ممکن است دوز بالایی از استروئیدها را تجویز کند. بعد از طی شدن دوره درمان، دوز پایین‌تری از استروئیدها تجویز می‌شود که ممکن است دوره مصرف آن چند ماه تا یک سال یا بیشتر به طول بی‌انجامد. این داروها نقش ضدالتهاب دارند و می‌توانند از ایجاد آسیب بیشتر به رگ‌های خونی جلوگیری کنند.

تداوم مصرف استروئیدها تا زمانی که پزشک دستور می‌دهد، اامی است. زیرا این دارو از بروز عوارض جدی مانند 

سکته مغزی، از دست دادن قدرت بینایی  و مرگ جلوگیری می‌کند. با از بین رفتن علائم، امکان کاهش دوز مصرف دارو به تدریج وجود دارد. این بیماری در بعضی از افراد برگشت ناپذیر است. اما در بعضی دیگر علائم برگشته و  مصرف مجدد دارو برای آنها اامی است.

بسته به وضعیت سلامت کلی بدن و نوع استروئیدی که تجویز شده، داروهای زیر نیز ممکن است جویز شوند:

  • آسپرین برای رقیق کردن خون. این دارو جریان خون را در شریان‌های تنگ شده راحت‌تر می‌کند.
  • داروهای مورد استفاده برای سرکوب سیستم ایمنی بدن
  • مهار کننده پروتون-پمپ برای جلوگیری از عوارض جانبی داروهای آسپیرین یا داروهای مشابه دارای عوارض گوارشی
  • درمان ضد پوکی استخوان برای مبارزه با عوارض جانبی بعضی از داروهای آرتریت تمپورال

۶ درمان طبیعی برای کاهش علائم آرتریت تمپورال

درمان آرتریت تمپورال قادر است باعث بهبود سلامت رگ‌های خونی شود. با این حال، داروهای مصرفی برای این بیماری می‌توانند مشکلاتی را به‌وجود بیاورند. خوشبختانه با رعایت نکات زیر می‌شود علائم این بیماری را کنترل کرده و عوارض جانبی دارو را کاهش دهید.

  • ورزش و تغذیه مناسب

آرتریت تمپورال نوعی بیماری است که بر روی عروق خونی و توانایی خون برای عبور از عروق اثر می‌گذارد. ورزش برای مبارزه با بسیاری از عوارض جانبی داروهای آرتریت تمپورال یاری‌رسان است. همچنین سلامت کلی بدن را بهبود می‌بخشد.

همچنین، با رعایت رژیم غذایی سالم می توان مواد مغذی را که از طریق داروها از بدن خارج شده‌اند جبران کرد. این رژیم حتی قادر است با التهاب مبارزه کند.

با رعایت این نکات می‌توان سلامت رگ‌های خونی را با وجود آرتریت تمپورال به طور طبیعی بهبود بخشید:

  • ورزش را به‌آرامی شروع کنید. احساس درد یا سفتی در بعضی افراد مبتلا در هنگام فعالیت بدنی رایج است. برای داشتن برنامه ورزشی مناسب خود با دکتر م کنید.
  • تمرینات هوازی باعث می شود زیاد نفس بکشید و به‌همین خاطر مفید هستند. شنا کردن و قدم زدن تمرینات سبکی هستند که برای بهبود سلامت استخوان و رگ‌های خونی پیشنهاد می‌شوند. با این ورزش‌ها می توانیم فشار خون را در یک محدوده سالم نگه داشته، قند خون را کنترل کنیم و قلب و ریه‌های سالمی داشته باشیم. به‌علاوه این ورزش‌ها برای بهبود خلق و خوی نیز مناسب هستند.

ورزش و تغذیه مناسب

  • رژیم غذایی

به‌توصیه‌ی متخصصان انجمن قلب آمریکا، یک رژیم غذایی کلی باید بر روی موارد زیر تمرکز داشته باشد:

  • مصرف لبنیات کم چرب
  • مصرف انواع میوه‌ها و سبزیجات
  • مصرف حبوبات، آجیل و دانه‌های سبوس‌دار
  • مصرف پروتئین کم‌چرب مانند ماهی و مرغ بدون پوست
  • محدود کردن مصرف شیرینی، گوشت قرمز، چربی‌های ترانس و اشباع‌شده و نوشیدنی‌های شیرین
  • مصرف روغن‌های گیاهی (به غیر از نارگیل)
  • محدود کردن مصرف الکل

مصرف بیش از حد الکل قادر است بر روی سلامت قلب و رگ‌های خونی تاثیر منفی بگذارد. همچنین ممکن است با برخی از داروهای مورد استفاده برای آرتریت تمپورال، مانند 

متوترکسات، leflunomide  و azathioprine دارای تداخل باشد. الکل همچنین می‌تواند تراکم استخوان را کاهش دهد. کاهش تراکم استخوان یکی از اثرات جانبی استروئیدهای مورد استفاده برای درمان آرتریت تمپورال است.

  • ترک سیگار

سیگار کشیدن، باعث افزایش خطر ابتلا به آرتریت تمپورال می‌شود. با این حال بلافاصله پس از ترک سیگار، به‌سرعت سلامت رگ‌های خونی را می‌توان بازیافت.

  • محافظت از استخوان‌ها

محافظت از استخوان‌ها

استفاده طولانی مدت از استروئیدها می‌تواند به ایجاد ضعف در استخوان‌ها منجر شود. با رعایت رژیم غذایی غنی از مواد زیر می توان استخوان‌ها را سالم نگه داشت:

  • کلسیم
  • منیزیم
  • ویتامین D
  • ویتامین K
  • پتاسیم

این مواد مغذی در غذاهای غنی‌شده و همچنین مواد زیر پیدا می‌شوند:

  • کنسرو ماهی بدون استخوان
  • محصولات لبنی کم چرب
  • سبزیجات
  • ماهی‌های چرب مانند ماهی آزاد و ماهی تن
  • میوه‌های خشک مانند آلو و کشمش
  • چغندرقند، سیب زمینی و گوجه‌فرنگی
  • آناناس، پاپایا، مرکبات، فلفل دلمه‌ای، انواع توت‌ها و کلم بروکسل

پرهیز از مصرف کافئین، الکل و نوشیدنی‌های گازدار نیز باید جدی گرفته شود. مصرف ۸۰۰ واحد ویتامین Dو ۱۲۰۰ میلی گرم مکمل کلسیم در روز توسط متخصصان کلینیک مایو برای ن ۵۰ سال به بالا پیشنهاد شده.

  • جلوگیری از بیمار شدن

  • مصرف بعضی از داروهای تجویزی برای آرتریت تمپورال، ضعف سیستم ایمنی بدن شما را در پی دارند. برای جلوگیری از ابتلا به بیماری، این نکات را رعایت کنید:
  • شستن دست‌ها قبل از غذا، بعد از استفاده از سرویس بهداشتی و بعد از قرار گیری در مکان‌های عمومی توصیه می‌شود.
  • با افراد مبتلا به بیماری‌های مسری مانند سرماخوردگی در تماس نباشید.
  • تمیز نگه داشتن مناطقی که دست زیاد با آن ها در تماس است بسیار اهمیت دارد. این مناطق شامل موس و کیبورد کامپیوتر، کنترل تلویزیون، دستگیره‌های در، سوئیچ، گوشی تلفن و سایر نقاطی است که دست‌ها اغلب با آن ها در تماس هستند.
  • در مورد مکمل‌های تقویت‌کننده سیستم ایمنی م با پزشک ضروری است. مکمل هایی مانند 

    گلبرگ، اکیناسه، زنجبیل، نقره کلوئیدی، ویتامین D و … را بیشتر مصرف کنید. با این حال، توجه داشته باشید که برخی از گیاهان و مکمل های تقویت کننده ایمنی باعث غلظت خون شده و عروق خونی را تحت تاثیر قرار می‌دهند یا ممکن است با داروهای مصرفی تداخل داشته باشند.

  • در فصولی که بیماری‌های مسری شایع است زیاد در مکان‌های عمومی تردد نکنید.

کاهش التهاب

کاهش التهاب

التهاب همانطور که در بسیاری از مشکلات عروقی و بیماری‌های دیگر تأثیرگذار است، در آرتریت تمپورال نیز نقش مهمی را ایفا می‌کند. استراتژی های غذایی زیر توسط متخصصان برای مبارزه با التهاب پیشنهاد شده است.

مصرف مواد غذایی زیر:

  • تمام سبزیجات و میوه‌ها
  • دانه‌های سبوس‌دار
  • میوه‌ها و سبزیجات رنگارنگ
  • لوبیا و حبوبات، تخم مرغ، مرغ بدون پوست، ماهی،
  • غذاهای غنی از امگا ۳ مانند ماهی تن، ماهی آزاد، آجیل، آووکادو، روغن زیتون و تخم کتان

محدود کردن این غذاها:

  • گوشت‌های پردازش‌شده
  • گوشت‌های پرچرب مانند سوسیس، بیکن و استیک
  • نشاسته‌های تصفیه‌شده مانند برنج سفید و نان سفید
  • غذاهایی دارای چربی اشباع‌شده مانند لبنیات پرچرب، کره، پنیر، پوست روی مرغ و گوشت قرمز
  • قندها و غذاها یا نوشیدنی‌های شیرین
  • چربی ترانس

به محض تشخیص آرتریت تمپورال، باید درمان را شروع کرد. اکثر افراد پس از چند روز متوجه بهبود علائم خود می‌شوند.

سردرد ناشی از آرتریت تمپورال دارای علائم زیر است:

  • تورم
  • درد
  • خفقان
  • حساسیت به نور
  • افزایش حرارت سر
  • سرگیجه
  • تغییرات بینایی

هم‌زمان با شروع مصرف استروئیدها، می توانید روش‌های زیر رابرای تسکین سردرد به کار بگیرید:

  • مصرف مکمل‌های منیزیم و ویتامین B
  • اجتناب از محرک‌های سردرد

عوامل محرک عبارتند از:

  • کافئین
  • تغییرات هورمونی
  • الکل
  • پنیر
  • شکلات
  • استرس یا اضطراب
  • مصرف بیش از حد داروهای خاص
  • بوهای قوی
  • تغییرات آب و هوایی
  • نور زیاد یا صداهای بلند
  • کم‌آبی یا گرسنگی
  • فعالیت بیش از حد
  • مکمل‌های غذایی
  • بی‌خوابی

مشکلات افراد درگیر با بیش فعالی چیست؟

تابه‌حال در مورد بیش‌ فعالی در کودکان زیاد صحبت شده و بیش‌تر افراد با این اختلال آشنایی دارند ولی بسیاری از شما نمی‌دانید که این اختلال صرفا مخصوص کودکان نیست و در بزرگسالان هم دیده می‌شود. نکته‌ی مهمی که باید به آن توجه کنید این است که معمولا ظهور بیش فعالی در بزرگسالی در افرادی رخ می‌دهد که در کودکی هم به آن دچار بوده‌اند. اگر می‌خواهید در مورد این اختلال و روش‌های درمان آن بیش‌تر بدانید، در ادامه‌ی مطلب با ما همراه باشید.

 

تعریف اختلال کم‌توجهی بیش ‌فعالی (ADHD)

اختلال کم‌‌توجهی بیش‌ فعالی یا ADHD، اختلالی است علاوه بر کودکان، در بزرگسالان نیز رخ می‌دهد. مطابق بررسی‌ها حدود ۴ تا ۵ درصد از بزرگسالان در آمریکا به این اختلال مبتلا هستند. البته معمولا درصد کمی از افراد، در فرایند تشخیص و 

درمان آن قرار می‌گیرند.

چه کسانی در بزرگسالی به بیش‌ فعالی دچار می‌شوند؟

چه کسانی در بزرگسالی به بیش‌ فعالی دچار می‌شوند؟

به طور معمول هر فردی که در کودکی دارای این اختلال بوده، در بزرگسالی هم دچار آن خواهد شد. ممکن است در برخی از این بیماران، به دلیل عدم تشخیص‌ و درمان در کودکی، بعدها در زندگی به مرور زمان این بیماری در بزرگسالی‌شان تشخیص‌ داده شود. با وجود اینکه برخی کودکان مبتلا به این اختلال، این مرحله را پشت سر می‌گذارند، ۶۰ درصدشان در بزرگسالی هنوز هم با آن درگیر خواهند بود. اختلال کم‌‌توجهی بیش ‌فعالی که در ادامه به‌طور خلاصه بیش‌ فعالی در بزرگسالان» نامیده می‌شود، در ن و مردان به‌طور مساوی، بروز می‌کند.

نشانه‌ها و علائم اختلال بیش ‌فعالی در بزرگسالان

در صورت ابتلا به بیش ‌فعالی بزرگسالان، احتمالا در انجام فعالیت‌های زیر با مشکل مواجه خواهید بود.

  • تمرکز کردن
  • دنبال‌ کردن دستورالعمل‌ها
  • سازماندهی وظایف
  • به‌خاطر سپردن اطلاعات

  • انجام‌ به‌موقع کارها
    این موارد منجر به بروز اختلالاتی در روند زندگی روزمره‌ی شما برای مثال، در منزل، محل تحصیل یا شغلتان خواهد شد. البته اقدام برای درمان و یادگیری روش‌های مدیریت و کنترل بیش ‌فعالی می‌تواند در کاهش تاثیرات منفی مفید باشد. بیش‌تر مبتلایان بزرگسال موفق به یادگیری روش‌های تطبیق با شرایط بیماری‌شان می‌شوند و می‌توانند از نظر شخصیتی رشد کنند و به اهدافشان دست یابند.

چالش‌های پیش روی بزرگسالان بیش ‌فعال

چالش‌های پیش روی بزرگسالان بیش ‌فعال

  • افسردگی
  • اضطراب
  • تأخیر و فراموشی مزمن
  • خستگی مزمن
  • نوسانات خلقی
  • مشکل در تمرکز هنگام مطالعه
  • مشکل در محل کار
  • اعتمادبه‌نفس کم
  • مشکل در کنترل خشم
  • تکانشگری
  • تحمل پایین در برابر ناامیدی‌ها
  • مهارت‌ ضعیف در سازمان‌دهی
  • مشکل در برقراری ارتباط
  • بی‌انگیزگی
  • به تعویق ‌انداختن کارها (فردافکنی یا تعلل)
  • اعتیاد و مصرف مواد

میزان مشکلاتی که این چالش‌ها در زندگی‌تان ایجاد می‌کنند یا حتی این‌که با کدام مشکل مواجه شوید، در افراد مختلف متفاوت است. هیچ دو بزرگسالی که دچار این اختلال هستند، علائم و چالش‌های مشابه نخواهند داشت. برای مثال شما ممکن است در موضوع مورد علاقه‌تان انگیزه و اشتیاق داشته باشید یا قادر به تمرکز باشید، بعضی از مبتلایان به این اختلال ممکن است منزوی و ضداجتماعی باشند، درحالی‌که برخی نیز اجتماعی هستند و با دیگران به راحتی رابطه برقرار می‌کنند.

سابقه‌ی مشکلات بزرگسالان بیش ‌فعال در مدرسه

مبتلایان به این اختلال به طور معمول در مدرسه با مشکلاتی مواجه بوده‌اند. برای مثال؛

  • اجبار به تکرار یک پایه
  • عدم نشان دادن عملکرد قابل انتظار در مدرسه
  • سابقه‌ی اخراج از مدرسه

مشکلات در محل کار

مشکلات در محل کار

  • تغییر زیاد شغل و ارائه‌ی عملکرد ضعیف در محیط کار
  • نیتی از شغل خود و نرسیدن به موفقیت‌های شغلی

مشکلات بزرگسالان بیش ‌فعال در زندگی

  • احتمال بیش‌تر برای وقوع تصادف
  • احتمال بیش‌تر برای مصرف سیگار
  • احتمال بیش‌تر برای مصرف الکل یا مواد مخدر
  • درآمد و نقدینگی کم‌تر
  • درگیری با مشکلات روانی نظیر افسردگی و اضطراب
  • مشکل در برقراری ارتباط
  • مشکلات شویی بیش‌تر
  • احتمال بیش‌تر در جدایی و طلاق
  • ازدواج‌های متعدد

روش‌های تشخیص بیش فعالی بزرگسالان

لازم است برای تشخیص این اختلال به روانپزشکی مراجعه کنید که در زمینه‌ی درمان و تشخیص بیش فعالی بزرگسالان تجربه داشته باشد. در این صورت پزشک با استفاده از یکی یا ترکیبی از روش‌های زیر به تشخیص بیماری‌تان اقدام خواهد کرد.

  • انجام یک تست فیزیکی برای اطمینان از این‌که سایر مشکلات پزشکی‌تان، باعث ایجاد علائم بیش فعالی نشده باشد.
  • تجویز چند آزمایش خون
  • توصیه برای انجام آزمایش‌های روان‌شناسی
  • پرسش و بررسی در مورد سوابق پزشکی‌تان

متخصصان، سن خاصی را برای تشخیص اولین علائم بیش‌ فعالی بزرگسالان تعیین نکره‌اند، ولی در این نکته توافق وجود دارد که در بزرگسالی، این اختلال ناگهانی ظاهر نخواهد شد. به همین دلیل معمولا پزشک متخصص در مورد رفتارها و علائمی که در کودکی داشته‌اید، سوالاتی مطرح و مواردی را بررسی می‌کند. برای مثال:

  • بررسی سوابق تحصیلی و تاریخچه‌ی رفتارتان در مدرسه. به همراه سابقه‌ی بی‌توجهی و عدم تمرکز یا عدم موفقیت با وجود داشتن توانایی و استعداد
  • م با والدین‌تان در مورد علائم احتمالی بیش فعالی در کودکی
  • سابقه‌ی مشکلات در برقراری ارتباط با بچه‌ها در مدرسه یا سابقه‌ی یادگیری دشوار
  • سابقه‌ی این بیماری در خانواده (به دلیل این‌که احتمالا این مشکل به‌صورت ژنتیکی در بعضی خانواده‌ها بیش‌تر وجود دارد)

روش‌های درمان

در صورت تشخیص اختلال بیش‌فعالی بزرگسالان توسط 

پزشکتان ، لازم است با همکاری هم، یک برنامه‌ی درمانی مخصوص خودتان را طراحی کنید. که می‌تواند شامل دارو، جلسات درمانی، ارائه‌ی اطلاعات بیش‌تر در مورد اختلال و یادگیری روش‌های برخورداری از حمایت خانواده باشد.

با رعایت این موارد زیر نظر پزشک قادر خواهید بود که بر چالش‌های این اختلال در زندگی روزمره‌‌تان غلبه کنید و احساس بهتری داشته باشید.
تکته‌ی قابل توجه این است که پزشک برای تجویز یک برنامه‌ی درمانی مؤثر و کامل برای شما، باید کاملا از همه‌ی شرایط‌تان مطلع باشد. چون افراد مبتلا به این اختلال، معمولا شرایط مختلف و اختلال‌های دیگری را هم تجربه می‌کنند. برای مثال ممکن است اختلال وسواس فکری عملی، اختلال در یادگیری، اضطراب یا سایر اختلال‌های خلقی یا حتی وابستگی به الکل و مواد مخدر هم داشته باشید.

داروهای موثر در درمان بیش فعالی بزرگسالان

داروهای موثر در درمان بیش فعالی بزرگسالان

داروهای محرک

معمولا برای بزرگسالانی که به اختلال بیش فعالی مبتلا هستند، داروهای محرک تجویز می‌شود. تحقیقات نشان دهنده‌ی بهبود قابل توجه در علائم دو سوم از بزرگسالان مبتلا به اختلال بیش فعالی، پس از مصرف این داروها است. نمونه‌هایی از داروهای محرک شامل:

  • دگزامفتامین (Dextroamphetamine) و آمفتامین
  • دکس متیل فنیدات (Dexmethylphenidate)
  • متیل فنیدات (Methylphenidate)

  • لیز دگزامفتامین (Lisdexamfetamine)
  • دکسترو آمفتامین (Dextroamphetamine)
    البته مانند هر داروی دیگری، مصرف این داروها نیز با عوارضی و ویژگی‌هایی همراه است. مانند:
    سخت‌بودن زمان‌بندی: برای مثال، در صورتی که مبتلایان تصمیم بگیرند که شب‌ها مصرف قرص را قطع کنند، ممکن است در انجام کارهای روزمره و رانندگی، قادر به حفظ تمرکزشان نباشند. هر چقدر دیرتر این دارو مصرف شود، فرد به منظور رسیدن به آرامش بیش‌تر برای مصرف الکل وسوسه می‌شود.
    فراموش‌کردن مصرف: در صورتی که داروهای محرک دارای تأثیر کوتاه‌مدت، جایگزین داروهای قوی‌تر و بلندمدت شوند، به سرعت تاثیرشان را از دست می‌دهند و با در نظر گرفتن امکان ابتلا به فراموشی در برخی مبتلایان به بیش فعالی، احتمال فراموش کردن مصرف چندباره‌ی داروها در طول روز بالا می‌رود.
    اعتیادآوربودن: محرک‌ها جزء مواد دارویی کنترل‌شده هستند، یعنی می‌توانند مورد سوء استفاده قرار بگیرند. برخی از مبتلایان به بیش‌ فعالی، پس از مدتی مشکلاتی در مورد سوء مصرف دارو پیدا می‌کنند یا ممکن است در گذشته چنین مشکلی داشته باشند.

داروهای غیرمحرک

احتمال دارد که پزشکان برای بیش فعالی داروهای غیرمحرک هم تجویز کنند. در واقع ممکن است این داروها به تنهایی یا همراه با داروهای محرک تجویز شوند. داروهای غیرمحرک عبارت است از:

  • گوانفاسین (Guanfacine)
  • اتوموکستین (Atomoxetine)

  • کلونیدین (Clonidine)

جلسات درمانی و درمان‌های رفتاری

احتمالا برنامه‌های درمانی شما به غیر از دارو شامل موارد زیر نیز هست:

  • درمان‌های شناختی و رفتاری برای بهبود اعتماد به ‌نفس
  • آموزش‌های ریلکسیشن و مدیریت استرس به منظور کاهش اضطراب و استرس
  • مربی‌گری زندگی برای کمک به تعیین اهداف، رعایت نظم و انجام وظایف شغلی و زندگی
  • مربی‌گری شغل برای حمایت از شما را در مسائل کاری و در محل کار، برقراری روابط کاری بهتری و بهبود عملکرد شغلی
  • ارائه اطلاعات کامل و درمان خانوادگی این موارد به شما و نزدیکان‌تان به منظور رسیدن به درک بهتر در مورد بیش فعالی و تاثیر آن در زندگی روزمره

فعالیت‌های مفید برای مدیریت بیش فعالی

فعالیت‌های مفید برای مدیریت بیش فعالی

با انجام فعالیت‌های زیر خودتان می‌توانید تاحدی موفق به کنترل و مدیریت اختلال بیش‌ فعالی شوید زندگی عادی و دور از هر مشکلی داشته باشید:

1. مصرف داروهای تجویز شده طبق دستور پزشک
هر نوع داروی تجویزی توسط پزشک متخصص برای درمان اختلالاتی که با آن‌ها مواجه‌اید را درست طبق دستور پزشک‎تان مصرف کنید. در صورت فراموش کردن یک بار خوردن دارو، لازم نیست دفعه‌ی بعد برای جبران، دوز دارو را دو برابر کنید. در صورت بروز هرگونه مشکل یا عوارض جانبی، در اولین فرصت آن را با پزشک خود مطرح کنید.
2. تخلیه‌ی انرژی اضافه
اگر احساس بی‌قراری یا داشتن انرژی اضافه دارید، با انجام فعالیت‌هایی مانند تمرینات ورزشی یا سرگرمی مورد علاقه‌تان، این انرژی اضافه را تخلیه کنید.
3. برنامه‌ریزی
با تهیه‌ی فهرستی عملی و منطقی از کارهای روزانه‌‌تان، تلاش کنید که تک‌تک این وظایف را به انجام برسانید. از دفترهای برنامه‌ریزی روزانه استفاده کنید، برای خودتان یادداشت بگذارید و حتی در صورت وم با استفاده از یادآور ساعت انجام وظایف مختلف را به خودتان یادآوری کنید.
4. تنفس آرام
اگر به واکنش‌های پرخاشگرایانه مانند بحث با دیگران گرایش دارید، این برانگیزش را کنترل و متوقف‌ کنید. برای مثال، قبل از هر واکنشی، درحالی‌که به ‌آرامی نفس می‌کشید، تا ده بشمارید. اشتیاق برای این رفتارهای ناگهانی معمولا با انجام این تکنیک به همان سرعت که ایجاد می‌شوند، از بین می‌رود.
5. کمک گرفتن از دیگران
همه‌ی ما گاهی نیاز داریم تا از دیگران کمک‌ بگیریم. پس از درخواست کمک از دیگران، نترسید. در صورت داشتن تفکرات و رفتارهای مخرب، برای کنترل آن‌ها از ایده‌ها و روش‌های مشاور کمک بگیرید.
6. حذف عوامل ایجادکننده‌ی حواس‌پرتی
اگر در اطراف‌تان عواملی وجود دارد که حواس‌تان را پرت می‌کند، مانند صدای محیط، تلویزیون یا موسیقی، یا از هدفون استفاده کنید، یا به مکان آرام‌تری بروید یا از اطرافیانتان بخواهید که محیط آرام‌تری برای‌تان فراهم کنند تا شما قادر به تمرکز کردن باشید.


طناب نخاعی و عواقب آسیب به آن

آسیب طناب نخاعی(SCI) ، آسیب به نخاع می‌باشد که قادر است ریشه‌های عصبی یا راه‌های فیبر میلین‌دار منتقل کننده‌ی سیگنال‌ها به مغز را دچار آسیب کرده و در پی آن، به از دست رفتن عملکرد حرکت یا حس منجر شود. بسته به رده‌بندی آسیب و شدت آن ، این نوع از آسیب ضربه‌ای یا تروماتیک ممکن است ماده‌ی خاکستری در بخش مرکزی نخاع را دچار آسیب کرده و به از بین رفتن سگمنتی اینترنورون‌ها و نورون‌های حرکتی منجر شود.
دلایل شایع آسیب نخاعی می‌تواند شامل تروما (صدمات ناشی از گلوله، تصادف رانندگی ، صدمات ناشی از ورزش، سقوط از بلندی و ارتفاع و غیره) و یا بیماری‌های مرتبط (اسپینابیفیدا، فلج اطفال یا پولیومیلیت، آتاکسی و غیره) باشد. ممکن است نخاع در اثر ضربه یا بیماری دچار آسیب شود. اغلب فشار وارد شده از مهره ‌ها به آسیب نخاع منجر می‌شود و در اثر این آسیب، نخاع ورم کرده یا به خونمردگی دچار شود. عفونت و یا بیماری های دیگر نیز امکان دارد همین آسیب‌ها را در پی داشته باشند. صرفاً قطع شدن نخاع منجر به آسیب شدید نمی‌شود.

 

هزینه‌ی 

درمان بیماران ضایعه نخاعی بسیار بالا است. که به سطح ضایعه وابسته است. بیماران با ضایعه‌ی کمری کم‌هزینه و بیماران با ضایعه‌ی گردنی پرهزینه‌تر می‌باشند و این بیماران بیشتر در رده‌ی سنی بین سنین ۱۵ تا ۶۰ سال قرار دارند. از عوارض این ضایعات می‌توان مشکلات ادراری، مشکلات حسی و حرکتی‌، ناتوانی‌های جنسی، مشکلات تنفسی، زخم های بستر و عفونت ها را نام برد. این ضایعات به دو شکل رخ می‌دهند؛ یا نخاع قطع می‌شود یا فاصله‌ای ایجاد می‌شود که این فضای خالی بر اثر خونریزی داخل نخاعی پر می شود. شکل دوم شایع تر است و بعد از جمع و جذب خونریزی، حفره ای ایجاد می‌شود که اجازه‌ی انتقال سیگنال‌ها را به سمت بالا و پایین نمی‌دهد. سلسله اعصاب مرکزی اساسا قادر به ترمیم نیستند و اگر سلسله اعصاب محیطی به سلسله اعصاب مرکزی در قسمت بالا رسانده شود توانایی ترمیم پیدا می‌کند.
به دنبال یک آسیب نخاعی ، رسیدن پیام ها از مغز به عضلات دچار مشکل می‌شود. بنابراین در حرکات ارادی فرد اختلال به وجود می‌آید.

انواع آسیب های طناب نخاعی:

  • آسیب های تروماتیک یا ضربه‌ای
  • آسیب های غیرتروماتیک یا غیرضربه‌ای

انواع آسیب های طناب نخاعی

آسیب‌های کامل و ناقص نخاعی

اثرات آسیب طناب نخاعی به نوع و شدت ضایعه و سطح آسیب بستگی دارد. از نظر شدت ضایعه، تقسیم‌بندی آسیب‌های نخاعی به دو دسته‌ی کامل و ناقص صورت می‌گیرد. در آسیب کامل، در زیر سطح ضایعه هیچ گونه عملکرد حسی و حرکتی موجود نیست. هر دو طرف بدن به یک اندازه درگیر می‌شود. فقدان عملکرد حسی و حرکتی پایین‌تر از سطوح ضایعه مشخصه ضایعه‌ی کامل می‌باشد. آسیب کامل بیشتر به صدمات عروقی شدید، قطع عرضی نخاع، کشش ‌های طولی طناب نخاعی و یا فشارهای شدید به نخاع مرتبط است. در ضایعات کامل به دلیل قطع ارتباط نخاع با مغز ، ادراک حسی و کنترل حرکتی فرد دچار اختلال شده و در این موارد پیش‌آگهی جهت برگشت عملکرد حسی-حرکتی ضعیف می‌باشد. شواهد اخیر نشان می‌دهند که بازگرداندن عملکرد حرکتی در کمتر از ۵ درصد افراد گرفتار ضایعات کامل نخاعی امکان‌پذیر است. توجه داشته باشید که حتی در یک آسیب نخاعی کامل نیز امکان دارد قطع نخاع به ‌طور کامل صورت نگیرد. در بسیاری از موارد، فاصله‌ای که در نخاع وجود دارد، توسط خونریزی‌‌های داخل نخاعی پر شده و در پی آن حفره‌‌ای ایجاد می‌شود که اجازه‌ی انتقال سیگنال‌‌ها به سمت بالا و پایین را نمی‌دهد.

در آسیب نخاعی ناقص، حفظ قسمتی از عملکردهای حرکتی یا حسی زیر سطح اولیه‌ی ضایعه امکان‌پذیر است. و همچنین در این آسیب، نخاع قادر به فرستادن و دریافت برخی پیام‌‌ها از مغز می‌باشد. بنابراین  اشخاصی که به آسیب‌‌های ناقص دچار می‌‌شوند توانایی انجام برخی اعمال حسی و حرکتی را در پایین ناحیه‌ی آسیب‌دیده دارند. شواهد نشان می دهند که بازگرداندن عملکرد جنبشی یا حرکتی در بیش از ۹۵ درصد افراد گرفتار ضایعات ناقص نخاعی امکان‌پذیر است.

انجمن آمریکایی آسیب نخاعی (ASIA) یک رده‌بندی بین المللی بر اساس پاسخ‌های نورولوژیکی آزمایش‌شده در هر درماتوم و کشش ده عضله‌ی کلیدی در هر طرف بدن مانند شانه (C4) ، خمش آرنج (C5) ، کشش مچ (C6) ، کشش آرنج (C7) ، خمش خاصره (L2) تعریف و مشخص کرده‌اند. آسیب طناب نخاعی ضربه‌ای یا تروماتیک توسط انجمن آمریکایی به پنج رده طبقه‌بندی می‌شود:

  • درجه A ضایعه نخاعی کامل را نشان می‌دهد که در آن هیچ عملکرد حسی یا حرکتی در سگمنت‌های خاجی (ساکرال S4-S5) موجود نیست.
  • درجه B ضایعه‌ی ناقص نخاعی را نشان می‌دهد که در آن عملکرد حسی وجود داشته اما عملکرد حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود ندارد و سگمنت‌های خاجی S4_S5 را شامل می‌شود. این درجه مرحله‌ای گذرا بوده و اگر هرگونه عملکرد حرکتی در سطوح پایین‌تر از ضایعه بازگردانده شود ، درجه‌ی آسیب فرد به ضایعه ناقص حرکتی C یا D تبدیل خواهد شد.
  • درجه C نشان‌دهنده‌ی ضایعه‌ی ناقص نخاعی می‌باشد که در آن عملکرد و قدرت حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود دارد و بیش از نیمی از عضلات کلیدی زیر سطح ضایعه، درجه‌ی عضله کمتر از ۳ را دارا هستند، که نشانه‌ی حرکت فعال است اما قدرت حرکتی قابلیت انجام کار را ندارد.
  • درجه D نشان‌دهنده‌ی ضایعه‌ی ناقص نخاعی می‌باشد که در آن عملکرد و قدرت حرکتی در زیر سطح ضایعه وجود داشته و حداقل نیمی از عضلات کلیدی زیر سطح ضایعه دارای درجه عضله‌ی۳ یا بیشتر می‌باشند. قدرت حرکتی توانایی انجام کار را دارد اما از حد طبیعی کمتر می‌باشد.
  • درجه E نشان‌دهنده‌ی عملکرد حرکتی و حسی نرمال می‌باشد و عملکرد اسفنکترها طبیعی است.
  • دیمیتریجکتیو یک درجه ی اضافی را پیشنهاد داد که آن را ضایعه‌ی دیسکامپلیت می‌نامند ، این ضایعه از لحاظ بالینی آسیب کامل بوده اما با شواهد نوروسایکولوژی تاثیرات 

    مغزی موجود بر روی عملکرد طناب نخاعی زیر سطح ضایعه همراه است.

سندرم‌های بالینی مرتبط با ضایعات ناقص نخاعی:

سندرم‌های بالینی مرتبط با ضایعات ناقص نخاعی

  • سندرم طناب مرکزی با از بین رفتن بیشتر عملکرد اندام‌های حرکتی فوقانی در مقایسه با اندام‌های حرکتی تحتانی همراه است.
  • سندرم بروان سکوارد از آسیب به یک سمت طناب نخاعی ناشی شده که به ضعف و از دست رفتن حس پروپریوسپشن در سمت آسیب و از دست رفتن حس درد و دما در سمت دیگر منجر می‌شود
  • سندرم طناب پیشین (قدامی) از آسیب به بخش قدامی طناب نخاعی ناشی می شود و باعث ضعف و از دست رفتن احساس درد و دما در زیر سطوح ضایعه شده اما حس پروپریوسپشن معمولا در قسمت خلفی نخاع حفظ می‌شود.
  • تابس دورسالیس از آسیب به قسمت خلفی طناب نخاعی ناشی شده ، که معمولا منشاء آن بیماری‌های عفونتی مانند 

    سفلیس می‌باشد و به از دست دادن حس لامسه و حس پروپریوسپشن منجر می‌شود.

  • سندرم مخروط انتهایی ناشی از آسیب به نوک طناب نخاعی واقع شده در مهره ی L1 می‌باشد.
  • سندرم دم اسب، آسیب جدی طناب نخاعی نیست اما منجر به آسیب به ریشه‌های نخاعی در زیر مهره‌یL1 می‌شود.

نشانه های آسیب نخاعی

نشانه های آسیب نخاعی

علاوه بر مختل شدن عملکرد حسی و حرکتی زیر سطح ضایعه، مبتلایان به ضایعات نخاعی، عوارض دیگری را نیز تجربه می‌کنند که در زیر ذکر شده.

  • مختل شدن دستگاه تنفسی
  • نقص عملکرد روده و مثانه ، مانند عفونت‌های مثانه و عفونت‌های ادراری
  • ناتوانی در تنظیم ضربان قلب ، فشار خون ، عرق کردن و اشکال در تنظیم دمای بدن
  • عملکرد جنسی نیز مرتبط با بخش های خارجی نخاع می‌باشد و اغلب بعد از آسیب، دچار اختلال می‌شود.
  • درد نوروپاتیک
  • اسپاستیسیتی (سفتی عضلات دست و پا و تشدید و افزایش رفلکس‌ها)
  • آتروفی عضلانی
  • عرق کردن، دیسرفلکسی اتونومیک یا افزایش غیر طبیعی فشار خون و دیگر پاسخ‌های اتونومیک به اختلالات درد یا حسی
  • سنگ کلیه و مثانه
  • پوکی استخوان (کمبود کلسیم) و تخریب استخوان
  • ترومبوز وریدی عمقی
  • زخم فشار (زخم بستر)

دلایل بروز آسیب‌های نخاعی

دلایل بسیاری مانند تومور، تروما، 

اختلالات ژنتیکی، ایسکمی و بیماری‌ها و آماس مغز استخوان به آسیب نخاعی منجر می‌شوند. آسیب در اثر تروما بیشتر شایع است. هر یک از این دلایل به الگوی متفاوتی از آسیب عصبی منجر می‌شود و الگوهای متفاوتی از فلج و آسیب عملکرد حسی را به همراه دارد.

در صورت برخورد با فردی که مشکوک به آسیب کمر یا گردن است، اقدامات زیر را انجام دهید :

  • هرگز به حرکت دادن فرد آسیب دیده اقدام نکنید. در غیر این‌صورت امکان دارد بیمار به فلج دائمی و یا سایر عوارض جدی دچار شود.
  • هرچه زودتر با اورژانس تماس بگیرید.
  • بیمار را بی‌حرکت نگه دارید.
  • با گذاشتن حوله‌‌های سنگین ، بالش و یا حتی کیسه شن در دو طرف گردن بیمار، از حرکت گردن وی تا زمان رسیدن اورژانس جلوگیری به عمل آورید.
  • در صورت امکان، یک سری اقدامات اولیه مانند توقف هر گونه خونریزی در بیمار را انجام داده و در صورت هوشیار بودن بیمار، بدون حرکت دادن سر و گردن وی او را آرام کنید.

درمانهای طولانی‌ مدت آسیب نخاعی

درمان‌های طولانی‌ مدت آسیب نخاعی

پزشکان 

متخصص در درمان طولانی ‌مدت ابتدا برای رفع مشکلاتی تلاش می‌کنند که در اثر بی‌حرکتی طولانی‌مدت به وجود می‌آیند. مانند انقباضات عضلانی، زخم‌های بستر، جلوگیری از ه‌های وریدی و بی‌اختیاری ادرار و مدفوع، علاوه بر این بیمار تحت توانبخشی هم قرار می‌گیرد. در طی سالیان اخیر تحقیقات زیادی در مورد ضایعات نخاعی انجام شده و ویلچرهای مدرن، داروها و استفاده از ابزارهای حساس کامپیوتری از جمله درمان‌‌هایی می‌باشند که برای بهبود حرکت در این بیماران مورد استفاده قرار می‌گیرد.

یک روش نسبتاً جدید‌تر ، استفاده از ابزارهای تحریک الکتریکی و اعصاب مصنوعی می‌باشد. در این روش ، یک سری ابزارهای پیشرفته مورد استفاده قرار می‌گیرند که برای انجام اعمال خود از تحریکات الکتریکی بهره می‌برند. برخی از این ابزارها در زیر پوست کاشته شده و به عنوان مکمل برای جایگزینی عملکردهای حسی و حرکتی ازدست‌رفته، به سیستم عصبی وصل می‌شود. بقیه‌ی این ابزارها در خارج از بدن قرار دارند.

به این روش سیستم‌های تحریک الکتریکی عملکردی ‌ نیز  می‌گویند. این سیستم‌ها محرک‌‌های الکتریکی را برای کنترل عضلات دست و پا به کار می‌برند و در نهایت به افراد دچار ضایعه نخاعی اجازه‌ی اعمالی نظیر راه ‌رفتن و ایستادن و یا برخی حرکات دست را می‌دهند. این سیستم‌‌ها از الکترودهای کنترل‌شونده توسط کامپیوتر تشکیل شده‌اند که یا در زیر پوست کاشته می‌شوند و یا به سطح پوست می‌چسبند.

راه‌های کنترل بیماری :

کاردرمانی

ضایعه نخاعی به عنوان بیماری که روز به روز با گسترش زندگی ماشینی افزایش یافته، توجه ویژه ای را طلب می‌کند. این ضایعه در اکثر موارد به ناتوانی و معلولیت شدید منجر شده و زندگی روزمره را شدیداً تحت تاثیر قرار می‌دهد. گذشته از فاز حاد بیماری، که به درمان‌های دارویی و مراقبت‌های بهداشتی ویژه ای نیاز دارد ( این دوره بخش کوچکی از روند بیماری شخص را در بر می‌گیرد)، بقیه طول دوره زندگی شخص شامل درمان‌های بازتوانی یا توانبخشی خواهد شد. آموزش طرز قرار دادن ( در وضعیت های خوابیده ، نشسته و … )، استفاده از ویلچر، آموزش مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی، داشتن استقلال در انجام مهارت‌های روزمره زندگی، آموزش فعالیت‌های اوقات فراغت و از همه مهم‌تر، آموزش های شغلی و چگونگی اداره زندگی مستقل، از برنامه های توانبخشی هستند. در این میان 

کاردرمانی به عنوان محوری‌ترین رشته توانبخشی درگیر با این بیماران، نقش خویش را در روند توانبخشی با ارزیابی‌های مقدماتی و رو به جلو پیش می‌برد. این ارزیابی‌ها که از ملاقات اولیه آغاز و تا ترخیص بیمار تداوم دارد، شامل ارزیابی وضعیت عملکردی و وضعیت فیزیکی است. پس از ارزیابی‌های اولیه، برنامه توانبخشی جهت بیماران در سه فاز حاد، فعال و توانبخشی گسترده اجرا می‌شود.

مراحل درمان آسیب نخاعی

مراحل درمان آسیب نخاعی

۱ـ  فاز اول مرحله حاد :

این مرحله که بلافاصله پس از وقوع قطع نخاع رخ می‌دهد با اقدامات زیر همراه می‌باشد:

  • بی تحرکی کامل همراه با کشش مهره‌ها و یا به تن کردن بریس Halo یا بریس کامل بدن.
  • اقامت تمام‌وقت بیمار در تخت در مدت زمانی که برای انجام عمل جراحی بر روی ستون فقرات منتظر است.
  • استراحت مطلق و اقامت تمام‌وقت پس از انجام عمل تا دوره بهبودی.
  • اجتناب از هر گونه حرکت چرخشی و خم و صاف کردن ستون فقرات و مراقبت‌های ضروری پزشکی
  • مراقبت‌های کامل فیزیکی و روحی
  • کار درمانی باید در ۴۸ ساعت اولیه پذیرش بیمار آغاز و ارزیابی اولیه انجام شود.

۲ـ فاز دوم مرحله حاد :

در این مرحله که همچنین مرحله فعال و 

توان‌بخشی یا مرحله تحرکی نامیده می‌شود، بیمار دارای توانایی نشستن در صندلی چرخدار می‌باشد.

۳– مرحله ترخیص :

در این مرحله که مرحله‌ی توانبخشی نیز نامیده می‌شود، بیمار آماده‌ی بازگشت به خانه می‌باشد. در این مرحله، بر بدست آوردن استقلال شخصی بیمار تأکید زیادی می‌شود.

۴– مرحله پس از ترخیص :

پس از ترخیص، بیماران ضایعه نخاعی امکان دارد برای استفاده از خدمات توانبخشی روزانه سرپایی به آن مراکز برگردند.

شیوع آسیب های نخاعی

اگر چه آسیب‌‌های نخاعی اغلب در اثر حوادث غیر منتظره اتفاق می‌افتند، ولی گروهی از مردم در معرض خطر بیشتری بوده و ریسک بیشتری برای ابتلا به آسیب‌های نخاعی در آنها وجود دارد. ۸۰ درصد ضایعات نخاعی در مردان به وجود می‌آید. علاوه بر این، کسانی که در سنین ۱۶ تا ۳۵ سالگی قرار دارند بیشتر دچار آسیب می‌شوند زیرا بیشتر در معرض خطر تصادفات و سایر حوادث قرار دارند. البته پس از سن ۶۰ سالگی نیز به‌دلیل افتادن و زمین خوردن چنین ضایعاتی شایع است. همچنین به اشخاصی که فعالیت‌‌های ورزشی پرخطر انجام‌ می‌دهند می‌شود اشاره کرد. افرادی که ورزش‌هایی نظیر کشتی، فوتبال، ژیمناستیک، شیرجه و اسکی‌‌های پرخطر به‌ خصوص در ارتفاع انجام می‌دهند، بیشتر از سایرین در معرض خطر ضایعات نخاعی قرار می‌گیرند.


نکته‌های سکته مغزی از زبان یک فوق تخصص سکته مغزی

سکته مغزی در صورت اقدام به درمان در اسرع وقت، می‌تواند بهبود پیدا کند. ولی تأخیر در درمان کار را سخت‌تر می‌کند.
میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، هر سال بر اثر سکته مغزی جان خود را از دست می‌دهند. این آمار مرگ و میر در حالی است که در صورت آگاهی بیشتر در این زمینه و مراجعه‌ی به‌موقع به متخصص مغز و اعصاب و انجام اقدامات درمانی مناسب می‌توان بیمار را از مرگ نجات داد و حتی از بروز عوارض‌های بعدی سکته مغزی پیشگیری کرد. ۳ تا ۶ ساعت اولیه در واقع زمان طلایی درمان محسوب می‌شوند و با مراجعه به پزشک داری فوق تخصص سکته مغزی می‌توان امید به بهبودی بیمار داشت.

 

سکته مغزی چیست؟

سکته مغزی حادثه‌ای عروقی در مغز می‌باشد. در واقع آسیب به یکی از رگ‌های خونرسان به مغز یا رگ‌های بازگرداننده خون از مغز به قلب عامل بروز آن است. این سکته به دو نوع کلی تقسیم می‌شود:
• سکته بر اثر خونریزی و پارگی عروق مغز
• سکته بر اثر انسداد و ایجاد ه در یکی از رگ‌های مغزی
سکته‌هایی که به دنبال انسداد در عروق مغزی اتفاق می‌افتند، خود دارای دو نوع هستند:
• در نوع اول ه از قسمتی دورتر از مغز مثل قلب جدا شده و با ورود به یکی از رگ‌های مغزی باعث انسداد آن می‌شود. این حادثه را سکته مغزی ناشی از آمبولی می‌نامند.
• نوع دوم و شایع تر سکته، درپی انسداد عروق، بر اثر پدیده 

تصلب شرائین بروز می‌کند. در این پدیده، دیواره عروق به مرور زمان سخت، سفت و تنگ می‌شود و رگ را برای ایجاد ه در محل تنگی آماده می‌کند. در نهایت نیز تنگی تا حدی افزایش پیدا می‌کند که انسداد کامل رگ و سکته مغزی اتفاق می‌افتد.
با مراجعه به‌موقع به پزشک دارای فوق تخصص سکته مغزی ریسک مرگ بر اثر سکته مغزی را می‌توان از بین برد و حتی علائم مربوط به آن را کاهش داد.

انواع سکته مغزی

انواع سکته مغزی

از نظر 

بهترین متخصص مغز و اعصاب سکته‌های مغزی داری سه نوع هستند:
• سکته مغزی گذرا (سکته مغزی خفیف)
• سکته ایسکمی (انسدادی)
• سکته هموراژیک (خونریزی)
بر اساس آمار به‌دست‌آمده می‌توان گفت، حدود ۸۷ درصد از سکته‌ها از نوع ایسکمی هستند.
۱ـ سکته مغزی گذرا:
این سکته را همچنین به عنوان سکته مغزی خفیف یا حمله‌ی ایسکمیک موقت (TIA) می‌شناسند. هر عاملی که به‌طور موقت، خونرسانی به مغز را قطع کند، منجر به بروز سکته خفیف می‌شود. علائم این نوع سکته برای مدت محدودی باقی مانده و بعد از بین می‌رود.
۲ـ سکته ایسکمی یا انسدادی:
سکته ایسکمی زمانی بروز می‌کند که یک ه خون یا توده‌ای به انسداد رگ‌ها و عروق مغزی منجر شود. به همین دلیل به آن سکته انسدادی می‌گویند.
ه خون می‌تواند با آترواسکلروزیس در ارتباط باشد که در نتیجه‌ی تجمع چربی در سطح داخلی رگ‌ها به‌وجود می‌آید. با جدا شدن بخشی از این چربی‌ها از توده‌ی اصلی آن، عروق کوچک مغزی به انسداد دچار می‌شوند. دقیقا مشابه اتفاقی که در حمله‌ی قلبی اتفاق می‌افتد. در حمله قلبی نیز تکه‌ای از توده باعث ایجاد انسداد در عروق قلبی می‌شود.

شایع ترین نوع سکته ایسکمیک شامل:

• آمبولی (Embolic) : در سکته‌ی ایسکمیک از نوع آمبولی، ه ی خون از جایی دیگر از بدن تشکیل شده و به مغز وارد می‌شود. بر اساس آمار ۱۵ درصد از سکته‌های آمبولیک با فیبریلاسیون دهلیزی (زمانی که ضربان قلب نامنظم است) در ارتباط هستند.
• سکته ی ترومبوتیک (Thrombotic) : در این نوع سکته ه‌ی ایجاد شده در خود عروق مغز تشکیل شده است.
به گفته‌ی پزشک فوق تخصص سکته مغزی ، برخلاف سکته مغزی خفیف، ه‌ی خونی که باعث سکته‌ی ایسکمی می شود بدون درمان از بین نمی‌رود.
۳ـ سکته‌ی هموراژیک (hemorrhagic stroke) : زمانی که عروق خونی مغز پاره شده و خون به سلول های اطراف سرازیر شود، اتفاق می‌افتد.
خون برای سلول‌های مغزی مانند سم عمل می‌کند! یعنی مرگ سلول‌های مغزی را رقم می‌زند. در نتیجه این اتفاق باعث آسیب مغزی یا حتی مرگ می‌شود.
به‌گفته‌ی پزشک دارای فوق تخصص سکته مغزی ، دو نوع اصلی از سکته ی خونریزی‌دهنده وجود دارد:
• خونریزی درون مغزی (Intracerebral hemorrhage) : پاره شدن یکی از رگ‌های داخل مغز باعث ریختن خون به بافت داخل مغز می‌شود و در نتیجه سلول‌های مغزی آسیب می‌بینند. فشارخون، ضربه مغزی ، بدشکلی عروق و مصرف بیش از حد داروهای رقیق کننده‌ی خون می‌توانند مسبب این نوع خونریزی باشند.
• خونریزی زیر عنکبوتیه (Subarachnoid hemorrhage) : فضایی بین سطح بیرونی مغز و جمجمه وجود دارد. در این فضا عروق و رگ هایی قرار گرفته‌اند. با پارگی این عروق خونریزی زیرعکنبوتیه اتفاق می‌افتد. بارزترین نشانه‌ی آن، 

سردرد شدید و ناگهانی است.

عوامل سکته خونریزی‌دهنده :

آنوریسم (Aneurysms) : با ضعیف شدن دیواره رگ، چیزی شبیه حباب روی آن ایجاد شده و ممکن است باعث پارگی آن شود.
بدشکلی شریانی-وریدی: (Arteriovenous Malformation) : به شکل‌های غیر معمول در وریدها می‌گویند. با پاره شدن وریدهای مغزی، سکته ایسکمی اتفاق می‌افتد.
فشار خون بالا (Hypertension) : فشار خون بسیار بالا، پارگی خود عروق داخل مغز را در پی دارد. همچنین در طولانی مدت باعث ضعیف شدن دیواره ی رگ‌ها و پارگی عروق بعد از مدتی می‌شود.

دلایل بروز سکته مغزی

دلایل بروز سکته مغزی

عوامل بروز سکته مغزی از نظر پزشک دارای فوق تخصص سکته مغزی عبارتند از:
• دیابت
• فشار خون بالا
• افزایش کلسترول
• عوامل ژنیتیکی
کم‌تحرکی، اضافه‌وزن، تغذیه نامناسب و استعمال دخانیات ریسک ابتلا به سکته‌های مغزی را بالا می‌برند. با ترک کردن سیگار، فعالیت‌های ورزشی ، تغذیه مناسب می‌توان تا حدودی از بروز سکته مغزی جلوگیری کرد. منشأ نوع خاصی از سکته‌های مغزی هم ژنتیک است که معمولاً این نوع سکته‌ها در سنین پائین‌تری اتفاق می‌افتند. اقدام هرچه سریع‌تر برای درمان و مراجعه به پزشک دارای فوق تخصص سکته مغزی بسیار توصیه می‌شود.

نشانه هایی ظاهری و عوارض بعد از سکته مغزی

• فلج صورت، بازو و پاها در همان طرف (همی پلژی)
• ضعف و کرختی صورت وبازوها یا پاها به خصوص در یک طرف بدن (همی پارزی)
• اختلال در تکلم یا در درک کلام (دیس آرتری)
• عدم تعادل و لنگ زدن (آتاکسی)
• کرختی و سوزش قسمت‌های بدن، اشکال در درک وضعیت و موقعیت (پارستزی)
• اشکال در بلع (دیس فاژی)
• سردرد شدید و ناگهانی
• دو بینی، تاری دید یا از دست دادن بینایی به خصوص در یک چشم
• سرگیجه بدون دلیل و سقوط ناگهانی
• از دست دادن حافظه کوتاه مدت وطولانی‌مدت
• اشکال در پیدا کردن کلمات و فهمیدن آن چیزی که دیگران می‌گویند.
• بی‌اختیاری ادرار و مدفوع
• عدم توانایی در انجام حرکات ظریف.
به منظور درمان و ازبین بردن علائم سکته مغزی به 

متخصص مغز و اعصاب در تهران مراجعه کنید.

درمان بلند مدت سکته مغزی

درمان بلند مدت سکته مغزی

به‌گفته‌ی پزشک فوق تخصص سکته مغزی برای هر نوع سکته یک دوره‌ی طلایی درمان وجود دارد. این دوره‌ی طلایی به شدت آسیب سکته‌ی مغزی و جایگاه درگیرکننده‌ی آن بستگی دارد.
شما ممکن است به توانبخشی نیاز داشته باشید. زیرا امکان دارد جنبه‌های مختلفی از سلامت شما در سکته آسیب ببیند. توانبخشی شامل فیزیوتراپی، گفتاردرمانی، کاردرمانی و ارتز و پرونز می باشد. همچنین ممکن است به ویزیت توسط پزشک فوق تخصص مغز و اعصاب و همینطور روانپزشک نیاز باشد.

درمان هریک از انواع سکته مغزی

سکته مغزی بر اساس نوع آن دارای درمان‌های اورژانسی و اضطراری می‌باشد. پس از آن توانبخشی، مهم‌ترین مرحله درمان محسوب می‌شود.

درمان سکته خفیف (TIA)

درمان سکته خفیف با تغییر سبک زندگی و مصرف دارو امکان‌پذیر است. داروهای ضدانعقاد خون برای جلوگیری از ایجاد ه و انسداد مورد استفاده قرار می‌گیرند.
داروهای ضدپلاکت از به هم چسبیدگی پلاکت‌های خون و تشکیل ه جلوگیری می‌کنند. از جمله داروهای ضد پلاکت می‌توان آسپرین و کلوپیدوگرل را نام برد.
همچنین امکان دارد فرد به جراحی اندآرکتومی کاروتید نیاز داشته باشد. در این جراحی شریان کاروتید که برای خونرسانی به مغز اهمیت بسیاری دارد را از ه‌ها و پلاکت‌ها پاکسازی می‌کنند.

درمان سکته ایسکمیک یا انسدادی

برای درمان سکته‌ی انسدادی ممکن است پزشک فوق تخصص مغز و اعصاب داروی حل کننده‌ی ه برای شما تجویز کند. این دارو باعث حل شدن ه‌ی ایجادشده می‌شود و در نتیجه جریان خون به حالت طبیعی بازمی‌گردد. برای جلوگیری از سکته‌ی دوم معمولاً آسپرین تجویز می‌شود.
تزریق دارو به عروق مغز و یا در صورت نیاز جراحی برای رفع انسداد، درمان اورژانسی در این نوع سکته محسوب می‌شوند.

درمان سکته هموراژیک یا خونریزی‌دهنده

در درمان سکته‌ی خونریزی‌دهنده، دارویی برای کاهش فشار مغز تجویز می‌شود. اگر خونریزی شدید باشد ممکن است جراحی تنها راه حل باشد. در این جراحی هم خون اضافی خارج شده و هم عروق ترمیم می‌شود.


مصرف الکل زیاد و سندرم ورنیکه کورساکوف

سندرم ورنیکه کورساکوف نوعی اختلال 

مغزی می‌باشد. فقدان ویتامین ب1 یا تیامین سبب بروز این اختلال می‌شود. دو وضعیت این سندروم که امکان دارد با هم اتفاق بیفتند، عبارتند از: اختلال ورنیکه و سندرم کورساکوف. در بیشتر افراد ابتدا اختلال ورنیکه تشخیص داده می‌شود و بعد از آن سندرم کورساکوف. تغییراتی در بینایی، گیجی و سردر گمی، تحریف حافظه و داستان‌سرایی‌های بی‌سر و ته از نشانه‌های این سندرم می‌باشد. در ادامه‌ی مقاله به علائم، علل و درمان سندرم ورنیکه کورساکوف می‌پردازیم.

 

نشانه‌های اختلال ورنیکه

اختلال ورنیکه یک نوع آسیب مغزی می‌باشد که قابل بازگشت نیست. این اختلال منجر به بروز سه مشکل عمده می‌شود:

  • عدم داشتن تعادل و مشکل در راه رفتن
  • گیجی و سردرگمی
  • مشکلات بینایی

در واقع فقدان ویتامین ب1(تیامین) منجر به بروز این علائم می‌شود. تمامی سلول های بدن به تیامین نیاز دارند و بدن انسان توانایی تولید آن را ندارد. پس دریافت آن از یک رژیم غذایی سالم ضروری است. همچنین در قلب، مغز، ریه‌ها و کلیه، سطوح مختلفی از آن وجود دارد. در صورت کافی نبودن مقدار تیامین موجود، بدن قادر به انجام وظایف اصلی‌اش به صورت مناسب نخواهد بود و مشکل از اینجا آغاز می‌شود. به دلیل نیاز مغز به تیامین در سطح گسترده‌، این عضو نسبت به کاهش آن علائمی چون تغییر وضعیت ذهنی، گیجی، دو بینی، حرکات ناخواسته چشم و تعادل ضعیف و مشکل در راه رفتن بروز می‌دهد.

اکثراً افراد مبتلا، سوءتغذیه و کاهش وزن را تجربه می‌کنند، به علاوه امکان دارد با کاهش فشار خون، دمای بدن کاهش یافته و فرد با مشکلات جدید حافظه روبرو ‌شود. نشانه‌ها بسیار به حالت مستی ناشی از خوردن الکل شباهت دارد، هرچند فرد ممکن است اصلاً مصرف الکل نداشته باشد. تشخیص نشانه‌ها مشکل است چون همه‌ی افراد نشانه‌های یکسان از خود بروز نمی‌دهند و اگر تحت درمان قرار نگیرند امکان دارد به کما و یا مرگ ختم شود.

نشانه‌های سندرم کورساکوف

نشانه‌های سندرم کورساکوف

از دست دادن حافظه و مشکلات مربوط به مدیریت و انجام کارهای روزمره مشخصه‌ی اصلی این سندرم می‌باشد. بیشتر مبتلایان به سندرم کورساکوف در یادگیری اطلاعات جدید دارای مشکل هستند، همچنین به‌طور غیرمعمول خاطراتی را خلق می‌کنند که بتوانند شکاف‌های موجود در حافظه را پر کنند، در واقع دائماً در حال خیال‌پردازی هستند. این خیال‌پردازی‌ها که خاطرات دروغین توصیف‌شده عنوان می‌شوند، به عمد انجام نمی‌شود بلکه مغز در حال تلاش برای تکمیل کردن ناخودآگاه حافظه است. مشکلات در حافظه کوتاه‌مدت می تواند اخلال در حفظ خاطرات جدید و یادآوری رویدادهای اخیر را به‌وجود آورد. تغییر در شخصیت فرد مبتلا امکان دارد اتفاق بیفتد و از دیگر نشانه‌های محتمل عدم نگرانی، بی‌تفاوتی و گفتار و رفتار تکراری می‌باشد. امکان بهبود این بیماری بعد از گذشت زمان وجود دارد اما در حدود 25% موارد طبق گزارشات، این شرایط دائمی بوده است اغلب در مراحل ابتدایی بروز نشانه‌ها، درمان امکان‌پذیر است و در صورت پیشرفت احتمال بهبود کامل کاهش می‌یابد.

دلایل بروز سندرم ورنیکه کورساکوف

سندرم ورنیکه کورساکوف بیشتر در میان افراد مبتلا به اعتیاد الکل رواج دارد. همچنین جذب محدود مواد غذایی و ویتامین‌های مورد نیاز بدن در شرایط خاص، می‌تواند منجر به بروز این اختلال شود. این شرایط شامل موارد زیر هستند:

  • سرطان معده
  • جراحی بای پس معده
  • اختلالات خوردن
  • سرطان روده
  • رژیم‌های شدید
  • دیالیز کلیه و مشکلات کلیوی
  • عفونت‌های مزمن
  • الکلیسم

شایع‌ترین دلیل این بیماری 

الکلیسم می‌باشد. چرا که افراد الکلی رژیم غذایی مناسبی ندارند. همچنین الکل از جذب ویتامین ب1 جلوگیری می‌کند.

درمان

درمان

بستری شدن هرچه زودتر بیمار مشکوک به سندرم ورنیکه کورساکوف برای دریافت خدمات پزشکی ضروری است. تزریق تیامین از دهان در این مرحله موثر نبوده و برای بررسی نشانه‌ها و عوارض و نظارت بیمار بستری می‌شود. جایگزینی تیامین علائم رایج مانند حرکات چشم، مشکلات بینایی، مشکلات هماهنگی و سردرگمی را می‌تواند بهبود بخشد. اما بازیابی حافظه و شناخت به سختی و دیرتر امکان‌پذیر است و درمان با ویتامین تنها جلوی پیشرفت بیماری را می‌گیرد. برای درمان تزریق ویتامین ب1 داخل وریدی انجام شده و تا زمانی که دیگر نشانه‌ای مشاهده نشود ادامه دارد. بعد از آن وعده‌های غذایی با منابع غنی ویتامین ب1 تجویز می‌شود و مصرف الکل برای بیمار ممنوع درنظر گرفته می‌شود. براساس مطالعات ۲۵ درصد افراد مبتلا به سندرم ورنیکه کورساکوف بهبود یافته‌اند و در تقریبا نیمی از افراد بهبودی جزئی ایجاد شده. حدود 25 درصد وضعیتشان ثابت باقی مانده است.


با علائم سکته مغزی آشنا شوید!

 

علائم سکته مغزی را شناختن و آگاهی پیدا کردن از نشانه هایی که ممکن است قبل از 

سکته مغزی به سراغمان بیاید ، در پیشگیری کردن از بروز سکته کمک زیادی خواهد کرد. علائم سکته مغزی در ابتدا شامل انحراف صورت ، فلج یک سمت بازو و اختلال در تکلم می باشد که اگر در خود و یا اطرافیانمان متوجه این علائم شدیم باید به سرعت با اورژانس تماس گرفته تا بیمار به اولین بیمارستان منتقل شود.

 

زمان طلایی بعد از بروز علائم سکته چقدر است؟

 

زمان طلایی برای درمان سکته بعد از مشاهده علائم سکته مغزی ، با استفاده از روش های دارویی حدود 4 ساعت و نیم و با کمک روش های مکانیکی حدود 6 الی 8 ساعت است. بنابراین زمان در درمان سکته مغزی حاد بسیار تعیین کننده است چرا که سکته مغزی اولین عامل ناتوانی بیماران در کشور و دومین عامل مرگ و میر بیماران به علت اختلالات عروقی است.

عدم آگاهی در نحوه برخورد مناسب با بیماران سکته مغزی باعث شده تا بیشتر این بیماران بعد از گذشت زمان طلایی یعنی بعد از شروع علائم مراجعه کنند .

 

سکته مغزی چیست؟

سکته مغزی در اثر اختلال در خون رسانی به بخشی از مغز به وجود می آید. این اختلال علل مختلفی دارد که از جمله ی آن می توان به پارگی رگ خونی و یا مسدود شدن رگ اشاره کرد. این عارضه در صورت تشخیص به موقع قابل پیشگیری خواهد بود. در ادامه شما با مهم ترین علائم سکته مغزی آشنا خواهید شد.

 

مهم ترین علائم سکته مغزینشانه ها و علائم سکته مغزی

 

  • خستگی

خستگی ناگهانی و طولانی مدت ممکن است از علائم سکته مغزی باشد که معمولا مورد توجه فرد قرار نمیگیرد و نادیده گرفته می شود.

  • بی حسی ناگهانی یا ضعف در عضلات دست، صورت و پا (خصوصا یک طرف از بدن) نیز از علائم سکته مغزی است
  • گیجی ناگهانی یا اختلال در صحبت کردن و فهمیدن حرف های دیگران
  • اختلال دید ناگهانی در یک یا هر دو چشم از علائم سکته مغزی است
  • اختلال حرکتی ناگهانی یا سرگیجه، از دست دادن تعادل یا مشکل در بر قراری هماهنگی

 

 

اگر هر یک از این علائم سکته مغزی را در خود و یا دیگران مشاهده کردید، به سرعت با اورژانس تماس بگیرید زیرا ثانیه ها مهم بوده و عکس‌العمل به موقع زندگی فرد را نجات می‌دهد.

 

اگر با این علائم مواجه شدم چه کاری انجام دهم؟

 

اگر شما و یا کسی در اطرافتان دارای علائم سکته بود سریعا با اورژانس تماس برقرار کنید. درمان سریع می تواند زندگی شما را نجات دهد یا شانستان را برای بهبودی کامل افزایش دهد.

 

پزشک یا 

متخصص مغز و اعصاب شما می تواند خطر ابتلا به سکته را در شما ارزیابی کند و به شما در کنترل عوامل خطر کمک کند. گاهی اوقات افراد قبل از سکته مغزی،علائم هشدار دهنده آن را تجربه می کنند.


بیماری مننژیت، عوامل و درمان

مننژیت  (Meningitis)، عفونت و التهاب پرده‌ی مغزی می‌باشد. عفونت مایع اطراف 

مغزی و نخاعی منجر به التهاب می‌شود.

 

دلایل:

  • ویروس
  • باکتری
  • قارچ
  • حساسیت به دارو
  • تحریکات شیمیایی
  • آسیب جسمی
  • سرطان‌ها

نشانه‌های بیماری:

  • سردرد شدید
  • تغییرات ذهنی
  • تب و لرز
  • حساسیت به نور
  • تهوع و استفراغ
  • سفتی گردن
  • برآمدگی استخوان جمجمه
  • بی قراری
  • کاهش هوشیاری
  • تنفس سریع
  • قوس سر و گردن به عقب
  • تحریک پذیری کودکان

انواع مننژیت

انواع مننژیت

۱ـ مننژیت باکتریایی: فرد مبتلا باید فوراً در بیمارستان بستری شود. چرا که بسیار خطرناک و کشنده است. به محض ورود باکتری وارد خون، دیواره عروق خونی تخریب می شود و خونریزی در پوست و اعضای داخلی اتفاق می‌افتد.

نشانه‌ها شامل: خستگی، تب، تهوع، لرز سرد، سردی دست ها و پاها، درد شدید مفاصل و عضلات، درد سینه و یا شکم، اسهال، ، تنفس سریع و در مراحل بعدی بثورات پوستی می‌باشد.

این نوع مننژیت، در کمتر از چند ساعت فرد را خواهد کشت. در موارد غیر کشنده، معلولیت دائمی رخ می‌دهد که شامل قطع عضو و یا زخم شدید است.

نشانه‌های مننژیت باکتریایی بعد از 3 تا 7 روز قابل مشاهده هستند.

در نوزادان تازه به دنیا آمده امکان دارد نشانه‌هایی همچون: 

سردرد، تب و سفتی گردن وجود نداشته باشد و یا به سختی این نشانه‌ها قابل مشاهده باشند.

علائم این بیماری در نوزادان شامل بی‌حالی، تحریک پذیری، استفراغ و کاهش اشتها می‌باشد.

پزشک متخصص با مشاهده‌ی عکس العمل کودک ابتلا به این بیماری را تشخیص می دهد.

اگر چه نشانه‌های نخستین مننژیت باکتریایی و ویروسی به هم شباهت دارند، نشانه‌های بعدی مننژیت‌باکتریایی نظیر تشنج و اغما بسیار خطرناک هستند.

۲ـ مننژیت ویروسی: خفیف تر است و معمولاً بیشتر از مننژیت باکتریایی اتفاق می‌افتد. این نوع که از عفونت روده ای ناشی می‌شود،‌ در اواخر تابستان و اوایل پاییز بسیار شایع است. بچه های کمتر از پنج سال و بزرگسالان زیر 30 سال ریسک ابتلای بیشتری دارند. نشانه‌های این نوع مننژیت در نوزادان و بزرگسالان با هم متفاوت است.

نشانه‌ها در نوزادان شامل تحریک پذیری، تب، بد غذایی و سخت بیدار شدن می‌باشد.

نشانه‌ها در بزرگسالان شامل سردرد شدید، تب بالا، سفتی گردن، حساسیت به نور، خواب آلودگی و یا مشکل در بیدار شدن، تهوع و استفراغ و کاهش اشتها می‌باشد.

علائم این نوع مننژیت معمولا 7 تا 10 روز به طول می‌انجامد.

۳ـ مننژیت قارچی: علائم این نوع‌مننژیت بسیار شبیه به انواع دیگر مننژیت می باشد. به هر حال، این علائم به تدریج ظاهر می شوند. علائم مشترک شامل سردرد، تب، تهوع و سفتی گردن می باشد. علائم اختصاصی این نوع مننژیت عبارتند از: عدم دوست داشتن نور، تغییر در وضعیت ذهنی، گیجی، توهم و تغییرات شخصیتی.

افراد در معرض خطر

افراد در معرض خطر

این بیماری حدود ده درصد به مرگ ختم می‌شود. در موارد غیر کشنده افراد به آسیب مغزی، ناشنوایی و یا از دست دادن اندام دچار می‌شوند.

امکان ابتلا به این بیماری در همه‌ی افراد وجود دارد.

ریسک این بیماری در نوزادان کمتر از یک ماه به علت ضعف سیستم ایمنی، بیشتر می‌باشد.

افرادی که در تماس با بیمار دچار مننژیت ویروسی قرار گرفته اند،  به احتمال زیاد به این عفونت مبتلا می‌شوند، اما بیماری آنها شبیه عوارض مننژیت نخواهد بود.

تشخیص زود و درمان به موقع مننژیت باکتریایی، از آسیب دائمی عصبی جلوگیری به عمل می‌آورد.

  • راه های تشخیص
  • آزمایش خون
  • کشیدن مایع مغزی نخاعی
  • سی تی اسکن سر
  • عکسبرداری قفسه سینه
  • رنگ آمیزی خاص

درمان

درمان

پزشک برای مننژیت باکتریایی، آنتی بیوتیک تجویز می‌کند. نوع 

آنتی بیوتیک به باکتری‌ای که باعث عفونت شده است، بستگی دارد.

بیماران مبتلا به مننژیت ویروسی، بعد از  7 تا 10 روز بهبود پیدا می‌کنند.

برای بیماران مبتلا به مننژیت قارچی، داروهای ضد قارچ با دوز بالا تجویز می‌شود.

افراد با سیستم ایمنی ضعیف، مانند: بیماران ایدزی، سرطانی و یا دیابتی، اغلب به درمان طولانی تری نیازمندند.

دیگر داروها و مایعات داخل وریدی برای درمان نشانه‌هایی همچون ورم مغز، شوک و تشنج تجویز می‌شوند.

در برخی موارد بر اساس شدت بیماری و نیاز به داروها، بستری در بیمارستان برای بیمار ضروری است.

عوارض

تجمع مایع بین جمجمه و مغز

آسیب های مغزی

هیدروسفالی

کاهش شنوایی

تشنج

راه‌های پیشگیری

راه‌های پیشگیری

  • تزریق واکسن هموفیلیس نوع B در کودکان از نوع خاصی از مننژیت جلوگیری می‌کند.

واکسن ژوگه پنوموکوک : در حال حاضر در دوران کودکی به ایمن‌سازی کمک می‌کند و در پیشگیری از مننژیت پنوموکوکی تأثیر دارد.

  • استراحت کافی کنید.
  • برای جلوگیری از عفونی شدن کارگران خانه و دیگرانی که در تماس با بیماران مبتلا به مننژیت مننگوکوکی قرار دارند، آنتی بیوتیک تجویز می‌شود.
  • با افراد آلوده در تماس نباشید.
  • دست های خود را پس از تعویض پوشک، دستشویی، سرفه و پاک کردن بینی به طور کامل بشویید.
  • گوشت را کاملاً پخته مصرف کنید و از مصرف پنیر ساخته شده از شیر غیراستریلیزه خودداری کنید.
  • از بوسیدن و به اشترک گذاشتن وسایل شخصی، لیوان، حوله و … با افراد آلوده اجتناب کنید.
  • دستگیره‌های درب را با آب و صابون شسته و ضدعفونی نمایید.
  • موش ها را از محل زندگیتان دور نگه دارید.
  • از گزش پشه و ات دیگر که می تواند حامل بیماری باشد، دور بمانید.

واکسن مننگوکوک برای افراد زیر توصیه می شود:

تمام دانشجویان سال اول که در خوابگاه زندگی می کنند و واکسینه نیستند.

کودکان دارای دو سال و بیشتر که طحال ندارند و یا سیستم ایمنی ضعیفی دارند.

افرادی که به کشورهایی که در آنها، مننژیت مننگوکوک شایع است، سفر می‌کنند.

نوجوانان در سنین 11 تا 12 سال و نوجوانان در سن 15 سال که هنوز واکسینه نشده‌اند.


همه چیز درمورد بیماری آتاکسی:

بخشی از مغز به نام مخچه مسئولیت هماهنگی حرکات بدن را برعهده دارد. به این صورت که مغز دستور حرکت را به بخشی از بدن صادر می‌کند، سپس انتقال سیگنال‌های الکتریکی از طریق نخاع به اعصاب محیطی صورت می‌گیرد و نهایتاً عضله‌ای تحریک و منقبض شده و باعث حرکت آن عضو می‌شود.

اعصاب حسی در هر بخش از بدن، مسئولیت جمع‌آوری اطلاعات مربوط به پروپریوسپشن (

proprioception، احساس وضعیت و حرکت بدن و اندام‌ها، بدون اینکه از حس بینایی استفاده کند) را از محیط برعهده دارد، یعنی وضعیت زمانی و مکانی بدن را نشان می‌دهد. بازگشت این سیگنال‌ها ازمسیری متفاوت اما از راه همان اعصاب محیطی در نخاع صورت می‌گیرد. مخچه مسئولیت دریافت این اطلاعات، اطلاعات تعادلی به‌دست‌آمده از سیستم وستیبولار گوش داخلی و اطلاعات بینایی که از چشم‌ها به دست آمده  را برعهده دارد. تا باعث نرم و روان‌تر شدن حرکت هدفمند فرد شود. آتاکسی در واقع از عدم کار کردن یک یا چند مورد از اجزای ذکرشده در این مسیر ناشی می‌شود.

ناهنجاری و آسیب به مخچه باعث ایجاد آتاکسی مخچه‌ای (Cerebellar ataxia) می‌شود. وقتی ستون‌های پشتی نخاع درست عمل نکنند آتاکسی حسی (Sensory ataxia) رخ می‌دهد. مسئولیت انتقال اطلاعات پروپریوسپشن از بدن به مغز برعهده‌ی ستون‌های پشتی نخاع است. آسیب دیدن بخش‌هایی از مغز که وظیفه‌ی تفسیر اطلاعات را دارند نیز ممکن است به آتاکسی حسی منجر شود. آتاکسی وستیبولار  (Vestibular ataxia) باعث درست کار نکردن مجراهای وستیبولار شده و این قضیه به از دست دادن تعادل منجر می‌شود.

چه دلایلی باعث ایجاد آتاکسی می‌شود؟

چه دلایلی باعث ایجاد آتاکسی می‌شود؟

۱ـ جنسیت

آتاکسی ژنتیکی گاهی به جنسیت وابسته است، یعنی نقص ژنتیکی روی کروموزم‌های جنسی X یا Y قرار دارد و می تواند اتوزومال باشد، یعنی در یکی از ۲۳ جفت کروموزوم دیگر ناهنجاری وجود دارد.

آتاکسی تلانژکتازی(ataxia telangiectasia)  اتوزومال مغلوب(autosomal recessive)  و آتاکسی اپیزودیک(episodic)  و آتاکسی اسپینوسروبولار (spinocerebellar)  نمونه‌هایی از آتاکسی اتوزومال غالب (autosomal dominant ataxia)  هستند.

۲ـ آسیب ساختاری به مغز

هر گونه جراحت و آسیبی که باعث کاهش روند خون‌رسانی به بافت مغزی شامل مخچه شده یا به آن حمله کند، می‌تواند به آسیب ساختاری مغز منجر شود. از جمله این آسیب‌ها می‌توان، خون‌ریزی مغزی و تروما، تومور یا 

سکته‌ مغزی، و اسکلروز چندگانه یا ام اس(multiple sclerosis)  را نام برد.

۳ـ  ژنتیک

گاهی آتاکسی براثر نقص ژنتیکی ایجاد شده و ارثی است. دلیل آن برخی مواقع می‌تواند آسیب ساختاری به نخاع یا مخچه باشد.

۴ـ بیماری سلیاک

بیماری سلیاک که معمولاً نوعی اختلاف گوارشی محسوب می‌شود، بیماری‌ای است با واسطه‌ی سیستم ایمنی (immune-mediated illness) . در این بیماری، بدن توانایی هضم 

گلوتن را ندارد، ولی قادر است بر اندام‌های فراوان دیگری در بدن تأثیر داشته باشد. آتاکسی مربوط به گلوتن گاهی یکی از دلایل آتاکسی ایدیوپاتیک پراکنده (sporadic idiopathic ataxia) است.

۵ـ بیماری ویلسون

بیماری ویلسون که بر توانایی بدن در متابولیسم مس اثر می‌گذارد، بیماری اتوزوم مغلوب می‌باشد که می‌تواند به آتاکسی منجر شود. این بیماری نمونه‌ای است که نشان می‌دهد تا چه حد دسته‌بندی آتاکسی دشوار است. زیرا آتاکسی هم دارای دلایل ساختاری است وهم ژنتیکی.
نکته: گاهی تشخیص دلیل بیماری آتاکسی ممکن نیست. این نوع آتاکسی را در دسته‌ی آتاکسی ایدیوپاتیک (idiopathic ataxia)  قرار می‌دهند.

۶ـ مواد شیمیایی و مسمومیت‌ها
از جمله عواملی که توانایی اثرگذاری روی عملکرد بدن و مغز را دارند می‌توان اختلال هورمونی، موادشیمیایی، مسمومیت‌ها، سوء‌ تغذیه و الکترولیت را نام برد. در این اثرات امکان برگشت‌ناپذیری وجود دارد. الکل هم مسمومیت شایعی است که می‌تواند منجر به آتاکسی شود. سایر علت‌ها شامل داروهایی که برای درمان اختلالات تشنج (seizure disorders) استفاده می‌شوند و بسیاری از داروهای تجویزی دارای لیتیوم، داروهای نئشه‌کننده  (Recreational drugs) ، داروهایی که حالت خوشی کاذب ایجاد می‌کنند و باعث احساس نکردن خستگی و تنش‌های روحی می‌شوند مانند ماری‌جوانا (PCP) ، کتامین (ketamine) و … می‌توانند باعث ایجاد آتاکسی شوند. مسمومیت غذایی با جیوه هم گاهی به آتاکسی منجر می‌شود. همچنین کم‌کاری تیروئید و کمبود ویتامین B12  نیز می‌توانند باعث بروز آتاکسی شوند.

نشانه‌های آتاکسی

نشانه‌های آتاکسی

بسته به اینکه کدام بخش مغز یا بدن تحت‌تأثیر قرار گرفته، نشانه‌های آتاکسی با هم تفاوت دارند. معمولا ویژگی مشترک تمام نشانه‌های آتاکسی، عدم وجود هماهنگی است.

نشانه‌های آتاکسی عبارت‌اند از:

  • داشتن مشکل هنگام راه رفتن یا قدم‌های لرزان که اغلب فرد با پاهای باز (wide-based)راه می‌رود و به اصطلاح تلوتلو می‌خورد. ممکن است این مشکل منجر به سکندری خوردن و افتادن روی زمین شود. بیمار، آهسته و بریده‌بریده حرف می‌زند و ریتم کلماتی که ادا می‌کند، طبیعی نیست.
  • بیمار معمولا هنگام بلعیدن دچار مشکل می‌شود و گاهی غذا یا مایعات (به‌ویژه مایعات) در گلوی بیمار گیر کرده و احساس خفگی می‌کند.
  • استفاده از دست‌ها و انگشتان برای فعالیت‌هایی مثل برداشتن قاشق و چنگال در زمان غذا خوردن، تایپ کردن، نوشتن، بستن دگمه‌های پیراهن، نواختن آلات موسیقی و دوخت و دوز و نواختن آلات موسیقی بسیار مشکل می‌شود.
  • حرکات غیرارادی و سریع چشم اصطلاحاً نیستاگموس (Nystagmus) نامیده می‌شود. طی این حرکات چشم‌ها به‌سرعت عقب و جلو می‌روند. نیستاگموس همچنین می‌تواند به تاری دید، مشکل در خواندن یا حرکت دادن چشم‌ها از کلمه‌ای به کلمه‌ای دیگر منجر شود. این بیماران اغلب از خستگی شاکی هستند. دلیل خستگی این افراد احتمالا این است که برای غلبه بر ناهماهنگی موجود، از عضلات بدن خودشان بیشتر کار می‌کشند.

راه‌های تشخیص بیماری آتاکسی

بررسی سابقه‌ی پزشکی فرد و معاینه‌ی جسمی برای تشخیص بالینی فرایند بیماریِ ناشی از آتاکسی ضرورت دارد. پزشک می تواند سؤالاتی از بیمار بپرسد، مانند این که آیا او درمعرض سموم و مواد شیمیایی قرار گرفته یا نه. کاوش در سابقه‌ی خانوادگی فرد از جمله موارد بررسی سابقه‌ی پزشکی است. و طی آن پزشک درمورد اقوام و بستگانی که مبتلا به مشکلات عصبی هستند، سؤالاتی می‌پرسد. آزمایش عصبی به منظور جست‌و‌جوی تغییرات در حس‌های فرد و ضعف عضلانی صورت می‌گیرد.

از تست‌های آزمایشگاهی نظیر آزمایش ادرار، پونکسیون کمری و خون، برای بررسی وجود اختلالات شیمیایی و الکترولیت و پیدا کردن داروهای سمی و سایر سموم به کار برده می‌شوند. گاهی نیز برای تشخیص آتاکسی به MRI یا سی‌تی‌اسکن مغز و نخاع نیاز داریم. اگر درمورد نوروپاتی محیطی (peripheral neuropathy) (اعصاب بیرون مغز و نخاع) نگرانی‌هایی وجود داشته باشد، بررسی‌های هدایت عصبی (Nerve conduction studies)  می‌تواند مفید باشد. آزمایش ژنتیکی برای بررسی احتمال وجود علت خانوادگی یا ژنتیکی، استفاده می‌شود.

تشخیص قطعی دلیل اصلی آتاکسی دشوار است و اغلب زمان‌بر. زیرا دلایل فراوانی برای آن وجود دارد. به منظور تشخیص علت قطعی و دلیل اساسی آتاکسی امکان دارد که متخصص مراقبت‌های بهداشتی اولیه، از 

متخصص مغز و اعصاب یا متخصص داخلی، کمک و مشاوره بگیرد.

درمان آتاکسی

درمان آتاکسی

درمان آتاکسی بستگی به علت اصلی و ریشه‌ای ایجادکننده‌ی آن دارد. اگر تشخیص داده شود شود که آتاکسی برگشت‌ناپذیر است، درمان‌های فیزیکی مبنای اصلی مراقبت‌های پزشکی می‌شوند و روی تحرک، ایمنی، بالا بردن کیفیت زندگی و به‌ حداکثر رساندن عملکرد بدن تمرکز می‌شود.

پیش‌آگهی آتاکسی

از آنجایی که آتاکسی نشانه‌ی بیماری یا عارضه‌ای اساسی است، پیش‌آگهی آن بستگی به واکنش بدن به درمان آن علت اصلی دارد. برای مثال، بعضی از دلایل ایجادکننده‌ی آتاکسی مانند نامتعادلی الکترولیتی، قرار گرفتن درمعرض بعضی مواد شیمیایی، برگشت‌پذیر هستند و  پیش‌آگهی می تواند راهگشا باشد، ولی علت‌های دیگری نیز وجود دارند مانند آسیب‌های ناشی از مصرف الکل و دلایل ژنتیکی که برگشت‌ناپذیرند، پیش‌آگهی در آنها در حد متوسط تا ضعیف می‌باشد.

پیشگیری آتاکسی

ازآنجاکه آتاکسی نشانه‌ی بیماری‌ای اساسی و ریشه‌ای است، وما قابل پیشگیری نیست. ولی پرهیز از علل خارجی آتاکسی (مواد شیمیایی و سموم محیطی) می‌تواند به جلوگیری از ابتلای افراد به آتاکسی کمک کند. درحال حاضر، علل ژنتیکی آتاکسی پیشگیری نمی‌شوند.


به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنیم یا روانپزشک؟

متخصص مغز و اعصاب، متخصص اعصاب و روان، جراح مغز و اعصاب، روانکاو، روانپزشک، روانشناس و … چند بار این واژ‌ها را شنیده‌اید؟
به دلیل تشابه اسمی در زبان فارسی، حتی افراد تحصیل‌کرده نیز این تخصص‌ها را با هم اشتباه می‌گیرند. اما درواقع با چندین رشته تخصصی روبرو هستیم که حوزه فعالیت‌های گسترده و متفاوت از هم دارند فقط در برخی موارد دارای اشتراکاتی هستند.
بسیار اتفاق افتاده است که بیمار درمورد وظایف هر یک از این متخصص‌ها دچار گیجی شده و این قضیه باعث اتلاف هزینه، وقت و تأخیر در تشخیص بیماری شده است و گاهی صدمات جبران ناپذیری را برای بیمار به‌همراه داشته است. علاوه بر این، معمولاً پیدا کردن بهترین متخصص مغز و اعصاب ، زمان و هزینه‌ی زیادی را تلف می‌کند.

 

تخصص‌های مغز و اعصاب

در این مقاله به شرح مفصل در مورد هریک از این تخصص‌ها و حوزه‌های تخصصی پرداخته شده است.

متخصص مغز و اعصاب

متخصص مغز و اعصاب

سیستم عصبی انسان به دو دسته کلی تقسیم می‌شود که عبارتند از:
• اعصاب مرکزی (مغز و نخاع)
• اعصاب محیطی (اعصاب و نورون‌های عضلات)
تمام بیماری‌ها و اختلالاتی که روی هر کدام از قسمت‌ها‌ی سیستم اعصاب تأثیر بگذارد، در حوزه اختیارات متخصص مغز و اعصاب قرار می‌گیرند.

اعصاب محیطی و مرکزی

به‌دلیل وجود اعصاب در همه جای بدن، بیماری‌های عصبی قادرند روی هریک از اعضای بدن از جمله پوست، چشم، گوش، عضلات، دست و پا، حلق و سیستم گوارشی از دهان تا مقعد و … اثر بگذارند. به‌این جهت، تخصص مغز و اعصاب یا نورولوژیست طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها را دربرمی‌گیرد که عبارتند از:
بیماری‌های نورودجنراتیو که باعث ازبین رفتن سلول‌های عصبی می‌شوند. مانند: آایمر و پارکینسون
بیماری‌های روی عروق مغزی اثرگذارند. مانند: سکته های مغزی
انواع ضعف‌های عضلانی مانند: ای ال اس
عفونت‌های سیستم عصبی مانند انواع آبسه‌های مغزی و مننژیت
بیماری های که باعث ازبین رفتن میلین(بافت اطراف سلول های عصبی) می‌شوند. مانند: ام اس که مشکلات زیادی از جمله ضعف عضلانی را به‌همراه دارد.
• انواع 

سردرد
• انواع تشنج
• اختلالات حرکتی مانند پارکینسون و پرش‌های عضلانی و حرکات غیرارادی و اضافی
• اختلال تکلم و اختلالات شنوایی که به سیستم عصبی مربوط هستند. به ویژه در مواردی که ناگهانی بروز می‌کنند.
• بیماری های مربوط به آسیب‌های نخاعی (دیسک کمر، تنگی کانال نخاعی و…)
• اختلالات خواب
• تومورهای مغزی سیستم عصبی (مسائل مربوط به جراحی، به حوزه فعالیت‌های نوروسرجری یا جراحی مغز و اعصاب مربوط می‌شود.)
و… که بهترین متخصص مغز و اعصاب هم ممکن است در درمان آنها به متخصصان دیگری نیاز داشته باشد.

با دیدن چه علائمی باید به نورولوژیست مراجعه کرد؟

با دیدن چه علائمی باید به نورولوژیست مراجعه کرد؟

علائم هشداردهنده نورولوژی
• سردرد
• سرگیجه
• احساس گزگز و مورمور
• احساس ضعف عضلانی
• دردهای مزمن در هر جایی از بدن
• کاهش حس درد، سرما و لمس در بدن مانند بی حسی در دست، پا و صورت
• لرزش
• تغییر ناگهانی در شنوایی و بینایی
• به سختی راه رفتن (اختلال در جهت یابی و عدم تعادل، کند راه رفتن)
• خشکی عضلات
• اختلالاتی که به تفکر مربوط هستند مانند: اختلال تمرکر، از دست دادن حافظه و ضعف شناختی
• اختلالات خواب (

سندروم پای بی‌قرار، به‌سختی به خواب رفتن، بیداری انتهای شب، ناگهان به خواب رفتن و … )
• هرگونه افت سطح هوشیاری ( احساس گیجی، خواب‌آلودگی و…)
• اختلال در صحبت کردن (کندی در صحبت، قطع تکلم، لکنت زبان و … به ویژه در موارد بروز ناگهانی)

روش های ارزیابی
بهترین متخصص مغز و اعصاب ، روش‌های مختلفی را برای تشخیص هریک از بیماری‌ها به‌کار می‌گیرد.

نحوه ارزیابی و تشخیص متخصص نورولوژیست

نحوه ارزیابی و تشخیص متخصص نورولوژیست

قدم اول، گرفتن شرح حال دقیق از بیمار به این نحو است:
• پرس و جو درمورد تاریخ شروع و شدت علائم
• شناسایی قسمتی که در ابتدا درگیر شده
• درک کردن سیر بیماری
بنابراین در مراجعه به بهترین متخصص مغز و اعصاب ، ارایه تمامی اطلاعات دقیق ضرورت دارد. این باعث تشخیص دقیق‌تر و تسریع درمان توسط پزشک متخصص می‌شود.

نحوه معاینات نورولوژی

• معاینات نورولوژی با توجه به اختلالات بیمار، موارد زیر را شامل می‌شود:
• معاینه اندام‌ها
• معاینات سرو گردن و ته چشم بیمار
• واکنش‌ها
• معاینه اعصاب دوازده گانه
• وضعیت تعادل
• معاینه حس لمس
• موقعیت و…
سپس با توجه به اطلاعات به دست آمده و درنظر گرفتن تشخیص‌های احتمالی، در صورت نیاز پزشک ابزارهای پاراکلینکی را برای تشخیص بهتر به کار می‌گیرد.

ابزارهای پاراکلینیکی

• آنژیوگرافی عروق مغزی
• سی تی اسکن
• نوار عصب و عضله (EMG-NCV)
• MRI
• نوار مغزی (EEG)

درمان بیماری‌های مغز و اعصاب

درمان بیماری‌های مغز و اعصاب

با توجه به وسعت طیف بیماری‌های مغز و اعصاب، به دنبال آن درمان‌های متنوعی برای انواع مختلف بیماری‌ها درنظر گرفته شده است.
از جمله می‌توان موارد زیر را نام برد:
• جراحی
• دارودرمانی
• کاردرمانی
• گفتاردرمانی
• درمان‌های نوین طب فیزیکی مانند شوک ویو، مگنت تراپی و …
• فیزیوتراپی
به‌دلیل این گستردگی، برای درمان بسیاری از بیماری‌های نورولوژیک، چندین متخصص همزمان مشغول کار می‌شوند.

نورولوژیست

به عنوان مثال، در صورت مراجعه بیمار با علائم مربوط به تومور مغزی ، بعد از انجام معاینات اولیه وانجام تست‌های پاراکلینیکی، در آخر تشخیص به عهده 

متخصص مغز و اعصاب (نورولوژیست) بوده و در صورت نیاز به جراحی، بیمار به متخصص جراح مغز و اعصاب واگذار می‌شود.
پیگیری های ادامه درمان را نیز نورولوژیست برعهده دارد و در صورت نیازبه تقویت عملکرد حرکتی عضلانی بیمار، فیزیوتراپیست یا متخصص طب فیزیکی مورد نیاز است و در مواردی که تومور قبل و یا بعد از جراحی، به شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی نیاز داشته باشد، بیمار به فوق تخصص انکولوژی (سرطان شناسی) و متخصص رادیوتراپی واگذار می‌شود.

چگونه بهترین متخصص مغز و اعصاب را پیدا کنیم؟

در صورت نیاز، از پزشک عمومی خود بخواهید تا شما را جهت ادامه‌ی درمان و یا تشخیص بیماری، به بهترین متخصص مغز و اعصاب معرفی کند. مراجعه به نورولوژیست، بلافاصله بعد از بروز علائم بیماری‌های مغز و اعصاب و جلوگیری از پیشرفت بیماری بسیار ضروری است.
در طول دوره درمانی امکان دارد برای حفظ شرایط روحی، آرامش، کمک به خواب و کنترل اضطراب ناشی از بیماری و کمک به روند درمان، بیمار به روانشناس یا متخصص روانپزشکی واگذار شود.
متاسفانه در بیماری‌های نورولوژی به دلیل قابل بازسازی نبودن سیستم عصبی و همچنین ناشناخته بودن مکانیسم بسیاری از بیماری‌ها، روند درمانی طول می‌کشد و درموارد زیادی تنها جلوگیری از پیشرفت بیماری و عوارض جانبی که در پی دارد، امکان‌پذیر است و درمان قطعی میسر نیست.

فلوشیپ‌های مغز و اعصاب

با گسترش دانش پزشکی، پیشرفت تکنولوژی و همچنین فوق تخصصی شدن مداخلات تشخیصی و درمانی در رشته مغز و اعصاب، همانند سایر رشته‌ها فلوشیپ‌هایی تعریف شده است.
درحال حاضر این رشته دارای شش فلوشیپ (دوره های فوق تخصصی) می‌باشد. که رشته‌های زیر را شامل می‌شود:
• فلوشیپ درد
• فلوشیپ الکترومیوگرافی و هدایت عصبی محیطی
• فلوشیپ اِم اِس
• فلوشیپ رادیولوژی مداخله‌ای (اینترونشن)
• فلوشیپ نوروفیزیولوژی
• فلوشیپ سکته مغزی ( 

فوق تخصص سکته مغزی )
پزشکان عمومی بعد از گذراندن دوره‌ی پزشکی عمومی و طرح عمومی با شرکت در دوره تخصصی چهار ساله در رشته نورولوژی و طرح دو ساله‌ی تخصص با توجه به علاقه و نیاز، تحصیل در یکی از دوره‌های فوق تخصصی گفته شده را ادامه داده و به عنوان فلوشیپ به‌کار خود ادمه می‌دهند.


مغز خود را به اندازه ی بدنتان با این نکات ساده، سالم نگه دارید.

در طول زمان ما فقط عضلاتمان را از دست نمی دهیم، بلکه مغزمان نیز دچار آتروفی و تحلیل رفتگی می شود. به طور خاص توانایی ذخیره شناختی مغز شما به مرور زمان کاهش می یابد. این امر می تواند مشکلاتی را در انجام وظایف ذهنی ایجاد کند. محققان معتقدند به همان اندازه که تمرینات ورزشی به حجم عضلات شما می افزاید، با داشتن لایف استایل و سبک زندگی سالم و همچنین انجام تمرینات مغزی منظم و هدفمند، توانایی ذخیره شناختی مغز شما افزایش می یابد.

مغز سالم ؛ یک رویکرد چندگانه

محققان در یکی از مطالعات دقیق در مورد ارتباط بین شیوه زندگی و خطر ابتلا به 

سکته مغزی، زوال عقل یا دمانس، دریافتند افرادی که در چند نوع فعالیت سالم شرکت می کنند، خطر ابتلا به دمانس در آن ها کاهش پیدا می کند.

تقویت مغز

در این تحقیقات پنج رفتار سالم برای تقویت مغز مورد بررسی قرار گرفت :

  1. عدم مصرف سیگار
  2. BMI متناسب
  3. مصرف زیاد میوه و سبزیجات
  4. فعالیت بدنی منظم
  5. مصرف الکل کنترل شده

افرادی که پنج یا چهار مورد از این موارد را رعایت می کنند، حدود 60 درصد احتمال ابتلا به دمانس یا اختلالات ذخیره شناختی در آن ها کاهش می یابد.

رژیم غذایی کم چرب، کم کلسترول و سرشار از اکسیدان راهی برای تقویت مغز است. علاوه بر رژیم غذایی خوب، ورزش منظم نیز به سلامت عروق در نتیجه حفاظت از بافت مغز، کمک می کند. پژوهشگران بر این باورند که غیرفعال بودن مغز باعث دمانس می شود. بنابراین، فعالیت های نسبتا منفعل مانند نشستن طولانی مدت مقابل تلویزیون، در طول زمان به مغز آسیب می رساند.

10 تمرین موثر برای تقویت مغز

علاوه بر رژیم غذایی سالم و ورزش منظم، راه هایی دیگر برای تقویت و تمرین مغز نیز وجود دارد. رومه خواندن، بازی سودوکو و جدول کلمات می توانند تمرین های خوبی برای تقویت مغز باشند.

10 تمرین موثر برای تقویت مغز

از جمله تمرینات موثر عبارتند از :

  • لیست تهیه کنید. لیستی از خرید ها، کارهایی که باید انجام دهید و مواردی دیگر را تهیه و آن ها را حفظ کنید. یک یا چند ساعت بعد ببینید که کدام یک از آن موارد را می توانید به یاد آورید. این روش یکی از بهترین تمرین هاست.
  • موسیقی را فراموش نکنید. سعی کنید یک نوع ساز موسیقی یاد بگیرید. پژوهش ها نشان می دهند یادگیری چیزی جدید و پیچیده در دوره زمانی طولانی، برای تقویت ذهن بسیار کمک کننده است.
  • ماشین حساب را کنار بگذارید. حساب و کتاب ها را بدون کمک گرفتن از ماشین حساب یا کامپیوتر انجام دهید.
  • کلاس آشپزی شرکت کنید. یاد بگیرید که چگونه طعمی جدید ایجاد کنید. آشپزی کردن شامل استفاده از حواس بویایی، لامسه، بینایی و چشایی است که قسمت های مختلف مغز را درگیر می کند.
  • زبان خارجی یاد بگیرید. گوش دادن و توجه کردن باعث تحریک مغز می شود. هر اندازه لغات جدید بشنوید و یاد بگیرید، همان اندازه خطر کاهش ذخیره شناختی، کمتر و باعث تقویت مغز می شود.
  • واژه ها را تصور کنید. سعی کنید املای یک کلمه را در ذهنتان تجسم کنید .
  • نقشه ترسیم کنید. پس از بازگشت به خانه از بازدید یک مکان جدید، سعی کنید نقشه ی آن مکان یا منطقه را روی کاغذ ترسیم کنید. هربار که از یک مکان جدید بازدید می کنید، این تمرین را تکرار کنید.
  • حس چشایی خود را به چالش بکشید.  هنگام غذا خوردن، سعی کنید مواد تشکیل دهنده ی غذا از جمله ادویه جات مورد استفاده را، تشخیص دهید.
  • توانایی هماهنگی ذهن و اعضا بدن (

    hand-eye) را افزایش دهید. سرگرمی و ورزش هایی را دنبال کنید که مهارت های تحرکی شما را درگیر کنند. از جمله این فعالیت ها می توان به نقاشی کردن، بازی با پازل و طراحی اشاره کرد.

  • یک ورزش جدید یاد بگیرید. شروع به یادگیری ورزشی کنید که همزمان از ذهن و بدن شما در آن استفاده می شود.

نه به دمانس و اختلال حافظه!

با خواب کافی، انجام مستمر ورزش هوازی، اجتناب از مصرف دخانیات و رژیم غذایی سالم ‌می‌توانیم از دمانس، اختلال حافظه و شناخت پیشگیری کنیم.
پیشگیری از دمانس با سبک زندگی رابطه‌ی مستقیم دارد.

پیشگیری از دمانس

عوامل خطر بسیاری در ارتباط با دمانس، اختلال حافظه و شناخت شناسایی شده است که همه‌ی آنها تغییرپذیر نیستند. مهم‌تر از همه بالا رفتن سن است که متوقف کردن آن امکان‌پذیر نیست. با این حال با تغییر عواملی که بر روند ابتلا تاثیرگذار هستند می‌شود از این اختلالات پیشگیری کرد.

عوامل قابل کنترل ابتلا به دمانس

عوامل قابل کنترل ابتلا به دمانس

فعالیت بدنی:
فعال نگه داشتن بدن در سلامت قلب و مغز دارای نقش مهمی می‌باشد، بر اساس تحقیقات، فعالیت بدنی و ورزش منظم در افراد میان‌سال و سالمند به بهبود حافظه و تفکر کمک کرده و همچنین خطر ابتلا به دمانس را کاهش می‌دهد. بنابراین حداقل روزانه به مدت ۳۰ دقیقه و ۵ بار در هفته فعالیت بدنی مانند دوچرخه‌سواری یا پیاده‌روی با سرعت متوسط یا سریع داشته باشید. تا حدی باید در تلاش باشید که ضربان قلبتان بالا رفته و عرق کنید.

فشار خون بالا:
فشار خون بالا در میان‌سالی به طور قابل توجهی باعث بالارفتن ریسک ابتلا به دمانس در سالمندی می‌شود. به افراد بالای ۴۰ سال توصیه می‌شود که فشار خون خود را به طور منظم کنترل و مرتباً برای چکاپ به پزشک مراجعه کنند.

بیماری قند یا دیابت:

دیابت نوع ۲ و خطر ابتلا به دمانس تا حد زیادی به هم مرتبط هستند، با اتخاذ روش هایی می‌توانیم خطر ابتلا به بیماری قند را کاهش دهیم. تغذیه ی سالم با مقدار قند پایین و حفظ وزن مناسب می‌تواند راهگشا باشد.

مصرف دخانیات:

مصرف دخانیات
کشیدن سیگار برای ریه‌ها، قلب و رگ های خونی به ویژه عروق مغز تأثیرات بسیار مخربی را به همراه دارد. براساس تحقیقات احتمال ریسک ابتلا به دمانس در افراد سیگاری ۵۰ درصد بیشتر از افرادی که هرگز سیگار نکشیده اند می‌باشد.با ترک سیگار، خطر ابتلا به دمانس را می‌توان به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش داد.

تغذیه:
تغذیه‌ی نامناسب می‌تواند باعث افزایش خطر ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها از جمله دمانس شود. تغذیه سالم به حفظ وزن طبیعی و متعادل فرد کمک می‌کند و همچنین باعث کاهش ریسک ابتلا به بیماری‌هایی از قبیل ناراحتی‌های قلبی و فشار خون بالا که هر دو از عوامل خطر ابتلا به دمانس هستند را کاهش می دهد. مصرف بیشتر میوه و سبزیجات، ماهی‌های چرب، غلات مانند نان سبوس‌دار، روغن زیتون و مصرف کمتر شیرینی‌جات و گوشت قرمز، خطر ابتلا به دمانس را کاهش می دهد.

تغذیه

فعالیت های ذهنی:
بر اساس تحقیقات، شرکت کردن در فعالیت‌های محرک مغز مانند فراگیری موضوعات جدید، مطالعه و بازی‌های فکری مانند چیدن پازل، می‌تواند ریسک ابتلا به دمانس را کاهش دهد. اینطور به نظر می‌رسد که فعالیت‌های ذهنی می‌تواند باعث افزایش توانایی مغز برای مقابله و آسیب‌های فیزیکی بشود. یعنی فرد مبتلا به دمانسی که فعالیت ذهنی زیادی دارد، قادر به تحمل مقدار آسیب بیشتری قبل از شناسایی علائم دمانس است. داشتن فعالیت‌های جدید و سرگرمی‌های متنوع مغز را به چالش کشیده و فعال نگه می‌دارد.

افسردگی:
ریسک ابتلا به دمانس در میان افراد مبتلا به افسردگی به مراتب بیشتر است. اگر درحال دست و پنجه نرم کردن با علائم افسردگی هستید، هر چه زودتر به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کرده و اقدام به درمان کنید.

مصرف الکل:
مصرف هرروزه‌ی الکل باعث افزایش خطر ابتلا به انواع مختلف دمانس مانند بیماری آایمر و دمانس عروقی می‌شود.

کلسترول:
شواهد حاکی از آن است که 

کلسترول بالا در میان‌سالی، افزایش خطر ابتلا به دمانس در سالمندی را درپی خواهد داشت. بهتر است افراد بالای چهل سال، کلسترول خود را آزمایش کرده و کنترل کنند.

چاقی مفرط:

چاقی مفرط
چاقی مانند فشار خون بالا و دیابت باعث افزایش خطر ابتلا به دمانس می‌شود. چاقی در میان‌سالی ریسک ابتلا به دمانس را در سالمندی افزایش می‌دهد. با ورزش منظم و تغذیه‌ی سالم می‌توان از بروز چاقی جلوگیری کرد.

مطالعات انجام‌شده درمورد تغییر در سبک زندگی نشان‌دهنده‌ی این مطلب است که فعالیت بدنی منظم بهترین کاری است که برای کاهش خطر ابتلا به دمانس می توان انجام داد.

نتایج بررسی اثر ورزش هوازی یعنی ورزش‌هایی که باعث افزایش ضربان قلب می‌شوند بر افراد میانسال یا سالمند نشان‌دهنده‌ی این هستند که ورزش هوازی تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر بهبود حافظه و تفکر و کاهش ریسک ابتلا به دمانس دارد.

ورزش در میانسالی:

مطالعات طولی به طور معمول وضعیت رفتاری و سلامتی گروه را در طولانی مدت مورد بررسی قرار می‌دهد. تحقیقاتی از این دست بر روی افراد میانسال به بررسی تاثیر فعالیت‌های بدنی تفکر و حافظه‌ی آنان در طی سال‌ها پرداخته‌اند. نتایج به دست آمده از ۱۱ مطالعه نشان‌دهنده‌ی این است که ورزش منظم حدود ۳۰ درصد خطر ابتلا به دمانس را کاهش می‌دهد و همینطور ۴۵ درصد به کاهش خطر ابتلا به بیماری آایمر کمک می‌کند.

همچنین ورزش‌های هوازی در کوتاه‌مدت به بهبود عملکرد افراد سالم در انجام تست‌های ذهنی کمک کرده‌اند. با استناد به ۲۹ مورد تحقیقات بالینی می توان گفت که در مقایسه با ورزش های غیر‌هوازی مانند ورزش‌های کششی، انجام ورزش‌های هوازی منظم در مدت ۱ ماه یا بیشتر می‌تواند باعث بهبودی حافظه و سرعت پردازش مغز شود.

ورزش در میانسالی و سالمندی

ورزش در دوران سالمندی:

اگرچه بر روی سالمندان سالم تحقیقات کمتری صورت گرفته است ولی برخی شواهد حاکی از آن است که با ورزش و فعالیت بدنی منظم، افراد سالمند قادرند خطر ابتلا به دمانس را کاهش دهند. مطالعه بر روی ۷۱۶ سالمند با میانگین سنی ۸۲ سال نشان‌داده، سالمندانی که روزانه کمتر از ۱۰ درصد را به فعالیت بدنی اختصاص می‌دهند بیش از ۲ برابر نسبت به سالمندانی که بالای ۱۰ درصد فعالیت بدنی در برنامه‌ی روزانه‌ی خود داشته‌اند در معرض خطر ابتلا به بیماری آایمر بودند.

اکنون می دانیم که فعالیت فیزیکی مستمر به خون‌رسانی بهتر به مغز کمک می‌کند و همچنین خطر 

سکته‌ مغزی، حمله‌ی قلبی و دیابت را که همگی از عوامل خطرساز دمانس هستند کاهش می‌دهد.

چه هدفی را باید دنبال کرد؟

توصیه می شود که فعالیت بدنی با یک فعالیت متوسط و از حداقل ۳۰ دقیقه شروع شود و بیشتر روزها انجام شود. فعالیت متوسط مثل یک باغبانی پرجنب‌و‌جوش، یک راهپیمایی سریع، درحدی که احساس گرما ایجاد شده و ضربان قلب بالا برود. اگر به ورزش ندارید عادت ندارید، سعی کنید که آهسته و پیوسته اقدام کرده و ظرفیت خود را بالا ببرید.


علت اضطراب ن چیست و چطور می‌توان آن را کنترل کرد؟

مطالعات صورت گرفته در مورد عوامل مرتبط با افسردگی نتایج متعددی را نشان داده‌اند، ولی تقریبا همیشه در ن شیوع افسردگی بیش از مردان گزارش شده است. در پژوهش‌های صورت گرفته دلایل احتمالی این مسئله نوسانات هورمونی یا حتی نقش سنتی ن در نگهداری از فرزندان گزارش شده‌اند.
برای بیش‌تر ن اضطراب‌ وابسته ‌به ‌موقعیت (برای مثال ناشی از سخنرانی در جمع یا فعالیت‌های مهم زندگی مانند خرید خانه یا ماشین) معمول است. مشکل، زمانی خود را نشان می‌دهد که نگرانی‌های شخص دائمی و فزاینده شود. در یک نظرسنجی، تقریبا یک نفر از هر ۱۰۰۰ زن شرکت کننده دچار اضطراب بودند و درصد بالایی از آن‌ها یعنی ۸۱٪ گفته‌اند که حداقل هفته‌ای یک بار احساس اضطراب کرده‌اند. در مقاله‌ی پیش رو دلایل اضطراب ن و روش‌های مقابله با آن طبق نتایج نظرسنجی را با هم بررسی می‌کنیم و در نهایت راهکارهای موثر در بهبود اضطراب ن را معرفی می‌کنیم تا با رعایت آن‌ها آرامش بیش‌تری را تجربه کنید.

 

بث باتلاگینو (Beth Battaglino)، مدیرعاملHealthy Women، می‌گوید: اضطراب همه‌گیر شده است. بیش‌تر دوستان و اعضای خانواده‌ ما با این مشکل مشترک مواجه هستند. بنابراین لازم است تا درباره‌ی آن حرف بزنیم.» به علاوه، بیش‌تر شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی اعلام کردند که اضطراب، زندگی روزمره‌شان را با اختلال مواجه ساخته است. اضطراب می‌تواند سلامت و آرامش فرد را دچار اختلال کند و روی خواب و تمرکز او تاثیر منفی بگذارد.

چه مواردی موجب نگرانی ن می‌شود؟

چه مواردی موجب نگرانی ن می‌شود؟

موفقیت در کار و کسب درآمد کافی، به‌خصوص با بالارفتن سن و نزدیک شدن به بازنشستگی، دلیل اصلی نگرانی‌های ن است. چنین نگرانی‌هایی در ن نسبت به مردان شدیدتر است که البته به شرایط شغلی و مالی محدود نمی‌شود. به طور کلی طبق گزارش انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا، اختلال اضطراب در ن دو برابر مردان بروز می‌کند.
این تفاوت تعجب‌برانگیز نیست. طبق گفته‌ی جنیفر شنون (Jennifer Shannon)، یک روان‌درمانگر فعال در کالیفرنیا: ن اغلب گمان می‌کنند که باید در تمام زمینه‌های زندگی خود به نتیجه‌ی مطلوب برسند و در غیر این صورت شکست خورده‌ محسوب می‌شوند. ن تمایل دارند که در انجام همه فعالیت‌هایشان بدون نقص باشند، تربیت فرزندان، نگهداری از منزل، مدیریت هزینه‌ها و … حتی مایلند در ملاقات‌ها تاثیر خوبی روی دیگران بگذارند.» در واقع زن‌ها مسئولیت همه را روی دوش خود حس می‌کنند.

در چه صورت به پزشک مراجعه کنیم؟

خوشبختانه ۵۷٪ از ن شرکت‌کننده در نظرسنجی گفتند از صحبت در مورد اضطراب خود با متخصصین احساس خجالت نمی‌کنند، و ۶۴٪ از پاسخ‌دهندگان از این کار رضایت داشتند. حالا چطور می‌توانیم متوجه شویم که زمان مراجعه به 

متخصص فرا رسیده است؟ طبق نظر شنون: زمانی که علائم اضطراب زندگی روزمره‌ی شما را دچار اختلال کرد.» اگر برای مدت دو ماه یا بیش‌تر حداقل سه روز در هفته دچار بی‌خوابی می‌شوید یا هر هفته حمله پانیک را تجربه می‌کنید، لازم است به متخصص مراجعه کنید. پزشک ممکن است به شما توصیه کند به مشاور مراجعه کنید تا مشخص شود به جلسات منظم روان درمانی نیاز دارید یا مصرف دارو اضطرابتان را درمان خواهد کرد.

چرا بدن ما به خواب نیاز دارد؟

چرا بدن ما به خواب نیاز دارد؟

اگر با داشتن یک ذهن‌ آشفته، برای خوابیدن تلاش کنید، به دلیل چنین تحریکی خواب رفتن‌تان دشوار خواهد بود. طبق تحقیق دانشگاه برکلی، کمبود خواب نواحی‌ای از مغز که به تحلیل احساسات و نگرانی فزاینده مرتبط است را تحریک می‌کند. یعنی یک چرخه‌ی معیوب شکل می‌گیرد که زندگی و سلامت‌تان را دچار مشکل جدی می‌کند. در نظرسنجی مشخص شد که نیمی از ن شرکت‌کننده معمولا کمتر از ۷ ساعت می‌خوابند، که میزان مطلوبی نیست.

اگر می‌خواهید به راحتی به خواب بروید، در مورد امور روزانه‌تان دوباره فکر کنید و زمانی را به نوشتن نگرانی‌هایتان و پیدا کردن روش‌های کنترل آن‌ها اختصاص دهید. با این روش مسائلی در طول روز موجب آزارتان می‌شوند، کمتر مزاحم خواب شبانه‌تان خواهند شد. حتی اگر نیمه شب بیدار شدید و نتوانستید دوباره بخوابید، کاغذ و قلمی کنار تخت داشته باشید و افکارتان را یادداشت کنید. حواس‌تان باشد که نباید با گوشی این کار را انجام دهید، چون نور صفحه‌ی گوشی موجب ایجاد اختلال بیش‌تر در خواب‌تان می‌شود.

آیا یائسگی بر اضطراب ن تاثیر دارد؟

هشتاد درصد ن اظهار کرده‌اند که یائسگی باعث اضطراب‌شان شده است. هورمون استروژن در تنظیم خلق و خو، خواب، و احساس کلی سلامتی و راحتی شما موثر است. در پیش‌یائسگی سطح این هورمون شروع به بالا و پایین رفتن می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد حتی نی که معمولا روحیه آرامی دارند، در دوره‌ی پیش‌یائسگی و بعد از آن نسبت به اضطراب آسیب‌پذیرتر خواهند شد.

علاوه بر اختلال هورمونی، گرگرفتگی هم می‌تواند با ایجاد اختلال در خواب مشکل را شدیدتر کند. برای رفع این مشکل به پزشک مراجعه کنید. احتمالا دکتر هورمون درمانی را توصیه کند، مثلا با مصرف کنترل‌کننده‌های بارداری با دز پایین، نوسان هورمونی تعدیل خواهند شد. علاوه ‌بر این، حواستان به خودتان باشد و بیش‌تر به احساساتتان اهمیت دهید. هر زمان که احساس خوشایندی ندارید از کارها و عوامل استرس زا دوری کنید.

چطور می‌توان هراس را کنترل کرد؟

چطور می‌توان هراس را کنترل کرد؟

۶۱ درصد از ن شرکت‌کننده تایید کردند که به حمله پانیک دچار می‌شوند. این حمله احساسی ناگهانی و مقاومت‌ناپذیر از ترس است که با عرق کردن، تپش قلب، تنگی نفس، لرزش، و اطمینان از اینکه اتفاق بدی قرار است رخ بدهد همراه است.

ادنا فائو، دارای دکترای روانشناسی و مدیر مرکز 

درمان و مطالعات اضطراب در دانشگاه پنسیلوانیا می‌گوید: اگر احساس می‌کنید به زودی قرار است دچار حمله‌ی پانیک شوید، سعی کنید به‌ آرامی یا در یک کیسه‌ی کاغذی تنفس کنید. اگر متوجه شدید که نمی‌توانید مانع حمله‌ی پانیک بشوید، بگذارید اتفاق بیافتند و مطمئن باشید مشکل خاصی پیش نخواهد آمد. این حملات معمولا کمتر از ۱۰ دقیقه طول می‌کشند و رفع خواهند شد.
اما به دلیل این‌که فشار مداوم اضطراب تاثیرات منفی‌ای روی بدن و ذهن‌تان می‌گذارد، ضروری است که روش‌هایی برای کنترل علائم اضطراب پیدا کنید. برخی از موثرترین این روش‌ها عبارتند از:

  • ذهن‌تان را آزاد بگذارید

تامپسون می‌گوید: در میان انبوه اخبار، پیام‌ها، سریال‌های درانتظار برای دیده‌شدن و اطلاعاتی که روزانه به اشتراک گذاشته می‌شود، احساس برانگیختگی بیش از حد، کاملا قابل توجیه است.» برای رسیدن به احساس تعادل گوشی‌تان را خاموش کنید، در یک فضای آرام و ترجیحا زیبا بنشینید و به اطراف نگاه کنید. او می‌گوید: وقتی به آسمان، خورشید و درختان نگاه ‌کنید، مشکلات‌ در نظرتان کوچک‌تر جلوه می‌کنند.»

  • کمی نفس عمیق بکشید

توصیه متخصصان به تنفس عمیق دلایل بسیاری دارد. از جمله این‌که موجب افزایش اکسیژن‌رسانی به 

مغز می‌شود. دکتر فائو این تکنیک موثر را پیشنهاد کرده‌ است: دمی عمیق داشته باشید و در حالیکه تا ۴ می‌شمرید به خود بگویید آرام باش»، سپس بازدم را بیرون بدهید. این کار را به‌مدت یک دقیقه، یا اگر در ترافیک مانده‌اید برای زمان طولانی‌تر، انجام بدهید.

  • کلمات آرامش‌بخش را تکرار کنید

زمزمه‌ی آهنگین نه تنها موجب افزایش تمرکز می‌شود، بلکه ضربان قلب و فشار خون را کاهش می‌دهد، که هر دو این‌ها در هنگام اضطراب افزایش پیدا می‌کنند. خواندن ترانه‌های دوران کودکی یا ترانه‌هایی که دوست دارید هم موجب تحریک عصب واگ و کمک به تنظیم خلق می‌شود.

  • خودتان را در آغوش بگیرید

منظور از این جمله دقیقا عمل در آغوش گرفتن است. دکتر جین لاو تامپسون، روان درمانگر ساکن در فلوریدا می‌گوید: تماس انسانی باعث ترشح هورمون 

اندروفین می‌شود که معمولا در زندگی‌ به میزان لازم دریافت نمی‌کنیم.» اگر شخصی که در کنارش احساس آرامش می‌کنید در دسترس نیست، دکتر تامپسون روشی را پیشنهاد کرده که به تنهایی می‌توانید انجام دهید: ساعدهایتان را از بالا به پایین بمالید، سپس بازوان‌تان را به دور خود بپیچید و فشار دهید.»

  • خودتان را واقع‌گرایانه ارزیابی کنید

مواردی که موجب آزارتان می‌شود را یاداشت کنید، سپس از خود سؤال کنید احتمال اینکه چنین اتفاقی برایتان رخ دهد چقدر  است؟ چه مواردی موجب بروز این اتفاقات خواهد شد؟ چگونه می‌توانم جلوی بروز آن را بگیرم؟ فائو می‌گوید:با اینکار به سرعت متوجه خواهید شد که همه چیز مرتب می‌شود، دلیلی برای ترس و نگرانی وجود ندارد و قرار نیست کنترل اوضاع از دست‌تان خارج شود.»

  • به‌دنبال صلح‌ و آرامش باشید

احساسات اضطراب‌آور همیشگی و ماندگار نیستند. تسلیم شدن و حفظ آرامش در میانه‌ی اضطراب و صبر برای اتمام آن به‌طور‌طبیعی کمک‌کننده است. زمانی که تحت فشارید به جای اینکه فکر کنید حتما باید یا آن مبارزه کنید تا خلاص شوید، به این فکر کنید که می‌توانید همین حالا با تجربه‌ی این احساس کنار بیایید.

آیا به خوبی با اضطراب کنار آمده‌اید؟

آیا به خوبی با اضطراب کنار آمده‌اید؟

۳۳ درصد از ن گفته‌اند که در هنگام احساس اضطراب ورزش می‌کنند. متخصصان این راه حل را انتخابی هوشمندانه و موثر می‌دانند. برای مثال یوگا آرام‌کننده‌ی سیستم اعصاب است، که بخشی از آن به دلیل تمرکزی است که این تمرینات روی تنفس دارند. اگر علاقه‌ای به یوگا ندارید یا نمی‌توانید در حال حاضر زمانی را به ورزش اختصاص دهید، برای احساس آرامش ‌کمی قدم بزنید. محققان هاروارد کشف کرده‌اند که حتی ۲۰ دقیقه پیاده‌روی می‌تواند با خالی کردن ذهن، هورمون 

استرس را کاهش دهد.

۴۱ درصد از ن گفته‌اند که به سراغ غذا می‌روند. متخصصان معتقدند که باید در این انتخاب تجدیدنظر کنید. درست است که غذاهای پرچرب و شیرین توجه شما را از استرس منحرف و مرکز پاداش مغزتان را روشن می‌کنند، اما منجر به افزایش و سپس افت قند خون می‌شوند که اتفاق مطلوبی در هنگام درگیری با اضطراب نیست. به علاوه خطر افزایش وزن و تاثیر منفی بر سلامتتان را هم در نظر بگیرید. بنابراین با هوس شیرینی مقابله کنید و تا حد ممکن به سراغ غذاهای سالم بروید.

۴۴ درصد از ن اعلام کرده‌اند که در هنگام اضطراب تلویزیون تماشا می‌کنند. متخصصان معتقدند که گاهی فرار از واقعیت‌های زندگی با رفتن به سراغ تلویزیون اشکالی ندارد. اما اخبار استرس آفرین را دنبال نکنید و فقط آنچه موجب آرامشتان می‌شود را ببینید. هم‌چنین، به صورت مداوم و بی وقفه به تماشای فیلم و سریال ننشینید چون مانع خواب‌تان خواهد شد.

۳۱ درصد هم گفته‌اند در مواجهه با اضطراب به مطالعه‌ی کتاب یا مجله می‌پردازند. متخصصان معتقدند خواندن متنی خوب مانند تماشای تلویزیون افکارتان را به جایی جدید می‌برد، یعنی دقیقا جایی که هنگام اضطراب احساس می‌کنید با بودن در آن‌جا احساس بهتری خواهید داشت. این راه حل برای متوقف کردن افکار درونی اضطراب‌آور بسیار مفید است.

۳۳ درصد ن گفته‌اند که هنگام اضطراب، انزوا و تنهایی را ترجیح می‌دهند. متخصصان معتقدند: د هنگام اضطراب، دوری از کسانی که احساس خوبی به شما نمی‌دهند، هوشمندانه است اما توجه داشته باشید که ارتباط با افراد مثبت‎اندیش می‌تواند به کنترل اضطرابتان کمک کند. می‌توانید از دوستتان بخواهید برای دیدار و صحبت کردن به شما سر بزند.

۳۳ درصد از ن هم گفته‌اند برای غلبه بر اضطراب به نوشتن افکار و مشاهدات یا انجام سایر کارهای خلاقانه روی می‌آورند. متخصصان معتقدند صرف زمان روی فعالیت‌های هنرمندانه کمک شایانی به بیرون ریختن موارد منفی در ذهنتان خواهد کرد.  سعی کنید در کلاس‌های منظم شرکت کنید، مثلا 

سفال‌گری یا نویسندگی، تا به‌صورت منظم و مداوم ذهنتان را در محیطی مبتکرانه قرار دهید.

شما به‌عنوان یک زن،‌ برای رسیدن به آرامش و دور شدن از اضطراب‌ها و نگرانی‌های‌تان چه می‌کنید؟ آیا تجربه متفاوتی دارید که نتیجه‌بخش بوده باشد و بخواهید آن را با ما درمیان بگذارید؟ منتظر کامنت های شما هستیم.


درمان صرع چگونه است؟

بیشتر افراد مبتلا به صرع قادر به کنترل و مدیریت این بیماری هستند. موفقیت در مدیریت و درمان صرع تا حد زیادی به شدت علائم صرع ، سلامت عمومی فرد و شیوه‌ی پاسخ‌گویی او به درمان بستگی دارد. برخی روش‌های درمان صرع عبارتند از:

 

داروهای ضد صرع (ضد تشنج و انعقاد): در صورتی که این داروها مطابق با تجویز پزشک 

متخصص مغز و اعصاب مصرف شوند، تاثیر خوبی در کاهش تعداد تشنج‌ها دارند و حتی در برخی افراد می‌توانند تشنج را به طور کامل حذف کنند.
رژیم کتوژنیک: این رژیم غذایی با داشتن چربی زیاد و کربوهیدرات کم، مناسب بیمارانی است که نتیجه‌ی موثری از درمان‌های دیگر دریافت نکرده‌اند.
محرک امواج عصبی یا VNS: با قرار دادن این وسیله زیر پوست سینه اعصاب گردنی تحریک و از تشنج جلوگیری خواهد شد.
جراحی مغز: در این روش، جراح بخشی از مغز که موجب تشنج است را برداشته یا اصلاح می‌کند.
پژوهشگران هم‌چنان به تحقیقاتشان ادامه می‌دهند تا بهترین روش درمان صرع را بیابند. برای مثال تحریم مغزی یکی از درمان‌هایی است که در آینده به کار گرفته خواهد شد. در این روش الکترودی درون مغز و ژنراتوری درون سینه قرار داده می‌شود. امواجی که ژنراتور به سمت مغز ارسال می‌کند موجب کاهش تعداد تشنج‌ها می‌گردد. یکی دیگر از روش‌های در حال مطالعه ساخت دستگاهی مشابه دستگاه تنظیم‌کننده ضربان قلب است که با بررسی الگوی فعالیت‌های مغزی و ارسال شارژ الکتریکی یا دارو به مغز تشنج را متوقف خواهد کرد. به علاوه روش‌های کم‌تهاجمی جراحی و پرتوجراحی نیز در حال بررسی و مطالعه بیش‌تر نوسط محققان هستند.

داروهای درمان صرع چیست؟

داروهای درمان صرع چیست؟

همان‌طور که گفتیم، اولین گزینه برای درمان صرع استفاده از داروهای ضدتشنج است. البته این داروها با تاثیر بر انتقال‌دهنده‌های عصبی و کاهش فعالیت‌های الکتریکی منجر به تشنج، فقط موجب کاهش شدت و تعداد تشنج‌ها می‌شوند و توانایی توقف یک تشنج در حال وقوع را ندارند. روش جذب این داروها به این صورت است که ابتدا از طریق معده جذب شده و پس از ورود به جریان خون، به مغز می‌رسند. در نهایت نیز با عبور از مجاری هاضمه از طریق ادرار از بدن خارج می‌شوند.
داروهای ضدتشنج موجود در بازار بسیار متنوع هستند. برخی از رایج‌ترین داروها عبارتند از:

  • لوتیراستام (کِپرا)

  • توپیرامات (توپاماکس)
  • لاموتریژین (لامیکتال)
  • اتوسوکسیماید (زارونتین)
  • کاربامازپین (تگرتول)
  • والپروئیک اسید (دپاکوت)
    پزشک با توجه به نوع تشنج بیمار، دارویی خاص یا ترکیبی از داروها که در شکل‌های مختلفی مانند تزریقی، قرص و شربت وجود دارند را تجویز می‌کند. میزان مصرف این داروها معمولا ۱ تا ۲ بار در روز است و برای شروع به منظور عادت بدن به ماده دارویی باید از کمترین دُز ممکن شروع کرد. ولی در نظر داشته باشید که برای کاهش عوارض جانبی مانند ناسازگاری با بدن، سرگیجه، خستگی، خارش و تحریک پوستی، مشکلات حافظه و در موارد بسیار نادر تورم کبد یا سایر اندام‌ها و یا افسردگی، داروها همواره باید مطابق با دستورالعمل تجویزی پزشک مصرف شوند.
    اگرچه صرع در افراد مختلف با علائم متفاوتی ظاهر می‌شود ولی معمولا دارودرمانی در بهبود بیشتر بیماران تاثیر بالایی دارد. در کودکان در صورت قطع تشنج، امکان قطع مصرف داروها با نظر پزشک ایجاد می‌شود.

رژیم غذایی مناسب برای درمان صرع

رژیم غذایی مناسب برای درمان صرع

معمولا برای کودکانی که به صرع مبتلا هستند، رژیم غذایی کتوژنیک توصیه می‌شود. این رژیم غذایی حاوی چربی زیاد و کربوهیدرات اندک است و بدن را وادار به فرایند کتوسیز (ketosis) می‌کند. یعنی بدن به‌جای گلوکز از چربی برای تولید انرژی استفاده خواهد کرد. البته لازم است افرادی که این رژیم را رعایت می‌کنند به‌خصوص کودکان، برای حفظ توازن و تعادل بدنی حتما تحت نظر پزشک یا متخصص تغذیه قرار داشته باشند، چون رژیم کتوژنیک مستم ایجاد توازن میان چربی، کربوهیدرات و پروتئین‌ها است.

اثربخشی و نتیجه‌ی این رژیم برای همه‌ی بیماران یکسان نیست. برای بعضی از انواع تشنج‌ها موثرتر است و در صورت رعایت ‌درست و کامل، موجب کاهش تعداد تشنج‌ها می‌شود.
رژیم دیگری که بیش‌تر برای نوجوانان و بزرگسالان موثر است،

اتکینز تعدیل‌شده» نام دارد. در این رژیم هم تمرکز اصلی بر میزان مصرف چربی زیاد و مقدار مصرف کربوهیدرات تحت کنترل است. در 50درصد از بزرگسالانی که از رژیم اتکینز استفاده کرده‌اند، دفعات تشنج‌ تنها پس از چند ماه مصرف کاهش یافته است. با توجه به این‌که رژیم‌ها حاوی چربی و مقدار کمی فیبر هستند، یبوست از عوارض احتمالی آن‌ها خواهد بود. لازم است پیش از شروع هر رژیم غذایی با پزشکتان م کنید تا از جذب مواد مغذی لازم و حیاتی برای بدن مطمئن شوید. توجه داشته باشید که در همه‌ی انواع رژیم غذایی عدم مصرف غذاهای فرآوری‌شده مفید خواهد بود.

آیا جراحی روش مناسبی برای درمان صرع است؟

در مواردی که دارودرمانی تاثیری در کاهش و کنترل تشنج‌ها نداشته باشد، گزینه‌ی جراحی در نظر گرفته می‌شود. رایج‌ترین روش جراحی به منظور درمان صرع تکه‌برداری یا جراحی لوبکتومی موقتی است. به این صورت که با برداشتن تکه‌ای از مغز که علت بروز تشنج است ( معمولا بخشی از لوب گیجگاهی) زمینه‌ی توقف تشنج‌ها فراهم می‌شود. گاهی در حین این عمل جراحی فرد هوشیار نگه داشته می‌شود تا پزشکان از برداشتن قسمت‌هایی از مغز که با عملکردهای مغزی مانند بینایی، شنوایی، تکلم و حرکت در ارتباط هستند، پرهیز ‌کنند.
اگر قسمتی از مغز که دلیل ایجاد تشنج است خیلی بزرگ یا حیاتی باشد از روش جراحی دیگری با نام برش‌های چندگانه زیر نرم شامه‌ای (M.S.T) استفاده می‌شود. در این روش جراحی برای ایجاد وقفه در مسیر عصبی، برش‌هایی در مغز ایجاد می‌شود که موجب توقف گسترش تشنج به سایر بخش‌های مغز خواهد شد. بنابراین بیماران پس از این جراحی‌ها قادر به کاهش یا حتی توقف کامل مصرف داروها هستند.
البته هر عمل جراحی عوارض خاص خود را نیز دارد. گاهی این جراحی‌ها موجب ایجاد عوارض و پیامدهای ناشی از بیهوشی، خونریزی و عفونت یا تغییرات شناختی در فرد می‌شوند. قبل از اقدام برای جراحی، حتما در مورد مزایا و معایب آن اطلاعات کامل کسب و با پزشکتان م کنید.

آیا میان صرع و رفتار رابطه‌ای وجود دارد؟

معمولا کودکان مبتلا به صرع بیش از سایر کودکان با مشکلات رفتاری و یادگیری مواجه می‌شوند، بااین‌حال هنوز وجود ارتباط کاملا مشخص میان صرع با رفتار و یادگیری ثابت نشده است. آمارها نشان می‌دهد که ۱۵ تا ۳۵ درصد از کودکانی که به مشکلات ذهنی دچارند صرع را هم تجربه می‌کنند. بنابراین احتمال یکسان بودن ریشه‌ی این مشکلات وجود دارد. همچنین سردرد یکی از شایعترین شکایت بیماران مبتلا به صرع مقاوم به درمان است. به منظور 

درمان سردرد در این بیماران لازم است ارتباط و شیوع انواع سردرد در آنها بررسی شود.

به طور کلی نیز در برخی افراد، دقایق یا ساعاتی قبل از وقوع تشنج تغییرات رفتاری به‌وجود می‌آید که دلیل آن فعالیت غیرعادی مغز در اثر تشنج است. این تغییرات رفتاری شامل موارد زیر هستند:

  • بیش‌فعالی
  • کج‌خلقی
  • ازدست‌دادن تمرکز
  • تهاجم.
    به علاوه کودکان مبتلا به صرع همواره نگران هستند و اغلب منزوی می‌شوند. به دلیل عدم آگاهی از زمان و مکان احتمالی وقوع حمله‌ها و داشتن استرس ناشی از احتمال وقوع تشنج در حضور دوستان و همکلاسان، همواره در زندگی‌شان سطوحی از ناامنی را تجربه می‌کنند. آمارها نشان می‌دهد که ۳۰ تا ۷۰ درصد مبتلایان به صرع از افسردگی و اضطراب یا هردو رنج می‌برند.
    بیش‌تر کودکان با گذشت زمان یاد خواهند گرفت که چگونه خود را با شرایط‌شان تطبیق دهند، اما در کودکانی که با این موضوع کنار نمی‌آیند، گوشه‌گیری و انزوای اجتماعی تا بزرگسالی ادامه می‌یابد.

مصرف داروهای ضدتشنج نیز بر رفتار بیماران اثرگذار است. معمولا این مشکل با تغییر یا تنظیم مصرف دارو حل می‌شود. لازم است مشکلات و تغییرات رفتاری با پزشک در میان گذاشته شوند. پیگیری روش‌های درمان صرع نیز می‌تواند به‌شکل انفرادی، خانوادگی و همراه با گروهی از بیماران صورت گیرد.

تاثیر صرع بر زندگی روزمره

تاثیر صرع بر زندگی روزمره

صرع بیماری مزمنی است که در بسیاری از ابعاد زندگی فرد تاثیر منفی دارد. به دلیل غیر قابل پیش‌بینی بودن زمان وقوع تشنج، فعالیت‌های روزانه و استقلال فرد مبتلا به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. برای مثال موقعیت‌هایی مانند تردد از یک خیابان شلوغ برای فرد مبتلا خطرناک خواهد بود. به همین دلیل در برخی کشورها برای رانندگی افراد مبتلا به صرع ممنوعیت‌های قانونی وجود دارد. البته این قوانین در مناطق مختلف متغیر است.

دیگر مشکلات این بیماری شامل موارد زیر است:

  • بحران صرعی یا صرع پایدار؛ یعنی خطر عود تشنج بدون هشیارشدن و وقفه در فواصل آن.
  • بحران صرعی؛ آسیب دائمی و‌ جدی به بدن پس از تشنج‌های طولانی (بیش از ۵ دقیقه).
  • مرگ ناگهانی؛ که البته فقط در یک درصد از افراد مبتلا رخ می‌دهد.

علاوه بر روش درمانی مناسب و پیگیری و مراجعه منظم به پزشک، رعایت موارد زیر نیز می‌توانند مفید باشند:

  • رعایت رژیم غذایی سالم و انجام ورزش‌های مناسب؛
  • آموزش عملیات و اقدامات لازم در زمان وقوع تشنج به نزدیکان؛
  • تعیین و قابل پیش‌بینی کردن روند تشنج‌ها با یادداشت‌برداری درباره‌ی حالات، زمان و علائم تشنج‌ها؛
  • کمک‌گرفتن از متخصص برای جلوگیری از افسردگی و اضطراب ناشی از صرع؛
  • استفاده از دست‌بند هشداردهنده در زمان وقوع تشنج برای آگاه‌کردن دیگران؛
  • عضویت در انجمن‌های حمایت از بیماران مبتلا به صرع.

آیا صرع درمان قطعی دارد؟

آیا صرع درمان قطعی دارد؟

روشی قطعی برای درمان صرع وجود ندارد، اما تشخیص به موقع و اقدام زودهنگام برای درمان آن بسیار اهمیت دارد. به دلیل این‌که از بروز آسیب‌های حاد مغزی ناشی از تشنج‌های طولانی‌مدت و کنترل‌نشده و مرگ بی‌دلیل و ناگهانی در بیمار جلوگیری می‌کند. صرع و به‌طورکلی، تشنج‌ها با کمک دارودرمانی به‌خوبی قابل کنترل و مدیریت هستند. بنابراین، درمان صحیح و مناسب نقش مهمی در بهبود وضعیت بیمار ایفا می‌کند و کیفیت زندگی‌اش را به میزان قابل‌ توجهی تحت تأثیر قرار خواهد داد.

در مورد جراحی نیز همان‌طور که قبلا گفتیم ۲ نوع جراحی مغزی انجام می‌شود. در روش اول با برداشتن ناحیه‌ای از مغز که موجب ایجاد تشنج است، به کاهش و توقف تشنج‌ها کمک می‌شود. در صورتی که ناحیه‌ی مسئول در ایجاد تشنج‌ها در مغز بزرگ و حیاتی باشد، جراح با ایجاد برش‌هایی در مغز از روش دیسکانکشن یا قطع ارتباط مسیر 

عصب استفاده می‌کند تا از گسترش تشنج به سایر نواحی مغز جلوگیری شود.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که در ۸۱ درصد افراد دچار صرع حاد، ۶ ماه پس از جراحی، تشنج به ‌طور کامل یا تقریبی متوقف می‌شود و پس از ۱۰ سال، ۷۲ درصد از بیماران کاملا یا به شکل تقریبی دیگر دچار تشنج نمی‌شوند. پژوهش و مطالعه به منظور یافتن روش‌های درمانی گوناگون صرع در حال توسعه است.

خلاصه ای از حقایق و آمارها در مورد صرع

  • ۶۵ میلیون نفر در جهان به صرع مبتلا هستند.
  • ۱۵ تا ۳۰ درصد کودکان دارای مشکلات ذهنی، مبتلا به صرع نیز هستند.
  • ۳۰ تا ۷۰ درصد از مبتلایان به صرع از افسردگی و اضطراب یا هردو رنج می‌برند.
  • بیش از ۵۰۰ ژن به‌نوعی در ایجاد صرع نقش دارند.
  • در بیش‌تر افراد، احتمال ابتلا به صرع پیش از ۲۰ سالگی تنها یک درصد است. اما داشتن والدینی که به‌طور ارثی دچار این بیماری هستند، احتمال ابتلا به بیماری را در فرزندان به ۲ تا ۵ درصد می‌رساند.
  • در بیش‌تر افراد بالای ۳۵ سال، 

    سکته عامل اصلی بیماری صرع است. ولی در ۶ نفر از هر ۱۰ بیمار علت بیماری غیرقابل تشخیص است.

  • ۶۰ تا ۷۰ درصد از مبتلایان پس از استفاده از داروها برای اولین بار نتایج مثبت می‌گیرند و ۵۰ درصد پس از ۲ تا ۵ سال مصرف دارو و عدم وقوع تشنج قادر به ترک دارودرمانی هستند.
  • بیش از ۵۰ درصد بیمارانی که با دارودرمانی معالجه نمی‌شوند، با رعایت رژیم کتوژنیک بهبود می‌یابند. هم‌چنین نیمی از بزرگسالانی که از رژیم اتکینز تعدیل‌شده بهره می‌برند، تشنج‌های کمتری را تجربه می‌کنند.
  • یک‌سوم افراد مبتلا به صرع به دلیل عدم یافتن راهکار درست مدیریت بیماری، بهبود نمی‌یابند.
  • یک درصد از مبتلایان به مرگ ناگهانی دچار می‌شوند.

حمله به خودی یا سندرم